آموزش فتوشاپ - چگونه رنگ تصاویر را دلنشین جلوه دهیم

چگونه رنگ تصاویر را دلنشین جلوه دهیم


 

امروز برای شما آموزشی رو ترتیب دادیم که در اون میتونید یاد بگیرید چگونه عکس هایی که با دوربین میگیرید رو زیبا تر و دلنشین تر نشون بدید یعنی تغییراتی دررنگ تصویر اعمال کنید.شما میتونید با اضافه کردن چند افکت مختلف به تصویر هر بیننده ای رو جذب عکس خودتون کنید.

مرحله اول

عکس مورد نظرتون رو در محیط فوتوشاپ باز کنید.من از این عکس استفاده کردم…

 

مرحله دوم

یک کپی از تصویر بگیرید(Ctrl+j).حالابه مسیر Layer>New Adjustment Layer>Selective color برید و به شکل زیر عمل کنید.

 

مرحله سوم

این بار هم به همان مسیر برید وبه شکل زیر عمل کنید.

 

مرحله چهارم

باز هم همان مسیر را طی کنید و به شکل زیر رنگ تصویر رو تغییر بدید.

 

مرحله پنجم

در این مرحله به مسیر Layer>New Adjustment Layer>Brightness/contrast بریدو تنظیمات رو به شکل زیر اعمال کنید…

 

مرحله ششم

اگر از سلیقه و ابتکار عمل خوبی برخوردار باشید میتونید با اعمال چندین افکت دیگر تصاویر زیبا تری خلق کنید .به کارمون برمیگردیم.در این مرحله شما باید از فوتو فیلترهای فوتوشاپ استفاده کنید .به مسیر Layer>New Adjustment Layer>Photo Filterبرید و به شکل زیر عمل کنید..

 

امیدوارم استفاده لازم رو برده باشید..

اثرات نماز بر روان انسان 2

تاثير نماز بر تلقين هاي سازنده رواني

  پيامبر اكرم  (ص): الصلوه قربان كل تقي     نماز وسيله نزديكي با تقوايان به خداست

     “ تلقين ” از گذشته هاي دور تا عصر حاضر ، از پر راز و رمزترين و شگفتي بر انگيزترين ، پديده هاي انساني ، به شمار مي آمده است و از جمله مواردي است كه منطق و دانش بشري حتي در عصر “ انفجار علوم ” هنوز به توجيه كامل علمي تعريف مي شود ، كه سبب پذيرش از روي اعتقاد يك پيشنهاد مي شود ، بدون آن كه زمينه منطقي مناسب براي چنين پذيرشي موجود باشد ” .(8)    تلقين به روشهاي مختلف ممكن است ،انجام پذيرد. مثلا ممكن است از طرف شخصي به شخص يا اشخاص ديگر و يا حتي گاهي به صورت خود بخود انجام بپذيرد .در هر صورت در قاموس تلقين كلمه “ نه ” وجود ندارد و بوسيله آن تقريبا هر كار غير ممكني ، ممكن مي نمايد . گاه حتي بر اثر تلقين چنان آثار و نتايج شگفت انگيزي پديد مي آيد ، كه سبب مي شود برخي پديده هاي  مربوط به آن به امور غيبي نسبت داده شود و اين موضوع گهگاه مورد سوء استفاده عده اي سودجو و فرصت طلب قرار گرفته است تا بوسيله آن خود را اشخاصي مقدس و مرتبط با غيب و ماوراء الطبيعه معرفي نمايند .

     بعنوان مثال مي توان به جلسات عجيب و غريب احضار ارواح اشاره نمود كه با كمال تاسف در سطح كشور اسلامي ما و حتي در بين قشر روشنفكر و مسلمان ، طرفداران بسياري پيدا كرده است . حال آن مسائلي كه طرفداران اين عمليات مسخره ( كه بوسيله حركت يك استكان يا نعلبكي بر حروف درج شده روي يك ميز چوبي صورت مي گيرد !؟! ) آن را جزو مسائل عجيب و خارق العاده مربوط به احضار ارواح ! مي دانند ، از ساده ترين و پيش پا افتاده ترين مسائل قابل توجيه با پديده تلقين است : هر يك از شركت كنندگان در جلسه احضار ارواح بوسيله تلقين به خود و البته به صورت ناخودآگاه اطلاعاتي را ضمن حركت استكان بر حروف روشن مي سازد . كه ديگران به كلي از آن بي اطلاع بوده اند در نتيجه شخص با اين كه بر اثر تلقين نمودن به خودش ، شخصا “ و ناخودآگاه اطلاعات خصوصي خويش را افشا كرده است ، اين اثر را به روح نسبت مي دهد. در نتيجه اين شخص به صحت موضوع احضار ارواح اعتقاد شديد پيدا مي كند تا جائيكه همه پيشگوئيهاي روح به اصطلاح حاضر شده ! را در مورد آينده نيز باور مي كند و هيچ بعيد نيست كه مثلا “ اگر روح پيشگويي كند كه : فردا پاي تو خواهد شكست ! شخص چنان به خود حتمي بودن وقوع پيشگوئي روح را تلقين نمايد كه در كمال تعجب اطرافيان ، فرداي آن روز پايش بشكند !؟! و در اثر اين باز هم بازار تبليغ براي قضيه و تلقين صحت آن گرمتر شود و معمولا در اين جلسات يك آدم سودجو و شارلاتان هم پيدا مي شود كه گهگاه خود را بعنوان “ مديوم ” هم جا مي زند و ضمن اين كه ته دل به ريش بقيه حضار مي خندد و در مواقعي كه نياز به پيشگويي از آينده مي شود ، يا تلقين هاي ايجاد شده در حاضرين به حدي نيست كه منجر به حركت استكان شود ، شروع به حركت دادن آن هر طور كه خودش دلش بخواهد مي كند.

     علاوه بر اين قبيل مثالها سودجويي از پديده تلقين ، در طيف گسترده اي از فعاليتهاي بشري ، از تلقين يك فرد و عقيده خاص گرفته ، تا تبليغات مختلف مثل تبليغات تجارتي ( كه در همه اشكال خود فقط بر قدرت تلقين تكيه دارند )(9) را در بر مي گيرد .در اين مورد سوء استفاده از تلقين بخصوص در مورد مسائلي كه ادعا مي شود جنبه غير مادي و ماورائي دارند ، همانطور كه ذكر كرديم به كرات به چشم مي خورد و گاهي هم به صورت بازاري براي خالي كردن جيب افراد ساده انديش در مي آيد. مثلا يك جنبه مهم ديگر از تلقين كه در آن مسائل مربوط به “ هيپنوتيزم ” مطرح است و گهگاه با تسخير اراده افراد سبب پرده دري هاي شوم و افشاي رازهاي شخصي افراد مي شود و درست به همين دليل است كه اين قبيل امور ، مثل هيپنوتيزم از سوي بسياري از فقهاي بزرگوار شيعه ( جز در مواردي كه ضروريات درماني ايجاب مي كند ) حرام اعلام شده است .

     اما تلقين همان قدر كه مي تواند مورد سوء استفاده قرار گيرد و مسبب ضرر رساندن به مردم بدليل تحريف اذهان آنها از حقيقت يا كشف اسرار آنها و .. گردد ، مي تواند در موارد بسياري بعنوان يك پديده مفيد ، مورد استفاده و بهره برداري قرار بگيرد . و اين امر با توجه به آنچه كه پيرامون قدرت شگرف تلقين در ممكن نمودن غير ممكن ها گفتيم ، تحقق مي پذيرد و اين قبيل تلقين ها كه در جهت شيرين كردن زندگي انسان و موفق نمودن او در كارهايش ( مثلا در جهت اهداي سلامتي به او ) به كار برده مي شوند را مي توان “ تلقين هاي سازنده رواني ” ناميد . بعنوان مثال چنانچه فرد دائما به خود تلقين كند كه آدم بيمار يا بدبختي است ، ديري نمي پاييد كه بدبختي و مرض زندگي او را پر مي كند ( تلقين مخرب رواني ) اما اگر شخصي دائما به خود بگويد كه من فرد سالم و نيرومند و خوشبختي هستم ديري نمي پايد كه خود را خوشبخت ترين و سالمترين فرد روي زمين احساس مي كند .(10)‑ در اين مورد گاهي حتي خود غربيان ، پا را از دايره معقولات هم فراتر نهاده اند و حتي ادعا كرده اند كه آدمي كه در هفت آسمان يك ستاره هم ندارد و حتي ته جيبش يك پول سياه هم پيدا نمي شود ! اگر چند روزي دائما به خود تلقين نمايد كه من پولدارترين و سرمايه ترين آدم روي زمين هستم ، ديري نمي پايد كه در گنجهاي آسمانها و زمين بر روي اين آدم آسمان جل باز مي شود و در مدت كوتاهي تبديل به يك كاپيتاليست تمام عيار مي شود !؟! (11)

     توجيه علمي و پزشكي نيز در اين قبيل موارد ، بدين صورت بيان مي شود كه تلقين دائمي و توجه مداوم به سلامت و خوشبختي و يا حتي ثروتمند شدن در يك شخص باعث مي شود كه به زبان روانشناسي برخي استعدادهاي نهفته او ( كه در ضمير ناخود آگاهش پنهان هستند ) و به زبان پزشكي برخي ناقل هاي عصبي (12) بخصوص ، كه غير فعال بوده اند . بر اثر توجه و تلقين ( اثر قشر مغز و اراده ) پيدا و فعال شوند و آن شخص را به سمت سلامتي و خوشبختي هدايت كنند يا شم اقتصادي او را شكوفا سازند و مسبب موفقيت او در جهت ثروتمند شدن گردند .با اين اوصاف بديهي است كه هر چه شخص از درجه تلقين پذيري بالاتري برخوردار باشد ، انواع تلقين از جمله اين قبيل تلقين هاي سازنده رواني كه منجر به موفقيت او مي شوند به نحو موثرتري عمل مي كنند . از طرفي ، علم و تجربه ثابت كرده اند كه انسان در برخي حالات خود ، از درجه تلقين پذيري بالاتري برخوردار مي شود ، به عنوان مثال در اوج فلسفه هيپنوتيزمي ( سومنامبوليزم ) انسان در شرايطي قرار مي گيرد كه حتي اگر به او تلقين كنند كه مثلا آتش سيگار دست تو را هرگز نخواهد سوزاند ، اين تلقين چنان مي كند كه شخص هرگز متوجه سوختن شديد پوست و عضلات دست خود ، نخواهد شد . ( البته بايد توجه داشت كه اين مثال ربطي به تلقين هاي سازنده رواني ندارد)

 اما بايد ديد كه انسان در اوضاع معمولي در چه حالاتي مي تواند خود را بيشتر در معرض تلقينات رواني ، قرار دهد و در چه شرايطي از درجه تلقين پذيري بالاتري برخوردار است .با توجه نمودن به شرايط وپژه نمازگزار ، از نظر تكرار اقامه نماز در زمانهاي خاص ، شرايط ويژه جسماني مثل طهارت جسم ، پاك بودن لباس ، غصبي نبودن محل و .. ، الفاظ ، اذكار و توجهات خاص در هر كدام از بخشهاي نماز . حركات خاص و سمبليك (مثل سجده) ، همچنين نحوه قرارگرفتن هميشگي نمازگزار در مقابل قبله و در جريان ميدانهاي الكترومغناطيسي زمين ... و از طرف ديگر شناخت هايي كه نمازگزار از خداوند و اصول مذهب و دستورات آن ( از جمله در مورد نماز ) آموخته است يا بخصوص آنچه كه نمازگزار در مورد نماز تجربه كرده است ( مثلا حاجتهاي متعددي كه بر سر سجاده نماز از خداوند طلب كرده و نتيجه گرفته است ) و عوامل بسيار متعدد ديگر ، همگي سبب مي شوند كه فرد هنگام نماز در شرايط ويژه اي از تلقين پذيري قرار بگيرد و بر اثر آن ، آن چه به خاطر طلب آن از خدا ، به نماز خود توجه مي كند و آن چه را كه در حين نماز ، در رابطه با آن به خود تلقين مي نمايد ، برايش حاصل مي شود .

     چرا كه تلقين ها و توجهات در اين شرايط خاص ، منجر به فعال شدن ناقل  هاي عصبي كه فرد را در جهت طلب حاجت خود ياري مي نمايند ، مي شود ، يا به زبان ساده تر تلقين در اين شرايط ويژه سبب مي شود كه فرد استعدادهاي نهفته دروني خود را به كار اندازد و از آن در امور خود ياري بجويد .بعنوان مثال معروف است كه هرگاه حكيم ابن سينا ، در مسائل علمي خود با مشكلي مواجه مي شده است ، به اقامه دو ركعت نماز مي پرداخته است . توجيه معمولي و صد البته درست قضيه ( صرفنظر از مسائل پزشكي ) اين است كه ابن سينا براي حل مشكل فكري خود ، از درگاه خدا استمداد مي نموده است . اما توجيه علمي آن با توجه به ناقل هاي عصبي و مسائل مربوطه به آن (كه تفكر را هم جرياني ناشي از برخي تغييرات در ناقل هاي عصبي دستگاه اعصاب مي داند ) اين است كه ابن سينا ، به خاطر آن كه اعتقاد داشته است كه مشكل فكريش با نماز حل مي شود (محتويات مطلوب حافظه) و اراده نموده است كه مشكلش را به اين طريق حل كند ( استفاده از قشر مغز و تلقين ) سرانجام موفق مي شده است كه ناقل هاي عصبي كه منجر به حل مشكل فكري او مي شوند يا همان استعدادهاي نهفته مانده ذهني خويش را ، در خود فعال نمايد و از آن در حل مشكل فكريش ، بهره ببرد.

     به همين ترتيب عارف سترگي كه اراده مي كند در نمازش ، عشق الهي را تقويت نمايد ناقل هاي عصبي مربوط به عشق الهي را در نماز خود تقويت مي كند و افزايش ميدهد ، يا دانش آموزي كه اراده مي كند ، اعتماد به نفس خود را بوسيله نماز افزايش بدهد ، به مرور اعتماد به نفس را به خود تلقين مي كند و ناقل هاي عصبي مربوط به آن را فعال مي سازد. يا كشاورز عامي ، كه در نماز خود ، طلب روزي حللا ، از درگاه الهي مي كند ، در واقع ناقل هاي عصبي حركت دهنده در جهت كسب روزي حلال را در خود تقويت مي نمايد .( مثلا راههايي براي برداشت محصول بهتر و بيشتر ، كه تا آن روز به آن فكر نمي كرده يا متوجه آن نبوده است ، به ذهنش مي رسد ) .  اما لازم به توجه موكد است كه همه اين مسائل با توجه به ديدگاههاي پزشكي و روانشناسي و صرفنظر از آن بخش از قضا و قدر الهي است كه مثلا كتاب “ اغراض ما بعد الطبيعه ” را براي حل مشكل فكري ابن سينا در مسير او قرار مي دهد ، يا باران رحمت الهي را پس از مدتها خشكسالي بر محصول آن كشاورز عامي ، فرو مي آورد . بدين ترتيب واضح است كه هر كس با توجه به تصويري كه در ذهن خود ، از خوشبختي ترسيم نموده است ، مي تواند با امداد از توجهات و تلقينات سازنده اي كه در شرايط ويژه تلقين پذيري ، در حين نماز انجام مي دهد ، ناقل هاي عصبي دستگاه مغز و اعصاب خويش را به سمت مطلوب خويش هدايت كند و اراده و اختيار خود را در آن جهت ، تقويت نمايد . و صد البته بالاترين و والاترين حد ممكن جايي است كه انسان هدف خود را رسيدن به آخرين درجه كمال كه همانا ، قرب الهي در سايه تخلق به اخلاق الهي ( كه همان راه معصومين (ع) است ) ، قرار دهد و بوسيله نماز ، اين امر را كه همراه با خوشبختي دنيا و آخرت است ، پيوسته تقويت بنمايد . اما در مورد تلقينات و توجهات ، اين نكته هم قابل ذكر است كه اين مقولات ، نه فقط در مواقع نمازهاي يوميه ، بلكه در تمامي لحظات زندگي يك فرد مي توانند با او  همراه باشند ، اما بي شك در موقع نماز شرايط ويژه اي پديد مي آيد كه موقعيت نمازگزار را ممتاز مي كند و سبب مي شود كه تلقين هاي توأم با نماز در ساير لحظات زندگي و ديگر جلوه هاي آن نيز منشاء اثر باشند . از نقطه نظر پزشكي اين شرايط ويژه مي تواند متاثر از ساير ويژگيهاي نماز ( از جمله زمان نماز ، مكان نمازگزار ، طهارت ، اذكار و الفاظ حين نماز ، وضعيت جسمي و رواني نمازگزار و .. باشند . به اميد خدا ، در شماره هاي آينده با توجه به تاثير نماز بر تلقين هاي سازنده رواني ، به چند نكته قابل توجه در اين مورد ، اشاره خواهيم نمود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. علاوه بر آيه شريفه قرآن ، احاديث متعددي از معصومين (ع) ، به خصوص پيامبر اكرم (ص) و حضرت علي (ع) ، مبني بر اين كه شير مادر مفيدترين غذا براي كودك است ، به ما رسيده است .

2. براي مطالعه پيرامون محاسن متعدد تغذيه كودك با شير مادر ، رجوع شود به متن سخنرانيهاي استاد دكتر علي اصغر وحيدي ، در كلاسهاي تئوري اطفال در دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي كرمان .

حديث از امام صادق (ع) ـ كافي جلد 6 صفحه 49

4. براي مشاهده اين قبيل احاديث مراجعه كنيد به كتاب ارزشمند حليه المتقين ، اثر علامه بزرگ مجلسي (ره) ، صفحه 49

5.براي مطالعه درباره تاثيرات رواني تغذيه با شير مادر رجوع كنيد به مجموعه مقالات سمينارهاي مربوطه و بخصوص تحقيقات آقاي دكتر ياسمي ( روانپزشك )

6.رجوع كنيد به مجموعه ارزشمند و بي نظير “ اولين دانشگاه ،آخرين پيامبر ” اثر جاودانه شهيد دكتر سيد رضا پاك نژاد ـ جلد 21

7.حليه المتقين ، علامه مجلسي (ره) صفحه 93

.روانپزشكي لينفورد ـ ريس ، ترجمه زير نظر مرحوم دكتر عظيم وهابزاده ، صفحه 388

9. همان منبع صفحه 389

10. در اين مورد ظاهرا بودا گفته است : “ خوشبختي چيزي نيست جز احساس خوشبختي ، ضمنا برخي از امثال و حكم از جمله ضرب المثل مشهور ايراني : “ بخند تا دنيا به رويت بخندد ”“ بر همين موضوع دلالت مي كنند .    

11.براي مطالعه بيشتر درباره اين موضوع رجوع كنيد به كتابهاي عجيب و بامزه خانم “ كاترين پاندر ” ( كشيش آمريكايي ) از جمله بخصوص در سرتاسر كتاب ؛ “ قانون توانگري ” ترجمه خانم گيتي خوشدل

12. در ادامه اين مجموعه مقالات بحث هايي پيرامون ناقلهاي عصبي و تعادل آنها كه به بهترين شكل توسط نماز اين تعادل حاصل مي شود ، خواهيم داشت ، ضمنا پيشنهاد مي كنيم كه براي فهم بهتر مقاله “ تاثير نماز بر تلقين هاي سازنده رواني ” ، آن را يك بار ديگر پس از مطالعه نكته سي و هشتم از اين مجموعه مقالات ( تاثير نماز بر تعادل ناقل هاي عصبي ) مطالعه فرمائيد

نکات پزشکي پيرامون نماز (10)

“ اختلالات تجزيه اي و تبديلي ” كه براي سهولت اطلاق در اين مقاله ، مانند منابع قديمي تر علمي ، با اصطلاح كلي “ هيستري ” خوانده مي شوند دلالت بر طيف گسترده اي از انواع بيماريهاي جسمي و رواني دارد كه در ارتباط با مفهوم ..

 

تاثير نماز بر اختلالات هيستريك (1)

 اذكروني اذكركم   مرا ياد كنيد و به سوي من توجه نماييد تا شما را ياري كنم و به سويتان توجه نمايم( سوره مباركه بقره ، آيه شريفه 152) “ اختلالات تجزيه اي و تبديلي ” كه براي سهولت اطلاق در اين مقاله ، مانند منابع قديمي تر علمي ، با اصطلاح كلي “ هيستري ” خوانده مي شوند دلالت بر طيف گسترده اي از انواع بيماريهاي جسمي و رواني دارد كه در ارتباط با مفهوم “ تلقين ” به سر مي برند . “ زيگموند فرويد “ نابغه بزرگ تاريخ علم ، از طريق انجام مطالعاتي حول و حوش همين مجموعه بيماريها ، يعني “ هيستري ” ( كه در كتابي به همين نام انتشار يافت ) به نظريات و كشفيات درخشان خود ، پيرامون ضمير ناخودآگاه ، در  انسان دست يافت .     اكتساب نفع ( منفعت طلبي ) جلب توجه اطرافيان ، نيازمندي عميق به مهر و محبت ، حذف خاطرات بد و مقابله با تجربه هاي نامطلوب و تلخ زندگي و مسائل بسيار ديگر از اين قبيل ، از جمله دلايلي هستند كه سبب ميشوند شخص به صورت “ ناخود آگاه ” ( يعني بدون آن كه خود متوجه و آگاه باشد ) علائم بيماريهاي مختلف جسمي و رواني را تقليد كند و در واقع به يك حالت هيستريك مبتلا گردد . بعنوان مثال شخصي كه در يك محيط بسيار پر سر و صدا و شلوغ ، كار و يا زندگي مي كند ممكن است به طور ناگهاني دچار ناشنوائي كامل ( كري عصبي ) گردد ، حال آن كه ساختمان دستگاه شنوائي او كاملا “ طبيعي است و هيچ اشكالي در آن ديده نمي شود . يا كودكي را در نظر بگيريد كه از ورود به مدرسه ، متنفر است ، اما هنگامي كه مجبور به رفتن مدرسه مي شود هر صبح قبل از حركت ، دچار دردهاي شديدي مي شود كه با معاينات پزشكي و آزمايشهاي طبي ، هرگز قابل توجيه نيست.  يا زن جواني كه دوست ندارد همسرش او را در خانه تنها بگذارد ، به همين دليل به طور ناخودآگاه ، دچار حملات شديد تهوع ، استفراغ و .. مي گردد . البته لازم به توجه است كه حالات هيستريك معمولا در افرادي بوقوع مي پيوندد كه داراي شخصيت هاي خاص و به شدت تلقين پذير ( هيستريونيك ) مي باشند ، ضمنا بايد توجه داشت كه مفهوم “ هيستري ” با مفهوم “ تمارض ” ( تظاهر به بيماري كردن ) به كلي متفاوت است ، چرا كه شخص هيستريك واقعا و بدون آن كه خود بخواهد علائم بيماري ها را تقليد مي كند اما شخص تمارض كننده ، خود به خوبي مي داند كه بيمار نيست ، اما بدلايلي ادعاي داشتن علائم بيماري را مي نمايد و به بيماري كاملا آگاهانه تظاهر مي كند .

     بدين ترتيب مبتلايان به اختلالات هيستريك ، ممكن است علائم هر بيماري جسمي و رواني را تقليد نمايند ، مثلا دچار فلج شوند ، به حملات صرع مبتلا گردند ، كور شوند ، هويت خود را فراموش كنند و علائم بيماري هاي رواني مختلف را نشان دهند و ..

     لازم به توضيح است كه اين اختلال به شكل كم و بيش طبيعي ، در افراد كاملا سالم نيز ممكن است به چشم بخورد ، بعنوان مثال يكي از شايعترين جلوه هاي آن در ميان برخي از دانشجويان پزشكي ديده مي شود ، كه ضمن ورود به هر بخش آموزشي جديد در بيمارستان ، علائم بيماران آن بخش را در خود مي يابند ! مثلا در ورود به بخش قلب ، احساس مي كنند كه در صداي قلب آنها سوفل ( صداي اضافي و غير طبيعي ) وجود دارد يا در ورود به بخش روماتولوژي ( بيماريهاي روماتيسمي ) احساس درد شديد در زانو و ساير مفاصل خود مي كنند و يا بخصوص در ورود به بخش روانپزشكي ، گمان مي كنند كه دچار يك بيماري شديد رواني ، مثلا “ اسكيزوفرني” ( جنون جواني ) هستند ! كه البته همانطور كه گفته شد ارتباط ظريف اين حالات هيستريك با پديده نيرومند تلقين ، توجيه كننده قضيه در تمام موارد است . اما صرفنظر از مشكلات مختلفي كه اشخاص مبتلا به اختلالات هيستريك براي خود و اطرافيانشان ايجاد مي كنند ( از جمله مشكلات متعددي كه يك زن هيستريك مي تواند براي شوهر بيچاره اش ايجاد كند ! )(2)  ، تنها در بعد بيماريهاي ناشي از هيستري ، پيوسته هزينه هاي كلان و سرسام آوري از بودجه خانواده ها و بيكمارستانها و مراكز بهداشتي مختلف صرف آزمايشات تشخيصي و عمليات درماني بيهوده و بي نتيجه اي مي شود كه در مورد بيماريهاي ساختگي افراد هيستريك ، انجام مي گردد . بر اين اساس چنانچه راههاي نيرومند و موثري ، براي پرهيز از اين قبيل اختلالات و پيشگيري از آنها يافت شود ، نتايج بسيار مطلوبي حاصل خواهد شد . اما همانطور كه گفته شد ، زير بناي بروز اختلالات هيستريك ، نياز مفرطي است كه مبتلايان به جلب توجه و نفع از اطرافيان و حتي مركز همه توجهات قرار گرفتن دارند. اين افراد نياز مبرمي به محبت و تاييد اطرافيان در خود احساس مي كنند ، كه ارضاي اين نياز هم براي اطرافيان بسيار دشوار است و احيانا اگر اين توجه و محبت كه نياز آنهاست بوسيله كسي به آنها داده شود ، آن وقت شروع به امتحان فرد مي كنند ، تا حدي كه اغلب منجر به بازگرفتن محبت ( توسط شخص محبت كننده ) مي شوند .(3) 

     بر اين اساس چنانچه انسان ، پيوسته كسي را در دسترس داشته باشد كه آن شخص را قدرتمندترين قدرتمندان و در عين حال مهربانترين مهربانان بداند و متوجه باشد كه آن قدرتمند مهربان پيوسته او را به نظاره نشسته است و به امور او بيش از هر كسي آگاه است و از هيچ نعمت و محبتي نسبت به او دريغ نمي كند . ديگر هرگز محبت و عشق را از غير او ، انتظار نخواهد داشت و در نتيجه احتمال ابتلاء به هيستري در مورد او بسيار كم خواهد بود و اين صفت ( انتظار نداشتن عشق و محبت جز از خدا ) صفت بندگان خالص خدا و نمازگزاران حقيقي است . آنان كه معني “ اذكروني اذكركم ” را به خوبي دريافته اند و مي دانند كه در مقابل لبيك آنها به پروردگار عالم ، در اقامه نماز و ذكر روزانه پروردگار ، خداي تبارك و تعالي نيز به آنان توجهي فوق حد تصور مي كند . پس در بعد پيشگيري ، امكان درگيري نمازگزار واقعي ، با اين قبيل اختلالات كه ناشي از نياز به توجه اطرافيان و غير خدا مي باشد ، چيزي در حد صفر خواهد بود .اما در بعد درمان بايد به خاطر داشت كه بيماران هيستريك ، تلقين پذيرند و به همان سهولت كه به تلقين هاي مضر جواب مي دهند به تلقين هاي مفيد نيز پاسخ مي دهند .(4)  و به اين ترتيب تلقين هاي سازنده رواني توأم با نماز ( كه در شماره گذشته به اختصار به آن اشاره شد ) به خصوص تلقين كه بوسيله نماز انسان در مقابل مهربانترين ، دلسوزترين و متوجه ترين و در عين حال تواناترين و موثرترين و قدرتمندترين ، موجود هستي قرار مي گيرد ، مي توانند بعنوان درمانگر اين قبيل اختلالات مطرح باشند . چرا كه با تكرار نمازهاي يوميه ، نمازگزار مي آموزد براي آن كه رحمت بيكران خالق آفرينش را به سمت خود متوجه سازد ، چاره اي ندارد جز آن كه دستورات سعادت بخش او را اجرا كند و از جمله در صدر اين دستورات پيوسته به اقامه نماز بپردازد . به قول حافظ شيرين سخن :

گرت هواست كه معشوق نگسلد پيوند                       نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

     هر چند كه ادامه همين سير و سلوك عاشقانه و تبادل عشق و محبت ميان عابد و معبود در نماز ، سبب مي شود ، انسان به جايي برسد ، كه حد آن براي ذهن ها و انديشه هاي حقير و كوچك ما گنهكاران ، غير قابل تصور است . آن جائي كه پيشواي سوم شيعيان ، حضرت ابا عبد اله الحسين (ع) ، در “ دعاي شريف عرفه ” آن را اين گونه ترسيم مي كنند : انت الذي ازلت الاغيار عن قلوب احبائك حتي لم يحبوا سواك و لم يلجئوا الي غيرك

     بار پروردگار ! تو همان كسي هستي كه اغيار و نامحركان را از صحنه دل عاشقانت ، چنان دور نمودي ، كه آنان به جز تو ديگري را دوست نداشته باشند و به غير تو پناه نبرند .(5)

 تاثير نماز بر تعادل ناقل هاي عصبي (1)

 در مقالات گذشته “ چهل نكته پزشكي پيرامون نماز ” گهگاه به اقتضاي سخن ، به مفهوم “ ناقل هاي عصبي ” و تعادل آنها توجه نموده ايم ، كه در اين شماره به اختصار ، به شرح اين موضوع اساسي مي پردازيم .دستگاه مغز و اعصاب هر انسان از مجموع حدود ميليارد سلول عصبي ( نورون ) تشكيل شده است كه مجموعه اين سلولها توسط رقم سرسام آوري از سلولهاي مختلف ، يعني بالغ بر 600 ميليارد سلول ديگر ، حمايت مي شوند. توجه كنيد كه خالق آفرينش ، همه اين سلولها را در دستگاه عصبي هر انساني با نظمي خارق العاده و اعجاب انگيز ، در كنار هم قرار داده است . در اين ميان ناقل هاي عصبي ( نوروترانس ميترها ) مواد شيميايي بسيار ريزي هستند كه در ميان خيل عظيم سلولهاي عصبي ، در هر لحظه اي از حيات انسان ، دچار ميلياردها تغيير و تحول شگرف مي شوند و ارتباط اجزاي دستگاه اعصاب را با يكديگر و با سراسر بدن ، فراهم مي كنند .با پيشرفت علم در دهه هاي اخير روشن شده است كه تمام فرآيندهاي جسمي و رواني بشر در ارتباط نزديك با تغيير و تحولات اين ناقل هاي عصبي به سر مي برند ، بعنوان يك مثال ساده و قابل فهم ، افزايش برخي ناقل هاي عصبي در سيستم اعصاب ، از جمله يكي به نام “ دوپامين ” منجر به ايجاد شادي و شعف در انسان مي شود و از طرفي ، كاهش “ دوپامين ” منجر به ايجاد ناراحتي و نوميدي ، در فرد خواهد شد . حال مي توان در نظر گرفت ، چنانچه “ دو پامين ” و مشابهات آن به ميزان خيلي زياد افزايش ، يا به ميزان بسيار كاهش يابند ، ايجاد حالتهاي بيمار گونه رواني در انسان ، از جمله سرخوشي بيمار گونه ( مانيك يا شيدايي ) و يا “ افسردگي شديد ” بشود ، كه هر دوي اين اختلالات نيازمند بستري در بيمارستانها و مراقبت كامل مي باشند .(2)

     به اين ترتيب ناقل هاي عصبي دستگاه اعصاب ، نه فقط نقش تعيين كننده و بسيار موثر ، در بروز بيماريهاي جسمي و رواني انسان ايفا مي كنند ، بلكه عامل اصلي تغيير حالتهاي معمولي انسان و اثر گذار بر همه اعمال و افكار او ، در طول زندگي خويش مي باشند و حتي چنان كه خواهيم گفت ، انسان تحت تاثير همين ناقل هاي عصبي است كه اعمال نيك انجام مي دهد و يا برعكس به گناه وانحراف آلوده مي شود . به همين دليل ، بررسي پيرامون ناقل هاي عصبي از حدود دهه 1960 به اين سو ، اصلي ترين و برنده ترين لبه تحقيقات روانپزشكي جهان را تشكيل مي دهد ،(3) چرا كه چنانچه اين بررسي به نتيجه برسد ، بشر قادر خواهد بود همه ناراحتيهاي روحي و رواني و حتي انحرافات خود را ، بوسيله مواد شيميايي ، مثلا به صورت دارو ، درمان نمايد !      پيشرفت هاي بشر در اين زمينه منجر به اين شده است كه در حال حاضر غربيان براي بسياري از مشكلاتي كه تا قرنها پيش بعنوان مشكلات روحي شناخته مي شدند ( مثل افسردگي ) ، داروهاي شيميايي پيشنهاد نمايند و در ادامه راه ، در جستجوي مواد شيميايي براي درمان مشكلاتي مثل خودخواهي ، دروغگويي ، حسادت و .. باشند !

اثرات نماز بر روان انسان

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

تاثير نماز ، بر سلامت رواني كودكان

  رب اجعلني مقيم الصلوه و من ذريتي ربنا و تقبل دعاء

پروردگارا ! من و فرزندانم را اقامه كنندگان نماز قرار ده و دعاي مرا قبول فرما . سوره مباركه ابراهيم ـ آيه شريفه 40

   عبارت مشهور “ العلم في الصغر ، كالنقش في الحجر ” ( دانش در كودكي ، مانند نقش پايدار در سنگ است ) ، امروزه با پيشرفت دانش پزشكي و روانپزشكي و بخصوص با پيدايش “ روانكاوي توجيه كامل علمي پيدا كرده است .روانشناسي مدرن ، با تداعي از مكتب روانكاوي فرويد و نظريات “ ژان پياژه ” ، “ جان باولف ” و بسياري از دانشمندان ديگر ، به ما مي گويد كه مهمترين دوران زندگي بشر كه بوجود آورنده شخصيت  نهايي او ، خواهد بود ، دوران كودكي است . بر اين اساس هر قدمي كه در جهت ايجاد سلامت رواني اطفال برداشته شود ، به نوبه خود سبب ايجاد جامعه اي سالم و موفق خواهد شد . اما بزرگترين موهبتي كه ممكن است در جهت ايجاد سلامت رواني نصيب يك طفل نورسيده گردد ، پاي گذاشتن او در خانواده اي مومن و نمازگزاراست .تعاليم آيين حيات بخش اسلام كه حتي كوچكترين مسائل بشري را بدون پاسخ نگذاشته است ، از همان بدو تولد نوزاد براي او برنامه ها و روشهاي متعددي دارد ، كه عمل به آنها ضامن سعادت و سلامت هميشگي انسان است .از جمله در بعد سلامت رواني ، آيين اسلام به والدين و بخصوص پدر ، مؤكدا حكم كرده است كه مثلا نام نيك بر بچه بگذارند (3) و امروز علماي روانشناسي متفقا به اين نتيجه رسيده اند كه چگونه نام يك كودك در شكل گيري شخصيت او ، تاثير گذار است و چگونه يك نام بد ممكن است موجبات تحقير كودك ( مثلا تمسخر او توسط همسالان ) و در نتيجه تزللزل شخصيتش گردد و يا هنگاميكه روانكاوي در قرن بيستم ، حكايت از حضور تظاهرات نهفته اما مقتدر جنسي در وجود اطفال مي كند . آن گاه مفهوم عميق آن بخش عظيم از احاديث و روايات معصومين (ع) كه مثلا “ بوسيدن دختران توسط مرد نامحرم را بعد از 5 ، 6 سالگي منع كرده اند ، يا اجازه نداده اند كودك برهنه در كنار كسي بخوابد و …. روشن مي شود .(4)

     در هر صورت كودكي كه در خانواده مومن و نمازگزار بدنيا مي آيد و زمزمه حيات بخش “ اذان ” و “ اقامه ” در گوش راست و چپش نخستين نغمه زندگي او مي گردد ، كودكي است كه گام در مسيري سعادت بخش گذاشته است . تغذيه كودك تا دو سال بوسيله شير مادر و بهره مندي كامل او از آغوش پر مهرش ، كه يك موهبت اسلامي است به او ايمني محير العقولي در مقابل بخش عظيمي از بيماريهاي رواني مي بخشد ، مثلا احتمال اضطراب يا افسردگي كه بر اثر جدايي از مادر به وقوع مي پيوندد ، بسيار كم مي شود. با اين كه امروزه روشن شده است اكثر كساني كه به دام مهلك اعتياد گرفتار مي آيند كساني هستند كه در كودكي ، از شير و آغوش مادرانشان محروم بوده اند .(5)

     شيوع اسكيزوفرني كه خطرناكترين و مهلك ترين بيماري در روانپزشكي است در بچه هاي خانواده هاي مسلمان و نمازگزار به شدت كاهش دارد ، چرا كه علم امروز ثابت كرده است كه بروز اسكيزوفرني ، ارتباط معني داري با وجود سيستم زن سالاري در اداره خانواده ها دارد (6) ،كه مسلما “ در خانواده هاي نمازگزار ، با رعايت اصول درخشان قرآني ، از قبيل ( الرجال قوامون علي النساء) و رد صريح و قاطع سيستم شوم “ زن سالاري‌” ، قدم بزرگي در جهت كاهش ميزان ابتلا به اين اختلال برداشته مي شود . همچنين درباره آثار مثبت و متعدد ، قانون مؤكد اسلامي مبني بر آزاد گذاشتن كامل كودكان تا سن 7 سالگي و پرهيز از تنبيه و ايجاد محدوديت ننمودن براي آنها ، مي توان تعمق بسيار نمود .هر چند كه درباره تاثير زندگي كودك ، در يك خانواده نمازگزار در كاهش ميزان ابتلاي او به عوارض رواني ( كه از آثار غير مستقيم نماز بر سلامت رواني اطفال است ) بسيار مي توان سخن گفت و بخصوص به تاثير نماز در اختلالات رواني مختص اطفال كه بخش قابل توجهي از كتب روانپزشكي را تشكيل ميدهند ، اشاره كرد ، اما از آنجا كه بنا را بر اختصار گذاشته ايم ، اين بررسي را به فرصت ديگري موكول مي كنيم و به همين نكات مختصر كه فهرست وار اشاره نموديم ، بسنده مي نماييم. اما بعد ديگر ، تاثيري است كه نماز به طور مستقيم بر حالات رواني اطفال دارد و آن بر اثر نماز خواندن خود كودك حاصل مي شود . شروع نماز در سنين كودكي ، سبب مي شود كه او اين صفت حسنه را به صورت يك عادت معمول و سازنده در جسم و روان خود ، ملكه نمايد و جزو برنامه هاي هميشگي زندگي خود ، قرار دهد و در نتيجه از همه فوايد مترتب بر نماز ، در بعد سلامت رواني ( كه به برخي از آنها در اين مجموعه مقالات اشاره شده است ) در آينده برخوردار گردد.    بعلاوه با شروع نماز در دوران كودكي ، مفاهيمي مثل خدا و مذهب و دستوراتي مثل تعاليم اسلامي ، چنان در ذهن پذيرنده و شفاف كودك كه هنوز سنگيني و تيرگي گناهان صفحه وجود او را ( در واقع ظرفيت هاي فكري و مغزي او را ) آلوده نكرده است ، جاي مي گيرد ، كه امكان شكاكي در اين مقولت در آينده و نشخوارهاي منفي بافانه فلسفي ، كه سر منشاء ماده گرايي ها و دنيا طلبي ها و بسياري از بيماريهاي روحي و رواني است ، بسيار كاهش مي يابد .اين نكته بخصوص بايد مورد توجه خانواده هايي قرار بگيرد كه با وجود آن كه خود را مسلمان ميدانند اما وقتي كه فرزندشان به سن تكليف مي رسد او را به بهانه اين كه :

“ هنوز خيلي كوچك است ! ” به خواندن نماز تحريك نمي كنند. اين مسئله كه با كمال تأسف به خصوص در مورد دختر بچه ها كه سن تكليف آنها پايين تر است ( 9 سالگي ) ، شيوع بيشتري دارد ، مسبب عوارض مخرب بسياري در آينده كودك خواهد شد . در حقيقت پدر و مادراني كه با دلسوزي ساده انديشانه ، فرزند خود را به برپاداري نماز تحريك نمي كنند ، خيانت بزرگي از جهت محروم نمودن كودك خويش از اين نعمت بزرگ مرتكب مي شوند چرا كه به اين ترتيب گويي به آلودگي كودك خويش ، به انواع گناهان و انحرافات و بدبختيها و بيماريهاي جسمي و رواني ، رضايت داده اند و او را به خسارت سنگين در دنيا و آخرت ، محكوم نموده اند  . و به همين دليل است كه آيين مقدس اسلام و بخصوص ائمه بزرگوار شيعه (ع) با توصيه هاي مؤكد مسلمانان را به آموزش مرحله به مرحله نماز ، به كودكان فرا خوانده اند و حتي با اين كه از مجازات ها و تنبيهات بدني در مورد كودكان ، بخصوص قبل از 7 سالگي ، منع نموده اند در مورد تحريك به نماز گاهي امر به تنبيه كودكان فرموده اند.  در اين مورد در حديثي معتبر از حضرت امام صادق (ع) آمده است كه فرمودند : چون پسر ، سه ساله شود ، پدر و مادر به او مي گويند كه : هفت مرتبه بگو “ لا اله الا الله ” و چون سه سال و هفت ماه و بيست روز ، از عمرش بگذررد ، به او ميي گويند كه هفت مرتبه بگويد : “ محمد رسول الله ” ، پس چهار سالش تمام شود به او مي گويند كه هفت مرتبه بگويد : “ صلي الله علي محمد و آله ” پس چون پنچ سالش تمام شود او را وا مي دارند ، كه خدا را سجده كند .اما چون شش سالش تمام شود . نماز به يادش مي دهند و به نمازش ميدارند و چون هفت سالش تمام شد ، وضو را به او ياد مي دهند و امر به نماز مي كنند او را و چون نه سال تمام شود و وضو و نماز را بخوبي به او مي آموزند و بر ترك وضو و نماز كنك بزنند . پس چون كودك وضو و نماز را ياد گرفت ، خداوند پدر و مادرش را خواهد آمرزيد .(7)

     مفاهيم عميق اين حديث از جمله اين كه اقامه نماز پس از اقرار به توحيد و نبوت ( كه اساسي ترين اصول اعتقادي اسلام هستند ) قرار گرفته و اين كه عمل به اين حديث ضامن آمرزش پدر و مادر تلقي شده است ، بايد به دقت مورد توجه خانواده ها قرار بگيرد

تاثير نماز بر تلقين هاي سازنده رواني

  پيامبر اكرم  (ص): الصلوه قربان كل تقي     نماز وسيله نزديكي با تقوايان به خداست

     “ تلقين ” از گذشته هاي دور تا عصر حاضر ، از پر راز و رمزترين و شگفتي بر انگيزترين ، پديده هاي انساني ، به شمار مي آمده است و از جمله مواردي است كه منطق و دانش بشري حتي در عصر “ انفجار علوم ” هنوز به توجيه كامل علمي تعريف مي شود ، كه سبب پذيرش از روي اعتقاد يك پيشنهاد مي شود ، بدون آن كه زمينه منطقي مناسب براي چنين پذيرشي موجود باشد ” .(8)    تلقين به روشهاي مختلف ممكن است ،انجام پذيرد. مثلا ممكن است از طرف شخصي به شخص يا اشخاص ديگر و يا حتي گاهي به صورت خود بخود انجام بپذيرد .در هر صورت در قاموس تلقين كلمه “ نه ” وجود ندارد و بوسيله آن تقريبا هر كار غير ممكني ، ممكن مي نمايد . گاه حتي بر اثر تلقين چنان آثار و نتايج شگفت انگيزي پديد مي آيد ، كه سبب مي شود برخي پديده هاي  مربوط به آن به امور غيبي نسبت داده شود و اين موضوع گهگاه مورد سوء استفاده عده اي سودجو و فرصت طلب قرار گرفته است تا بوسيله آن خود را اشخاصي مقدس و مرتبط با غيب و ماوراء الطبيعه معرفي نمايند .

     بعنوان مثال مي توان به جلسات عجيب و غريب احضار ارواح اشاره نمود كه با كمال تاسف در سطح كشور اسلامي ما و حتي در بين قشر روشنفكر و مسلمان ، طرفداران بسياري پيدا كرده است . حال آن مسائلي كه طرفداران اين عمليات مسخره ( كه بوسيله حركت يك استكان يا نعلبكي بر حروف درج شده روي يك ميز چوبي صورت مي گيرد !؟! ) آن را جزو مسائل عجيب و خارق العاده مربوط به احضار ارواح ! مي دانند ، از ساده ترين و پيش پا افتاده ترين مسائل قابل توجيه با پديده تلقين است : هر يك از شركت كنندگان در جلسه احضار ارواح بوسيله تلقين به خود و البته به صورت ناخودآگاه اطلاعاتي را ضمن حركت استكان بر حروف روشن مي سازد . كه ديگران به كلي از آن بي اطلاع بوده اند در نتيجه شخص با اين كه بر اثر تلقين نمودن به خودش ، شخصا “ و ناخودآگاه اطلاعات خصوصي خويش را افشا كرده است ، اين اثر را به روح نسبت مي دهد. در نتيجه اين شخص به صحت موضوع احضار ارواح اعتقاد شديد پيدا مي كند تا جائيكه همه پيشگوئيهاي روح به اصطلاح حاضر شده ! را در مورد آينده نيز باور مي كند و هيچ بعيد نيست كه مثلا “ اگر روح پيشگويي كند كه : فردا پاي تو خواهد شكست ! شخص چنان به خود حتمي بودن وقوع پيشگوئي روح را تلقين نمايد كه در كمال تعجب اطرافيان ، فرداي آن روز پايش بشكند !؟! و در اثر اين باز هم بازار تبليغ براي قضيه و تلقين صحت آن گرمتر شود و معمولا در اين جلسات يك آدم سودجو و شارلاتان هم پيدا مي شود كه گهگاه خود را بعنوان “ مديوم ” هم جا مي زند و ضمن اين كه ته دل به ريش بقيه حضار مي خندد و در مواقعي كه نياز به پيشگويي از آينده مي شود ، يا تلقين هاي ايجاد شده در حاضرين به حدي نيست كه منجر به حركت استكان شود ، شروع به حركت دادن آن هر طور كه خودش دلش بخواهد مي كند.

     علاوه بر اين قبيل مثالها سودجويي از پديده تلقين ، در طيف گسترده اي از فعاليتهاي بشري ، از تلقين يك فرد و عقيده خاص گرفته ، تا تبليغات مختلف مثل تبليغات تجارتي ( كه در همه اشكال خود فقط بر قدرت تلقين تكيه دارند )(9) را در بر مي گيرد .در اين مورد سوء استفاده از تلقين بخصوص در مورد مسائلي كه ادعا مي شود جنبه غير مادي و ماورائي دارند ، همانطور كه ذكر كرديم به كرات به چشم مي خورد و گاهي هم به صورت بازاري براي خالي كردن جيب افراد ساده انديش در مي آيد. مثلا يك جنبه مهم ديگر از تلقين كه در آن مسائل مربوط به “ هيپنوتيزم ” مطرح است و گهگاه با تسخير اراده افراد سبب پرده دري هاي شوم و افشاي رازهاي شخصي افراد مي شود و درست به همين دليل است كه اين قبيل امور ، مثل هيپنوتيزم از سوي بسياري از فقهاي بزرگوار شيعه ( جز در مواردي كه ضروريات درماني ايجاب مي كند ) حرام اعلام شده است .

     اما تلقين همان قدر كه مي تواند مورد سوء استفاده قرار گيرد و مسبب ضرر رساندن به مردم بدليل تحريف اذهان آنها از حقيقت يا كشف اسرار آنها و .. گردد ، مي تواند در موارد بسياري بعنوان يك پديده مفيد ، مورد استفاده و بهره برداري قرار بگيرد . و اين امر با توجه به آنچه كه پيرامون قدرت شگرف تلقين در ممكن نمودن غير ممكن ها گفتيم ، تحقق مي پذيرد و اين قبيل تلقين ها كه در جهت شيرين كردن زندگي انسان و موفق نمودن او در كارهايش ( مثلا در جهت اهداي سلامتي به او ) به كار برده مي شوند را مي توان “ تلقين هاي سازنده رواني ” ناميد . بعنوان مثال چنانچه فرد دائما به خود تلقين كند كه آدم بيمار يا بدبختي است ، ديري نمي پاييد كه بدبختي و مرض زندگي او را پر مي كند ( تلقين مخرب رواني ) اما اگر شخصي دائما به خود بگويد كه من فرد سالم و نيرومند و خوشبختي هستم ديري نمي پايد كه خود را خوشبخت ترين و سالمترين فرد روي زمين احساس مي كند .(10)‑ در اين مورد گاهي حتي خود غربيان ، پا را از دايره معقولات هم فراتر نهاده اند و حتي ادعا كرده اند كه آدمي كه در هفت آسمان يك ستاره هم ندارد و حتي ته جيبش يك پول سياه هم پيدا نمي شود ! اگر چند روزي دائما به خود تلقين نمايد كه من پولدارترين و سرمايه ترين آدم روي زمين هستم ، ديري نمي پايد كه در گنجهاي آسمانها و زمين بر روي اين آدم آسمان جل باز مي شود و در مدت كوتاهي تبديل به يك كاپيتاليست تمام عيار مي شود !؟! (11)

     توجيه علمي و پزشكي نيز در اين قبيل موارد ، بدين صورت بيان مي شود كه تلقين دائمي و توجه مداوم به سلامت و خوشبختي و يا حتي ثروتمند شدن در يك شخص باعث مي شود كه به زبان روانشناسي برخي استعدادهاي نهفته او ( كه در ضمير ناخود آگاهش پنهان هستند ) و به زبان پزشكي برخي ناقل هاي عصبي (12) بخصوص ، كه غير فعال بوده اند . بر اثر توجه و تلقين ( اثر قشر مغز و اراده ) پيدا و فعال شوند و آن شخص را به سمت سلامتي و خوشبختي هدايت كنند يا شم اقتصادي او را شكوفا سازند و مسبب موفقيت او در جهت ثروتمند شدن گردند .با اين اوصاف بديهي است كه هر چه شخص از درجه تلقين پذيري بالاتري برخوردار باشد ، انواع تلقين از جمله اين قبيل تلقين هاي سازنده رواني كه منجر به موفقيت او مي شوند به نحو موثرتري عمل مي كنند . از طرفي ، علم و تجربه ثابت كرده اند كه انسان در برخي حالات خود ، از درجه تلقين پذيري بالاتري برخوردار مي شود ، به عنوان مثال در اوج فلسفه هيپنوتيزمي ( سومنامبوليزم ) انسان در شرايطي قرار مي گيرد كه حتي اگر به او تلقين كنند كه مثلا آتش سيگار دست تو را هرگز نخواهد سوزاند ، اين تلقين چنان مي كند كه شخص هرگز متوجه سوختن شديد پوست و عضلات دست خود ، نخواهد شد . ( البته بايد توجه داشت كه اين مثال ربطي به تلقين هاي سازنده رواني ندارد)

 اما بايد ديد كه انسان در اوضاع معمولي در چه حالاتي مي تواند خود را بيشتر در معرض تلقينات رواني ، قرار دهد و در چه شرايطي از درجه تلقين پذيري بالاتري برخوردار است .با توجه نمودن به شرايط وپژه نمازگزار ، از نظر تكرار اقامه نماز در زمانهاي خاص ، شرايط ويژه جسماني مثل طهارت جسم ، پاك بودن لباس ، غصبي نبودن محل و .. ، الفاظ ، اذكار و توجهات خاص در هر كدام از بخشهاي نماز . حركات خاص و سمبليك (مثل سجده) ، همچنين نحوه قرارگرفتن هميشگي نمازگزار در مقابل قبله و در جريان ميدانهاي الكترومغناطيسي زمين ... و از طرف ديگر شناخت هايي كه نمازگزار از خداوند و اصول مذهب و دستورات آن ( از جمله در مورد نماز ) آموخته است يا بخصوص آنچه كه نمازگزار در مورد نماز تجربه كرده است ( مثلا حاجتهاي متعددي كه بر سر سجاده نماز از خداوند طلب كرده و نتيجه گرفته است ) و عوامل بسيار متعدد ديگر ، همگي سبب مي شوند كه فرد هنگام نماز در شرايط ويژه اي از تلقين پذيري قرار بگيرد و بر اثر آن ، آن چه به خاطر طلب آن از خدا ، به نماز خود توجه مي كند و آن چه را كه در حين نماز ، در رابطه با آن به خود تلقين مي نمايد ، برايش حاصل مي شود .

     چرا كه تلقين ها و توجهات در اين شرايط خاص ، منجر به فعال شدن ناقل  هاي عصبي كه فرد را در جهت طلب حاجت خود ياري مي نمايند ، مي شود ، يا به زبان ساده تر تلقين در اين شرايط ويژه سبب مي شود كه فرد استعدادهاي نهفته دروني خود را به كار اندازد و از آن در امور خود ياري بجويد .بعنوان مثال معروف است كه هرگاه حكيم ابن سينا ، در مسائل علمي خود با مشكلي مواجه مي شده است ، به اقامه دو ركعت نماز مي پرداخته است . توجيه معمولي و صد البته درست قضيه ( صرفنظر از مسائل پزشكي ) اين است كه ابن سينا براي حل مشكل فكري خود ، از درگاه خدا استمداد مي نموده است . اما توجيه علمي آن با توجه به ناقل هاي عصبي و مسائل مربوطه به آن (كه تفكر را هم جرياني ناشي از برخي تغييرات در ناقل هاي عصبي دستگاه اعصاب مي داند ) اين است كه ابن سينا ، به خاطر آن كه اعتقاد داشته است كه مشكل فكريش با نماز حل مي شود (محتويات مطلوب حافظه) و اراده نموده است كه مشكلش را به اين طريق حل كند ( استفاده از قشر مغز و تلقين ) سرانجام موفق مي شده است كه ناقل هاي عصبي كه منجر به حل مشكل فكري او مي شوند يا همان استعدادهاي نهفته مانده ذهني خويش را ، در خود فعال نمايد و از آن در حل مشكل فكريش ، بهره ببرد.

     به همين ترتيب عارف سترگي كه اراده مي كند در نمازش ، عشق الهي را تقويت نمايد ناقل هاي عصبي مربوط به عشق الهي را در نماز خود تقويت مي كند و افزايش ميدهد ، يا دانش آموزي كه اراده مي كند ، اعتماد به نفس خود را بوسيله نماز افزايش بدهد ، به مرور اعتماد به نفس را به خود تلقين مي كند و ناقل هاي عصبي مربوط به آن را فعال مي سازد. يا كشاورز عامي ، كه در نماز خود ، طلب روزي حللا ، از درگاه الهي مي كند ، در واقع ناقل هاي عصبي حركت دهنده در جهت كسب روزي حلال را در خود تقويت مي نمايد .( مثلا راههايي براي برداشت محصول بهتر و بيشتر ، كه تا آن روز به آن فكر نمي كرده يا متوجه آن نبوده است ، به ذهنش مي رسد ) .  اما لازم به توجه موكد است كه همه اين مسائل با توجه به ديدگاههاي پزشكي و روانشناسي و صرفنظر از آن بخش از قضا و قدر الهي است كه مثلا كتاب “ اغراض ما بعد الطبيعه ” را براي حل مشكل فكري ابن سينا در مسير او قرار مي دهد ، يا باران رحمت الهي را پس از مدتها خشكسالي بر محصول آن كشاورز عامي ، فرو مي آورد . بدين ترتيب واضح است كه هر كس با توجه به تصويري كه در ذهن خود ، از خوشبختي ترسيم نموده است ، مي تواند با امداد از توجهات و تلقينات سازنده اي كه در شرايط ويژه تلقين پذيري ، در حين نماز انجام مي دهد ، ناقل هاي عصبي دستگاه مغز و اعصاب خويش را به سمت مطلوب خويش هدايت كند و اراده و اختيار خود را در آن جهت ، تقويت نمايد . و صد البته بالاترين و والاترين حد ممكن جايي است كه انسان هدف خود را رسيدن به آخرين درجه كمال كه همانا ، قرب الهي در سايه تخلق به اخلاق الهي ( كه همان راه معصومين (ع) است ) ، قرار دهد و بوسيله نماز ، اين امر را كه همراه با خوشبختي دنيا و آخرت است ، پيوسته تقويت بنمايد . اما در مورد تلقينات و توجهات ، اين نكته هم قابل ذكر است كه اين مقولات ، نه فقط در مواقع نمازهاي يوميه ، بلكه در تمامي لحظات زندگي يك فرد مي توانند با او  همراه باشند ، اما بي شك در موقع نماز شرايط ويژه اي پديد مي آيد كه موقعيت نمازگزار را ممتاز مي كند و سبب مي شود كه تلقين هاي توأم با نماز در ساير لحظات زندگي و ديگر جلوه هاي آن نيز منشاء اثر باشند . از نقطه نظر پزشكي اين شرايط ويژه مي تواند متاثر از ساير ويژگيهاي نماز ( از جمله زمان نماز ، مكان نمازگزار ، طهارت ، اذكار و الفاظ حين نماز ، وضعيت جسمي و رواني نمازگزار و .. باشند . به اميد خدا ، در شماره هاي آينده با توجه به تاثير نماز بر تلقين هاي سازنده رواني ، به چند نكته قابل توجه در اين مورد ، اشاره خواهيم نمود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. علاوه بر آيه شريفه قرآن ، احاديث متعددي از معصومين (ع) ، به خصوص پيامبر اكرم (ص) و حضرت علي (ع) ، مبني بر اين كه شير مادر مفيدترين غذا براي كودك است ، به ما رسيده است .

2. براي مطالعه پيرامون محاسن متعدد تغذيه كودك با شير مادر ، رجوع شود به متن سخنرانيهاي استاد دكتر علي اصغر وحيدي ، در كلاسهاي تئوري اطفال در دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي كرمان .

حديث از امام صادق (ع) ـ كافي جلد 6 صفحه 49

4. براي مشاهده اين قبيل احاديث مراجعه كنيد به كتاب ارزشمند حليه المتقين ، اثر علامه بزرگ مجلسي (ره) ، صفحه 49

5.براي مطالعه درباره تاثيرات رواني تغذيه با شير مادر رجوع كنيد به مجموعه مقالات سمينارهاي مربوطه و بخصوص تحقيقات آقاي دكتر ياسمي ( روانپزشك )

6.رجوع كنيد به مجموعه ارزشمند و بي نظير “ اولين دانشگاه ،آخرين پيامبر ” اثر جاودانه شهيد دكتر سيد رضا پاك نژاد ـ جلد 21

7.حليه المتقين ، علامه مجلسي (ره) صفحه 93

.روانپزشكي لينفورد ـ ريس ، ترجمه زير نظر مرحوم دكتر عظيم وهابزاده ، صفحه 388

9. همان منبع صفحه 389

10. در اين مورد ظاهرا بودا گفته است : “ خوشبختي چيزي نيست جز احساس خوشبختي ، ضمنا برخي از امثال و حكم از جمله ضرب المثل مشهور ايراني : “ بخند تا دنيا به رويت بخندد ”“ بر همين موضوع دلالت مي كنند .    

11.براي مطالعه بيشتر درباره اين موضوع رجوع كنيد به كتابهاي عجيب و بامزه خانم “ كاترين پاندر ” ( كشيش آمريكايي ) از جمله بخصوص در سرتاسر كتاب ؛ “ قانون توانگري ” ترجمه خانم گيتي خوشدل

12. در ادامه اين مجموعه مقالات بحث هايي پيرامون ناقلهاي عصبي و تعادل آنها كه به بهترين شكل توسط نماز اين تعادل حاصل مي شود ، خواهيم داشت ، ضمنا پيشنهاد مي كنيم كه براي فهم بهتر مقاله “ تاثير نماز بر تلقين هاي سازنده رواني ” ، آن را يك بار ديگر پس از مطالعه نكته سي و هشتم از اين مجموعه مقالات ( تاثير نماز بر تعادل ناقل هاي عصبي ) مطالعه فرمائيد

نکات پزشکي پيرامون نماز (10)

“ اختلالات تجزيه اي و تبديلي ” كه براي سهولت اطلاق در اين مقاله ، مانند منابع قديمي تر علمي ، با اصطلاح كلي “ هيستري ” خوانده مي شوند دلالت بر طيف گسترده اي از انواع بيماريهاي جسمي و رواني دارد كه در ارتباط با مفهوم ..

 

تاثير نماز بر اختلالات هيستريك (1)

 اذكروني اذكركم   مرا ياد كنيد و به سوي من توجه نماييد تا شما را ياري كنم و به سويتان توجه نمايم( سوره مباركه بقره ، آيه شريفه 152) “ اختلالات تجزيه اي و تبديلي ” كه براي سهولت اطلاق در اين مقاله ، مانند منابع قديمي تر علمي ، با اصطلاح كلي “ هيستري ” خوانده مي شوند دلالت بر طيف گسترده اي از انواع بيماريهاي جسمي و رواني دارد كه در ارتباط با مفهوم “ تلقين ” به سر مي برند . “ زيگموند فرويد “ نابغه بزرگ تاريخ علم ، از طريق انجام مطالعاتي حول و حوش همين مجموعه بيماريها ، يعني “ هيستري ” ( كه در كتابي به همين نام انتشار يافت ) به نظريات و كشفيات درخشان خود ، پيرامون ضمير ناخودآگاه ، در  انسان دست يافت .     اكتساب نفع ( منفعت طلبي ) جلب توجه اطرافيان ، نيازمندي عميق به مهر و محبت ، حذف خاطرات بد و مقابله با تجربه هاي نامطلوب و تلخ زندگي و مسائل بسيار ديگر از اين قبيل ، از جمله دلايلي هستند كه سبب ميشوند شخص به صورت “ ناخود آگاه ” ( يعني بدون آن كه خود متوجه و آگاه باشد ) علائم بيماريهاي مختلف جسمي و رواني را تقليد كند و در واقع به يك حالت هيستريك مبتلا گردد . بعنوان مثال شخصي كه در يك محيط بسيار پر سر و صدا و شلوغ ، كار و يا زندگي مي كند ممكن است به طور ناگهاني دچار ناشنوائي كامل ( كري عصبي ) گردد ، حال آن كه ساختمان دستگاه شنوائي او كاملا “ طبيعي است و هيچ اشكالي در آن ديده نمي شود . يا كودكي را در نظر بگيريد كه از ورود به مدرسه ، متنفر است ، اما هنگامي كه مجبور به رفتن مدرسه مي شود هر صبح قبل از حركت ، دچار دردهاي شديدي مي شود كه با معاينات پزشكي و آزمايشهاي طبي ، هرگز قابل توجيه نيست.  يا زن جواني كه دوست ندارد همسرش او را در خانه تنها بگذارد ، به همين دليل به طور ناخودآگاه ، دچار حملات شديد تهوع ، استفراغ و .. مي گردد . البته لازم به توجه است كه حالات هيستريك معمولا در افرادي بوقوع مي پيوندد كه داراي شخصيت هاي خاص و به شدت تلقين پذير ( هيستريونيك ) مي باشند ، ضمنا بايد توجه داشت كه مفهوم “ هيستري ” با مفهوم “ تمارض ” ( تظاهر به بيماري كردن ) به كلي متفاوت است ، چرا كه شخص هيستريك واقعا و بدون آن كه خود بخواهد علائم بيماري ها را تقليد مي كند اما شخص تمارض كننده ، خود به خوبي مي داند كه بيمار نيست ، اما بدلايلي ادعاي داشتن علائم بيماري را مي نمايد و به بيماري كاملا آگاهانه تظاهر مي كند .

     بدين ترتيب مبتلايان به اختلالات هيستريك ، ممكن است علائم هر بيماري جسمي و رواني را تقليد نمايند ، مثلا دچار فلج شوند ، به حملات صرع مبتلا گردند ، كور شوند ، هويت خود را فراموش كنند و علائم بيماري هاي رواني مختلف را نشان دهند و ..

     لازم به توضيح است كه اين اختلال به شكل كم و بيش طبيعي ، در افراد كاملا سالم نيز ممكن است به چشم بخورد ، بعنوان مثال يكي از شايعترين جلوه هاي آن در ميان برخي از دانشجويان پزشكي ديده مي شود ، كه ضمن ورود به هر بخش آموزشي جديد در بيمارستان ، علائم بيماران آن بخش را در خود مي يابند ! مثلا در ورود به بخش قلب ، احساس مي كنند كه در صداي قلب آنها سوفل ( صداي اضافي و غير طبيعي ) وجود دارد يا در ورود به بخش روماتولوژي ( بيماريهاي روماتيسمي ) احساس درد شديد در زانو و ساير مفاصل خود مي كنند و يا بخصوص در ورود به بخش روانپزشكي ، گمان مي كنند كه دچار يك بيماري شديد رواني ، مثلا “ اسكيزوفرني” ( جنون جواني ) هستند ! كه البته همانطور كه گفته شد ارتباط ظريف اين حالات هيستريك با پديده نيرومند تلقين ، توجيه كننده قضيه در تمام موارد است . اما صرفنظر از مشكلات مختلفي كه اشخاص مبتلا به اختلالات هيستريك براي خود و اطرافيانشان ايجاد مي كنند ( از جمله مشكلات متعددي كه يك زن هيستريك مي تواند براي شوهر بيچاره اش ايجاد كند ! )(2)  ، تنها در بعد بيماريهاي ناشي از هيستري ، پيوسته هزينه هاي كلان و سرسام آوري از بودجه خانواده ها و بيكمارستانها و مراكز بهداشتي مختلف صرف آزمايشات تشخيصي و عمليات درماني بيهوده و بي نتيجه اي مي شود كه در مورد بيماريهاي ساختگي افراد هيستريك ، انجام مي گردد . بر اين اساس چنانچه راههاي نيرومند و موثري ، براي پرهيز از اين قبيل اختلالات و پيشگيري از آنها يافت شود ، نتايج بسيار مطلوبي حاصل خواهد شد . اما همانطور كه گفته شد ، زير بناي بروز اختلالات هيستريك ، نياز مفرطي است كه مبتلايان به جلب توجه و نفع از اطرافيان و حتي مركز همه توجهات قرار گرفتن دارند. اين افراد نياز مبرمي به محبت و تاييد اطرافيان در خود احساس مي كنند ، كه ارضاي اين نياز هم براي اطرافيان بسيار دشوار است و احيانا اگر اين توجه و محبت كه نياز آنهاست بوسيله كسي به آنها داده شود ، آن وقت شروع به امتحان فرد مي كنند ، تا حدي كه اغلب منجر به بازگرفتن محبت ( توسط شخص محبت كننده ) مي شوند .(3) 

     بر اين اساس چنانچه انسان ، پيوسته كسي را در دسترس داشته باشد كه آن شخص را قدرتمندترين قدرتمندان و در عين حال مهربانترين مهربانان بداند و متوجه باشد كه آن قدرتمند مهربان پيوسته او را به نظاره نشسته است و به امور او بيش از هر كسي آگاه است و از هيچ نعمت و محبتي نسبت به او دريغ نمي كند . ديگر هرگز محبت و عشق را از غير او ، انتظار نخواهد داشت و در نتيجه احتمال ابتلاء به هيستري در مورد او بسيار كم خواهد بود و اين صفت ( انتظار نداشتن عشق و محبت جز از خدا ) صفت بندگان خالص خدا و نمازگزاران حقيقي است . آنان كه معني “ اذكروني اذكركم ” را به خوبي دريافته اند و مي دانند كه در مقابل لبيك آنها به پروردگار عالم ، در اقامه نماز و ذكر روزانه پروردگار ، خداي تبارك و تعالي نيز به آنان توجهي فوق حد تصور مي كند . پس در بعد پيشگيري ، امكان درگيري نمازگزار واقعي ، با اين قبيل اختلالات كه ناشي از نياز به توجه اطرافيان و غير خدا مي باشد ، چيزي در حد صفر خواهد بود .اما در بعد درمان بايد به خاطر داشت كه بيماران هيستريك ، تلقين پذيرند و به همان سهولت كه به تلقين هاي مضر جواب مي دهند به تلقين هاي مفيد نيز پاسخ مي دهند .(4)  و به اين ترتيب تلقين هاي سازنده رواني توأم با نماز ( كه در شماره گذشته به اختصار به آن اشاره شد ) به خصوص تلقين كه بوسيله نماز انسان در مقابل مهربانترين ، دلسوزترين و متوجه ترين و در عين حال تواناترين و موثرترين و قدرتمندترين ، موجود هستي قرار مي گيرد ، مي توانند بعنوان درمانگر اين قبيل اختلالات مطرح باشند . چرا كه با تكرار نمازهاي يوميه ، نمازگزار مي آموزد براي آن كه رحمت بيكران خالق آفرينش را به سمت خود متوجه سازد ، چاره اي ندارد جز آن كه دستورات سعادت بخش او را اجرا كند و از جمله در صدر اين دستورات پيوسته به اقامه نماز بپردازد . به قول حافظ شيرين سخن :

گرت هواست كه معشوق نگسلد پيوند                       نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

     هر چند كه ادامه همين سير و سلوك عاشقانه و تبادل عشق و محبت ميان عابد و معبود در نماز ، سبب مي شود ، انسان به جايي برسد ، كه حد آن براي ذهن ها و انديشه هاي حقير و كوچك ما گنهكاران ، غير قابل تصور است . آن جائي كه پيشواي سوم شيعيان ، حضرت ابا عبد اله الحسين (ع) ، در “ دعاي شريف عرفه ” آن را اين گونه ترسيم مي كنند : انت الذي ازلت الاغيار عن قلوب احبائك حتي لم يحبوا سواك و لم يلجئوا الي غيرك

     بار پروردگار ! تو همان كسي هستي كه اغيار و نامحركان را از صحنه دل عاشقانت ، چنان دور نمودي ، كه آنان به جز تو ديگري را دوست نداشته باشند و به غير تو پناه نبرند .(5)

 تاثير نماز بر تعادل ناقل هاي عصبي (1)

 در مقالات گذشته “ چهل نكته پزشكي پيرامون نماز ” گهگاه به اقتضاي سخن ، به مفهوم “ ناقل هاي عصبي ” و تعادل آنها توجه نموده ايم ، كه در اين شماره به اختصار ، به شرح اين موضوع اساسي مي پردازيم .دستگاه مغز و اعصاب هر انسان از مجموع حدود ميليارد سلول عصبي ( نورون ) تشكيل شده است كه مجموعه اين سلولها توسط رقم سرسام آوري از سلولهاي مختلف ، يعني بالغ بر 600 ميليارد سلول ديگر ، حمايت مي شوند. توجه كنيد كه خالق آفرينش ، همه اين سلولها را در دستگاه عصبي هر انساني با نظمي خارق العاده و اعجاب انگيز ، در كنار هم قرار داده است . در اين ميان ناقل هاي عصبي ( نوروترانس ميترها ) مواد شيميايي بسيار ريزي هستند كه در ميان خيل عظيم سلولهاي عصبي ، در هر لحظه اي از حيات انسان ، دچار ميلياردها تغيير و تحول شگرف مي شوند و ارتباط اجزاي دستگاه اعصاب را با يكديگر و با سراسر بدن ، فراهم مي كنند .با پيشرفت علم در دهه هاي اخير روشن شده است كه تمام فرآيندهاي جسمي و رواني بشر در ارتباط نزديك با تغيير و تحولات اين ناقل هاي عصبي به سر مي برند ، بعنوان يك مثال ساده و قابل فهم ، افزايش برخي ناقل هاي عصبي در سيستم اعصاب ، از جمله يكي به نام “ دوپامين ” منجر به ايجاد شادي و شعف در انسان مي شود و از طرفي ، كاهش “ دوپامين ” منجر به ايجاد ناراحتي و نوميدي ، در فرد خواهد شد . حال مي توان در نظر گرفت ، چنانچه “ دو پامين ” و مشابهات آن به ميزان خيلي زياد افزايش ، يا به ميزان بسيار كاهش يابند ، ايجاد حالتهاي بيمار گونه رواني در انسان ، از جمله سرخوشي بيمار گونه ( مانيك يا شيدايي ) و يا “ افسردگي شديد ” بشود ، كه هر دوي اين اختلالات نيازمند بستري در بيمارستانها و مراقبت كامل مي باشند .(2)

     به اين ترتيب ناقل هاي عصبي دستگاه اعصاب ، نه فقط نقش تعيين كننده و بسيار موثر ، در بروز بيماريهاي جسمي و رواني انسان ايفا مي كنند ، بلكه عامل اصلي تغيير حالتهاي معمولي انسان و اثر گذار بر همه اعمال و افكار او ، در طول زندگي خويش مي باشند و حتي چنان كه خواهيم گفت ، انسان تحت تاثير همين ناقل هاي عصبي است كه اعمال نيك انجام مي دهد و يا برعكس به گناه وانحراف آلوده مي شود . به همين دليل ، بررسي پيرامون ناقل هاي عصبي از حدود دهه 1960 به اين سو ، اصلي ترين و برنده ترين لبه تحقيقات روانپزشكي جهان را تشكيل مي دهد ،(3) چرا كه چنانچه اين بررسي به نتيجه برسد ، بشر قادر خواهد بود همه ناراحتيهاي روحي و رواني و حتي انحرافات خود را ، بوسيله مواد شيميايي ، مثلا به صورت دارو ، درمان نمايد !      پيشرفت هاي بشر در اين زمينه منجر به اين شده است كه در حال حاضر غربيان براي بسياري از مشكلاتي كه تا قرنها پيش بعنوان مشكلات روحي شناخته مي شدند ( مثل افسردگي ) ، داروهاي شيميايي پيشنهاد نمايند و در ادامه راه ، در جستجوي مواد شيميايي براي درمان مشكلاتي مثل خودخواهي ، دروغگويي ، حسادت و .. باشند !

خواص جسمانی نماز

خواص بهداشتي پيرامون نماز (اثرات جسماني)

تاثير نماز بر بهداشت خواب

     هر انسان طبيعي در حدود 3/1 عمر خود را در خواب به سر مي برد و تاثير خواب بر روان و جسم انسان از دانسته هاي مسلم علم پزشكي است . بطوريكه امروزه تغييرات خواب انسان از پيش آگهي هاي مهم و قابل توجه در زمينه ابتلا به بيماريها ، به حساب مي آيد .

به عنوان مثال ، در اشخاص مبتلا به افسردگي ، ميزان خواب به نحو چشمگيري ، افزايش و يا به ندرت ، كاهش پيدا مي كند . تغييرات خواب انسان در بيماريهاي جسمي نيز بسيار چشمگير است ، بخصوص اگر تاثير ناراحتي هاي روان انسان بر جسم او را در نظر داشته باشيم و به ياد آوريم كه بيش از 60 درصد مراجعه كنندگان به بيمارستانهاي عمومي ، در واقع از يك مشكل رواني رنج مي برند.

     به اين ترتيب ايجاد بهداشت خواب ، در واقع يك ركن مهم بهداشت رواني و جسمي به حساب مي آيد و هر عاملي كه در تنظيم بهداشت خواب موثر باشد ، پيشگيري كننده و حتي درمانگر بسياري از بيماريهاي جسمي و رواني است .

 

     امروزه ، نخستين اصلي كه در ايجاد بهداشت خواب ، توسط جديدترين منابع علمي دنيا توصيه مي شود “ بيدار شدن هر صبح سر يك موقع مشخص از خواب است ” (1)

     يك نگاه كلي به جدول اوقات شرعي ، نشان مي دهد ، كه وقت نماز صبح ، در تمام طول سال ، با در نظر گرفتن تغييرات ناشي از حركات وضعي و انتقالي زمين ، زمان ثابتي است و اقامه كننده نماز صبح ، با برخاستن پس از اذان  در واقع اساسي ترين گام را در جهت رعايت بهداشت خواب و در نتيجه آن ، سلامت بدني و تعادل رواني برداشته است .

تاثير نماز بر آرامش عضلات

 گروهي از نويسندگان مسلمان ، كوشيده اند ، در حركات حين نماز اعم از قيام و قعود و ركوع و سجود جنبه هايي از نرمش عضلاني و ورزش بدني را بجويند و آن را با نرمش هاي متداول ديگر كه منجر به استراحت و آمادگي عضلاني مي شوند ، مقايسه كنند . اما ديدگاه ما به آرامش عضلاني ناشي از نماز ، از دريچه ديگري است . دانش پزشكي امروزه ، به اثبات رسانده است كه اگر شخصي در ساعت حدود 10 شب بخوابد و حدود ساعت 5 صبح از خواب بيدار شود ( يعني حدود 7 ساعت خواب ) در ساعت حدود 1 بامداد ، در بدن او برخي مواد شيميايي شبه مورفين كه به عنوان گروهي اندورفين ها و آنگفالين ها نامگذاري شده اند ، ترشح مي شوند كه اين مواد اثر مستقييم بر روي قسمتهاي مختلف بدن از جمله عضلات اسكلتي دارند و منجر به راحتي  ( (RELAXATION) عضلاني ، در طول روز آينده براي فرد مي شوند .

اما چنانچه شخص در ساعت حدود 12 شب بخوابد و صبح روز بعد ساعت 10 صبح از خواب برخيزد ( يعني حدود 10 ساعت خواب) اندروفين ها و آنكفالين ها برخلاف حالت گذشته افزايش ترشح كافي پيدا نمي كنند و در نتيجه اين امر ، سبب مي شود با اين كه اين شخص حدود 3 ساعت بيشتر از شخص قبلي خوابيده است ، از آرامش و استراحت عضلاني به اندازه كافي بهره مند نشود .

     و درست به همين علت است كه هر چه خواب انسان بيشتر ادامه پيدا كند و مثلا تا ساعت 10 صبح به دراز بكشد ، احساس خستگي و كوفتگي عضلاني پس از آن بيشتر خواهد بود .

     و اما فريضه “ نماز ” با اثر درخشان و بي نظيري كه در ايجاد بهداشت خواب دارد ( و به جنبه هايي از آن در شماره هاي گذشته اشاره نموديم ) در اين مورد نيز نقش بسيار موثري ايفا مي كند . چرا كه “ نماز صبح ” ضمن ايجاد الزام و وجوب براي سحر خيزي ، انسان را خود به خود به سوي يك آرامش عضلاني ناشي از مواد شيميايي درونزا سوق مي دهد .

     بزرگان عرصه علم و انديشه مانند استاد شهيد مرتضي مطهري (ره) نيز برنامه زندگي خود را بر مبناي خوابيدن در ساعت حدود 10 شب و برخاستن از خواب ، حدود نيم ساعت قبل از اذان تنظيم كرده بودند (2) تا از مواهب خدا دادي و بي حد و حصر نماز ، حداكثر فيض و بهره را ببرند ،خوشا به سعادتشان .

تاثير نماز بر بيماري فشار خون

   افزايش فشار خون يكي از شايعترين دلايل مراجعه به پزشك در سرتاسر دنياست. بعنوان مثال يكي از جديدترين آمارها ، در ايالات متحده آمريكا ، شايعترين بيماريي كه افراد را ناگزير به استفاده از دارو ، مي كند افزايش فشار خون ذكر كرده است (1)  ، به علت عوارض خطرناك و متعددي كه اين بيماري در بسياري از اعضاي بدن از جمله قلب و مغز و كليه و چشم و .. دارد ، سعي و اهتمام فراواني در دانش پزشكي براي پيشگيري و كنترل اين بيماري در پيش گرفته شده است .

     در تمامي منابع معتبر علمي ، براي پيشگيري از ابتلا به افزايش فشار خون و همچنين كنترل تعداد زيادي از بيماران كه افزايش فشار خوني در حد خفيف يا متوسط دارند ، رعايت برخي اصول و استفاده از درمانهاي غير دارويي توصيه مي شود . درمانهاي غير دارويي ضمن آن كه هزينه چنداني را بر بيمار تحميل نمي كنند در پايين آوردن فشار خون و ممانعت از بروز و پيشرفت آن موثرند .(2)

     از جمله چهار درمان اوليه و بسيار مهم غير دارويي كه در منابع جديد علمي براي كنترل فشار خون مورد توجه قرار مي گيرند ، عبارتند از : 1. كاهش دادن اضطراب و استرس ها 2. كاهش يا عدم مصرف الكل 3. كم كردن وزن  4. انجام ورزش هاي سبك بطور منظم در شبانه روز .

 

     اما با توجه به نقش بسيار مهمي كه نمازهاي واجب يوميه ، در ايمن كردن انسان در مقابل استرس ها و مشكلات گوناگون زندگي ايفا مي كنند ( از جمله تاثير نماز بر اضطراب كه در شماره هاي بعدي مورد توجه قرار خواهد گرفت ) و نيز با توجه به الزامي كه نماز به شخص نمازگزار مبني بر عدم مصرف مشروبات الكلي مي دهد ، مي توان اين امر را قدم موثري در پيشگيري و كنترل فشار خون تلقي كرد .

     از طرفي نماز با حركات موزون و قيام و قعود و ركوع و سجود منظمي توأم است كه قابل مقايسه كامل با يك نرمش سبك روزانه مشابه آنچه كه در درمانهاي غير دارويي فشار خون توصيه مي شود ، مي باشد . همچنين اگر به ياد آوريم كه مسلمان نمازگزار رو به قبله مكتبي نماز مي خواند كه خداي آن مكتب از پر خوري و شمكبارگي بيزار است و مثلا “ عالمان فربه و چاق را دشمن مي انگارد (1) متوجه خواهيم شد كه هر چهار درمان غير دارويي مذكور ، براي كنترل و پيشگيري افزايش فشار خون ، در وراي احكام نوراني نماز نهفته است . هر چند كه ما در ادامه مباحث 40 نكته پزشكي پيرامون نماز ، اشارات ديگري در اين مورد خواهيم داشت و في المثل پيرامون تاثير نماز بر احساس امنيت رواني سخن خواهيم گفت .

___________________________

منابع :

1 روانپزشكي كاپلان ـ سادوك ترجمه فارسي : دكتر پور افكاري

2. فارماكولوژي كاتزونگ ـ مبحث كورتيكو استروييدها

3 مبحث فشار خون در حاملگي ، تدريس آقاي دكتر عبدالرسول اكبريان ـ استاد جراحي زنان دانشگاه علوم پزشكي ايران

4. طهارت روح ( نماز در آثار شهيد مطهري ) ـ خاطره آقاي علي لاريجاني

5 طب داخلي واشنگتن ، ترجمه فارسي ، صفحه 80

6 معراج السعاده ، عالم رباني ملا احمد نراقي ( ره ) صفحه 235

نكات پزشكي پيرامون نماز (3)

سلامت دستگاه ادراري انسان ، بخصوص “ كليه ها تاثير بي نهايت مهمي در ادامه حيات انسان دارد و بيماري كليوي از دردناكترين و پر مخاطره ترين ، گرفتاريهاي جسمي است . در اين ميان عفونت دستگاه ادراري كه يكي از شايعترين علل مراجعه بيماران به مطب پزشكان ..

تاثير نماز بر عفونت كليه و مجاري ادراري

 

 سلامت دستگاه ادراري انسان ، بخصوص “ كليه ها تاثير بي نهايت مهمي در ادامه حيات انسان دارد و بيماري كليوي از دردناكترين و پر مخاطره ترين ، گرفتاريهاي جسمي است .

 در اين ميان عفونت دستگاه ادراري كه يكي از شايعترين علل مراجعه بيماران به مطب پزشكان مي باشد علاوه بر آن كه خود بخود و به تنهايي بيماري آزار دهنده اي است گاهي سبب بروز بيماريهاي ديگر نيز در بدن انسان مي شود .

     بعنوان مثال برخي عفونتهاي دستگاه ادراري مي توانند گاهي باعث نارسا شدن و از كارافتادگي كليه شوند يا عفونت كليوي در خون و در نتيجه در تمام بدن پخش شود يا برخي عفونتها ممكن است به ايجاد سنگ كليه در بيماران منتهي شوند (1) كه همه اينها نشانه اهميت موضوع است.

     ادرار پس از آن توسط دو كليه انسان توليد شد ، توسط دو لوله موسوم به “ حالب  ” كه كليه ها را به مثابه وصل مي كنند . به مثابه تخليه مي شود تا بدان وسيله از بدن دفع گردد . حال چنانچه مثانه به موقع از ادرار خالي نشود ، ادرار از مثانه به حالبها و حتي كليه باز مي گردد و همين “ برگشت ادرار از مثانه به حالبها ، سبب ايجاد استعداد در فرد براي ابتلا به عفونت كليه مي شود” (2) و به اين ترتيب كساني كه در شبانه روز ، بنا به هر علتي بندرت ادرار مي كنند به طور جدي در معرض خطر هستند .

     اما در رسايل فقهي توضيح المسايل ، يكي از مبطلات وضو و نماز ، خروج بول و غائط و ريح ، از بدن انسان درج شده است و اين موضوع سبب مي شود كه شخص نمازگزار و احيانا “ دائم الوضو ، براي پرهيز از ابطال عبادتش بطور معمول و برحسب عادت ، قبل از وضو ، به تخليه ادرار بپردازد .( تعبيه بيت الخلاء در مجاورت وضو خانه مساجد در واقع به منظور پاسخ به اين عادت پسنديده و سلامتي بخش صورت مي گيرد ).

     به اين ترتيب حداقل سه بار ، دفع ادرار از بدن ، در زمانهايي به فواصل مناسب نسبت به يكديگر ، و در حدي كه براي يك انسان طبيعي لازم است ، فرد را در مقابل ابتلاء به عفونتهاي كليه و دستگاه ادراري مصون مي سازد و مي تواند بعنوان نكته اي مهم پيرامون نماز مورد توجه قرار گيرد.

تاثير نماز بر عفونتهاي گوارشي

    عوامل عفوني مختلف اعم از باكتريها ، ويروس ها و انگل ها ، مي توانند باعث درگيري دستگاه گوارش انسان و مشكلات متعدد ناشي از آن شوند . اين مشكلات مي توانند از يك خارش ساده شبانه بر اثر ابتلا به نوعي انگل ، تا اسهال هاي وحشتناك تظاهر كنند . اما يكي از برجسته ترين مواردي كه در آن شعار معروف علم طب كه مي گويد “ پيشگيري هميشه موثرتر از درمان است ” صدق مي كند ، همين مورد عفونتهاي گوارشي است .

     دانش پزشكي ، امروزه عامل انتقال بسياري از عوامل عفوني را اصطلاحا  Fecal- Oral ( مدفوعي ـ دهاني ) شناسايي كرده است كه يك گروه عمده از اين عوامل عفوني داراي اين ويژگي هستند كه پس از اجابت مزاج بر روي دست باقي مي مانند و بعدا در موقع غذا خوردن و از طريق دهان وارد بدن مي شوند و ايجاد بيماري مي نمايند .

     از اين جهت امروزه در همه ممالك پيشرفته اولين اصل بهداشتي كه براي مقابله با عفونتهايي گوارشي به همگان ( به خصوص اطفال ) آموزش داده مي شود ، شستشوي دستها قبل از غذا خوردن و پس از اجابت مزاج است و به اين ترتيب تاثير نظافت دستها در پيشگيري از گروه زيادي از بيمارهاي عفوني باور نكردني است .

     اما فرمان وضو كه در آيه شريفه 9 از سوره مباركه مائده در قرآن مجيد ، صادر شده است ، به سادگي و صراحت امر به شستشوي دستان ( تا آرنج ) مي كند و 14 قرن پيش با بيان دستوري پيرامون نماز ، پيام آور نكته اي مي شود كه علم بشري در آستانه قرن بيست و يكم به اهميت بيش از پيش آن ، دست يافته است .

     مقارنت اوقات نماز با سه وعده معمول غذايي ( صبحانه و نهار و شام ) يا حتي وعده هاي غذا هنگام روزه داري ( سحر و افطار ) سبب مي شود كه شخص نمازگزار ، موقع انجام وضو ( كه معمولا متعاقب اجابت مزاج نيز هست ) خود به خود به شستشوي دستها بپردازد و هر گونه عامل بيماريزاي عفوني را از دستهاي خويش بزدايد و در نتيجه موقع صرف غذا ، هيچ عامل عفوني ناشي از دست آلوده موفق به ايجاد بيماري در بدن او نشود .

تاثير نماز بر ايمني حواس

  پيامبر اكرم (ص) :  

وضو كليد نماز و نماز كليد بهشت است .

   دانش بشري از سالها پيش حواس انسان را در پنج عنوان ( بينايي ، شنوايي ، بويايي ، چشايي و لامسه ) طبقه بندي مي كند و همين حواس پنجگانه هستند كه رابطه گسترده انسان و دنياي اطراف او را شكل مي دهند .

     در شماره هاي گذشته به چند مزيت پزشكي پيرامون نظافت دست ناشي از وضو ، توجه يافتيم و اينك به نظافت صورت رسيده ايم كه آن نيز در آيه شريفه 9 از سوره مباركه مائده ، بعنوان يك فرمان لا يتغير الهي بر عموم مسلمانان واجب شده است

     در اهميت نظافت صورت شايد همين نكته كافي باشد كه چهار حس از مجموع حواس پنجگانه بشري در وابستگي كامل با صورت بسر مي برند . تماس آب كه منشأ پاكيزگي و حيات است و به صورت علاوه بر محاسن متعددي كه از جهت برقراري تعادل ناقل هاي عصبي در بدن انسان دارد ( و ما در بحث مربوطه ، به آن خواهيم پرداخت ) از ديدگاه مقابله با آلودگيهايي كه ممكن است ، در چشم ، بيني ، دهان و پوست صورت و .. ايجاد بيماري كند مهم است . بخصوص كه در آب ، حين وضو ، و همچنين استفاده از شانه و مسواك ذكر شده است .

     با اين كه دست قدرتمند صنع الهي ، چنان ساختمان گوش و بيني و چشم و .. را آفريده است كه خود بخود مقاومت بي نظيري در مقابل آلودگي مي كنند و روزانه بارها و بارها بدون آنكه انسان وقوفي پيدا كند ، آلودگيها را از خود دور مي سازند ( مثلا در گوش جريان موم ، در بيني موهاي ريز متعدد ، در چشم پلك زدن و اشك و .. ) اما چنانچه آب نيز در شستشوي صورت بكار برده شود ، ما حصل فعاليت پاك كنندگي اعضاي صورت به نتيجه خواهد رسيد. علاوه بر اين كه حداقل 3 بار شستشوي صورت هر گونه آلودگي محيطي را نيز از آن خواهد زدود (1) توجه به اين نكته مهم است كه دو راه عمده ابتلا به عفونتها ( دهاني و استنشاقي ) هر دو مربوط به محدوده صورت هستند .

     در هر صورت دستور قرآن مبني بر شستن دستها و صورت قبل از نماز با توجه به اين كه اعضاء معمولا پوشانده نمي شوند ( حتي در مورد حجاب خانمها مورد استثناء واقع شده اند وجه و كفين ) و در نتيجه با وجود اهميت آنها از نظر تمركز حس هاي پنجگانه ، در معرض آلودگي دائمي هستند ، مي تواند حاوي حكمتهاي بي شمار باشد ، كه در سطور گذشته با اختصار ، به مشتي نمونه خروار اشاره شد .

تاثير نماز بر عفونت هاي تنفسي

 به علت پراكنده بودن عوامل عفوني متعدد در محيط اطراف و هواي تنفسي انسان ، و با توجه به اين كه استنشاق ميكروب از طريق بيني روش عمده انتقال اين عفونتهاست ، بيماريهاي عفوني تنفس ، بوفور بوقوع مي پيوندد. اين مشكلات بويژه در فصل سرما كه تجمع افراد در محيطهاي بسته افزايش مي يابد و ويروس ها و باكتري ها امكان رشد و بيماريزايي زيادتري پيدا مي كنند بيشتر مي شود و به همين علت است كه در فصل سرما شايعترين علت مراجعه اطفال و بزرگسالان به مطب و كلينيك هاي عمومي ، بيماري  common cold ( سرماخوردگي ) و عوارض متعدد ناشي از آن است و همانطور كه اشاره شد ، عمده اين درگيري ها ، ناشي از انتقال عامل بيماريزا از طريق بيني است .

     اما از جمله مواردي كه در حين وضو ، مورد توصيه موكد قرار گرفته است . سه مرتبه ، چشيدن و استنشاق آب سرد و پاك است و حتي شستن قسمتي از درون بيني حين وضو ، توسط برخي از علماي شيعه واجب اعلام شده است ( رجوع شود به مساله 241 از رساله توضيح المسايل حضرت آيت .. العظمي اراكي (ره) .

     با توجه به آن كه اولين سد دفاعي بدن در مقابل عفونتهاي تنفسي موهاي ريزي هستند كه در مخاط بيني تعبيه شده اند ، عوامل عفوني متعددي از جمله بسياري از ويروس ها و باكتري ها و حتي عامل بيماري سل در اين موها متوقف مي شوند و جلوي حركت آنها به قسمتهاي ديگر دستگاه تنفس گرفته مي شود .

     بر اين اساس چنانچه مسلمين در مقدمات نماز و حين وضو دستور اسلامي استنشاق آب سرد 3 را اجرا نمايند ، همه روزه چند نوبت ميكروبهاي مجرايي تنفس را زدوده و مجراي تنفسي خود را تميز و پاكيزه مي نمايند و بدين ترتيب از بروز بيماريهاي متعدد تنفسي در امان خواهند بود .

تاثير نماز بر بيماريهاي دهان و دندان

  پيامبر اكرم (ص ) :

دو ركعت نماز با مسواك بهتر از هفتاد ركعت بدون آنست .

  طي شماره هاي گذشته از نه نكته پزشكي پيرامون نماز سخن گفته ايم و به اميد و ياري پروردگار در شماره هاي آينده سبك و سياق سابق را ادامه خواهيم داد .

     اما نكته اي كه در همين شماره قابل توضيح است ، توجه دادن به اين حقيقت متعالي است كه روح حقيقي نماز و فلسفه شكوهمند آن چيزي جز عبوديت محض در مقابل آفرينشگر يگانه هستي و ابراز خشوع بنده ناتوان در پيشگاه قادر متعال نيست و هر آنچه كه انديشمندان و قلم به دستان ، پيرامون فوايد گوناگون نماز در عرصه هاي مختلف بگويند و بنويسند تنها به منزله حاشيه اي بر اين متن گهر بار خواهد بود . و اما نكته امروز :

     دهان انسان را برخي قلب دوم بدن ناميده اند و توجه به اين نكته كه چنانچه محيط دهان فردي تميز باشد ، آن فرد از ابتلا به بسياري از بيماريها در امان است ، اين نامگذاري را بسيار مناسب جلوه مي دهد .

     بعنوان مثال عفونتهاي دهان و دندان بويژه در كودكان ، نقش مهمي در ايجاد بيماريهاي روماتيسمي دارد و نقش دندانها در حفظ و زيبايي و قدرت جويدن و صحبت كردن به خوبي مشخص است و حتي نبودن دندانهاي سالم و زيبا براي بانوان و دوشيزگان ( بخصوص ) اثرات رواني زيادي باقي مي گذارد . چرا كه در كتابهاي علمي دندانپزشكي مي خوانيم : نيمي از زيبايي بشر منوط به صورت او و از اين مقدار 3/2 آن مربوط به دهان و دندانها است .

     رعايت بهداشت دهان و دندان و پيشگيري از بيماريهاي مختلف آن ، از جمله پوسيدگي دندانها و بيماريهاي پريودنتال ( بيماريهاي لثه و بافتهاي پشتيبان ) و .. به بهترين شكل بوسيله مسواك زدن ، انجام مي پذيرد.

     اما دين مبين اسلام ، از قرنها پيش با توصيه هاي مؤكد ، مسلمانان را به طرف اين نكته درخشان بهداشتي هدايت نموده است تا جايي كه پيامبر اكرم (ص) مي فرمودند : “ اگر بر امتم سخت نمي شد مسواك زدن را واجب مي كردم “ و حتي در حديثي ديگر نحوه مسواك زدن را از بالا به پايين و از پايين به بالا نموده اند كه مطابق با جديدترين توصيه هاي علمي درباره روش مسواك زدن است .

     علاوه بر آن در كتب گوناگون فقهي و عبادي اسلام ، دستورات مؤكد مبني بر مسواك زدن هنگام ساختن وضو و نماز آمده است و با توجه به اين كه نمازگزار روزانه حداقل 3 بار وضو مي گيرد ، چنانچه قبل از هر وضو اقدام به مسواك زدن بكند ، از حد اكثر پاكيزگي لازم براي پيشگيري از تمامي بيماريهاي دهان و دندان برخوردار مي شود .        

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. طب داخلي واشنگتن ، ترجمه فارسي ، صفحه 281

2. ترجمه مباني طب سيسيل ( بيماري هاي عفوني ) ، صفحه 217

 3.از روايات اهل بيت عصمت ( ع) چنين مستفاد مي گردد كه وضو با آب سرد ، افضل از آب گرم است و در باب حكمت پزشكي اين مطلب در آينده سخن خواهيم گفت

4. در تهيه نکته 10 از از برخي جزوات جامعه اسلامي دندانپزشكان دانشگاه شيراز بهره گرفته شده است .

نكات پزشكي پيرامون نماز (4)

در شماره هاي گذشته پس از بحث كوتاه پيرامون برخي فوايد پزشكي اوقات نماز به مقدمات نماز و طهارت نمازگزار توجه كرديم و برخي فايده هاي طبي مترتب بر آن را به اختصار اشاره نموديم . از جمله پيرامون اهميت نظافت دست و صورت .

نكته يازدهم

تاثير نماز بر بيماريهاي پوست

در شماره هاي گذشته پس از بحث كوتاه پيرامون برخي فوايد پزشكي اوقات نماز به مقدمات نماز و طهارت نمازگزار توجه كرديم و برخي فايده هاي طبي مترتب بر آن را به اختصار اشاره نموديم . از جمله پيرامون اهميت نظافت دست و صورت كه بر اثر نماز به انسان هديه مي گردد سخن گفتيم . اما در ادامه وضو ، فرمان الهي بر مسح سر و پا قرار گرفته است .(1)

   هر چند مي توان در بعد نمادين و از ديدگاه زيبايي شناسي ، مسح سر و پا در پايان وضو را سمبلي جسم ، از سر تا پا و از فرق تا قدم به حساب آورد و به عنوان عاملي در ياد آوري پيوسته مسلمانان مبني بر نظافت تمام بدن تلقي كرد ، اما در باره بيماريها نيز مي توان به نكاتي چند توجه نمود .

     پاها و سر انسان بر خلاف دست و صورت ، از اعضايي هستند كه در بخش قابل توجهي از شبانه روز پوشانيده هستند ، تا حدي كه حتي خود نيز معمولا توجه كمي به آنها دارند .(2)

     اما امروزه دانش بشر ، گروهي از بيماريها را مي شناسد كه شروع تظاهرات اين بيماريها از پوست سر و پاها است . بعنوان مثال برخي بيماريهاي قارچي پوست از حد فاصل ميان شصت و ديگر انگشتان پا آغاز مي گردد كه اتفاقا درست محل اين ناحيه مسح واجب دارد و به همين ترتيب مسح سر نيز مي تواند توجه انسان را به آلودگي يا ضايعه عفوني در مو و پوست سر توجه دهد و در نتيجه انسان را براي رفع آن به اقدام   وادارد .

     در ضمن وجوب مسح سر و پا فرصتي است براي برداشته شدن پوشش پا و سر و در معرض هوا و اكسيژن قرار گرفتن اين اعضاء كه علاوه بر شادابي پوست ، به نوبه خود مانع رشد ارگانيزم هاي بي هوازي در منافذ پوست خواهد شد .

     البته لازم به توجه است كه بسياري از بيماريهاي پوست ( بويژه  عفونتها ) بوسيله غسل هاي متعدد اعم از واجب و مستحب كه شخص نمازگزار در طول زندگي خود به جا مي آورد ، قابل پيشگيري هستند كه براي پرهيز از اطالة كلام تنها به همين اشاره بسنده مي كنيم .

تاثير نماز بر بيماريهاي اپيدميك ( همه گير )

     آنتوني بارنت 3مي نويسد : عادت به استحمام كه در عصر جديد در مغرب زمين متداول شده است شايد در پيشگيري از بيماريها همان اندازه موثر بوده است كه مراقبت از منابع آب اثر داشته است . در سال 1842 وقتي كه از يك كارگز معدن در “ لانكاشاير‌” مي پرسند ، كارگران زغال كش هر چند وقت يكبار بدن خود را مي شويند ؟ او جواب مي دهد : آنها هيچوقت بدن خود را نمي شويند !؟! من هم هيچوقت بدن خود را نمي شويم ، پيراهن من چرك بدنم را پاك مي كند …!؟

     و از آن گوياتر ، ياداشتهاي روزانه درياسالار “ ساموئل پپيز ” است كه با شادي درباره پيدا كردن بيست شپش در يك شب ، در موهاي سر خود نوشته است . “ روزهاي روز بود كه اين اندازه نداشتم ، بنابراين امشب با رضاي خاطر فراوان به رختخواب رفتم !؟!

     گفته هاي اين نويسنده آمريكايي نشانگر اين موضوع است كه غرب به ظاهر متمدن ، تا گذشته نه چندان دور ، به اهميت استحمام و دوري از كثافات در پيشگيري از بيماريها ناآگاه بوده است و شاهد اين مدعا نيز بروز اپيدمي هاي بزرگ بيماريهايي مانند “ تيفوس ” است كه در قرن اخير به علت عدم رعايت نظافت شخصي به مرگ و ميرهاي وحشتناك و نابودي انسانهاي بسياري منتهي شده است .در حاليكه تاريخ مسلمانان بندرت شاهد اپيدمي هاي اينچنين مرگبار حتي در قرنهاي دور بوده است . اما “ حدث اكبر ” در مباني فقهي شيعه به مواردي مانند جنابت و حيض و … اطلاق مي شود كه مانعي براي اقامه نماز صحيح به حساب مي آيند و “ غسل ” بعنوان برطرف كننده حدث اكبر از واجبات نماز در اين قبيل موارد به حساب مي آيد .

     علاوه بر غسل هاي واجب در مكتب شيعه موارد متعددي از غسل هاي مستحب مي توان سراغ گرفت 4 كه در مجموع مثلا “ در طول يك هفته ، غسل هاي متوالي ( اعم از واجب يا مستحب ) توسط يك مسلمان معتقد نمازگزار بوقوع مي پيوندد .

     به اين ترتيب روشن است كه سر نهادن به فرمان غسل ، كه عمدتا “ براي اقامه صحيح نماز صورت مي پذيرد ، در بعد نظافت شخصي از اپيدمي شدن برخي بيماريها “ مانند گال و تيفوس ” و در بعد نظافت عمومي ( يعني اطاعت همه اعضاي جامعه اسلامي از آن ) از اپيدمي شدن برخي بيماريهاي ديگر مانند “ طاعون ” جلوگيري مي كند .

تاثير نماز بر افزايش طول عمر

   در سالهاي نخستين كه اين حقير نگارنده سطور ، تحصيل طب را در تهران آغاز كرده بودم ، در برخورد با استاد بزرگ پاتولوژي ايران ، جناب آقاي “ دكتر كمال الدين آرمين ”9همواره اين سؤال در ذهنم نقش مي بست كه چه نيروي عظيم و خارق العاده اي وجود دارد كه سبب مي شود اين مرد در اوج كهولت مقتدرانه بركرسي تحقيق و پژوهش و تدريس همچنان تكيه بزند و در آستانه هشتمين دهه عمر خود اينچنين شاداب و دل زنده باقي بماند !

     تا اين كه روزي سر كلاس درس استاد اين راز بر ما دانشجويان آشكار شد . بدين سان كه ، استاد هنگامي كه مشغول تدريس اسلايدهاي پيچيده و متنوع علمي مربوط به تشخيص هاي پاتولوژي بود ، ناگهان به اسلايدي رسيد كه به كلي با همه چيزهايي كه در دانشكده پزشكي ديده بوديم فرق داشت !؟!

     بر روي آن اسلايد تنها يك بيت از حافظ شيراز نگاشته شده بود كه :

تكيه بر تقوي و دانش در طريقت كافريست        راهرو گر صد هنر دارد “ توكل ” بايدش

     آن گاه استاد مدتي درباره توكل سخن گفت و به ما آموخت كه والاترين و بالاترين قدرت پزشك براي تشخيص و درمان بيماريها تنها توكل به باريتعالي است و ديگر هيچ .

     ايمان متعالي و توكل بدون قيد و شرط را يكبار ديگر من در ملاقات با پير تاريخ ايران و پدر تاريخ كرمان ، استاد باستاني پاريزي ديدم . مرد جاودانه اي كه هنوز حتي در دوران كهولت ، استوار و با عظمتي شگرف و ستودني و بي آلايشي و بي ريايي بي نهايت خود ، . زندگيش را وقف ايران عزيز نموده است . مشاهده بزرگاني چون آرمين ، باستاني پاريزي و .. و توجه به اين نكته ظريف كه بسياري از مراجع تقليد بزرگ و مشايخ صوفيه كه ايمان و ذكر خدا در جزء  جزء زندگيشان جاريست ، عمرهاي طولاني و پر بركت مي كنند. آشكار كننده اين مطلب است كه ميان “ ذكر خدا ” و فزوني طول عمر رابطه تنگاتنگي وجود دارد .

     توجيه علمي اين موضوع نيز با توجه به فوايد پزشكي مختلف نماز ، كه ما در اين مجموعه مقالات تنها به فرازهاي كوچكي از آن اشاره كرده ايم ، روشن مي شود . در اين مورد حتي برخي از نويسندگان علت علمي طولاني شدن بي سابقه عمر حضرت صاحب الزمان (عج ) را براي قرنها ، تسلط همه جانبه و كامل ايشان بر مسايل جسمي و رواني بشر ، به حساب مي آورند .

     و حضرت قائم (عج ) همان بزرگ مردي است كه والاترين حد نماز را به جاي مي آورد ، نمازي كه پيوسته سزاوار ستايش و سلام ابدي است :

     “ السلام عليك حين تقوم ، السلام عليك حين تقعد ، السلام عليك حين تقراء ، السلام عليك حين تصلي ، السلام عليك حين تقنت ، السلام عليك حين تركع و تسجد ، السلام عليك حين تحلل و تكبر السلام عليك حين تحمدو تستغفر ، السلام عليك حين تصبح و تمسي ، السلام عليك في الليل اذا يغشي و النهار اذا تجلي ” 10

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. آيه شريفه 9 سوره مباركه مائده

2. پوشش پا به صورت جوراب و كفش امروزه در اكثر فرهنگها متداول شده است و پوشش سر به صورتهاي مختلف از چادر و عمامه گرفته تا كلاه و روسري از دير باز معمول بوده است .

3  . در كتاب  ( A  Biology  of  man ) ترجمه محمد رضا باطني ، از انتشارات نشر نو ، صفحه 300

4. از جمله در مساله 638 رساله فقهي حضرت آيت ا.. العظمي اراكي ( ره ) موارد متعددي از غسل هاي مستحب درج شده است

5 و 6 . ترجمه فارسي سيناپس كاپلان ـ سادوك ـ ج دوم ـ صفحه 473

7. همان منبع ، صفحه 517

8. سخنراني دكتر محمود گلزاري در اولين اجلاس نماز

9. دكتر كمال الدين آرمين ، فرزند حضرت آيت ا.. صدر آرمين مي باشد ، كه از اولين گروه پاتولوزيست ها ( آسيب شناسان ) ايران به حساب مي آيند . ايشان دو سال پيش دارفاني را وداع گفتند .

10. مفاتيح الجنان ـ زيارت آل ياسين

تاثير نماز بر بيماريهاي مقاربتي

ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر   ( سوره عنكبوت آيه 45 )

    با اين كه همواره نام “ زيگموند فرويد ” بعنوان پزشكي نابغه و انديشمندي بي نظير كه با كاوش در عميق ترين ابعاد روان انساني ، باني بزرگترين انقلاب در علم روانپزشكي شد ، بر پيشاني دانش بشري درخشش مي كند ، اما برخي خطاهاي او و همچنين تعبيرهاي نادرستي كه متاخرين او از نظرياتش به عمل آوردند ، منجر به فجايعي جبران ناپذير در عرصه جوامع گوناگون شد .

     فرويد مي گفت : عقده هاي جنسي بشر مسبب ركود و عقب ماندگي انسانها در زمينه هاي مختلف علمي ، اقتصادي ، صنعتي ، فرهنگي و .. است و غربيان با قبول نظريه او از حدود 5 دهه پيش ، و آزاد گذاشتن بي قيد و شرط روابط گسترده جنسي بناگاه به رشدي باور نكردني و جهشي سرسام آور ، در زمينه هاي گوناگون دست يافتند !؟! (1)

     اما در عوض ،  آزادي بي حد و حصر جنسي ارمغانهاي مرگبار گوناگون نيز براي آنها به همراه داشت كه از آن جمله بيماريهاي مختلف مقاربتي از جمله سوزاك و سيفليس و .. كه در طب امروز با عنوان بيماريهاي  ( S.T.D) Veneral شناخته مي شوند و بخش عمده اي از مراقبت هاي پزشكي را به خود اختصاص مي دهند .

     از طرفي بيماري مهلك و مرموز  Aids ( ايدز ) را نيز مي توان بنوعي جزو اين گروه بيماريها به حساب آورد. در بروز همه اين بيماريها ، روابط متعدد و نامشروع جنسي با شريك هاي جنسي گوناگون نقش اصلي را ايفا مي كنند . اما اسلام و شكل حقيقي آن يعني تشيع با اين كه با رهبانيت و تجرد به شدت مخالفت مي كند ( بر خلاف مسيحيت كاتوليكي و متعصب ) و نسبت به ارضاي غريزه جنسي در حد نياز و در چارچوب مشروع نظر بسيار مساعدي دارد تا جائيكه قانون درخشان “ ازدواج موقت ” را براي بهره وري از اين نعمت بزرگ الهي وضع مي نمايد ـ اما آنجا كه كار اين غريزه به فساد كشيده شود و به صورت فحشا(2)  بروز نمايد ،اسلام برخورد و مقابله قاطع با موارد فتنه را پيشنهاد مي نمايد و مجازاتهاي سخت براي افراد خاطي در نظر مي گيرد. از طرفي بسياري از قوانين اسلامي از جمله “ نماز ” به گونه اي خود بخود و شايد ناخوداگاه ( آن طور كه خداي بزرگ در سوره عنكبوت فرموده است ) انسانهاي مومن را از نزديك شدن به فحشاء بر حذر مي دارد كه مثلا “ ضمن مقايسه اجمالي آمار بيماريهاي مقاربتي در غرب با جوامع مسلمان ، مي توان به اين نكته مهم دست يافت . توجيه علمي اين قضيه نيز با توجه به تغيير و تحولاتي كه بر اثر نمازهاي پنجگانه در ناقلهاي عصبي محرك جنسي بوقوع مي پيوندد و منجر به مهار شهوت در موارد نامشروع مي شود ، قابل بررسي است كه ما در بحث تعادل ناقل هاي عصبي بدان توجه خاص خواهيم داشت . هر چند كه در اين مورد تلقين نيز به عنوان يك توجيه علمي خوب ، مطرح است .

    به قول حضرت آيت ا.. خزعلي : “ پسر و دختر جوان كه انگيزه شهوت دارد وقتي كه به نماز شروع كرد و پنج نوبت “ الحمدا.. رب العالمين ” گفت ، يعني تمام سپاس و ثناي من مال آن كسي است كه مالك بدن و جسم عواطف و احساس ، سلسله اعصاب و قلب و گردش خون من و تمام امكانات و ارزشهاي من است ، يك انگيزه قويي در او پيدا مي شود . انگيزه اي كه توان مقابله او را در مقابل انگيزه جنسي فزوني مي بخشد ” (3)

     و به اين ترتيب نماز حقيقي ، خود به خود و فعالانه ريشه فساد جنسي و فحشاء را مي خشكاند و متعاقب آن آمار بيماريهاي مقاربتي را به شدت كاهش مي دهد .

تاثير نماز بر اعتياد

  امام صادق (ع) :

 اي انسان ، تو طبيب خويشتن هستي         

هم دردها براي تو بيان شده است           

و هم به دواي آن دردها راهنمايي شده اي 4

  “ اعتياد بلاي سياه و خانمان سوز بشري در عصر بيگانگي از خود است . دامنه ابتلاء به اعتياد از وابستگي به مشروبات مرگبار الكلي در كشورهاي غربي ( الكليسم ) گرفته تا اعتياد به مواد افيوني كه بدبختانه هنوز گريبانگير جامعه مسلمانان است گسترده است .

     گويي ، انسان امروزي براي گم كردن خود و فرار از اضطرابها و افسردگيهاي خويش راهي جز وابستگي به صدها نوع ماده ، روانگردان پيدا نكرده است . حال آن كه اگر به مجموع تعداد معتادان به الكل و مواد مخدر در سراسر جهان ، شمار كساني كه به لهو و لعب هاي ديگر از جمله قمار و انحرافات جنسي و .. اعتياد دارند را اضافه كنيم ، به آمار تكان دهنده و وحشتناكي خواهيم رسيد كه خبر از افول دردناك ستاره انسانيت مي دهد .

     با اين كه فجايع ناشي از اعتياد از جنبه هايي مختلف فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي و .. قابل بررسي است . اما تنها در بعد پزشكي قضيه مي توان به اين نكته اشاره كرد كه هر سال بخش عظيمي از  توان پزشكي و روانپزشكي كشورها ، مصروف درمان عوارض جسمي و رواني متعدد معتادان و تاثيرات شومي كه خواه ناخواه بر اعضاي خانواده شخص معتاد وارد ميشود ، مي گردد .

     هر چند علتهاي مختلفي در ابتلاي به اعتياد مطرح شده است ، اما بيشتر تخدير روان و تجربه تغيير حالات رواني ناشي از سرخوشي و نشئه است كه سبب گرايش به اعتياد مي شود و به اين ترتيب ، شخص معتاد از خود مي گريزد و دچار خود فراموشي مي شود و اين درست برعكس جريان مقتدر خودشناسي و معرفت النفس موجود در تعاليم نماز است . نمازگزاران با تكرار دايم آيات هفتگانه سوره حمد ( سبع المثاني ) كه “ چون حلقه هاي به هم متصل ، هر كدام راهگشاي بعدي مي باشد ” پيوسته سرنوشت خود را مرور مي كنند و در مسير خودشناسي و خود باوري گام بر مي دارند و با اعتقاد به “ إياك نعبد و إياك نستعين ” از هيچ چيز جز خدا براي التيام دردهاي خويش ياري نمي جويند . و اين گونه است كه نماز حقيقي تيشه بر ريشه اعتياد مي زند . به قول انديشمند شهيد و استاد بزرگ مطهري (ره ) :

     “ راز اين كه اكثر جاني هاي دنيا معتاد به يك سلسله سرگرميهاي خيلي شديد از قبيل مصرف ترياك و هروئين و مشروبات الكلي و قمار هستند ، اين است كه مي خواهند از خودشان فرار كنند. مثل اين كه درونشان پر از مار و پر از عقرب است و دايم او را مي گزند و اين اعتياد ها مانند مرفيني است كه به انساني كه از شدت درد مي نالد تزريق مي كنند ، تا درد را احساس نكند ، اين بدبختي بزرگي است كه انسان نتواند خودش را آنچنان بسازد تا بتواند با خودش خلوت كند .

     بر عكس بيشتر اهل صلاح و تقوي و اخلاق ( نمازگزاران ) و آنهايي كه نداي وجدانشان را هميشه مي شنوند ، معتاد به اينها نيستند و از هر چه كه آنها را از خودشان منصرف مي كند  فرارمي كنند ، دلشان مي خواهد ، خودشان باشند و در خودشان فكر كنند . چون عالم درونشان از عالم بيرونشان واقع “ سالم تر است ” 5

تاثيرنماز بر انحرافات جنسي

  ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر   سوره مباركه عنكبوت آيه 45

  انحرافات جنسي از دردناك ترين مشكلات بشر در آستانه قرن بيست و يكم است . بررسيهاي كينزي در سال 1948 نشان داد كه از هر 100 مرد آمريكايي 4 مرد منحصرا همجنس خواه هستند ، يعني كوچكترين تمايلي به جنس مخالف ندارند !؟! اين در حاليست كه گروههاي پر تعداد ديگري از اين 100 نفر ، همجنس را بر غير همجنس ترجيح ميدهند يا تفاوتي بين همجنس و غير همجنس برايشان نيست و يا با اين كه به غير همجنس متمايلند ، بطور اتفاقي يا بيش از اتفاقي همجنس بازي نيز مي كنند . بدين ترتيب اين آمار نشان مي دهد ، بيش از 3/1 مردان آمريكايي بعد از سالهاي بلوغ خود همجنسي بازي كرده اند و حداقل نصف اين آمار در مورد زنان آمريكايي نيز ، صادق است .(7)

     تازه اين آمار مربوط به زماني است كه تفسير غلط از نظريات فرويد و انحراف از آن ، گسترش چنداني پيدا نكرده بود . بديهي است پس از گذشت چند دهه بايد هم همجنس بازها به جايي رسيده باشند كه در پارلمان آمريكا براي خود نماينده داشته باشند و كميسيون تشكيل دهند .

     جالب اينجاست كه برخي منابع علمي روانپزشكي ، حتي اين تمايل را در برخي كاملا بهنجار و در افراد طبيعي با شخصيت پايدار و عاري از هر گونه نشان رواني و با انطباق خوب از نظر اجتماعي توصيف كرده اند !(8) با اين اوصاف اگر همجنس بازي و لواط انحراف جنسي نيست ، مي توان حدس زد ، كه انحرافات جنسي در قاموس غرب ديگر چه واويلايي است !؟!

     بچه بازي ، نمايش اعضاي جنسي ، ساديسم و مازوخيسم جنسي ، مبدل پوشي ، خود ارضايي ، نظر بازي ،حيوان دوستي ، مرده دوستي و نمونه هاي بسيار متعدد ديگري كه قداست قلم مانع از توصيف آنهاست ، همگي نمونه هايي از مهار گسيختگي و سقوط فاجعه آميز غرب در قهقراي فساد جنسي و فحشاء به شمار مي آيند .

     بدين ترتيب انحرافات جنسي صرفنظر از مشكلات اجتماعي ، فرهنگي ، خانوادگي و .. كه ايجاد مي كنند تنها در بعد پزشكي و آن هم جداي از نتايجي كه در بروز بيماريهاي جسمي ماند بيماريهاي مقاربتي بر جاي مي گذارند ، به خودي خود ، از بزرگترين مشكلات پزشكي بشر امروز به حساب مي آيند.

     اين در حاليست كه در جوامع اسلامي ، قرنهاست كه نماز فعالانه و مقتدرانه بسان يك منجي از هر حيث قابل اطمينان ، دامان مدد جويندگان از خويش را از هر گونه فحشاء و انحراف جنسي پاك و مصون داشته است .

     آيين اسلام با ترغيب هايي متعدد به امر ازدواج و بخصوص با وضع قانون مقدس ودرخشان ازدواج موقت ( كه با وجود آنكه از موارد اساسي اختلاف شيعه و سني است ، دركشور شيعه مذهب ما نيز بسان ممالك اهل سنت به فراموشي محض سپرده شده است ) از هر جهت انسان را براي ارضاي غريزه نيرومند جنسي ، از طريق مشروع راهنمائي مي كند . آيات متعدد سوره هاي نور ، احزاب ، بقره . نساء و .. بهترين گواه براي اين موضوع است .

     اما علاوه بر تحريك همه جانبه اسلام براي ازدواج و حتي سهل نمودن آن مثلا با وضع قانون متعه ( براي ريشه كن كردن موانع اقتصادي ازدواج ) و علاوه بر مجازاتهاي سختي كه براي منحرفين جنسي در نظر گرفته شده است ، ساير قانونهاي اسلامي به گونه اي ارايه شده اند كه چنانچه حتي شخص بدلايلي از ازدواج باز ماند ، هرگز به فساد و انحراف آلوده نشود و در رأس اين قانونها ، فريضه نوراني “ نماز ” است .(9) نمازگزار با امداد از “ نماز ” توانايي كنترل غرايز خود را افزوني مي بخشد و آتش سوزاننده و پر لهيب فحشاء را كه چه بسا ممكن است به انحراف جنسي بيانجامد  به آب عفاف ، سرچشمه گرفته از “ نماز ” خاموش مي كند.

خواص جسمانی نماز 2

تاثير نماز بر احساس امنيت رواني

   پس كداميك از دو دسته مردم سزاوار به امنيت اند ( بگوييد ) اگر مي دانيد ! ( بگو ) : كساني كه ايمان آورده اند و ايمان خود را به ستم نياميخته اند . ( سوره مباركه انعام ـ آيه شريفه 82)

      هر چند كه در پزشكي و زيست شناسي امروزي واژه استرس به معني هايي متفاوتي به كار مي رود ، اما بر اساس تعريف “ هانس سليه ” ( روانشناس مشهور ) استرس در پزشكي و روانپزشكي معمولا اشاره به موقعيت هاي رواني و اجتماعي متنوعي دارد كه قادر به ايجاد بيماريهاي جسمي و رواني و ساير اختلالات رفتاري است .

     مطالعات “ هاروي برنر ” ( محقق  برجسته استرس ) نشان مي دهد كه آمار مرگ و مير ، بيماريهاي جسمي ، خودكشي و ديگركشي ، پذيرش به بيمارستانهاي رواني و زندانها و.. در ميان افرادي كه در معرض استرس هاي گوناگون بوده اند ،، به مراتب بيشتر از افراد عادي است .

     از آنجا كه زندگي انسانها در عصر حاضر ، با استرس هاي بسيار متعدد و گوناگوني همراه شده است و با توجه به اين كه لازمه زيستن و تداوم زندگي سازش پذيري و مقاومت در برابر استرس هاست ، لزوم برخورداري انسان از وسايلي كه درجه مقاومت او را در مقابل استرس ها افزايش بخشند و احساس آرامش و امنيت رواني را در وجود او حكمفرما سازند ، بوضوح احساس مي شود .

     چنانچه با دقت كافي و استناد به شواهد آماري به مكانهايي كه استرس هاي متعدد زندگي كار افراد را بدانجا مي كشاند ( مكانهايي مثل مطب پزشكان ، بيمارستانهاي جسمي و رواني ، قبرستان  جوانمرگ ها !؟! ، زندانها و .. ) سري بزنيم متوجه مي شويم كه تعداد مذهبي ها ، در مقايسه با غير مذهبي هاي حاضر در اين قبيل جاها بسيار متفاوت است .

     بعنوان مثال در كشور خودمان 90% محكومان زندانها را افراد بي نماز تشكيل مي دهند . يا مثلا آمار بيماران بستري در بيمارستانها كه با نماز بيگانه اند به طرز باورنكردني بيش از اشخاص مقيد به نماز است .

     اين موضوع نه فقط در كشورهاي مسلمان ، بلكه در سرتاسر جهان عموميت دارد . بعنوان مثال : بررسي جوامع “ هوتري‌” در آمريكاي شمالي حاكي از آن بود كه بروز اختلال رواني در آنها كمتر از ساير افراد جامعه است . جوامع هوتري نسبتا پايدار و منزوي هستند و در شرايط آرام كشاورزي و با عقايد ديني استوار زندگي مي كنند .

     بدين ترتيب مي توان با فيلسوف بزرگ قرن اخير “ ليمان ” هم عقيده بود ، آنجا كه گفته است : “ دين و مذهب در زندگي به انسان اطمينان و تكيه گاه روحي مي بخشد .” با اين اوصاف “ نماز ” بعنوان برجسته ترين چهره ايمان ، نقش بزرگي در ايجاد امنيت رواني و توانايي مقابله با استرس ها در انسان ايفا مي كند و اگر به ياد آوريم كه بيش از 60% مراجعه كنندگان به بيمارستانهاي عمومي ، در واقع از يك مشكل رواني رنج مي برند و بيماريهاي

( روان تني ) در طب نوين روز به روز جايگاه مهمتري پيدا مي كند ، مي توانيم از دريچه تازه اي از نقش نماز در بيماريهاي جسمي سخن بگوييم .

     پس با اين ديدگاه ، در چند شماره آينده به بررسي تاثيرات نماز بر برخي اختلالات مورد بحث در طب روان تني خواهيم پرداخت .

تاثير نماز بر بيماريهاي تيروئيد

    در اصطلاح لغوي مردم كرمان ( بويژه در گويش سيرجاني ) ، از بيماري گواتر تيروئيد با عنوان “ غمباد ” ‌( غم + باد ) نام برده مي شود . چرا كه تجربه به آنها نشان داده است اين بيماري كه تظاهر عمده آن به صورت بزرگي منتشر غده تيروييد است بيشتر در اشخاصي بروز مي كند كه در معرض غم و غصه و ناراحتي بيشتري در طول زندگي خود بوده اند !

     اين باور قديمي كرمانيان ، توسط منابع علمي جديد نيز تا حدودي تأييد مي شود . چرا كه “ طي ساليان دراز ، پزشكان بروز پركاري تيروييد را متعاقب ناراحتيهاي هيجاني ، استرس و شوك هاي مختلف ، گزارش كرده اند . استرس هاي هيجاني متفاوتي ممكن است با بروز پركاري تيروييد ، عمراه باشد . مثلا داغديدگي ، گرفتاريها و بحرانهاي زناشويي ، نگراني هاي خانوادگي و مال ، تصادف و غيره ” (10)

     هر چند كه عوامل مختلفي ، بصورت پديده هاي زنجيره اي و پي در پي ، در تيروييد ، بيماري ايجاد مي كنند . ولي شواهد قوي نشان ميدهد كه استرس هاي رواني ـ اجتماعي و گرفتاريهاي هيجاني مي تواند اثر آشكار ساز در شروع بيماري داشته باشد

     بنابراين هر عاملي كه سبب تخفيف و كاهش استرس ها شود ، مي تواند بعنوان پيشگيري كننده از برخي بيماريهاي غده تيروييد مطرح گردد .

     تلقين هاي اميد بخش و زندگي ساز توأم با نماز (11) كه در صورت حضور قلب و توجه به مفاهيم نماز تجلي مي كنند ، به نمازگزار حس همه جانبه امنيت رواني را هديه مي دهد كه در شماره گذشته به اختصار پيرامون ، آن سخن گفته ايم . در اينجا نيز بد نيست اشاره كنيم ، در پاييز 1994 يك پزشك محقق آمريكايي به نام “ ارنست ـ لي ـ رسي ” پس از سالها تحقيق به پيشنهاد مقوله اي به نام “ پزشكي انساني ” پرداخته است كه در آن “ احساس ” بعنوان پل ارتباطي ميان “ جسم و روح ” معرفي شده است .

     بدين معنا كه اين محقق آمريكايي و همكارانش به اثبات رسانده اند كه روان از طريق تصورات و احساسات انسان بر ريو “ ژن ها ” تاثير مي گذارد و انقلاب نوين كه متحول كننده عرصه علم خواهد بود ، ورود احساس و روان در دنياي پزشكي است .(12) 

     بدين ترتيب روح و روان قدرتمند نمازگزار ميتواند پيشگيري كننده و حتي درمانگر بسياري از بيماريهاي جسمي ( از جمله بيماريهاي تيروييد ) باشد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . ر 1.  روانپزشكي ليتفورد ـ ريس ( ترجمه زير نظر عظيم وهابزاده ) صفحه 297

2. در حاشيه شايد جالب باشد به ياد آوريم بسياري از خوارج ملعون نهروان دچار وسواسهاي فكري و عملي شديد در مسائل اسلامي بوده اند .

3.روانپزشكي لينفورد ـ ريس : مقاله اختلالهاي خلقي ـ ترجمه دكتر لون داويديان ، ص 254

4.همان منبع ص 257

5.همان منبع ص 258

6.همان منبع  258

7. ترجمه سيناپس روانپزشكي كاپلان ـ سادوك ـ جلد سوم ـ ص 72

8. روانپزشكي ليفودريس ـ مقاله اختلالهاي جنسي ـ ترجمه دكتر لون داويديان ـ ص 313

9. براي شرح بيشتر رجوع شود به نكته پانزدهم از اين مجموعه مقالات ، با عنوان “ تاثير نماز بر بيماري مقاربتي ”

10.روانپزشكي لينفورد ـ ريس ( ويراستار : دكتر عظيم وهابزاده ) ـ ص 172

11.در اين مورد مراجعه كنيد به “ تاثير نماز بر تلقين هاي سازنده رواني ” درادامه همين مجموعه مقالات

12.شرح تحقيقات اين پزشك و همكارانش در سالهاي اخير در ماهنامه اي موسوم به “ پيشنهاد ” به چاپ مي رسيد . هر چند كه نتايج او با امكانات امروزي علم بشر كمي غلو آميز به نظر مي رسد و شايد به همين دليل نتايج او هنوز در منابع معتبرتر علمي ، به چاپ نرسيده اند

نکات پزشکي پيرامون نماز (7)

سكته قلبي ” شايعترين علت مرگ و مير در ايالات متحده آمريكا و ساير ممالك سنعتي است .(1) اين شيوع بالا در كشور ما نيز صدق مي كند . بعلاوه سكته مغزي كه به عللي تقريبا مشابه سكته قلبي ايجاد مي شود نيز عامل مهمي ..

تاثير نماز بر سكته هاي قلبي ومغزي

    “ سكته قلبي ” شايعترين علت مرگ و مير در ايالات متحده آمريكا و ساير ممالك سنعتي است .(1)  اين شيوع بالا در كشور ما نيز صدق مي كند . بعلاوه سكته مغزي كه به عللي تقريبا مشابه سكته قلبي ايجاد مي شود نيز عامل مهمي در مرگ و بروز ضايعات متعدد رواني و جسمي ، در ممالك مختلف به  حساب مي آيد .

     هر چند كه عوامل متعدد و گوناگوني ، بعنوان علل ايجاد كننده “ سكته ” شناسايي شده اند ، اما در اين ميان تاثير روان بر ايجاد هر كدام از آن علل ، منجر به اين شده است كه امروز سكته ها را بعنوان قسمتي از اختلالات رواني تني ( بيماريهايي كه بر اثر تاثير روان بر جسم ايجاد مي شوند ) بشناسيم .

     مطالعات “ فلاندر زانبار ” در سال 1936 و مطالعات تكميلي پزشكان ديگر در سالهاي بعد تا كنون ، اين فرضيه را مسلم كرده است ، كه بين تيپ شخصيت افراد و بروز سكته قلبي و مغزي در آنها رابطه تنگاتنگي وجود دارد ، بعلاوه اين نكته نيز امروزه از مسلمات است كه استرس هاي مداوم و طولاني با ايجاد شرايط خاص ، در رگهاي خون دهنده به قلب و مغز ، زمينه را براي بروز سكته در اين اعضاء مساعد مي سازد .

     در اين باره ، بسياري از مؤلفين گزارش داده اند كه در موارد بسيار زيادي ، فشارهاي شديد حرفه اي ، نگراني خانوادگي يا مالي ، افسردگي و خستگي مقدم بر بروز سكته هاي قلبي وجود داشته است . اين مولفين نشان داده اند كه سطح كلسترول ( چربي حيواني ) در خون افرادي كه تحت فشار فكري هستند بالا مي رود و احتمال بروز لخته هاي منجر به سكته در رگهاي قلب بيشتر مي شود . متخصصين ديگر نيز يكي از مهمترين عوامل منجر به سكته مغزي را ، تنش هاي هيجاني كه در پاسخ به گرفتاريها ، كشمكش هاي رواني و استرس ها ، بوجود مي آيد ، ذكر نموده اند .(2)

     بر اين اساس حتي براي درمان مبتلايان به سكته كه جان سالم بدر مي برند . علاوه بر درمانهاي طبي مختلف ، استفاده از داروهاي روانپزشكي و حتي روان درماني و رفتار درماني نيز . توصيه مي شود .(3)

     با اين اوصاف ، توجه به اين نكته مهم است كه هر عاملي كه سبب تخفيف استرس ها وايجاد امنيت رواني در شخص گردد و هر عاملي كه بتواند در برقرار كردن شخصيت متعادل در افراد موثر واقع شود ، خواهد توانست تاثير چشمگيري بر كاهش ميزان سكته هاي قلبي و مغزي بگذارد .

     ما در شماره هاي مختلف اين مجموعه نوشتار ، از احساس امنيت رواني ، كه بر اثر نماز براي انسان حاصل مي گردد و نقش حفاظتي كه نماز در مقابل اضطراب ها و استرس هاي حاد و مزمن زندگي ايفا مي كند ، سخن گفته ايم و خواهيم گفت . بعلاوه طي شماره هاي آينده راجع به تاثير نماز بر اختلالات شخصيت و نحوه اي كه نماز از آن طريق شخصيتي باثبات و متعادل ايجاد مي كند ، به بحث مختصري خواهيم پرداخت .

     با عنايت به مجموعه مباحث مذكور و با توجه به اين كه دانستيم در بروز سكته هاي قلبي و مغزي ، علاوه بر اين كه تيپ شخصيت افراد ، نقش مهم دارد ، استرس هاي حاد و مزمن زندگي نيز ايفاي نقش موثر مي كنند ، مي توانيم به اين نكته درخشان دست يابيم كه “ نماز ” با ايجاد ثبات در شخصيت و ايمني بخشي در مقابل استرس ها ، ريسك ابتلا به سكته هاي مغزي و قلبي را به شدت كاهش مي دهد .

تاثير نماز بر زخمهاي گوارشي

  “ زخم معده ” و “ زخم اثني عشر ” از شايعترين موارد مراجعه به پزشكان داخلي و جراحان ، به حساب مي آيد كه در بروز اين مشكلات ، عوامل مختلفي ، دخيل دانسته شده است ، از جمله اين اواخر وجود نوعي ميكروب خاص (4) را در دستگاه گوارش عده زيادي از مبتلايان به زخمهاي گوارشي ، در اين مورد موثر مي دانند .

 اما اعتقاد عاميانه اي در فرهنگ ايراني وجود دارد ، كه مثلا وقتي مادرها يا مادربزرگ ها ، از شلوغي و آزار بچه ها و نوه هاي خويش ، به ستوه مي آيند ، خطاب به آنها مي گويند : بس است ديگر ! از دست تو زخم معده گرفتم !؟!

     كه صحت اين صحبت عاميانه يعني وجود ارتباط ميان غم و غصه و بروز زخمهاي گوارشي ، توسط منابع علمي جديد كاملا تاييد مي شود : “ مشاهدات باليني طي ساليان دراز نشان داده است ، كه علايم زخمهاي گوارشي ممكن است در اثر تغييرات هيجاني بيمار يا تجربه شرايط استرس زاي مختلف ، شروع و يا تشديد شود ” (5)

     در راستاي اين فكر ، مطالعه اي كه روي هزاران نفر از افراد خوانده شده براي خدمت سربازي در ايالات متحده آمريكا ، انجام گرفته است ، نشان مي دهد كه  زخمهاي گوارشي بيشتر در افرادي پيدا مي شوند كه نه تنها ميزان ترشحات معدي ( بخصوص اسيد معده ) در آنها بالاتر از حد طبيعي است ، بلكه دچار برخي واكنشهاي هيجاني را در آنها براي ايجاد زخم گوارشي پديد مي آورد .(6) در اين مورد “ فرانس الكساندر ” به ترسيم شخصيت هاي خاصي از نظر رواني مي پردازد كه بروز ، زخم هاي گوارشي ، اكثرا در آنها اتفاق مي افتد.(7) و به اين ترتيب اين مجموعه نكات را بايد در ايجاد تسكين رواني در مبتلايان به زخمهاي گوارشي ، در نظر داشت .

     با اين اوصاف مي توان توجه كرد ، كه عوامل تسكين بخش روان ، ( به خصوص درصدر آنها عوامل مذهبي ) مي توانند نقش عمده اي در كاهش دادن زمينه ابتلا به زخمهاي گوارش ايفا كنند و در اين مورد در كشور ما جاي تحقيق ها و پژوهش هاي جامع آماري ، كه به مقايسه معني دار ميان نمازگزاران و تارك الصلوه ها ، در مورد ميزان ابتلا به بيماريهاي مورد بحث ، در طب روان تني ، از جمله زخمهاي گوارشي بپردازند ، به شدت خالي است .

     اما آنچه كه با استناد به شواهد نظري مي توان استنتاج كرد ( يعني با روشي كه نويسنده اين مجموعه مقالات با توجه به امكانات محدود خود ، ناگزير بدان بوده است ) اين است كه “ نماز به عنوان يك واكسن قدرتمند در ايمني بخشي در مقابل استرس ها و ناملايمات زندگي و ايجاد احساس امنيت رواني در اشخاص و به علاوه از آن مهمتر با ايجاد ثبات در شخصيت و برقرار كردن تعادل رواني ، مي تواند ، اثر شگرفي بر همه مشكلات جسمي ، كه به شدت زير نفوذ تاثيرات رواني ، هستند بگذارد ، كه ما نمونه هايي از اين مشكلات را طي شماره هاي اخير ، بررسي كرده ايم .

تاثير نماز بر بيماري آسم

   “ آسم ” يكي از شايعترين بيماريهاي انسان است ، به طوريكه شيوع آن در طب اطفال ، 5 تا 10 درصد كل كودكان تخمين زده مي شود .” (8)  كه اين بيماري در بسياري از آنها تا بزرگسالي نيز ادامه پيدا مي كند . بدين ترتيب كمتر كسي است كه  در دوران زندگي خود با بيماران مبتلا به آسم ، برخورد نكند و شاهد مشكلات مختلف آنان از جمله تنگي نفس ، سرفه مداوم ، خس خس سينه و .. كه گاهي به صورت حمله هاي شديدي بيماري تظاهر مي كنند نباشد.

     مطالعات علمي جديد بر گروههاي سني مختلف مبتلا به آسم ، نشاندهنده آن است كه در ايجاد بيماري آسم ، سه عامل برجسته ، مهمترين نقش را ايفا مي كنند ، كه اين سه عامل عبارتند از :

1. ميكروبهايي كه وارد دستگاه تنفسي انسان مي شوند ( عفونتها ) 2

2.  . عوامل حساسيت زا ، از جمله گردو غبار ، دود سيگار ، گرده گياهان ، كه در مورد اشخاص مختلف   ممكن است اين عوامل مختلف باشند .

3.  مسائل رواني از جمله اضطراب ، عصبانيت ، غم ، شادي ، تحقير ، خنده و حتي انتظار خوشايند شركت در يك محفل اجتماعي مطلوب و به طور كلي استرس هاي حاد و مزمن.

1. اما نقش عوامل رواني از ديدگاه ديگري نيز ، توجه پزشكان را به خود جلب نموده است و آن “ تاثير تلقين بر آسم ” است ، چرا كه در برخي از موارد تلقين مي تواند ، موجب تسكين حمله هاي آسم شود :‌“ يك مثال مشهور در اين مورد ، مربوط به پزشكي است ، كه مبتلا به آسم بود و براي گذراندن تعطيلات آخر هفته ، به هتل دورافتاده اي ، در يك منطقه ييلاقي رفته بود ، در نيمه هاي شب او با يك حمله شديد آسم از خواب بيدار شد و كورمال كورمال به جستجوي كليد لامپ برق بر آمد و وقتي كه از پيدا كردن آن عاجز شد ، نااميدانه كفش خود را برداشت و قصد پنجره را كرد و وقتي وجود شيشه اي را احساس كرد ، آن را شكست و نفسهاي عميقي كشيد و حمله آسمي او متوقف شد و شب آرامي را گذراند ولي صبح روز بعد ، او با وحشت زياد ، دريافت كه بجاي پنجره آينه را شكسته است !”

     با توجه به اين قبيل شواهد است كه مي توان آسم  را نيز جزو بيماريهاي مورد بحث در طب روان تني ، به شمار آورد و نتيجه گرفت كه چنانچه احساس امنيت رواني در بيماران آسمي ايجاد گردد و چنانچه مكررا در معرض تلقين هاي سازنده رواني ، قرار گيرند ، قدم بزرگي در تسكين بيماري آنها برداشته شده است .

     در شماره هاي گذشته اين مجموعه مقالات به تاثير نماز بر عفونت هاي تنفسي اشاره نموديم و بدين نكته رسيديم كه “ عفونت ” ها ( كه خود يكي از عوامل بر انگيزنده آسم مي باشند بوسيله شستشوي مجراي تنفس در وضو تا حدي قابل كنترل هستند . اين نكته را مي توان در مورد ساير عوامل حساسيت زا ، مثل گرد و خاك و گرده گياهان ( يعني دومين عامل بر انگيزنده آسم ) نيز به نحوي صادق دانست . اما آنچه كه در مورد تاثير نماز بر آسم ، غير قابل انكار است ، تاثير تنش زائي نماز و احساس امنيت رواني عميقي است كه بر اثر آن حاصل مي شود و بي شك اثر التيام بخش بزرگي بر بروز سومين گروه از عوامل برانگيزنده آسم ، يعني عوامل رواني مي گذارد .

     به خصوص كه تلقين هاي سازنده و زندگي بخش توأم با نماز (9) ، قابل مقايسه با آن گروه تلقين هاي رواني است كه گهگاه باعث تسكين آسم يا پيشگيري از بروز حملات آن مي شوند .

     ضمنا ديدگاه ويژه نمازگزار به زندگي در دنيا و ثبات شخصيت او ( كه در شماره هاي آينده پيرامون آن بحث خواهيم كرد ) باعث مي شود كه نمازگزار در مقابل افت و خيزهاي غير منتظره زندگي ، نه چندان شاد و نه چندان غمگين شود ، و در نتيجه به حذف آن گروه از تغييرات هيجاني كه مسبب تشديد آسم هستند ، از زندگي خود بپردازد .

 

تاثير نماز بر حافظه و تمركز حواس

  امام محمد باقر (ع) : 

در نماز خود توجه و تمركز كامل داشته باش زيرا از نماز تو آن مقدار قبول مي شود كه با توجه خوانده مي شود .(7)

    تمركز  ( concentration) نه تنها شرط لازم ، بلكه در بسياري موارد ، شرط كافي براي بسياري از موفقيت هاي انسان است .

     عرصه كاربرد تمركز ، نه فقط در فعاليت هاي مادي و محسوس انسان ، بلكه گاهي تا حد مسائل ماورائي و مرموز هستي ، گسترده است . بدين معنا كه حتي عمليات محير العقول مرتاضان هندي ، طريقه هاي پيشرفت و سير و سلوك در مكاتب عرفاني و مذهبي شرق دور

( از جمله ذن بوديسم ، يوگا و .. ) راههاي ديدن حقيقت اشياء در مقابل نگاه كردن معمولي به آنها ، در تعاليم روانشناسانه و عارفانه دون خوان به كارلوس كاستاندا ، (8) روشهاي كشف و شهود و مراقبه در سلسله هاي تصوف و عرفان اسلامي و ايراني و بسياري ديگر از مسائل معنوي از اين قبيل ، تنها از طريق دست يافتن به درجاتي از “ تمركز ” قابل وصول مي باشد .

     بعنوان مثال ، حتي در انواع ورزشهايي كه خاستگاه آنها در ممالك شرق دور مي باشد ( از جمله ورزشهاي رزمي مثل كاراته ، جودو ، ساواته ، كونگ فو و .. ) شرط اصلي براي موفقيت و پيشرفت برخورداري از “ تمركز ” مي باشد . و از اين رو بخش مهمي از تمرينات اين ورزشها به “ تمرين تمركز ” اختصاص يافته است .

     اما در بعد فعاليتهاي مادي و عادي روزمره انسان نيز “ تمركز حواس ” داراي نقش بسيار كليدي است . از سردار افسانه اي فرانسويان ، “ ناپلئون بناپارت ” چنين نقل مي كنند كه مي گفت :

“ تنها زماني موفق شدم كه به پيروزيهاي بزرگ در عرصه سياسي و نظامي دست پيدا كنم ، كه توانائي يافتم ، مغز خود را كشو بندي كنم !؟! و در مورد انجام هر كار تنها كشوي مربوط به آن را بگشايم و بر آن تمركز بدهم و ساير كشو هاي مربوط به ديگر كارها را ببندم . بدين معنا كه مثلا زماني كه به حل يك مسئله جنگي مشغول بودم ، تنها كشوي مربوط به آن مسئله در ذهنم بيرون بود و تنها بر روي آن كار مي كردم و در اين زمان همه كشوهاي مغزي ديگرم ، حتي كشوي مربوط به عشق “ ژوزفين ” بسته بود !”

     به همين قياس ، چنانچه مثلا “ يك دانش آموز يا يك دانشجو ، بتواند موقع مطالعه دروس خود ، تنها بر همان موضوع درسي مورد مطالعه تمركز كند و از ساير افكار بر حذر باشد ، موفق خواهد شد كه به پيروزي هاي چشمگيري در زمينه تحصيلي دست يابد.  يا حتي يك كارمند ، يك كاسب ، يك بنا ، يك راننده و .. تنها زماني در كار خود كاملا موفق خواهد بود كه از تمركز حواس كافي ، موقع كار خود ، برخوردار باشد و در اصطلاح مشهور حواسش به كارش جمع باشد .

     به اين ترتيب با اين مثالها مي توان به اهميت زايد الوصف جمع بودن حواس يا همان تمركز پي برد و توجه نمود كه چنانچه در امور مختلف و بخصوص در كارهاي فكري ، باسلاح تمركز به ميدان رفت و با توجه به رابطه تنگاتنگ حافظه و تمركز حواس ، دانسته هاي جديد را با نظم و ترتيب روي يكديگر قرار داد ، قدم بزرگي در جهت تقويت حافظه نيز برداشته خواهد شد .

     مطالعات مختلف علمي و پژوهشي و نظريه پردازيهاي گوناگوني نيز دردانش امروز ، در اين مورد صورت پذيرفته است كه از آن جمله مي توان به مطالعات “ گاردنر مورفي ” پيرامون   canalization  ( متوجه ساختن انديشه و فعاليت به موضوعي معين)  اشاره كرد .(9)

     اما توصيه هاي مؤكد و متعددي كه در تعاليم اسلامي مبني بر “ حضور قلب ” در نماز و برخورداري از اقبال و توجه كامل به نماز به ما رسيده است ، همگي دلالت بر آن  دارد كه نماز ارزشمند در درگاه الهي نمازي است كه با تمركز كامل و توجه دقيق به مضامين آن ، به جاي آورده شود و نمازي است كه با تمركز كامل و توجه دقيق به مضامين آن ، به جاي آورده شود و نمازي كه مسلسل و طوطي وار بدون حضور ذهن و قلب خوانده شود از ارزش بسيار كمي برخوردار است . و حتي در حديث معصوم (ع) آمده است كه عابدي كه بدون فهم و درك ( و در نتيجه آن بدون توجه ) عبادت مي كند ، همچون الاغ آسياب است .(10) ( كحمار الطاحونه ) بدين ترتيب اقامه كننده حقيقي نماز ، با برخورداري از حضور قلب در عبادت هاي يوميه خويش ، در واقع “ تمركز حواس ” را بارها و بارها در طول يك شبانه روز ، تمرين مي كند و از اين جهت اين صفت حسنه را در وجود خود ، ملكه مي سازد تا با بهره بردن از آن در همه عرصه هاي زندگي ، موفقيت را در همه ابعاد ممكن نصيب خويشتن سازد .

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. مطالب علمي اين مقاله از جلد سوم ترجمه فارسي كاپلان ـ سادوك ، صفحات 286 ـ 284 اقتباس شده است .

2 .پرتوي از اسرار نماز ـ اثر حاج شيخ محسن قرائتي ـ صفحه 174

3. روانپزشكي لينفورد ـ ريس مقاله شخصيت ترجمه : دكتر حسن مرندي صفحه 63

4. از جمله مطالعات راث بنديكت و مارگارت ميد درباره تاثير اجتماع و فرهنگ بر شخصيت انسان

5.روانپزشكي لينفورد ـ ريس ،مقاله اختلالات پسيكوپاتيك ترجمه : دكتر احمد محيط ، صفحه 304

6...براي بررسي تاثير نماز بر عوامل شيميايي دروني شكل دهنده شخصيت رجوع كنيد به “ تاثير نماز بر تعادل ناقل هاي عصبي ” در ادامه همين مجموعه مقالات .

7. .  تعليمات عجيب دون خوان ، سرخپوست عارف مكزيكي ، به كارلوس كاستاندا ،مردم شناس آمريكايي ، درباره يك مكتب غني و منحصر به فرد عرفاني كه سابقه اي هزاران ساله در ميان سرخپوستان آمريكاي شمالي دارد موضوع حدود ده كتاب جنجال برانگيز است كه كاستاندا در اواخر قرن حاضر به رشته تحرير درآورده است . مجموعه اين كتابها توسط مترجمين مختلف به فارسي ترجمه شده است .

 8. روانپزشكي كاپلان ـ سادوك  ترجمه : دكتر پور افكاري جلد 1 صفحه 553

9.سفينه البحار ، ذيل كلمه “عبد ” ( اين نماز ، همان نمازي است كه شاعر در مورد آن سروده است :

غير از خدا كه هرگز در فكر آن نبودي                هر چيز كز تو گم شد وقت نماز پيداست !

نکات پزشکي پيرامون نماز (9)

پزشكان اطفال ضرب المثل مشهوري بدين مضمون دارند كه “ كودكان ” هرگز بزرگسالان كوچك نيستند. بدين معنا كه عوالم رواني وحتي جسمي كودكان به كلي متفاوت از بزرگسالان است و جا دارد حتي آنها را نوع ديگر از انسان به ..

تاثير نماز بر سلامت جسمي كودكان

  و أمر اهلك بالصلوه واصطبر عليها

و خانواده ات را به نماز و صبر نمودن بر آن امر كن   ( سوره مباركه طه ـ آيه شريفه 132 )

   پزشكان اطفال ضرب المثل مشهوري بدين مضمون دارند كه “ كودكان ” هرگز بزرگسالان كوچك نيستند. بدين معنا كه عوالم رواني وحتي جسمي كودكان به كلي متفاوت از بزرگسالان است و جا دارد حتي آنها را نوع ديگر از انسان به حساب آوريم و در بعد بررسي فوايد پزشكي نماز ، نكات متعددي را به سلامتي كودكان ، جداي از بزرگسالان اختصاص دهيم. اما از آنجا كه بنا را بر اختصار گذاشته اين تنها طي دو نكته و به گونه اي فهرست وار ، از برخي تاثيرات مستقيم و غير مستقيم نماز بر سلامت جسمي و رواني كودكان ، سخن مي گوييم .

     سلامت كودكان ، از آرزوها و ايده آلهاي همه جوامع بشري است و از اين رو مجامع بين المللي متعددي با قصد حمايت از سلامتي و كمك به پيشرفت كودكان ، بوجود آمده اند . اما آنچه كه كمتر مورد توجه همه اين مجامع بوده است ، شايد توجه به نقش بي نهايت عميق دستورات ديني در ايجاد سلامتي اطفال باشد .

     بعنوان مثال حدود دو دهه پيش ، مجامع علمي جهان ، شيرمادر را براي شيرخواران ، بي كفايت تشخيص دادند و اقدام به تهيه شير خشكي كه گمان مي بردند ، مفيدتر از شير مادر است ، نمودند و انواع و اقسام شير خشك را با تبليغات وسيع بر له آنها و عليه شير مادر ، به بازار فرستادند ، اين در حالي بود كه از قرنها پيش در آيات استوار قرآن از جمله آيه شريفه 233 از سوره مباركه بقره و آيه 12 از سوره مباركه لقمان ، چند بار تاكيد بر استفاده از شير مادر ، آن هم تا دو سال شده بود . با اين وجود بسياري از مادران ( از جمله حتي مادران مسلمان ) ، گول تبليغات علمي را خوردند و به كودكان خود به جاي حياتي ترين و سلامتي بخش ترين ماده غذايي كه توسط آفريدگار هستي توليد و توصيه شده بود ، شير خشك بي خاصيت و بسيار مضر ساخت  انسانها را خوراندند .

     اما با پيشرفت بيشتر دانش و تجهيز بيشتر آزمايشگاههاي علمي ، چند سال بعد برخي برتريهاي شير مادر ،روشن شد و اين بود كه دامنه تبليغ عليه آن محدود تر شد و علم نسبي بشر اعلام كرد : “ شير مادر ، تا حداقل 6 ماه مفيدترين ماده غذايي براي كودكان است ” كه اين دستور نيز هنوز ، با دستور قرآني ، كمي متناقض به نظر مي رسيد ، تا اين كه آخرين تلاشهاي بشر براي شكافتن هر چه بيشتر محتويات شير مادر و شناسايي اجزاي آن به نتيجه رسيد و كار بدانجا كشيد كه سرانجام در سالهاي اخير ، علم به اين حقيقت اعتراف كند كه : شير مادر ، آن هم تا دو سال ، ضروري ترين ، اساسي ترين و حيات بخش ترين نياز كودك به شمار مي آيد و محروميت كودك از شيرمادر ، او را در معرض طيف بسيار وسيعي از بيماريهاي جسمي و رواني ، قرارمي دهد . و آيات شكوهمند قرآن و فرمايشات معصومين (ع) در اين مورد همچنان استوار و درخشان بر جاي خود بود .(1)

     با اين قياس ، مي توان نتيجه گرفت وقتي كه يكي از ساده ترين دستورهاي قرآني غنايي تا بدين حد مثلا “ در تامين سلامت كودكان دارد ، دستورات مؤكد و مكرر آن ( مثل نماز ) ديگر تا چه پايه اي مفيد و سودمندند .

     واقعيت اين است كه سودمندي “ نماز در سلامت جسمي كودكان ، بوضوح قابل مشاهده است . از جمله اين كه با پايبندي به نماز در جامعه مي توان به راحتي با آن گروه از بيماريهاي مادرزادي بسيار شايع در نوزادان كه بر اثر فسادهايي مانند اعتياد ، الكليسم ، بيماريهاي مقاربتي و .. بوقوع مي پيوندد ، وداع نمود . “ كودك آزاري “ كه بخش مهمي از علل بستري و مراجعه كودكان به مراكز پزشكي و روانپزشكي را تشكيل مي دهد ، در پرتو نماز و در جامعه نمازگزار ، بي معني به حساب مي آيد . عفونت هاي گوناگوني كه در كودكان ايجاد بيماري مي كنند توسط نماز تعديل مي شوند بعنوان مثال به اثبات رسيده است كه بخش مهمي از مرگ و مير نوزادان در بدو تولد به دليل تماس با بدن آلوده اطرافيان ( از جمله دستهاي آنها ) است . كه طهارت دائمي ناشي از نماز مي تواند يك عامل مهم پيشگيري از اين قبيل مرگها باشد . كه اگر به اين قبيل مثالها ، فوايد ديگري ناشي از زندگي يك كودك ، درر خانواده هاي مذهبي را ، اضافه بكنيم ، مثلا “  به سنت حسنه ختنه اطفال ، كه خطر عفونتهاي ادراري را در آنها تا يكصد برابر ، كاهش مي دهد و يا عادت پيدا كردن به مسواك و .. را اضافه نماييم خواهيم ديد كه چگونه تعاليم اسلامي ، كودكان را در معرض سلامتي جسماني قرار مي دهد. يا اين كه آموزش وضو به كودكان ، كه در واقع نوعي آموزش پاكيزگي و طهارت به آنهاست و از آنجا كه بخش عمده اي از بيماريهايي عفوني شايع در اطفال از جمله حصبه ( تيفوئيد ) ، فلج اطفال ، هپاتيت  A و .. از طريق مدفوعي ـ دهاني  ( Fecal  - Oral) انتقال مي يابند ، مي توان با بهره از طهارت ناشي از نماز ، از ميزان بروز و شيوع اين بيماريها به شدت كم نمود ، همانطور كه امروزه در ممالك پيشرفته غربي ، آموزش شستن دستها قبل از صرف غذا ( كه اتفاقا “ با اوقات نماز ، تقريبا ” مقارنت دارد ) از اصول اوليه اي است كه به اطفال ، در مدارس ابتدايي ، آموزش داده مي شود .  

     علاوه بر محاسن جسمي بسيار متعددي كه از زندگي يك كودك در يك خانوداه مومن و نمازگزار ، براي او حاصل مي شود ( از جمله اين كه مادر با تقوي و مومن كودك ، با اقتداي به قرآن و سخن معصومين (ع) كودكش را تا دو سال كامل شير مي دهد و اين وظيفه بي نهايت بزرگ را به بهانه هاي پوچ و واهي ، از جمله اشتغال در بيرون منزل و .. رها نمي كند و در نتيحه كودك خود را در مقابل طيف بسيار وسيعي از بيماريهاي مرگبار جسمي و رواني و انحرافات و اعتيادات و .. در آينده ايمن و واكسينه مي كند ) (2) . مي توان بدين نكته مهم نيز توجه نمود كه ملكه شدن عادت حسنه نماز ،در كودك صرفنظر از عظمتهاي عبودي بيشمار آن و صرفا ” از ديدگاه پزشكي ، به خاطر محاسن بهداشتي و طبي بيشماري كه بر نماز مترتب است ( و ما به قسمت كوچكي از آنها در اين مجموعه مقالات اشاره كرده ايم ) سبب خواهد شد كه همه اين محاسن بيشمار در آينده ،كودك را همراهي كند و او را در راه ساختن زندگي سالم و موفق ياري دهد .

تاثير نماز بر درمانهاي راز وارانه

يا من اسمه دوائ و ذكره شفاء و طاعته غناء

   در شماره هاي گذشته از “ تلقين ” سخن گفتيم و بيان نموديم كه چگونه ممكن است “ تلقين ” سبب به بار آمدن نتايج كاملا غير منتظره و غير قابل توجيه با منطق گردد و از آنجا به “ نماز ” و تلقين هاي سازنده توأم با آن اشاره نموديم گفتيم چگونه آن چيز كه انسان ، به خاطر طلب نمودن آن از خدا ، نماز مي گذارد و در راه طلب ، به نماز خود ، توجه مي كند و با توجيه علمي آن چيز كه انسان بوسيله “ نماز ” به خود تلقين مي نمايد ، به طرز اعجاب انگيزي براي او حاصل خواهد شد . اما وجود درمانهاي رازوارانه و درمانگري بدون توجه و اطلاع از مسائل پزشكي نيز از پديده هاي مسلم و قابل قبول براي دانش بشري است كه سوابق ديرينه دارد و با پديده تلقين ، توجيه مي شود .

     از آن جمله مي توان به روشهاي شفابخش جادويي و مذهبي يونان باستان اشاره كرد و معجزات درماني و شفاي بيماران صعب العلاج يا لاعلاج كه در معبد “ اسكولاپيوس ” واقع در “ اپيدوروس ” به وقوع مي پيوست را ذكر نمود .(6)

     در سرتاسر قرون وسطي نيز ، مردم اروپا ، براي معالجه بيماريهايشان به قديسين و كليسا متوسل مي شدند .

     مثلا “ براي امراض چشمي خود از قديس “ كلار ” و براي طاعون از قديس “ رالف ” مدد مي جستند و يا براي مرض بواسير به قديس “ فياكر ” و يا حتي براي درمان “ سل ” به پادشاهان خود !؟! پناه مي بردند و در اكثر موارد نتايج درخشان درماني به دست مي آوردند !

     علاوه بر آن “ شخصيت هاي عابد و پارسا ، گاهي فقط به اعتبار نام و تاثير ساده كلمات ، موفق به درمانهاي بسيار چشمگيري مي شوند كه ممكن است به دخالت غيبي ، نسبت داده شود ” (7)

     قبول اين موضوع به ظاهر غير عقلاني و غير قابل توجيه با منطق ، آن قدر عموميت دارد ، كه حتي در آثار ادبي و فلسفي عقل گراترين نويسندگان دنيا تاييد شده است ( براي نمونه رجوع كنيد به رمان “ سرگيوس پير ” اثر “ لئون تولستوي ” ) .

     در تاريخ اسلام و ايران نيز تا به امروز موارد بيشماري از درمانهاي رازوارانه ، از شفاي بيماران غير قابل علاج و رو به مرگ ، در امامزاده ها و مساجد گرفته ، تا درمانگري توسط شخصيت هاي مذهبي اعم از علماي دين يا مشايخ صوفيه و يا حتي گروهي خاص كه در اصطلاح عوام “ نظر كرده ” خوانده مي شوند ، مي توان سراغ گرفت. شايد مشاهده تعدد اين قبيل درمانهاي عجيب باعث شده بود كه مولانا (ره) با اطمينان ، فرياد بزند : “ من قاعده درد و دوا مي شكنم ” !

     اين موضوع ، هر چند گاهي به انگيزه سود جويي و استحمار مردم انجام گرفته و در واقع به شارلاتان بازي ! تبديل شده است ، اما موارد متعددي را كه مورد تاييد “ علم و دين ” مي باشد را نيز در بر مي گيرد .  چرا كه ، همانطور كه گفته شد ، علم پزشكي ” اين مقولات را بوسيله پديده نيرومند تلقين ، توجيه مي كند (8) و از طرفي در “ دين ” ضمن اعتقاد به قدرت بي انتهاي الهي و ممكن بودن هر غير ممكن بشري ، براي ذات اقدس خداوند ، مي توان با اطمينان كامل ، شفاي هر دردي ، و لو لا علاج را از او خواست ودر درمان هر بيماري كه حتي پزشكان از كنترل آن ، عاجز مانده اند ، از رحمت بيكرانه اش ، بهره جست .

     با اين ديدگاه ، چنانچه پزشكان به مادري بگويند كه : ديگر از دست ما براي فرزندت هيچ كاري ، ساخته نيست ! همه چيز به پايان نرسيده است ، بلكه همان خدائي كه پزشكان در درمان بيماران علاج پذير ، وسيله انتقال رحمت و شفاي اويند ، قادر است چنانچه اراده كند وسايل و واسطه هاي ديگري كه چه بسا غير مادي هم باشند براي درمانگري كودك دردمند بر انگيزد.  اما جايگاه “ نماز ” در بروز اين چنين درمانهاي “ غرق در رمز و راز ” جايگاه ويژه اي است .

     چه بسيار است شرح روايات زندگي آنان كه با دخيل شدن به درگاه نوراني ائمه دين (ع) و به خصوص حضرت ثامن الائمه ، السلطان ابو الحسن علي بن موسي الرضا (ع) و پس از اقامه نمازهاي طولاني و عجز و لابه بسيار به بارگاه حضرت باريتعالي يا با واسطه قرار دادن حضرت امام زمان (عج ) ، چننان از سلطه مرگبار بيماريهاي پيشرفته نجات يافته اند ، كه زبان و قلم از توصيف آن قاصر و دانش پزشكي از كشف ماهيت آن ، انگشت به دهان است !

     بدين ترتيب آن زمان كه همه درهاي علم و طبابت ، بر روي انسانهاي دردمند و ناتوان ، بسته مي شود و علم از نقص نسبي خود ، شرمسار مي گردد تنها شكوهمند ترين جلوه “دين ” يعني نماز است كه قادر خواهد بود ، دروازه هايي بزرگ از رحمت الهي را بر بنده عليل و بيمار بگشايد و شفايي شگفت انگيز ، هديه اش كند . چرا كه “ نماز ” تكرار اسم كسي است كه اسمش دواست و ذكر دائمي همو ست كه ذكرش شفاء .

خواص جسمانی نماز 3

تاثير نماز بر پيشرفت  درمانها

  در نكته هاي گذشته از اقتدار “ تلقين ” سخن گفتيم و به اختصار روشن كرديم كه چگونه تلقني هاي سازنده همراه با نماز ، مي توانند در مسائل جسمي و رواني بشر ، گره گشايي كنند و حتي آثار خارق العاده ، به بار آورند . اما علاوه بر تاثير مستقيم تلقين هاي توأم با نماز بر بيماريهاي جسمي و رواني انسان ، مي توان از دريچه اي ديگر از تاثير غير مستقيم نماز بر پيشرفت درمانهاي طبي سخن گفت .

     امروزه روشن شده است كه “ اميد به بهبودي ” چه در مورد بيماريهاي جسمي و چه بيماريهاي رواني ، ميتواند نقشي حتي موثرتر از درمانهاي ارائه شده توسط پزشكان ، ايفا كنند. چرا كه ديده شده است در موارد متعددي پزشك ، در تجويز دارو به بيمار خود، دچار سهو و اشتباه گرديده است ، اما بيمار به شكل غير منتظره اي بهبود يافته است چرا كه نسبت به بهبودي خود ، مثلا “ بدليل اطمينان به پزشك ، اميد كامل داشته است !

     به اين ترتيب بسياري از منابع علمي ، اشاره كرده اند كه : هر نوع درمان ، چه به صورت تجويز يك قرص يا يك شيشه شربت و چه هر نوع ديگري از يك شيوه درماني ، هميشه حاوي يك عنصر تلقيني است “ رنگ و مزه يك تركيب دارويي گاه از طريق تلقين تاثير بيشتري دارد ، تا تركيب واقعي دارويي آن ! ” (9)

     در اين مورد خاطره اي از روستاي آباء و اجداديم ( روستاي باصفاي گوغر ، از توابع شهرستان بافت از استان كرمان ) به ياد مي آورم ، كه ذكر آن در اينجا ، خالي از لطف نيست :

“ چند سال پيش ، مادر بزرگ پير ( و حالا خدابيامرزي ) در روستاي “ گوغر ” زندگي مي كرد كه دائما از درد شديد زانو و پا نالان بود به طوريكه نوه ها و نبيره هاي او ، از دست ناله هاي اين پيرزن دردمند ، خواب خوش نداشتند ! تا اين كه شبي از شبها ، يكي از نبيره هاي اين پيرزن ـ كه شايد اين نبيره ، دانشجوي سال اول پزشكي هم بود و از اين جهت پير زن اطمينان بسياري به او داشت ! ـ براي  بي بي  پيرش ، يك عدد پماد سفيد رنگ ، تجويز كرد ،كه درد پا و زانوي “ بي بي ” را براي هميشه ساكت كرد  طوري كه بي بي دائما به جان نبيره خير خواه و دانشمندش ! دعاي خير مي نمود و مي گفت : تا كنون هيچ دارويي ، تا به اين حد در درمان درد پاي او موثر نبوده است ! اين در حالي بود كه آن نبيره رند و نادان ، به خوبي مي دانست كه آن پماد چيزي جز يك عدد “ خمير دندان ” نبوده است و خود نيز از اين درمان اسرارآميز سخت در تعجب بود ! ” .

     و غرض از اين خاطره اين كه اميد به بهبودي ، مي تواند چقدر موثرتر از درمان عمل كند ، چرا كه تلقين خود بخود و غير عمدي به طور قطع ، در همه درمانهاي طبي و روانپزشكي و حتي جراحي ، مي تواند در كنار ساير درمانها و حتي موثرترين آنها ، نقش مهمي ايفا نمايد .

     برخورد خيرخواهانه پزشك ، لبخند مطبوع پرستار ، بوي تميز مواد ضد عفوني در بيمارستان ، رنگ و مزه دارو ، همه و همه مي توانند ، از طريق تلقين ، نقش عمده اي در افزايش شانس بهبودي بيمار بازي كند .(10) 

     اما بايد به اين موارد و حتي قبل از همه آنها ، تاثير اعتقادات مذهبي و اميد به شفاي الهي را اضافه نمود .

     انسان نمازگزار كسي است كه با تمام وجود اعتقاد دارد كه درمان همه بيماريها ، نزد خداست و به اين ترتيب با اميد به رحمت خداوند بيش از هر شخص بي نمازي ،اميدوار به رهايي خود ، از چنگال امراض و بيماريهاست و با اين ديدگاه تمام فعاليت هاي پزشكان و وسايل مادي را بعنوان واسطه هايي براي اراده الهي مي داند كه در تلاش براي بهبودي او ، حركت مي كنند .

     شخص نمازگزار ، به جاي اطمينان صرف به پزشك و درمان ، بوسيله نماز خود ، به رحمت خداوند اطمينان مي كند وايمان دارد كه تنها اگر خدا بخواهد ، ابزار مادي در درمان او ، موثر خواهند بود و با اين اميدواري ، “ اميد به بهبودي ” را در مؤثرين شكل خود ، به كار مي اندازد و از آن در پيشرفت درمانهاي پزشكي مربوط به بيماري خود ، بهره مي برد . البته از ابعاد ديگري نيز مي توان ، از تاثير نماز بر پيشرفت درمانها ، سخن گفت .

     امروزه به اثبات رسيده است كه يك عامل مهم در عدم پيشرفت درمانهاي دارويي و اشكال در كنترل بيماريها ، ( مثلا كنترل بيماريهاي تيروئيد ) همكاري ضعيف بيمار ، در طي درمان است .(11)

     يكي از جنبه هاي مهم اين همكاري ضعيف مي تواند به شكل نامنظم مصرف كردن داروها ، باشد ، كه چه بسا بر اثر فراموشكاري بيماران يا در خواب بودن آنها در زمان مصرف دارو ، اتفاق مي افتد . اما شخص نمازگزار از آنجا كه خود را ملزم به انجام فرايض واجب يوميه به شكل كاملا “ منظم مي بيند ، از امكان تطبيق دادن زمان مصرف داروهاي خود ، با زمان نماز برخوردار است كه اين امر به نوبه خود مي تواند در پيشرفت درمانهاي دارويي موثر باشد .

     اما زماني كه به اين نكته اشاره مي نمودم ، باز هم خاطره اي از همان مادر بزرگ خدا بيامرز و همان بي بي با صفاي گوغري ، كه در اين مقاله به او اشاره شد ، بي اختيار به خاطرم آمد و آن اين كه او هميشه ، پاكت داروهاي خود را در كنار سجاده نماز خود مي گذاشت ، تا هيچوقت ،خوردن داروهاي خود را فراموش نكند . و آن بي بي پر خاطره و گمنام ، كه چند سالي است ، روي در نقاب خاك كشيده است ، مانند بسياري از بي بي ها و باشوهاي (12) ديگر آب و خاك كرمان ، پيوسته در حال ذكر خدا بود و با همان استنباطات ساده اي كه از مذهب داشت ، هرگز نماز خود را ترك نمي كرد و شايد از بركت همين نماز بود كه قريب به 90 سال عمر پربركت ، از خدا گرفت و در طول مدت اين 90 سال شايد دردناكترين بيماريش همان درد پا و زانويي بود ، كه شرح آن گذشت .

     آري ! زندگي با نماز ، زندگي اي ست سرشار از بركت و سلامتي و طول عمر .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. مطالب علمي اين مقاله ، از جلد دوم ترجمه فارسي روانپزشكي كاپلان ـ سادوك ، تهيه شده است .

2. به قول استاد دكتر محمد علي شيرازي ( از اساتيد برجسته دانشگاه علوم پزشكي ايران ) بدترين نوع زني كه يك مرد ميتواند به همسري برگزيند ، يك زن هيستريونيك است ( چرا كه آن زن ممكن است روزي ده بار تهديد به خودكشي كند !؟ ) و در عوض بهترين نوع زن براي يك مرد ، يك زن افسرده است : ساكت ، آرام ، مطيع و بي توقع !؟!

3.روانپزشكي لينفورد ـ ريس . مقاله هيستري ، ترجمه دكتر ابراهيم تقوي صفحه 290

4.منبع قبلي صفحه 291

5.مفاتيح الجنان ـ حاج شيخ عباس قمي (ره) ، دعاي عرفه ، ضمنا براي مشاهده جلوه هايي نوراني از مناجات عاشقانه امامان معصوم (ع) مراجعه كنيد به مناجات “ خمس عشر ” در كتاب شريف مفاتيح الجنان .

6. روانپزشكي لينفورد ـ ريس ، صفحه 388

7. روانپزشكي لينفورد ـ ريس ، صفحه 388

8.در بررسي كه توسط اساتيد روانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي ايران بر روي 30 مورد اشخاص مبتلا به امراض مهلك كه توسط شخصي موسوم به “ پرورنده ” ( كه با ادعاي برخورداري از انرژي شفابخش در منطقه قلهك تهران طبابت مي نمود ) شفا يافته بودند روشن شد كه 28 نفر از آنها داراي شخصيت هاي هيستريونيك ( يعني به شدت تلقين پذير ) بوده اند.

9. . روانپزشكي لينفورد ـ ريس ، مقاله روان درماني ، ترجمه دكتر احمد محيط صفحه 388

10. روانپزشكي لينفورد ـ ريس ، مقاله روان درماني ، ترجمه دكتر احمد محيط صفحه 388

11.طب داخلي واشنگتن ـ ترجمه فارسي 494

12.“ بي بي ” و “ باشو ”  ( بائو ) در خانواده هاي سنتي و روستايي كرمان ، به جاي مادر بزرگ و پدر برگ بكار مي رود .

نکات پزشکي پيرامون نماز (11)

در مقالات گذشته “ چهل نكته پزشكي پيرامون نماز ” گهگاه به اقتضاي سخن ، به مفهوم “ ناقل هاي عصبي ” و تعادل آنها توجه نموده ايم ، كه در اين شماره به اختصار ، به شرح اين موضوع اساسي مي پردازيم .

 تاثير نماز بر تعادل ناقل هاي عصبي (1)

  در مقالات گذشته “ چهل نكته پزشكي پيرامون نماز ” گهگاه به اقتضاي سخن ، به مفهوم “ ناقل هاي عصبي ” و تعادل آنها توجه نموده ايم ، كه در اين شماره به اختصار ، به شرح اين موضوع اساسي مي پردازيم .

     دستگاه مغز و اعصاب هر انسان از مجموع حدود ميليارد سلول عصبي ( نورون ) تشكيل شده است كه مجموعه اين سلولها توسط رقم سرسام آوري از سلولهاي مختلف ، يعني بالغ بر 600 ميليارد سلول ديگر ، حمايت مي شوند. توجه كنيد كه خالق آفرينش ، همه اين سلولها را در دستگاه عصبي هر انساني با نظمي خارق العاده و اعجاب انگيز ، در كنار هم قرار داده است . در اين ميان ناقل هاي عصبي ( نوروترانس ميترها ) مواد شيميايي بسيار ريزي هستند كه در ميان خيل عظيم سلولهاي عصبي ، در هر لحظه اي از حيات انسان ، دچار ميلياردها تغيير و تحول شگرف مي شوند و ارتباط اجزاي دستگاه اعصاب را با يكديگر و با سراسر بدن ، فراهم مي كنند .

     با پيشرفت علم در دهه هاي اخير روشن شده است كه تمام فرآيندهاي جسمي و رواني بشر در ارتباط نزديك با تغيير و تحولات اين ناقل هاي عصبي به سر مي برند ، بعنوان يك مثال ساده و قابل فهم ، افزايش برخي ناقل هاي عصبي در سيستم اعصاب ، از جمله يكي به نام “ دوپامين ” منجر به ايجاد شادي و شعف در انسان مي شود و از طرفي ، كاهش “ دوپامين ” منجر به ايجاد ناراحتي و نوميدي ، در فرد خواهد شد .

      حال مي توان در نظر گرفت ، چنانچه “ دو پامين ” و مشابهات آن به ميزان خيلي زياد افزايش ، يا به ميزان بسيار كاهش يابند ، ايجاد حالتهاي بيمار گونه رواني در انسان ، از جمله سرخوشي بيمار گونه ( مانيك يا شيدايي ) و يا “ افسردگي شديد ” بشود ، كه هر دوي اين اختلالات نيازمند بستري در بيمارستانها و مراقبت كامل مي باشند .(2)

     به اين ترتيب ناقل هاي عصبي دستگاه اعصاب ، نه فقط نقش تعيين كننده و بسيار موثر ، در بروز بيماريهاي جسمي و رواني انسان ايفا مي كنند ، بلكه عامل اصلي تغيير حالتهاي معمولي انسان و اثر گذار بر همه اعمال و افكار او ، در طول زندگي خويش مي باشند و حتي چنان كه خواهيم گفت ، انسان تحت تاثير همين ناقل هاي عصبي است كه اعمال نيك انجام مي دهد و يا برعكس به گناه وانحراف آلوده مي شود .  

     به همين دليل ، بررسي پيرامون ناقل هاي عصبي از حدود دهه 1960 به اين سو ، اصلي ترين و برنده ترين لبه تحقيقات روانپزشكي جهان را تشكيل مي دهد ،(3) چرا كه چنانچه اين بررسي به نتيجه برسد ، بشر قادر خواهد بود همه ناراحتيهاي روحي و رواني و حتي انحرافات خود را ، بوسيله مواد شيميايي ، مثلا به صورت دارو ، درمان نمايد !

     پيشرفت هاي بشر در اين زمينه منجر به اين شده است كه در حال حاضر غربيان براي بسياري از مشكلاتي كه تا قرنها پيش بعنوان مشكلات روحي شناخته مي شدند ( مثل افسردگي ) ، داروهاي شيميايي پيشنهاد نمايند و در ادامه راه ، در جستجوي مواد شيميايي براي درمان مشكلاتي مثل خودخواهي ، دروغگويي ، حسادت و .. باشند !

     اما تحقيق پيرامون اين مسئله از چندين جهت حائز اهميت است ، از جمله اين كه :

     اولا : از اين جهت كه با اين ديدگاه جديد “ انسان بد ، جاي خود را به انسان بيمار مي دهد ” چرا كه هر بدي را مي توان ، نوعي بيماري به حساب آورد مثلا شخص دروغگو ، آدم بدي نيست ، بلكه مبتلا به بيماري دروغگويي است ، و به همين ترتيب ، شخص حسود دچار بيماري حسادت ، شخص خسيس ، دچار بيماري خست و .. مي باشند .

     ثانيا : جهت ديگر اهميت موضوع ، اين مسئله است كه با اين نحوه انسان شناسي غربيان ماده گرا به خود اجازه دادند ، كه پديده “ روح ” را بعنوان افسانه اي قديمي و خرافي ، به فراموشي محض بسپارند ، چرا كه براي هر آنچه كه بعنوان “ فرآيند روحي ” در طول تاريخ بشر معرفي شده است ( مثلا حتي حس معنويت جويي ) مي توان ، توجيهي در جسم و به ويژه در سلسله اعصاب ، پيدا كرد . در راستاي همين طرز تفكر بود كه عده اي از پزشكان روس ، بخاطر عقايد ماركسيستي و ماترياليستي حاكم بر كشورشان در صدد پيدا كردن مناطقي در مغز انسان برآمدند كه از كار انداختن آن منطقه حس خدا جويي را حتي در بزرگان و علماي دين ، به كلي از بين ببرد !

    ثالثا : بعد ديگر در اهميت موضوع ، اين نكته است ، كه چنانچه تمامي 100 ميليارد سلول دستگاه اعصاب و ناقل هاي عصبي و روابط آنها با ساير مناطق بدن ، به خوبي براي دانش بشر شناخته شوند ، مي توان بوسيله ايجاد تغيير و تحول و دخل و تصرف در ناقل هاي عصبي  مثلا از طريق دارو ، همه انسانها را به مفهوم انسان سالم نزديك كرد و انسان سالم را كسي دانست كه “ تعادل ناقل هاي عصبي ” در سرزمين بدن او ، به بهترين نحو ، برقرار باشد و اين شخص كسي است كه نه تنها از لحاظ جسمي      بلكه از لحاظ رواني ، اجتماعي و .. نيز كاملا سالم است و همه ضروريات لازم براي پيشرفت خود را داراست .(4)

     اما تحقق رؤياي “ انسان سالم ” تا زماني كه مواد شيميايي تغيير دهنده ناقل هاي عصبي به نحو مطلوب ، كشف و توليد نشده اند به تعويق مي افتد ، چرا كه عظمت خارق العاده دستگاه عصبي انسان ، برآورده شدن اين آرزو را ، در آينده دوري ، ترسيم مي كند .

     اما بايد ديد ، دين مبين “ اسلام ” كه ما معتقديم ، انتهاي راهي است كه علم بشر مي پيمايد ، در اين مورد چگونه ديدگاهي دارد و آيا اساسا اين اكتشاف علمي بزرگ بشر ، در آستانه قرن بيست و يكم را تاييد مي كند ، يا خير ؟

     پاسخ به صراحت مثبت است ، چرا كه ( كل حكم به العقل حكم به الشرع ) ، يعني هر آنچه كه علم ، به طور مسلم بدان مي رسد ، قطعا و به طور يقين ، نه تنها مورد تاييد دين است ، بلكه دين قرنها قبل و در زمان تكميل خود يعني ظهور اسلام از آن مسئله علمي ،اطلاع داده است.

     بعنوان مثال ، در اين مورد قضيه ناقل هاي عصبي را بررسي مي كنيم :

     اولا : قرنها قبل از آن كه غربيان ، انسانهاي خطا كار را “ بيمار ” بدانند ، قرآن مجيد ، در آيات متعددي ، از گناهكاران ، با عنوان كساني كه در قلبهايشان “ مرض ” وجود دارد ، ياد كرده است (از جمله در آيه 126 از سوره توبه ، آيه 12 از سوره احزاب و آيه 9 از سوره بقره) و معصومين بزرگوار (ع) نيز با همين ديدگاه با هر بدي كه از انسان سر مي زند ، به صورت يك بيماري ، برخورد نموده اند. (5) تا جائيكه حضرت علي (ع) از رسول اكرم (ص) با عنوان “ طبيب دوار بطبه ” يعني پزشكي كه براي درمان بيماريهاي بشر فرستاده شده است ياد مي كنند .

     غربياني كه ارائه تئوري “ انسان بيمار به جاي انسان بد را به خود نسبت مي دهند ، فراموش كرده اند كه آنها ، تا همين قرنهاي اخير ، حتي بيماران رواني خود را ، نه ” بيمار ” بلكه ديوانه ( اسير ديو ) و مجنون ( جن زده ) به حساب مي آوردند و از طريق شلاق زدن و جن گيري و .. قصد نجات آنها را داشتند و تازه ، چند دهه است كه نه تنها ديوانه ها ، بلكه اشخاص خطا كار را هم بيمار ، به حساب مي آورند .

     حال آن كه اسلام ، علاوه بر بيمار دانستن گناهكاران ( كه به آن اشاره شد ) اشخاص به ظاهر ديوانه را نيز از قرنها پيش ، بيمار تلقي كرده است : “ در خبر است كه روزي عده اي از اصحاب ، مردي را به پيامبر (ص) نشان دادند و گفتند : او “ ديوانه ” است ! حضرت محمد (ص) پاسخ فرمودند : به او ديوانه نگوييد ، او بيمار است. ديوانه كسي است كه خداي را نشناسد ”.

     و درست به دليل همين ديدگاه مترقي اسلامي است كه در تاريخ طب ، نخستين كسي كه ، به معالجه دقيق جسمي در بيماران رواني اقدام كرده است ، حكيم ابوعلي سينا (ره) پزشك عاليقدر شيعه است (6)

     ثانيا : در رابطه با اين كه “ انسان ، روح است يا جسم ؟ “ نيز دين مبين اسلام ، به صراحتي باورنكردني ، در آيات شريف قرآن ، به هر آنچه كه غرب ، در عصر انفجار علوم ، ادعاي كشف آن را دارد ، اشاره نموده است . قرآن مجيد ، با اين كه وجود و حضور “ روح ” را ، امري حقيقي در انسان به حساب آورده است : ( فأذا سويته و نفخت فيه من روحي فقعواله الساجدين / سوره مباركه ص ، آيه شريفه 72 ) اما از طرفي ، بررسي و كسب اطلاعات پيرامون “ روح ” را از حدود دانش قليل انسان ، والاتر دانسته است و آن را صراحتا “ من أمر ربي ” يعني امري از امور مربوط به ذات اقدس الهي ، اعلام كرده است :

     و يسئلونك عن الروح قل الروح من أمر ربي و ما اوتيتم من العلم الا قليلا ( سوره مباركه اسراء آيه شريفه 85 )

     “ .. اي پيامبر ، از تو پيرامون روح مي پرسند ، پس بگو : روح از امور مربوط به پروردگار من است و خداوند از دانش ، به شما جز اندكي عطا نكرده است .”

     به اين ترتيب آيين مقدس اسلام با اين كه هرگز بررسي پيرامون روح را توصيه نمي كند ، در عوض با توصيه هاي مؤكد انسانها را به سير در آفاق و انفس و تفكر و تعقل و كسب علم و دانش ، از جمله پيرامون مسائل جسمي بشر تحريك مي كند . پس واضح است غربياني كه اسلام را به خرافات پرستي و موهوم بافي پيرامون روح محكوم مي كنند تا چه حد در مورد نظريات اسلام پيرامون “ روح و جسم ” بيگانه اند .

     و شايد براي اينان بسيار جالب باشد ، اگر كشفيات جديد علمي خود را مثلا در پرتو نظريات يكي از بزرگترين فلاسفه اسلامي بيابند :

     “ صدر المتألهين ، حضرت ملاصدرا (ره) كه با اتكاي به قرآن و معصومين (ع) و با تداعي از ساير فلاسفه متقدم خود ( از جمله ميرداماد (ره) ) به يكي از برجسته ترين و جهان شمول ترين فلسفه هاي بشري ، در قرن يازدهم هجري ، دست يافت ، در كتاب گران قدر “ اسفار رابعه ” به شرحي پيرامون ارتباط “ جسم و روح ” مي پردازد كه با كمترين تفاوتي ، يادآور نظريات جديد علمي بشر ، پيرامون ناقل هاي عصبي است . حكيم ملاصدرا ،در شرح “ تئوري حركت جوهري ” و جمله مشهور خود پيرامون انسان ( جسمانيه الحدوث و روحانيه البقاء ) مي فهماند كه جسم مادي انسان ، رفته رفته آن قدر تكميل مي شود و پيچيدگي مي يابد تا سرانجام به درجه اي مي رسد كه يك حالت غير مادي و غير جسماني ، موسوم به “ روح ” است و آثار منسوب به روح ، از قبيل انديشه ، اراده و .. مربوط به اين درجه والاست . در فرضيه ناقل هاي عصبي نيز ديديم كه پيچيدگي و تكامل فوق العاده سلولهاي عصبي ، منجر به حالتهاي منسوب به روح مي شود ، مثلا علم امروز ثابت كرده است كه : “ هر 100 ميليارد سلول دستگاه اعصاب انسان ، در فرآيند “ تفكر ” ايفاي نقش مي كنند .(7)

     ثالثا : درباره آن قسمت از نظريات پژوهشگران غربي ، كه “ تعادل ناقل هاي عصبي ” را غايت آرزوهاي بشر و كليد رسيدن به مفهوم انسان سالم و ايجاد مدينه فاضله و جامعه سالم ، مي دانند نيز اسلام و بخصوص تشيع ، از قرنها پيش نظري مشابه داشته است . علماي شيعه   قواي اساسي موجود در انسان را ، از سه نوع به شمار مي آورند : 1. قوه شهويه  2. قوه غضبيه  3. قوه عقليه و قوه ديگري موسوم به “ قوه عدليه ” را تنظيم كننده و متعادل كننده اين سه قوه تلقي مي كنند و توجيه مي كنند كه چنانچه هر كدام از سه قوه بالا ، از حدود “ عدل ” خارج شود و به افراط يا تفريط ،كشانده گردد ، باعث بروز بدي و خطاكاري و بيماري در انسان مي شوند .(7)

     بدين ترتيب “ شيعه ” حتي در مسائل انسان شناسي به اساسي ترين اعتقاد خود پس از “ توحيد ” يعني “ عدل ” جلوه خاصي مي دهد و بيان مي كند كه در سرزمين بدن انسان چنانچه “ عدل ” به طور كامل برقرار نباشد ، انسان به مفهومي بس والا و مافوق تصور كه همانا نزديك شدن به مرزهاي عصمت و تخلق به اخلاق الهي است ، نائل مي شود .

     و اين مفهوم نه تنها تمام ويژگيهاي توصيفي غرب را براي “ انسان سالم ” در خود دارد ، بلكه انسان را در موقعيتي بي نهايت متعالي ، براي زندگي سعادتمندانه در دنيا و آخرت قرار مي دهد .

     بر اين اساس ، عدل شيعه ، در درون انسان همان مفهومي را مي رساند كه تعادل ناقل هاي عصبي در دستگاه مغز و اعصاب ، براي علم امروز بشر ، معني دارد .

     اما در اين ميان راه حلي كه غرب براي رسيدن به تعادل ناقل هاي عصبي پيشنهاد مي كند ، با آنچه كه اسلام بدان سفارش مي نمايد ، بسيار متفاوت است . در ديدگاه جبرنگر و ماده گراي غرب ، انسان بايد فعلا دست روي دست بگذارد و به انتظار بنشيند ، تا بالاخره روزي كه شايد قرنها بعد باشد ، فرا برسد و در آن روز دانش پزشكي ، اعلام كند كه بالاخره مواد شيميايي لازم براي برقراري تعادل ناقل هاي عصبي بطور كامل شناسايي و توليد شده اند و هر انساني كه عارضه بد ، يا حالت نامطلوبي در خود احساس مي كند ، به پزشك مراجعه كند و آمپول يا قرص ضد دروغ ، ضد شهوت ، ضد خودخواهي ، ضد حسد ، ضد حرص و .. را دريافت كند !؟! اما هيچ بعيد نيست كه تا آن زمان همه ملاكهاي ارزشي كه هنوز برخي آنها براي وجدان اخلاقي غربيان معروف و مطلوب هستند ، تبديل به منكر و نامطلوب شوند . چه تضميني هست كه مثلا در قرن بيست و دوم ميلادي ، دزدي و دروغ همچنان صفات بدي محسوب شوند ؟ مگر نه اين است كه در همين عصر حاضر هم دزدي و دروغ جزء لايننفك بسياري از فعاليتهاي بشري شده است !؟!

     اما در ديدگاه معنويت گراي اسلام و بخصوص با جهان بيني مبتني بر اختيار شيعه ، انسان مي تواند خود ، رأسا و مقتدرانه در برقراري “ عدل ” در وجود خود ( يا همان ايجاد تعادل ناقل هاي عصبي ) يعني زدودن همه خطاها و انحرافات و منكرات از زندگي خود ، قبام كند و بدون هيچ انتظار يا دست روي دست نهادني ، همه صفات نامطلوب و رذايل اخلاقي خود را با ملاك ارزش گذاري دين ، يك به يك ، از سر راهش بردارد و به آرامش مطلق و سلامت ابدي ، در دنيا و آخرت نائل شود.

     چرا كه در اين راه “ دين ” به انسان ابزارهاي توانمندي بخشيده است ، كه صد البته در رأس اين وسايل ترقي و تعالي “ نماز ” جاي دارد .

و “ نماز ” تعادل ناقل هاي عصبي را به بهترين و مطلوب ترين شكل ممكن در سرزمين بدن انسان ، برقرار مي سازد و نه تنها از او انساني به تمام معنا سالم ، در ابعاد جسمي و رواني و اجتماعي ، پديد مي آورد ، بلكه او را به مرزهاي مفهوم متعالي “ انسان كامل ” نزديك مي كند.

 تاثير نماز بر بيماريهاي تيروئيد

    در اصطلاح لغوي مردم كرمان ( بويژه در گويش سيرجاني ) ، از بيماري گواتر تيروئيد با عنوان “ غمباد ” ‌( غم + باد ) نام برده مي شود . چرا كه تجربه به آنها نشان داده است اين بيماري كه تظاهر عمده آن به صورت بزرگي منتشر غده تيروييد است بيشتر در اشخاصي بروز مي كند كه در معرض غم و غصه و ناراحتي بيشتري در طول زندگي خود بوده اند !

     اين باور قديمي كرمانيان ، توسط منابع علمي جديد نيز تا حدودي تأييد مي شود . چرا كه “ طي ساليان دراز ، پزشكان بروز پركاري تيروييد را متعاقب ناراحتيهاي هيجاني ، استرس و شوك هاي مختلف ، گزارش كرده اند . استرس هاي هيجاني متفاوتي ممكن است با بروز پركاري تيروييد ، عمراه باشد . مثلا داغديدگي ، گرفتاريها و بحرانهاي زناشويي ، نگراني هاي خانوادگي و مال ، تصادف و غيره ” (10)

     هر چند كه عوامل مختلفي ، بصورت پديده هاي زنجيره اي و پي در پي ، در تيروييد ، بيماري ايجاد مي كنند . ولي شواهد قوي نشان ميدهد كه استرس هاي رواني ـ اجتماعي و گرفتاريهاي هيجاني مي تواند اثر آشكار ساز در شروع بيماري داشته باشد

     بنابراين هر عاملي كه سبب تخفيف و كاهش استرس ها شود ، مي تواند بعنوان پيشگيري كننده از برخي بيماريهاي غده تيروييد مطرح گردد .

     تلقين هاي اميد بخش و زندگي ساز توأم با نماز (11) كه در صورت حضور قلب و توجه به مفاهيم نماز تجلي مي كنند ، به نمازگزار حس همه جانبه امنيت رواني را هديه مي دهد كه در شماره گذشته به اختصار پيرامون ، آن سخن گفته ايم . در اينجا نيز بد نيست اشاره كنيم ، در پاييز 1994 يك پزشك محقق آمريكايي به نام “ ارنست ـ لي ـ رسي ” پس از سالها تحقيق به پيشنهاد مقوله اي به نام “ پزشكي انساني ” پرداخته است كه در آن “ احساس ” بعنوان پل ارتباطي ميان “ جسم و روح ” معرفي شده است .

     بدين معنا كه اين محقق آمريكايي و همكارانش به اثبات رسانده اند كه روان از طريق تصورات و احساسات انسان بر ريو “ ژن ها ” تاثير مي گذارد و انقلاب نوين كه متحول كننده عرصه علم خواهد بود ، ورود احساس و روان در دنياي پزشكي است .(12) 

     بدين ترتيب روح و روان قدرتمند نمازگزار ميتواند پيشگيري كننده و حتي درمانگر بسياري از بيماريهاي جسمي ( از جمله بيماريهاي تيروييد ) باشد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . ر 1.  روانپزشكي ليتفورد ـ ريس ( ترجمه زير نظر عظيم وهابزاده ) صفحه 297

2. در حاشيه شايد جالب باشد به ياد آوريم بسياري از خوارج ملعون نهروان دچار وسواسهاي فكري و عملي شديد در مسائل اسلامي بوده اند .

3.روانپزشكي لينفورد ـ ريس : مقاله اختلالهاي خلقي ـ ترجمه دكتر لون داويديان ، ص 254

4.همان منبع ص 257

5.همان منبع ص 258

6.همان منبع  258

7. ترجمه سيناپس روانپزشكي كاپلان ـ سادوك ـ جلد سوم ـ ص 72

8. روانپزشكي ليفودريس ـ مقاله اختلالهاي جنسي ـ ترجمه دكتر لون داويديان ـ ص 313

9. براي شرح بيشتر رجوع شود به نكته پانزدهم از اين مجموعه مقالات ، با عنوان “ تاثير نماز بر بيماري مقاربتي ”

10.روانپزشكي لينفورد ـ ريس ( ويراستار : دكتر عظيم وهابزاده ) ـ ص 172

11.در اين مورد مراجعه كنيد به “ تاثير نماز بر تلقين هاي سازنده رواني ” درادامه همين مجموعه مقالات

12.شرح تحقيقات اين پزشك و همكارانش در سالهاي اخير در ماهنامه اي موسوم به “ پيشنهاد ” به چاپ مي رسيد . هر چند كه نتايج او با امكانات امروزي علم بشر كمي غلو آميز به نظر مي رسد و شايد به همين دليل نتايج او هنوز در منابع معتبرتر علمي ، به چاپ نرسيده اند

 ****     منبع: نكات پزشكي پيرامون نمازـ دكتر مجيد ملك محمدي

انواع نماز

نمازهاى واجب

نماز بهترين اعمال دينى است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادتهاى ديگر هم قبول مى شود و اگر پذيرفته نشود اعمال ديگر هم قبول نمى شود. و همانطور كه اگر انسان در هر شبانه روز پنج نوبت در نهر آبى شستشو كند چرك در بدنش نمى ماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مى كنند. و سزاوار است كه انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و كسى كه نماز را پست و سبك شمارد مانند كسى است كه نماز نمى خواند. پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: «كسى كه به نماز اهميّت ندهد و آن را سبك شمارد سزاوار عذاب آخرت است»

روزى حضرت در مسجد تشريف داشتند مردى وارد و مشغول نماز شد و ركوع و سجودش را كاملاً بجا نياورد، حضرت فرمودند: «اگر اين مرد در حالى كه نمازش اين طور است از دنيا برود، به دين من از دنيا نرفته است»

پس انسـان بايـد مواظب باشد كه به عجله و شتابـزدگى نمـاز نخوانـد و در حال نماز به ياد خدا باشـد و متـوجـه باشد با چـه كسـى سخـن مى گويـد و خـود را در مقـابل عظـمت و بـزرگى خداونـد عالـم بسيـار پست و ناچيز ببيند و اگر انسان در موقـع نماز كاملاً به اين مطلب توجه كند، از خود بى خبر مى شود، چنانچه درحـال نماز تير را از پاى مبارك اميرالمؤمنين (عليه السلام) بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه نشدند و نيز بايد نمازگزار توبه و استغفار نمايد و گناهانى كه مانع قبول شدن نماز است، مانند حسد، كبر، غيبت، خوردن حرام، آشاميدن مسكرات و ندادن خمس و زكات و بلكه هر معصيتى را ترك كند. و همچنين سزاوار است كارهايى كه ثواب نماز را كم مى كند بجا نياورد، مثلاً در حال خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نايستد، و در موقع نماز به آسمان نگاه نكند و نيز كارهايى كه ثواب نماز را زياد مى كند بجا آورد، مثلاً انگشترى عقيق بدست كند و لباس پاكيزه بپوشد و شانه و مسواك كند و خود را خوشبو نمايد

نمازهاى واجب

شش نوع نماز واجب وجود دارد:

۱.نمازهاى يوميّه ۲.  نماز آيات ۳.  نماز ميّت ۴.  نماز طواف واجب خانه كعبه (مانند نماز طواف در عمره تمتّع و عمره مفرده، و نماز طواف در حجّ تمتّع و نماز طواف نساء) ۵. نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است، و همين طور مادر بنابر احتياط واجب. ۶.  نمازى كه به واسطه اجاره و نذر و قسم و عهد واجب مى شود.

 

نمازهای واجب يوميه

نمازهاى واجب يوميّه پنج است: ظهر و عصر; هركدام چهار ركعت. مغرب، سه ركعت. عشا، چهار ركعت صبح، دو ركعت. در سفر بايد نمازهاى چهار ركعتى را با شرائطى كه گفته مى شود دو ركعت خواند.

 وقت نماز ظهر و عصر

اگر چوب يا چيزى مانند آن را، راست در زمين هموار فرو برند صبح كه خورشيد بيرون مى آيد سايه آن به طرف مغرب مى افتد و هرچه آفتاب بالا مى آيد اين سايه كم مى شود و در شهرهاى ما در اوّل ظهر شرعى به آخرين درجه كمى مى رسد و ظهر كه گذشت سايه آن به طرف مشرق برمى گردد و هرچه خورشيد رو به مغرب مى رود، سايه زيادتر مى شود. بنابراين وقتى سايه به آخرين درجه كمى رسيد و دو مرتبه رو به زياد شدن گذاشت، معلوم مى شود ظهر شرعى شده است. ولى در بعضى شهرها مثل مكّه كه گاهى موقع ظهر سايه به كلّى از بين مى رود بعد از آنكه سايه دوباره پيدا شد، معلوم مى شود ظهر شده است. چوب يا چيز ديگرى را كه براى معيّن كردن ظهر به زمين فرو مى برند شاخص گويند. نماز ظهر و عصر هركدام وقت مخصوص و مشتركى دارند: وقت مخصوص نماز ظهر از اوّل ظهر است تا وقتى كه از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد. و وقت مخصوص نماز عصر موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عصر، وقت به مغرب مانده باشد كه اگر كسى تا اين موقع نماز ظهر را نخوانده، نماز ظهر او قضا شده و بايد نماز عصر را بخواند. و مابين وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترك نماز ظهر و نماز عصر است، و اگر كسى در اين وقت اشتباهاً نماز ظهر يا عصر را به جاى ديگرى بخواند، نمازش صحيح است. اگر پيش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود و در بين نماز بفهمد اشتباه كرده است، چنانچه در وقت مشترك باشد، بايد نيّت را به نماز ظهر برگرداند يعنى نيّت كند كه آنچه تا حال خوانده ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد مى خوانم همه نماز ظهر باشد و بعد از آنكه نماز را تمام كرد، نماز عصر را بخواند. و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد به احتياط واجب نيّت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام كند، و دوباره آن را بخواند. نماز جمعه دو ركعت است و در روز جمعه جانشين نماز ظهر مى شود و در زمان حضور پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امام معصوم (عليه السلام) و نائب خاصّ او واجب عينى است امّا در زمان غيبت كبرى واجب تخييرى است يعنى ميان نماز جمعه و نماز ظهر مخيّر است ولى در زمانى كه حكومت عدل اسلامى باشد و نماز جمعه اقامه شود بهتر آن است كه نماز جمعه خوانده شود. احتياط واجب آن است كه نماز جمعه را از موقعى كه عرفاً اوّل ظهر مى گويند تأخير نياندازند و اگر از اوائل ظهر تأخير افتاد به جاى نماز جمعه نماز ظهر بخوانند. همانطور كه بيان شده است براى هريك از نمازهاى ظهر و عصر، و مغرب و عشا يك وقت مخصوص وجود دارد، كه اگر مكلّف عمداً نماز عصر را در وقت مخصوص ظهر يا نماز عشا را عمداً در وقت مخصوص مغرب بخواند نمازش باطل است. امّا اگر بخواهد نماز ديگرى مانند قضاء نماز صبح يا غير آن را در وقت مخصوص ظهر يا مغرب بخواند نمازش صحيح است.

 

وقت نماز مغرب و عشاء

مغرب موقعى است كه سرخى طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پيدا مى شود از بالاى سر انسان بگذرد. نماز مغرب و عشا هركدام وقت مخصوص و مشتركى دارند: وقت مخصوص نماز مغرب از اوّل مغرب است تا وقتى كه از مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز بگذرد بنابراين اگر كسى مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهواً در اين وقت بخواند نمازش باطل است. و وقت مخصوص نماز عشا موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد كه اگر كسى تا اين موقع نماز مغرب را عمداً نخوانده باشد بايد اوّل نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند و بين وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا وقت مشترك نماز مغرب وعشا است كه اگر كسى در اينوقت اشتباهاً نمازعشا را پيش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد. وقت مخصوص و مشترك كه معنى آن در مسأله پيش گفته شد براى اشخاص فرق مى كند مثلاً اگر به اندازه خواندن دو ركعت نماز از اوّل ظهر بگذرد وقت مخصوص نماز ظهر كسى كه مسافر است تمام شده و داخل وقت مشترك مى شود، و براى كسى كه مسافر نيست بايد به اندازه خواندن چهار ركعت از اوّل ظهر بگذرد. اگر پيش از خواندن نماز مغرب سهواً مشغول نماز عشا شود و در بين نماز بفهمد كه اشتباه كرده است چنانچه تمام آنچه را خوانده يا مقدارى از آن را در وقت مشترك خوانده و به ركوع ركعت چهارم نرفته است بايد نيّت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند و بعد نماز عشا را بخواند و چنانچه در وقت مختص مغرب بفهمد اشتباه كرده بنابر احتياط واجب نمازش باطل است و اگر به ركوع ركعت چهارم رفته بايد نماز عشا را تمام كند بعد نماز مغرب را بخواند. آخر وقت نماز عشا نصف شب است، و احتياط واجب آن است كه براى نماز مغرب و عشا و مانند اينها شب را از اوّل غروب تا اذان صبح حساب كرد، و براى نماز شب و مانند آن تا اوّل آفتاب حساب كرد(۱). اگر به واسطه عذرى نماز مغرب يا نماز عشا را تا نصف شب نخواند بنابر احتياط واجب بايد تا قبل از اذان صبح بدون اينكه نيّت ادا و قضا كند بجا آورد.

 

وقت نماز صبح

نزديك اذان صبح از طرف مشرق، سفيده اى رو به بالا حركت مى كند كه آن را فجر اوّل گويند وقتى كه آن سفيده در طرف مشرق و افق پهن و گسترده مى شود آن را فجر دوّم گويند كه اوّل وقت نماز صبح است و آخر وقت نماز صبح موقعى است كه آفتاب بيرون مى آيد.

نماز آيات

نماز آيات به واسطه چهار چيز واجب مى شود: اول : گرفتن خورشيد، دوم : گرفتن ماه ، اگر چه مقدار كمى از خورشيد و ماه گرفته شود و كسى هم از آن نترسد. سوم : زلزله اگر چه كسى هم نترسد. چهارم : رعد و برق و بادهاى سياه و سرخ و مانند اينها، در صورتى كه بيشتر مردم بترسند. نماز آيات دو ركعت است و در هر ركعت پنج ركوع دارد. دستور آن نيز اين است كه انسان بعد از نيت تكبير بگويد و يك حمد و يك سوره تمام بخواند و به ركوع برود و سر از ركوع بردارد و دوباره يك حمد و يك سوره بخواند. باز به ركوع برود تا پنج مرتبه ، بعد از بلند شدن از ركوع پنجم ، دو سجده نمايد و برخيزد. ركعت دوم را هم مثل ركعت اول به جا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.همچنين مى تواند به جاى خواندن سوره تمام ، يك سوره را پنج قسمت كند و يك آيه يا بيشتر از آن را بخواند و به ركوع برود و سر بردارد و بدون اين كه حمد بخواند، قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به ركوع برود؛ همين طور تا پيش از ركوع پنجم سوره را تمام نمايد.

 

آداب نماز آيات عبارتند از: 1 - در نماز آيات مستحب است كه به جاى اذان و اقامه ، سه مرتبه به قصد اميد ثواب ، بگويد: ((الصلاة )) 2 - مستحب است كه نمازگزار بعد از ركوع پنجم و دهم بگويد: ((سمع اللّه لمن حمده )) 3 - مستحب است نمازگزار پيش از هر ركوع و بعد از آن تكبير بگويد؛ ولى بعد از ركوع پنجم و دهم ، گفتن تكبير مستحب نيست. 4 - مستحب است كه انسان پيش از ركوع دوم ، چهارم ، ششم ، هشتم و دهم ، قنوت بخواند و اگر فقط يك قنوت ، پيش از ركوع دهم بخواند كافى است . 5 - مستحب است كه حمد و سوره نماز آيات به (بلند) خوانده شود.. 6 - در نماز آيات مخصوصا براى كسوف خورشيد مستحب است كه انسان نمازش را طول بدهد.7 - مستحب است كه در نماز آيات خصوصا در كسوف خورشيد، سوره هاى طولانى مانند يس ، روم و كهف و امثال آن خوانده شود. 8 - مستحب است كه نمازگزار بعد از نماز آيات تا باز شدن قرص ، در محل نماز بنشيند و مشغول دعا و ذكر شود. 9 - اگر تا باز شدن قرص وقت است مستحب است كه نماز را دوباره خواند. 10 - مستحب است كه نماز آيات به جماعت خوانده شود. 11 - براى قضاى نماز آيات ، مستحب است كه نمازگزار غسل كند..

نماز میت

خواندن نماز میت بر هر مسلمانی (و هر کسی که در حکم مسلمان است) در صورتی که شش سال او تمام شده باشد، واجب است. نماز میت را باید پس از غسل کردن میت و حنوط و کفن کردن او خواند و اگر نماز میت پیش از اینها یا در بین اینها خوانده شود کفایت نمی‌کند. برای کسی که می‌خواهد نماز میت بخواند، لازم نیست شرایط لازم در نماز مانند طهارت بدن و لباس و غیره را دارا باشد یعنی کسی که می‌خواهد نماز میت بخواند، لازم نیست با وضو یا غسل یا تیمم باشد و بدن و لباسش پاک باشد و اگر لباس او غصبی هم باشد اشکال ندارد. اگر چه بهتر آن است که تمام چیزهایی را که در نمازهای دیگر لازم است رعایت کند.

آنچه در نماز میت واجب است، عبارتند از:

1-  قیام: یعنی کسی که نماز میت می‌خواند باید ایستاده نماز را به جا بیاورد مگر آنکه قادر به قیام نباشد.2-    نیت و قصد قربت: یعنی در موقع نیت میت را معین نماید و نماز را به قصد قربت بخواند.3-  استقبال قبله: کسی که بر میت نماز می‌خواند، باید رو به قبله باشد و واجب است میت را مقابل او به پشت بخوابانند به طوری که سر میت به طرف راست نمازگزار و پای او به طرف چپ نمازگزار باشد؛4-  تکبیرات پنج‌گانه: و این که این تکبیرات و دعاهای پشت ‌سر آنها را به طوری به دنبال هم بخواند که نماز از صورت نماز خارج نشود و موالات آن حفظ گردد. از میان واجبات ذکر شده، نیت و قیام برای فرد قادر و تکبیرات رکن نماز میت هستند و بقیه واجب‌ها غیر رکن هستند. نماز میت پنج تکبیر دارد؛ به این صورت که لازم است نمازگزار پس از تکبیر اول شهادتین بگوید و پس از تکبیر دوم صلوات بر محمد و آل وی بفرستد و پس از تکبیر سوم برای مؤمنین و مؤمنات دعا کند و بعد از تکبیر چهارم برای میت دعا نماید و به دنبال آن تکبیر پنجم را بگوید و به این ترتیب نماز میت اقامه می‌شود. البته نمازگزار هر چه قدر در دعاهای نماز جهد بیشتری داشته باشد، و دعا بیشتر نماید و نمازش را با تفصیل بیشتری به جای آورد فضیلت افزون‌تری خواهد داشت. با توجه به آنچه گفته شد، اگر نماز گزار پنج تکبیر به ترتیب زیر بگوید کافی است:

 

ابتدا نیت کند و تکبیر اول را بگوید و پس از آن بگوید:

 

«اشهد ان لا اله الا الله وأن محمداً رسول الله»؛ بعد تکبیر دوم را بگوید و پس از آن بگوید: «اللهم صل علی محمد وآل محمد»؛ بعد تکبیر سوم را گفته و پس از آن بگوید: «اللهم اغفرللمؤمنین والمؤمنات»؛ بعدتکبیر چهارم را گفته و پس از آن بگوید: «اللهم اغفر لهذا المیت» و اگر میت زن باشد، بگوید: «اللهم اغفر لهذه المیت»؛ و به دنبال آن تکبیر پنجم را بگوید. نظر فقها بر این است که هرگاه پس از دفن میت، علم حاصل شود که نماز میت خوانده شده اشتباه بوده است، چنانچه مدتی که موجب متلاشی شدن جسد می‌شود، نگذشته باشد، نبش قبر شده و نماز اعاده می‌گردد و الا بدون نبش قبر نماز بر میت خوانده می‌شود.نکته دیگر در اقامه نماز میت این است که نماز میت را می‌توان به صورت افرادی یا جماعت خواند و دیگر این که برای چند میت می‌توان به صورت مجموع یک نماز میت اقامه کرد که طبیعی است در این صورت مرجع ضمایر و نیت اقامه نماز را باید به مجموع میت‌ها در نظر بگیرند

 

نماز طواف واجب خانه كعبه

يكى از اعمال عمره و حج ، طواف است ، يعنى هفت دور گشتن به دور خانه خدا با شرايطى كه در مناسك حج آمده است ، بعد از تمام شدن طواف بايد فورا ( بين آن دو فاصله نشود و تأخير در حدّ متعارف مانعى ندارد)  دو ركعت نماز   به نيت نماز طواف مثل نماز صبح در كنار مقام ابراهيم بخوانند و نبايد بين نماز وطواف فاصله بيفتد يا در جاى ديگرى غير از مقام ابراهيم خوانده شود. بلند يا آهسته خواندن نماز طواف، جائز است و در آن خواندن هر سوره اى نيز جائز است هر چند مستحب است در ركعت اول بعد از حمد، سوره توحيد و در ركعت دوم «قل يا أيّها الكافرون» خوانده شود .در نماز طواف و نيز ساير نمازها ی مربوطه ، جلوتر بودن يا برابر ايستادن زن و مرد در نماز، به صحت نماز ضرر نمى زند.

شك در نماز طواف و خواندن آن

اگر كسى در اثناى سعى يا بعد از آن شك كرد كه آيا نماز طواف را خوانده يا نه، به شكش اعتنا نكند.

اگر كسى قبل از شروع در سعى شك كرد كه آيا نماز طواف را بجا آورده يا نه، بايد آن را بجا آورد.

اگر كسى بعد از تمام شدن نماز، شك كند كه آيا آن را درست خوانده يا نه، به شكّش اعتنا نكند.

نماز قضاى پدر ومادر

 پس از مرگ پدر يا مادر بر پسر بزرگتر او واجب است نماز و روزه هايى را كه پدر يا مادر به خاطر عذرى بجا نياورده باشد، آن نماز و روزه ها را قضا كند.اگر پسر بزرگتر نمى داند كه از پدر يا مادرش نماز و روزه اى قضا شده يا نه، چيزى بر او واجب نيست و تفحّص و جستجو نيز لازم نمى باشد.بر پسر بزرگتر واجب است نمازها و روزه هايى كه والدين بر اثر عذر شرعى ترك كرده و موفّق بر قضاى آن نشده اند را بجا آورد، و نسبت به غير آن وظيفه اى ندارد. مگر اينكه وصيّتى كرده باشند كه مطابق آن بايد عمل كرد. هر چند در صورت امكان شايسته است فرزندان نسبت به آنچه بر آنها واجب نيست نيز اقدام كنند.قضاى نماز و روزه پدر كه بر پسر بزرگ واجب است، با فوت وى پس از فوت پدرش، بر پسر و يا برادر او واجب نمى‏شود.

نمازى كه به واسطه اجاره، نذر، قسم و عهد واجب مى‌شود

اگر كسى براى به جا آوردن نمازهاى فوت شده ميّتى اجير شود، يا براى انجام نمازى نذر و عهد كرده و يا قسمى ياد كرده در اين صورت واجب است آنها را به جا آورد. تعداد ركعات هم بستگى دارد كه هنگام نذر، اجاره، قسم و يا عهد، چند ركعت در نظر گرفته شده است.

------------------------------------------------------------------------

 ** برگرفته از پايگاه هسته گزينش دانشگاه علوم پزشكي

انواع نماز مستحبی

نماز چهارده معصوم(ع)

1. نماز حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ

نماز حضرت دو ركعت است. در هر ركعت بعد از حمد پانزده مرتبه سوره قدر، و در هر یك از ركوع و بعد از سر برداشتن از آن و در سجود و بعد از سر برداشتن از آن و در سجده دوم و بعد از سر برداشتن از آن پانزده مرتبه سوره قدر را بخواند، بعد از آن ركعت دوم را مثل ركعت اولی انجام دهد.

اگر چنین كند منصرف شود، در حالی كه مابین او و خداوند گناهی نماند، مگر این كه بخشیده شود و هر چه را كه طلب كرده به او بدهند.

و مستحب است بعد از آن دعا بخواند كه در مفاتیح ذكر شده است.

2. نماز حضرت علی ـ علیه السّلام ـ

و آن چهار ركعت است به دو تشهد و دو سلام. در هر ركعت بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره توحید خوانده می شود.

از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ روایت كرده اند كه فرمود: «كسی كه این نماز را به جا آورد از گناهان بیرون آید مانند روزی كه از مادر متولد شده باشد و حاجتهای او برآورده شود».

3. نماز حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ

نماز حضرت دو ركعت است، در ركعت اول بعد از حمد صد مرتبه سوره قدر و در ركعت دوم بعد از حمد صد مرتبه سوره توحید می خواند و بعد از فارغ شدن از نماز تسبیحات حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ را انجام می دهد.

و وارد شده كه این افضل نمازهای مستحبی است و در اول شب ذی الحجه مؤكد است.

نماز دیگر: چهار ركعت نماز كند به دو سلام بخواند در ركعت اول بعد از حمد «توحید» پنجاه مرتبه و در ركعت دوم بعد از حمد «و العادیات» پنجاه مرتبه و در ركعت سوم بعد از حمد «اذا زلزلت» پنجاه مرتبه و در ركعت چهارم بعد از حمد «اذا جاء نصرالله» پنجاه مرتبه.

4. نماز امام حسن ـ علیه السّلام ـ

نماز امام حسن ـ علیه السّلام ـ در روز جمعه و آن چهار ركعت است مثل نماز امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ .

نماز دیگر: در روز جمعه و آن نیز چهار ركعت است در هر ركعت حمد یك مرتبه و توحید بیست و پنج مرتبه.

5. نماز امام حسین ـ علیه السّلام ـ

نماز حضرت امام حسین ـ علیه السّلام ـ چهار ركعت است، در هر ركعت سوره فاتحه پنجاه مرتبه و سوره توحید پنجاه مرتبه، و در ركوع فاتحه و توحید هر یك ده مرتبه، و چون از ركوع سر بردارد هر یك را ده مرتبه، و هم چنین دو سجده اولی و در بین دو سجده و در سجده دوم هر یك ده مرتبه، و چون از چهار ركعت فارغ شدی و سلام گفتی این دعا بخوان: «اللّهمّ انت الّذی استجبت لآدم و حوّاء...» تا آخر دعا كه فی الجمله طولانی است.

6. نماز امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ

نماز امام سجاد ـ علیه السّلام ـ چهار ركعت است، در هر ركعت حمد یك مرتبه و توحید صد مرتبه.

نماز دیگر: كه بنا به روایت قطب راوندی دو ركعت است، در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه آیه الكرسی خوانده می شود.

7. نماز حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ

نماز حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ دو ركعت است در هر ركعت حمد یك مرتبه و «سبحان الله و الحمد للّه و لا اله الّا الله و الله اكبر» صد مرتبه.

8. نماز حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ

نماز حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ دو ركعت است در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیه «شهد اللهُ...» صد مرتبه.

نماز دیگر: چهار ركعت است، در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه تسبیحات اربعه خوانده می شود.

9. نماز امام كاظم ـ علیه السّلام ـ

نماز حضرت كاظم ـ علیه السّلام ـ دو ركعت است، در هر ركعت حمد یك مرتبه و توحید دوازده مرتبه. دعای آن حضرت در مفاتیح الجنان ذكر شده است.

10. نماز امام رضا ـ علیه السّلام ـ

نماز حضرت امام رضا ـ علیه السّلام ـ شش ركعت است، در هر ركعت حمد یك مرتبه و بعد از حمد «هل اتی علی الإنسان...» ده مرتبه. دعای آن حضرت در مفاتیح الجنان ذكر شده است.

11. نماز حضرت جواد ـ علیه السّلام ـ

نماز حضرت جواد ـ علیه السّلام ـ دو ركعت است، و در هر ركعت حمد یك مرتبه و توحید هفتاد مرتبه. دعای آن حضرت در مفاتیح الجنان ذكر شده است.

12. نماز حضرت هادی ـ علیه السّلام ـ

نماز حضرت هادی ـ علیه السّلام ـ دو ركعت است، در ركعت اول سوره حمد و یس و در ركعت دوم سوره حمد و الرحمن.

نماز دیگر: دو ركعت است در هر ركعت بعد از حمد، هفتاد مرتبه سوره توحید.

13. نماز امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ

نماز امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ چهار ركعت است، در دو ركعت اول بعد از حمد پانزده مرتبه سوره زلزلت، و در دو ركعت آخری بعد از حمد پانزده مرتبه سوره توحید.

14. نماز حضرت صاحب الزمان ـ علیه السّلام ـ

نماز امام زمان ـ علیه السّلام ـ دو ركعت است، در هر ركعت حمد را یك مرتبه بخواند و «ایّاك نعبد و ایّاك نستعین» را صد مرتبه مكرر كند، بعد از آن حمد را تمام كند و سوره توحید را یك مرتبه بخواند. سپس دعای فرج را بخواند «اللّهمّ عظم البلاء و برحَ الخفاء...».[1]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . سراج الشیعه، ص 102 و 103، مفاتیح الجنان، ص 78.   

 

 

نماز شب

فضیلت نماز شب

امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «نماز شب صورت را زیبا و خلق را نیكو و انسان را خوشبو می گرداند، رزق را زیاد و قرض را ادا می كند، اندوه را برطرف می سازد و چشم را جلا می دهد».[1]

رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «نماز شب وسیله ای است برای خوشنودی خدا و دوستی ملائكه».[2]

امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «در خانه هایی كه نماز شب خوانده می شود و قرآن تلاوت می گردد، آن خانه ها نزد آسمانیان هم چون ستاره درخشانند».[3]

كیفیت نماز شب

نماز شب مجموعاً یازده ركعت است:

1. هشت ركعت آن، كه دو ركعت، دو ركعت، مانند نماز صبح خوانده می شود و چهار دو ركعتی آن به نیت نماز شب می باشد.

2. دو ركعت نماز شفع: بهتر است در ركعت اول آن بعد از حمد، سوره «ناس» و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره «فلق» خوانده شود.

3. یك ركعت نماز وتر: بعد از حمد سه بار سوره «توحید» و یك بار سوره «فلق» و یك بار سوره «ناس» بخوانیم و می‌توان یك سوره تنها خواند، سپس دستها را برای قنوت به سوی آسمان بالا می بریم و حاجات خود را از خدا می خواهیم.

و برای چهل مؤمن دعا می كنیم.

و طلب مغفرت می كنیم و هفتاد مرتبه می گوییم: «استغفرالله ربّی و اتوبُ الیه».

از پروردگار خود طلب آمزرش و مغفرت می كنیم و به سوی او بازگشت می نمایم.

آن گاه 7 بار می گوییم «هذا مقامُ العائذٍٍِ بكَ منَ النّارِ»؛ این است مقام كسی كه از آتش قیامت به تو پناه می برد. و بعد از آن 300 مرتبه می گوییم: «العفو» و سپس می گوییم: «ربّ اغفرلی و ارحمنی وتُب عَلیَّ انّكَ انتَ التّوابُ الغفُورُ الرّحیم».[4]

احكام نماز شب

1. هشت ركعت به نیت نماز شب و سپس دو ركعت نماز شفع و آن گاه یك ركعت نماز وتر، كه با فضیلت ترین نماز شب، نماز وتر و شفع است و دو ركعت شفع برتر از وتر است.

2. برای نماز شب می توان به نماز شفع و وتر اكتفا كرد، بلكه هنگام تنگی وقت می توان تنها به نماز وتر اكتفا نمود.

3. وقت نماز شب از نیمه شب تا فجر صادق است، و هنگام سحر از سایر مواقع بهتر است و تمامی ثلث آخر شب سحر محسوب می شود. و افضل از آن خواندن نماز شب نزدیكیهای فجر است.[5]

4. جایز است انسان نماز شب را نشسته بخواند حتی در حال اختیار. ولی اگر می خواهد نشسته بخواند بهتر آن است كه هر دو ركعت نشسته را یك ركعت ایستاده حساب كند. بنابراین باید هشت بار دو ركعت نشسته و هر دو ركعت به یك سلام كه جمعاً شانزده ركعت می شود به نیت نماز شب بخواند و دوباره دو ركعت هر دو ركعت به یك سلام به نیت نماز شفع و دو بار یك ركعت هر یك ركعت به یك سلام به نیت نماز وتر، ولی در حال اضطرار و مریض همان یازده ركعت كفایت می كند.

5. شخص مسافر می تواند نماز شب را پیش از نیمه شب بخواند.

6. جوانی كه می ترسد خواب بماند و نماز شب از او فوت شود می تواند نماز شب را پیش از نیمه شب بخواند.

7. كسانی كه برای خواندن نماز شب بعد از نیمه شب عذری دارند مانند پیرمردان و یا كسی كه از سرد شدن هوا می ترسد و یا از جنب شدن در خواب می ترسد... می توانند نماز شب را قبل از نیمه شب بخوانند.

8. خواندن سوره در ركعتهای نماز شب لازم نیست و می تواند فقط به خواندن سوره حمد اكتفا كند. هم چنین قنوت در ركعتهای دوم مستحب است و می تواند بدون قنوت بخواند.

9. نماز وتر یك ركعت است و می شود آن را بدون قنوت به جا آورد.

10. لازم نیست همه یازده ركعت را در یك مجلس بخواند، بلكه می تواند در دو سه نوبت بخواند، بلكه تفریق افضل است، همان طور كه رسول خدا تهجد می كرد.

11. مستحب است كه نماز شب را بلند بخواند تا اگر از خانواده اش كسی می خواهد برای به نماز شب برخیزد بیدار شود، چنان چه در روایت است و شهید و دیگران نیز تصریح به استحباب جهر نموده اند.

بدیهی است كه استحباب بلند خواندن نماز شب در جایی است كه امن از ریا و سُمعه باشد و اگر خدای ناخواسته خوف ریا و سُمعه در بلند خواندن باشد باید آهسته بخواند.[6]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . بحار الانوار، ج 87، ص 153.

[2] . همان منبع، ص 161.

[3] . وافی، ج 2، ص 23.

[4] . رساله نوین، ج 1، ص 170.

[5] . تحریر الوسیله، ج 1، ص 136.

[6] . كتاب شمع سحر، شب مردان خدا، مفاتیح الجنان.   

 

 

نماز جماعت

نماز جماعت، پاداش بسیار، بركات فراوان، فواید فردی و آثار اجتماعی بسیاری دارد.

ثواب نماز جماعت

در روایتی وارد شده است كه اگر یك نفر به امام جماعت اقتدا كند هر ركعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز دارد، و اگر دو نفر اقتدا كنند، هر ركعتی ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بیشتر شوند ثواب نمازشان بیشتر می شود تا به ده نفر برسند و عده آنان كه از ده گذشت، اگر تمام آسمانها كاغذ و دریاها مركب و درختها قلم و جن و انس و ملائكه نویسنده شوند، نمی توانند ثواب یك ركعت آن را بنویسند».[1]

مستحب است كه نمازهای واجب خصوصاً نمازهای شبانه روزی به جماعت خوانده شود و در نماز صبح و مغرب و عشاء، خصوصا برای همسایه مسجد و كسی كه صدای اذان مسجد را می شنود بیشتر سفارش شده است.[2]

مستحب است انسان صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند و نماز جماعت از نماز اول وقت كه فرادی، یعنی تنها خوانده شود بهتر است، و نیز نماز جماعتی را كه مختصر بخوانند، از نماز فرادی كه آن را طول بدهند بهتر می باشد.[3]

وقتی كه جماعت برپا می شود، مستحب است كسی كه نمازش را فرادی خوانده، دوباره با جماعت بخواند و اگر بعد بفهمد كه نماز اول باطل بوده، نماز دوم او كافی است.[4]

در زمان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هر گاه افراد نماز جماعت كم می شدند آن حضرت به جستجوی افراد می پرداخت و می فرمود: «شركت در نماز صبح و عشاء بر منافقان از هر چیز سنگین تر است».[5]

و در حدیث آمده: «هر كه نماز جماعت را دوست بدارد، خداوند و فرشتگان او را دوست می دارند».[6]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . توضیح المسائل، م 1400.

[2] . توضیح المسائل، م 1396.

[3] . توضیح المسائل، م 1402.

[4] . توضیح المسائل، م 1403.

[5] . كنز العمال، ج 8، ص 256 (نقل از پرتوی از اسرار نماز).

[6] . مستدرك الوسائل، ج 1، ص 487، رساله حضرت امام، م 1400.   

 

 

نماز جمعه

در زمان غیبت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نماز جمعه به فتوای اكثر فقهای شیعه، واجب تخییری است. یعنی مكلف می تواند روز جمعه به جای نماز ظهر، نماز جمعه بخواند، ولی جمعه افضل است و احتیاط بیشتر در آن است كه هر دو را به جا آورند و كسی كه نماز جمعه را به جا آورده باشد واجب نیست نماز ظهر را هم بخواند، ولی احتیاط مستحب آن است كه آن را نیز بجا آورد.[1]

كیفیت نماز جمعه

نماز جمعه دو ركعت است و كیفیت آن مانند نماز صبح است. این نماز دارای دو قنوت است. قنوت اول قبل از ركوع ركعت اول، و قنوت دوم پس از ركوع ركعت دوم است. نماز جمعه دارای دو خطبه است كه مانند اصل نماز واجب بوده و باید توسط امام جمعه ایراد شود. بدون این دو خطبه، نماز جمعه محقق نمی شود و واجب است دو خطبه را قبل از نماز جمعه بخواند.[2]

________________________________________

[1] . توضیح المسائل، احكام نماز جمعه، م 1 ـ 2.

[2] . توضیح المسائل، احكام نماز جمعه، م 23 ـ 26.

نماز و انتظار

نماز و انتظار

نماز و انتظار تنها جاده امنی است که میتوان با آن به آرامش، نشاط و سعادت واقعی رسید. از جمله ثمرات نماز و عبادت مستمر این است که چون باعث اطاعت و خشنودی خداوند می‌شود لذا پروردگار متعال در مقابل آن، مشکلات ما را حل خواهد کرد و با عبادت کردن زمینه برای رشد فعالیتها و موفقیتهای ما فراهم می‌شود و نماز و عبادت و توجه به فرهنگ مهدویت برای بهتر زندگی کردن و بهتر لذت بردن از زندگی و به تکامل رسیدن است.

نماز و انتظار تنها جاده امنی است که میتوان با آن به آرامش، نشاط و سعادت واقعی رسید. بهترین معرف یک مکتب و دین عملکرد پیروان آن است و مهمترین نیاز انسان در زندگی وجود راهنمای آگاه، دلسوز و امین است و این راهنمایان پیامبران و امامان(ع) هستند که از جمله آن عزیزان حضرت امام مهدی(عج) است. امام زمان(عج) امید بشر، برگزیده خداوند متعال و کامل کننده هدف انبیا است و بر همه ما وظیفه است که در دوران غیبت با امام زمانشان آشنا شده و جامعه را نیز با چنین شخصیتی که با ظهورش جهان غرق نور خواهد شد آشنا نمایند. خداوند با آن همه عظمت، بدون وقت قبلی و سختی. هر لحظه هر دقیقه و هر ساعت اجازه حرف زدن و رابطه و مناجات و بیان مشکلات را با خودش به ما داده است و این از بزرگترین الطاف الهی است.

اسرار نماز

اسرار نماز در كلام امام خمینی(ره)

مقدمه:

قال علی ـ علیه السّلام ـ : «الله الله فی الصلوه فَانّها عمود دینكم.»

سخن گفتن درباره‌ نماز كه دریچه‌ عروج به عالم قدس و معنویت است در توان هر كسی نیست. شایسته‌تر آن است كه بیان حقیقت این نشانه‌ بزرگ الهی و ستون دین مبین اسلام را به زبان و بیان واصلان این طریق، واگذاریم.

در این نوشتار برآنیم كه دیدگاه و روش حضرت امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ، این نمازگزار حقیقی را درباره‌ نماز از گفتار و كردار او بیان كنیم. با نگاهی به آثار مكتوب امام ـ رحمه الله علیه ـ و مشاهده‌ عینی شاهدان احوال ایشان، می‌توان گفت كه در دیدگاه ایشان، نماز در میان عبادات به مثابه «اسم اعظم و بلكه خود اسم اعظم»[1] در میان دیگر اسماء الهی. افزون بر آن، دیدگاه حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ نسبت به نماز در حقیقت حكایت مسافر و طریق سفر است. در این میان، مهم‌ترین مسأله بیان نماز و تفسیر آن بر اساس سفر معراج پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ (تطبیق دادن جریان سفر نماز با سفر معراج) است. بنابراین، دیدگاه امام ـ رحمه الله علیه ـ به نماز، دیدگاهی عرفانی است؛ به گونه‌ای كه مراحل اسفار اربعه‌ی عرفانی و احوال سالك و مسافر طریق وصل حق را در طول حیات و سلوك وی در یك ركعت نماز واقعی بیان می‌كند. خلاصه آنكه نماز مؤمن خود معراج و سفری واقعی است كه حالت‌ها و مراتب و مقامات خاص خود را دارد. سالكان این طریق نیز به تناسب حال و مقام خویش، از حقیقت این سفر آگاه می‌شوند. از نظر امام ـ رحمه الله علیه ـ توحید به معنای واقعی آن ـ كه مقصد اصلی دعوت پیامبران است ـ در نماز محقّق می‌شود.

در این گفتار، دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در چند عنوان آمده است.

توصیف و تعریف نماز از دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ :

ابتدا برای آگاهی از دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ نمونه‌هایی از توصیف‌های آن نمازگزار حقیقی را درباره‌ی نماز بیان می‌كنیم، شاید بتوان گفت كامل‌ترین سخن ایشان درباره‌ی نماز این جمله است كه می‌فرمایند: سرمایه‌های سعادت عالم آخرت و وسیله‌ی زندگانی روزگارهای غیر متناهی نماز است.[2] تعبیر دیگر ایشان، عبارت «نسخه‌ی جامعه» است، نسخه‌ای كه پروردگار برای رهایی جان قدسی انسان از قفس طبیعت، تجویز كرده است. ایشان می‌فرمایند: معلوم می‌شود كه حقیقت این عبادت الهی و نسخه‌ی جامعه كه برای خلاصی این طایرهای قدسی از قفس تنگنای طبیعت به كشف تام محمّدی ترتیب داده شده و به قلب مقدسشان نازل گردیده ...[3] در سخنی دیگر بیان می‌كنند كه این نسخه‌ی كامل «تركیب قدسی» الهی است و همانند دیگر افعال و احكام الهی بر پایه‌ی حكمت و قوانین حضرت حق بنا نهاده شده است. ایشان می‌فرمایند: نماز كه یكی از تركیبات قدسیه است كه بیدّی الجلال و الجمال فراهم آمده است و تسویه شده است ...[4] پس از آنكه حضرت آدم و حوا ـ علیهما السلام ـ از جوار پروردگار به عالم خاك هبوط كردند، یزدان مهربان دریچه‌ی ذكر خویش را به روی آدم و حوا گشود و مركبی فراهم كرد تا آنان این فاصله را با مراتب و منازلش از مبدأ طبیعت تا مقصد قرب الهی بپیمایند. خداوند همان گونه كه پیامبر خود را به معراج قربش برد و حقایق ملك و ملكوت را به او شناساند، حضرت آدم ـ علیه السّلام ـ و همه‌ی فرزندان او را كه دور افتادگان از عالم قدس‌اند به واسطه‌ی نماز به محضر انس خویش بار داد. امام ـ رحمه الله علیه ـ در این باره می‌فرمایند: نماز، مركب سلوك و براق سیر الی الله است.[5] و نیز می‌فرمایند: براق سیر و رفرف عروج اهل معرفت، نماز است.[6] حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ در تعبیری براق (اسبی است كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را به معراج رساند) و رفرف را درباره‌ی نماز بسیار به كار برده‌اند. نكته‌ی مهم آن است كه قدرت و توان این مركب و میزان بهره‌مندی از آن، به ظرفیت و توان معنوی سالك و راكب آن بستگی دارد. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ در ادامه می‌فرمایند: و هر كسی از اهل سیر و سلوك الی الله را نمازی مختصّ به خود او و حظ و نصیبی است از آن، حسب مقام خود ...[7] هنگامی كه دریافتیم نماز «نسخه‌ی جامعه‌ی» الهی برای انسان است، جایگاه نماز در بین عبادت‌های دیگر آشكار می‌شود. آیات و اخبار، مشهورترین مرتبه نماز را «عمودیت» آن برمی‌شمارند. حدیث امام علی ـ علیه السّلام ـ در ابتدای مقاله، گویای این مرتبه و لوازم ویژه است. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ با اشاره به این نكته می‌فرمایند: ... نماز كه در بین عبادات و مناسك الهیه، سمت جامعیت و عمودیت دارد ...[8]

یا این كه:

و در جمع عبادات، خصوصاً نماز كه سمت جامعیت دارد و منزله‌ی آن در عبادات، منزله ی انسان كامل است و منزله‌ی اسم اعظم، بلكه خود اسم اعظم است ...[9] راز این جامعیت همان است كه در حدیث پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بیان شده است: «لانَّ الصلاه تسبیحٌ و تهلیلٌ و تحمیدٌ و تكبیرٌ و تمجیدٌ و تقدیسٌ و قولٌ و دعوه»[10] زیرا نماز هم تسبیح است و هم تهلیل و هم ستایش و هم تكبیر و هم تقدیس و هم گفتار است و هم خواستن. یكی دیگر از تعابیر امام ـ رحمه الله علیه ـ درباره‌ی نماز «معجون الهی» و «حبل متین» است. ایشان می‌فرمایند: اگر روزگار به عارفی ربانی مهلت دهد، می‌تواند تمام منازل سائرین و معارج عارفین را از منزلگاه یقظه تا اقصای منزل توحید از این معجون الهی و حبل متین بین خلق و خالق خارج كند.[11]

حقیقت و واقعیت نماز از دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ :

مطلب اساسی در شناخت هر پدیده‌ای، شناخت حقیقت آن است. درباره‌ی نماز نیز شناخت حقیقت آن از اساسی‌ترین اموری است كه هر مسلمان باید بدان آگاه باشد. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ حقیقت نماز را «سفر»ی می‌داند كه مبدأ آن بیت نفس و الی الله و فی الله و من الله است: از آن چه مذكور شد از سرّ صلوه كه حقیقت آن عبارت است از سفر الی الله و فی الله و من الله است...[12] همچنین ایشان در این باره می‌فرمایند: ... و آن عبارت است از حصول معراج حقیقی و قرب معنوی و وصول به مقام فنای ذاتی كه در اوضاع به سجده‌ی ثانیه كه فنای از فنا است و در اذكار به «ایاك نعبد» كه مخاطبه‌ی حضوری است، حاصل می‌شود.[13] نكته‌ی دیگر درباره‌ی حقیقت نماز، این است كه نماز را غیر از این ظاهر «باطنی» است؛ یعنی حقیقت نماز، همان باطن آن است: نماز بلكه جمیع عبادات را غیر از این صورت و قشر و مجاز، باطن و لُب و حقیقتی است و این از طریق عقل معلوم است و از طریق نقل، شواهد كثیره دارد.[14] در حدیثی آمده است كه فردی شقی به نام «رزام مولی خالد بن عبدالله» درباره‌ی حدود نماز از امام صادق ـ علیه السّلام ـ پرسش می‌كند. ایشان در پاسخ می‌فرمایند: «نماز چهار هزار حدّ دارد كه تو نمی‌توانی یكی از آنها را ادا كنی». حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ با بیان این حدیث، آن را دلیلی بر وجود باطن و حدود باطنی نماز می‌داند. و استنباط می‌كند كه: اگر این چهار هزار حدّ كه جناب صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند از حدود ظاهر و آداب صوریه بود، نمی‌فرمودند: تو یكی از آنها را (هم) ادا نمی‌كنی و وفا نمی‌نمایی؛ زیرا كه معلوم است كه همه كس می‌تواند به آداب صوریه نماز قیام كند.[15] ایشان، تغییر حالت ائمه ـ علیهم السّلام ـ در نماز بر اثر خوف و خشیت خداوندی، دلیلی بر اثبات بعد باطنی نماز می‌دانند. باطن نماز نیز همانند ظاهر آن، آداب و شرایطی دارد كه اقامه‌ی آنها حقیقت نماز را محقّق می‌كند. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ می‌فرمایند: از برای نماز غیر این صورت، حقیقتی است و غیر از این ظاهر، باطنی است و همان طور كه صورت آن را آداب و شرایط صوریه‌ای است، باطن آن را نیز آداب و شرایطی است كه شخص سالك باید آنها را مراعات كند.[16] مسأله‌ی دیگر دربار‌ه‌ی حقیقت نماز این است كه «اصل نماز، یك ركعت است» ‌و این سفر معنوی در طی این ركعت محقّق می‌گردد. امام ـ رحمه الله علیه ـ می‌فرمایند: باید دانست كه اصل صلاه، یك ركعت و بقیه‌ی ركعات آن از فرایض و نوافل برای اتمام همان یك ركعت است.[17] سپس به بیان حدیثی از امام رضا ـ علیه السّلام ـ در این باره می‌پردازند.

واپسین نكته درباره‌ی حقیقت نماز این است كه بر اساس نظر امام ـ رحمه الله علیه ـ نماز اقامه‌ی توحید‌های سه‌گانه (توحید ذات، افعال و صفات) است. ایشان می‌فرمایند: بدان كه اهل معرفت، قیام را اشاره به توحید افعال دانند، چنان چه ركوع را به توحید صفات و سجود را به توحید ذات اشاره دانند.[18] از این بیان می‌توان نتیجه گرفت كه اقامه‌ی نماز واقعی، اقامه‌ی توحید واقعی است و اقامه‌ی توحید مستلزم نفی هر چه غیر اوست، حتّی خواسته‌های نفسانی. از این رو، حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ پس از این كه مهم‌ترین احوال نماز را در قیام و ركوع و سجود می‌بینند و آن ها را مقوّم اقامه‌ی توحید می‌شمارند، در ادامه می‌فرمایند: پس گوییم كه چون صلاه معراج كمال مؤمن و مقرّب اهل تقوی است. متقوّم به دو امر است كه یكی، مقدمه‌ی دیگری است. اول، تركیب خودبینی و خودخواهی كه آن حقیقت و باطن تقوی است.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . آداب الصلوه، امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ، ص 9.

[2] . آداب الصلوه، ص 45.

[3] . اسرار نماز یا معراج السالكین و صلوه العارفین، امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ، ص 10.

[4] . اسرار نماز، ص 17.

[5] . همان، ص 7.

[6] . همان، ص 6.

[7] . اسرار نماز، ص 6.

[8] . آداب الصلوه، ص 9.

[9] . آداب الصلوه، ص 9.

[10] . بحار الانوار، ج 82، روایت، 56، باب 1، ص 231.

[11] . اسرار نماز، ص 57.

[12] . اسرار نماز، ص 118.

[13] . همان، ص 15.

[14] . همان، ص 9.

[15] . اسرار نماز، ص 11.

[16] . آداب الصلوه، صص 55 ـ 56.

[17] . اسرار نماز، ص 16.

[18] . آداب الصلوه، ص 146.

و دوم، خودخواهی و حق‌طلبی كه آن، حقیقت معراج و قرب است.[1]

نماز حقیقی، معراج واقعی است:

از نكات دیگر در بیان و فهم دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ درباره‌ی اهمیت نماز دارد این است كه حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ نماز را عین معراج واقعی می‌دانند كه دارای حالت‌ها و مراحل گوناگونی است كه برای افراد مختلف به تناسب درجه‌ی ایمان نمازگزار و حضور قلبی وی در نماز، تفاوت دارد. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ به دلیل مسئله معراج واقعی بودن نماز، در تفسیر نماز به تطبیق دادن آن با حدیث معراج پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پرداخته‌اند، زیرا بنا بر دستور پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ اذكار آن سفر هم در نماز از جمله در ركوع و سجود گنجانیده شده است (همان گونه كه در حدیث معراج آمده است).

نماز و سفرهای چهارگانه عرفانی (اسفار اربعه در نماز)

گفته شده كه حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ نماز را سفر الی الله و فی الله و من الله می‌دانند، سفر مؤمن و سالك به سوی خدا، چهار مرحله دارد كه در اصطلاح «اسفار اربعه»‌ خوانده می‌شوند. سالك در این سفرها، مراتبی خاصّ را می‌پیماید و به دگرگونی‌های روحی خاصّی دست می‌یابد كه شرح مفصّل آن در كتب عرفانی آمده است. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در كتاب اسرار الصلوه به طور بسیار اجمالی این اسفار را در نماز بیان می‌كنند. ایشان در كتاب اسرار نماز (معراج السالكین و صلوه العارفین) درباره‌ی نماز و طی منازل سلوك از طریق آن چنین می‌فرمایند: اگر روزگار به عارف ربانی مهلت دهد، تمام منازل سائرین و معارج عارفین را از منزلگاه یقظه تا اقصا منزل توحید از این معجون الهی و حبل متین بین خلق و خالق خارج كند.[2] طی كردن این سفر دارای دو ركن است: اول، رسیدن به مقام طهارت. دوم، رسیدن به مقام فنا در نماز. شرط اساسی آغاز این سفر نیز دور شدن از نجاست‌های ظاهری و باطنی و به ویژه رذایل باطنی است. ایشان در تعریف باطن نجاست ـ كه دوری از آن لازمه‌ی سفر است ـ می‌فرمایند: نجاست، دوری از محضر انس و مهجوری از مقام قدس است و منافی با نماز است كه معراج وصول مؤمنین و مقرّب ارواح متقین است.[3] بنابراین، انسان برای اینكه سفر معنوی را آغاز كند، باید به «مقام طهارت باطن» برسد. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ در ادامه می‌فرمایند: ... و چون بدین مقام رسیدی، از تصرف شیطان خبیث مخبث خارج شدی و از رجز و رجس هجرت كردی و لایق حضور درگاه جلیل و مخلع شدن به خلعت خلیل گردیدی و مسافرت الی الله و معراج وصول حاصل شده كه آن خروج از منزلگاه و بیت نفس است و باقی می‌ماند ركن دوم كه در اصل نماز حاصل می‌شود و آن حركت الی الله و وصول به باب الله است و فنای به فناء الله.[4] پس معلوم شد كه این سفر معنوی و معراج قرب حقیقی را دو ركن است، كه یك ركن آن در باب طهارات حاصل می‌شود كه سرّ آن، تخلیه و آنسرّ سرّ آن تجرید و سرّ مستسر آن تنزیه و سرّ مقنّع به سرّ آن، تنزیه و تقیید است و ركن اعظم آن در باب صلوه حاصل می‌شود كه سرّ آن، تنزیه از توحید و تقیید است.[5] عبارت‌های یاد شده كه دربردارنده‌ی اصطلاحات خاص عرفانی است، به تناسب افراد نمازگزار از عوام الناس گرفته تا اهل معرفت و اخلاص، به مراتب این اركان اشاره دارد. پیش‌تر آوردیم كه حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ بر پایه‌ی حدیثی از ائمه ـ علیهم السّلام ـ اصل نماز را «یك ركعت» می‌دانند. از این رو، سفرهای چهارگانه را از آغاز تا پایان، به طور خلاصه در حدّ همان یك ركعت شرح داده‌اند. ایشان در سرّ اجمالی نماز و اجمال سفرها می‌نویسد: آن عبارت است از حصول معراج حقیقی و قرب معنوی و وصول به مقام فنای ذاتی است كه در اوضاع به سجده‌ی ثانیه كه فنای از فناست و در اذكار به «ایاك نعبد» كه مخاطبه‌ی حضوری است حاصل شود، چنان چه برداشتن سر از سجده تا سلام كه علامت ملاقات و مراجعت از سفر است، رجوع به كثرت است، ولی با سلامت از حجب كثرات و بقای به حق، و در اذكار «اهدنا الصراط المستقیم» رجوع به خود و حصول صحو بعد المحو است و با اتمام ركعت كه حقیقت صلو‌ه است، سفر تمام می‌شود و بباید دانست كه اصل صلوه‌ یك ركعت است.[6] در این باره باید گفت پس از فراهم آوردن مقدمات سفر كه همان مقدمات و مقارنات نماز است، سفر با نیت و گفتن تكبیر افتتاحیه در ابتدای نماز، آغاز می‌شود. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ دستور این كار را چنین بیان فرموده‌اند: پس تو ای سالك الی الله و مجاهد فی سبیل الله! چون اقامه‌ی صلب در محضر قرب نمودی، تخلیص نیت در پیشگاه عزّت، و قبل خود را صفا دادی و در زمره‌ی اهل وفا داخل شدی، خود را مهیای دخول در باب كن و اجازه‌ی فتح ابواب طلب، و از منزل طبیعت حركت كن و حجاب غلیظ آن را با تمسّك به مقام كبریایی رفع كن، و به پشت افكن و تكبیرگویان وارد حجابی دیگر شو و آن را رفع كن، و به پشت سر افكن و تكبیر بگو و حجاب سوم را نیز مرتفع كن كه به منزل باب القلب رسیدی؛ پس توقّف كن و دعای مأثور بخوان: «اللهم انت الملك الحق المبین الخ.»[7] با ذكر جمله‌ای از آن حضرت كه اركان مهم نماز و ركعت اصلی آن را سه چیز دانسته‌اند، اسرار سفرهای عرفانی در نماز را با بیان اسرار آنها، ادامه می‌دهیم، بدان كه عمده‌ی احوال صلوه سه حال است كه سایر اعمال و افعال مقدمات و مهیئات آن است، اول، قیام و دوم ركوع و سوم سجود.[8] در سرّ ركوع فرموده‌اند: حقیقت ركوع، تمام نمودن قوس عبودیت و افنای آن در نور عظمت ربوبیت است.[9] و در سرّ سجود فرموده‌اند: بالجمله، سجده نزد اهل معرفت و اصحاب قلوب، چشم فرو بستن از غیر و رخت بربستن از جمیع كثرات حتّی كثرات اسماء و صفات و فنای در حضرت ذات است و در این مقام، نه از سمات عبودیت خبری است و نه از سلطان ربوبیت در قلوب اولیاء، اثری و حق تعالی خود در وجود عبد، قائم به امر است.[10] ایشان پس از ذكر عباراتی از یك حدیث دربار‌ه‌ی تشهد می‌فرمایند: امّا اشاره به سرّ تشهد به طوری كه ذكر نمودیم، آنجا كه می‌فرماید: «تعلم ان النواصی الخلق بیده الخ» و این اشاره لطیفه است به مقام تحقق به صحو بعد المحو كه كثرات حجاب جمال محبوب نباشند و قدرت و مشیّت حق را نافذ و ظاهر در مرائی خلقیه بیند.[11] امام ـ رحمه الله علیه ـ در واپسین مرحله می‌فرمایند: از آنچه مذكور شد از سرّ صلوه كه حقیقت آن، عبارت از سفر الی الله و فی الله و من الله است، در سرّ سلام، مطلبی دیگر معلوم می‌شود و آن، این است كه چون سالك در حال سجده، غیبت مطلقه از همه‌ی موجودات برای او دست داد و از همه‌ی موجودات غایب شد و در آخر سجده، حالت صحوی برای او رخ داد و در تشهد نیز حالت قوت گرفت، ناگاه از حال غیبت از خلق، به حضور منتقل شد و ادب حضور را به جای آورد و در آخر تشهد توجّه به مقام نبوت پیدا كرد و در محضر ولایت آن سرور، ادب حضور را كه سلام شفاهی است، به جا آورد و پس از آن به تعینات نور ولایت كه قوای ظاهره و باطنه‌ی خود عبادالله الصالحین است، توجّه نموده، ادب حضور را ملحوظ داشته و پس از آن به مطلق كثرات غیبت و شهادت توجّه پیدا نموده، ادب حضور را ملحوظ داشته، شفاهاً سلام تقدیم داشت و سفر رابع من الحق الی الخلق تمام شد و این اجمال را تفصیل بیش از این است كه من عاجزم از گفتن و خلق از شنیدنش.[12]

در پایان این گفتار یادآور می‌شویم كه حالاتی كه امام ـ رحمه الله علیه ـ در هر یك از اجزای نماز برای نمازگزار ذكر كرده‌اند، بیانگر حالات وارد بر نمازگزار در سفر خاصّی است كه به شماره‌ی سفر و آغاز و انجام آن، اشاره‌ی دقیق نداشته‌اند. همین امر، بیان اسفار را اجمالی‌تر كرده است.

ارتباط نماز با انسانیت از دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ :

یكی دیگر از نكات مهم در دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ درباره‌ی نماز، ارتباط انسانیت با نماز واقعی است. به گونه‌ای كه با توجّه به آن، مسأله‌ی میزان بودن نماز در ردّ یا قبولی دیگر اعمال به سادگی حل می‌شود. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ معتقدند كه نماز با انسانیت، رابطه‌ای متقابل دارد. ایشان می‌فرمایند: مادامی كه انسان، صورت انسان و انسان صوری است، نماز او نیز نماز صوری و صورت نماز است و فایده‌ی آن نماز، فقط صحّت اجزای صوری فقهی است، در صورتی كه قیام به جمیع اجزا و شرایط صحّت آن كند، ولی مقبول درگاه و پسند خواطر نیست و اگر از مرتبه‌ی ظاهر به باطن و صورت به معنی پی برد، تا هر مرتبه‌ای كه متحقق شود، نماز او حقیقت پیدا می‌كند ... پس مادامی كه نماز انسان، صورت نماز است و به مرتبه‌ی باطن و سرّ آن نرسیده، انسان متحقق نشده، انسان نیز صورت انسان است و حقیقت آن متحقق نگردیده، پس میزان در كمال انسانیت و حقیقت آن، عروج به معراج حقیقت و صعود به اوج كمال و وصول به باب الله با مرقاه نماز است.[13]

نماز؛ ضرورت همیشگی:

یكی از ادعاهایی كه در بین صوفیان و عارف‌نمایان وجود داشته است، این است كه هر گاه فرد نمازگزار یا عارفی به وصال حق رسید، به عبادت و نماز نیازی ندارد. بنابراین می‌تواند عبادت و نماز را ترك كند. حضرت امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ با تحلیل واقعی نماز، نظریه‌ی یاد شده را ردّ می‌كنند.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . همان، ص 350.

[2] . اسرار نماز، ص 57.

[3] . همان، ص 56.

[4] . اسرار نماز، ص 57.

[5] . همان، ص 55.

[6] . اسرار نماز، ص 15 ـ 16.

[7] . اسرار نماز، ص 79.

[8] . آداب الصلوه، ص 350.

[9] . اسرار نماز، ص 99.

[10] . اسرار نماز، ص 106.

[11] . همان، ص 116.

[12] . اسرار نماز، ص 118 ـ 119.

[13] . اسرار نماز، صص 7 ـ 8.

و با تبیین نماز در دو سطح سالك و واصل، نماز این دو را متمایز می‌دانند. ایشان، نماز هر دسته را دارای ویژگی خاصّ خود دانسته و درباره‌ی نماز واصل، به ارائه‌ی دلیل فلسفی پرداخته‌اند و آن را از دیدگاه اهل عرفان، تفسیر كرده‌اند. ایشان می‌فرمایند: سالك مادامی كه در سلوك و سیر الی الله است، نمازش براق عروج و رفرف وصول است و پس از وصول نمازش نقشه‌ی تجلیات و صورت مشاهدات جمال محبوب است.[1] امام ـ رحمه الله علیه ـ در نظریه‌ی یاد شده می‌فرمایند: از بیانات سابقه معلوم شد كه آن چه پیش اهل تصوف معروف است كه نماز وسیله‌ی معراج وصول سالك است و پس از وصول، سالك مستغنی از رسوم گردد، امر باطل بی‌اصل و خیال خام بی‌مغزی است كه با مسلك اهل الله و اصحاب قلوب مخالف و از جهل به مقامات اهل معرفت و كمالات اولیاء صادر شده نعوذ بالله منه ...[2] به بیانی دیگر، حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ معتقدند كه تا وقتی فرد در حال سیر و سلوك الی الله و انجام عبودیت و بندگی است، خود او انجام دهنده‌ی اعمال خود است، ولی وقتی به وصال معبود رسید و فانی در او شد، دیگر حق به جای وی، عبادت و افعال او را انجام می‌دهد. ایشان می‌فرمایند: و نیز مادامی كه عبد در كسوت عبودیت است، نماز و جمیع اعمال آن از عبد است و چون فانی در حق شد، جمیع اعمال او از حق است و خود را تصرفی در آن نیست و چون به صحو بعد المحو و بقاء بعد الفناء نایل شد، عبادت از حق است در مرآه عبد.[3] چون ممكن است كسی گمان برد در این صورت، عبادت مشترك بین حق و بنده می‌شود. امام ـ رحمه الله علیه ـ در ادامه می‌فرمایند: و این اشتراك نیست، بلكه امر بین الامرین است و نیز تا سالك است، عبادت از عبد است و چون واصل شد، عبادت از حق است و این است معنی انقطاع عبادت پس از وصول.[4] ایشان در این میان به اقامه‌ی دلیل فسلفی می‌پردازند و درباره‌ی نماز واصل به حق كه فرمودند: «نمازش نقشه‌ی تجلیات و صورت مشاهدات جمال محبوب است»، می‌فرمایند: كه نحوه‌ی اداره‌ی نماز و انجام حركات و افعال آن در نماز فرد واصل به حق، همانند نحوه‌ی اداره‌ی مراتب پایین وجود توسط مراتب عالی آن است: ... بلكه از قبیل مراتب حكم غیب به شهادت و ظهور آثار باطن به ظاهر است چنانچه محققین از فلاسفه در خصوص تدبیر عالم عقلی نسبت به عالم ملك با آنكه عالی را توجّه به سافل نیست، فرمودند تدبیرات آنها از این عالم، تدبیر تبعی استجراری است. ایشان در ادامه، بر اساس نظر اهل معرفت و عرفان، به توجیه و تفسیر مطلب می‌پردازند و می‌فرمایند: بلكه نزد اصحاب قلوب و ارباب معرفت، این تدبیرات نسك الهیه تابعه‌ی تجلیات اسمائیه و صفاتیه و ذاتیه است بالجمله مستغرقان در مشاهده‌ی جمال جمیل را تجلیات عینیه حاصل شود كه حركات شوقیه در سرّ قلب آنها حاصل آید كه از آن اهتزازات سریه‌ی قلبیه، آثاری در ملك آنها حاصل شود كه آن آثار به مناسبت كیفیت تجلیات مطابق با یكی از مناسك و عبادات است و با آنكه توجّه استقلالی به كیفیت هیچ یك از آنها ندارند، هیچ جزیی یا شرطی از آداب صوریه‌ی آن تغییر نكند و كم و زیاد نگردد و بر خلاف مقررات شرعیه نگردد.[5] خلاصه، نظر اهل معرفت آن است كه بر این غرق شدگان در جمال محبوب تجلی‌هایی غیبی وارد می‌شود كه باعث پدید آمدن حركات شوقی در عمق جان آنان می‌شود. بدن آنان نیز از آن حركت‌های شوقی، تأثیر می‌پذیرد و در آن، آثاری پدید می‌آید كه اعمال و اجزاء و شروط عبادات بدون توجّه فرد فانی در حق و غرق شده در جمال او، به درستی انجام می‌گیرد. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در مطلب دیگری، احوال و افعال پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را كه سر سلسله‌ی واصلان و مجذوبان حق تعالی است، معیار صحّت حالی و ظاهری نماز می‌دانند. ایشان هر گونه نماز غیر از نماز مورد نظر اسلام و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و هر گونه حال و حالتی غیر از حالات او را ردّ می‌كنند و می‌فرمایند: اگر غیر از این اوضاع و احوال كه برای حضرت مجذوب حقیقی و واصل واقعی، جناب رسول ختمی مرتبت ـ صلّی الله علیه و آله ـ در این مكاشفه‌ی روحانیه و معاشقه‌ی حبیبانه دست داد، حال دیگری دست دهد یا وضع دیگری حاصل آید، از تصرفات شیطان است و سالك را در سلوك، انانیّت و خودی و خودیت بقایایی مانده و باید به علاج خود كوشد و طریق ضلالت را رها كند، پس آن نمازی كه بعضی به عرفا نسبت دهند كه نماز سكوتش گویند ... بر فرض صحّت نسبت، از جهل آن كسی است كه این معجون بی‌معنی را درست كرده، بالجمله كشفی اتم از كشف نبی ختمی ـ صلّی الله علیه و آله ـ و سلوكی اصح و اصوب از آن نخواهد بود، پس تركیبات بی‌حاصل دیگر را كه از مغزهای بی‌خرد مدعیان ارشاد و عرفان است، باید رها كرد.[6]

امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ و عمل به نماز:

پیش از آغاز این گفتار باید در پیشگاه آن حقیقت ناشناخته‌ی دنیای اسلام و عرفان، اعتراف كنیم كه آنچه می‌گوییم و می‌نویسیم و حتّی آنچه از آن انسان كامل و نمازگزار واصل با چشم خویش دیده‌ایم، جز صورتی از حقیقتی عظیم نیست؛ زیرا ما توانایی درك او و عبادت و نمازش را نداریم. بسیار شایسته است كه از زبان آن انسان كامل به خود بگوییم:

هر كسی از ظن خود شد یار من وز درون من نجست اسرار من

و ما به او بگوییم:

ما را كجا به كوی تو ممكن شود وصول كآنجا خیال را نبود قدرت نزول

آنچه تا كنون آوردیم، بیان نظر امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ درباره‌ی نماز بود، امّا در بیان عمل ایشان، باید در زندگانی و جلوه‌های بندگی‌اش دقت كنیم؛ زیرا در فرهنگ عارفان است كه «آن را كه خبر شد، خبرش باز نیامد». بنابراین، دستیابی به ژرفای روح آن بزرگ مرد عارف بسیار دشوار است. بهتر است كه برای شناخت نماز ایشان، از حدیثی از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ كمك بگیریم كه معیار خوبی برای شناخت نماز هر فرد از طریق عمل اوست كه فرموده‌اند: «و اعلم اَنَّ كلّ شیءٍ مِنْ علمك و تبعٌ لصلوتك.»[7] بدان كه هر عملی از تو، ناشی از نماز تو و پیرو آن است. با دقّت دركردار آن مرد عمل، جز حقیقت و خلوص و یكپارچگی در مسیر حیات، چیز دیگری نمی‌یابیم. از همین حالِ او به نمازش پی می‌بریم؛ زیرا بر اساس حدیث یاد شده كردار هر كس، نشانه‌ی واقعیت نماز اوست. هرچه كردار او صالح و بادوام باشد، نشان از نماز واقعی او دارد. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ كسی است كه اهل علم و عرفان، به عظمتش معترفند؛ چنانكه مرجع بزرگ شیعه، مرحوم آیت الله العظمی اراكی ـ رحمه الله علیه ـ در وصف او فرموده‌اند: مردی به فداكاری و تقوای او هرگز ندیدم، تقوا و فداكاری به تمام معنی.[8] اگر در سخنان آن رامرد الهی دقّت كنیم، در می‌یابیم كه نماز او محلّ الهام‌های غیبی بوده است. آنگاه كه به بیان اسرار نماز سالكان و نمازگزاران می‌پردازد، گاهی به صراحت اعتراف می‌كند كه این مطلب از الطاف حق یا همان الهام‌های غیبی پروردگار بوده كه به او عطا كرده است، برای مثال، در جایی می‌فرمایند: و ما در رساله‌ی سرّ الصلوه، اسرار روحیه‌‌ی این تكبیرات و رفع ید را به طور لطیفی كه مذكور در آن رساله است، ذكر نموده‌ایم و آن از الطاف حق تعالی است به این مسكین و له الشكر و الحمد.[9] به یقین، فیض لطف حق به این گونه‌ی ویژه، شامل هر كس نخواهد بود، مگر خاصّان و مقرّبان درگاه او و اهل نماز واقعی. راه دیگر برای شناخت میزان پایبندی او به نماز، خاطرات شاهدان و نزدیكان آن مرد الهی است، كه چند نمونه را به عنوان نشانی از حقیقت نماز و نماز حقیقی‌اش بیان می‌كنیم:

حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ در وصف حال نمازگزاران مستغرق در جمال محبوب به این نكته اشاره می‌كنند كه آن هنگام نماز، از خود و نماز و عبودیت خویش هم غافل می‌شوند. و امّا از حال خود او بشنویم:

نوه‌ی امام ـ رحمه الله علیه ـ عاطفه اشراقی تعریف كرده‌اند: یادم هست كه در اوایل جنگ بود كه ناگهان صدای ضدّ هوایی به گوش ما رسید و ما چون به صدای ضد هوایی آشنایی نداشتیم، احساس كردیم كه هر صدا به منزله‌ی انفجار یك بمب است و سراسیمه به اتاق امام رفتیم، ولی امام در ایوان اتاق مشغول نماز خواندن و عبادت كردن بودند و گویی اصلاً صدایی نشنیده و اصلاً متوجّه ورود ما به اتاق نشده‌اند.[10] و باز می‌گویند: روز اولی كه شاه رفت، امام در نوفل لوشاتو فرانسه بودند و نزدیك به سیصد تا چهارصد خبرنگار اطراف منزل امام جمع شده بودند. دو سه سؤال از امام شد كه صدای اذان ظهر شنیده شد. بلافاصله امام محل را ترك كردند و فرمودند: وقت فضیلت نماز ظهر می‌گذرد.[11] این خاطره، انسان را به یاد توجّه به نماز امام عارفان امام علی ـ علیه السّلام ـ در جنگ و نماز عاشورای امام حسین ـ علیه السّلام ـ در آن میدان نابرابر می‌اندازد، آری، همین دو خاطره شاید گویای یك دنیا حقیقت و اخلاص است؛ او كه در نمازش خم ابروی یار می‌بیند، هیچ گاه حاضر نیست یار بر در باشد و او بر در غیر بایستد؛ خود ایشان در این باب توصیه فرموده‌اند: سالك الی الله و مجاهد طریق معرفت در هیچ حالی از احوال و طوری از اطوار از وظیفه‌ی عبودیت و حفظ محضر ربوبیت جلّت عظمته غفلت نكند، حتّی در امور عادیه...[12]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . اسرار نماز، ص 12.

[2] . اسرار نماز، ص 14.

[3] . همان، ص 85.

[4] . همان، ص 80.

[5] . اسرار نماز، ث 12 ـ 13.

[6] . اسرار نماز، صص 13 ـ 14.

[7] . نهج البلاغه، نامه 27.

[8] . ویژه نامه‌ی روزنامه‌ی رسالت، (بهاریه‌ی بهمن)، 14 / 11 / 72.

[9] . آداب الصلوه، ص 377.

[10] . مجله‌ی زن امروز، شماره‌ی 1267، خرداد 69.

[11] . حبیب و محبوب، مؤسسه‌ی قدر ولایت، ص 48.

[12] . اسرار نماز، ص 60.

از زبان نزدیكان ایشان نقل شده است كه ایشان هیچ گاه نماز شب خود را ترك نكرد، حتّی در هواپیما. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ هنگامی كه بر روی تخت بیمارستان بودند، به یكی از یاران خویش سفارش می‌كند كه هنگام نماز و اذان او را بیدار كند، هنگامی كه او از خواب برمی‌خیزد و می‌بیند كه او را بیدار نكرده‌اند، با ناراحتی می‌فرمایند: من هیچ گاه نماز خود را به تأخیر نینداخته‌ام، حال كه پایم لب گور است، چرا این كار را بكنم. به هر حال او به عمل معتقد بود و حتّی فرموده‌اند: جمیع علوم عملی است حتی علم التوحید را نیز اعمالی است قلبیه و قالبیه.[1] نگاه او به جهان غیر از نگاه ماست، ایشان فرموده‌اند: «عالم، مسجد ربوبیت است. باید مراقبه كنند كه با طهارت و صفای ظاهر و باطن در آن قدم نهند؛ كه بساط حق را غیر مطهرین نتوانند پای نهاد و بار مجالست با او را جز به صدیقین مخلصین ندهند.»[2] از این رو اوست كه در اوج یقین فرمود با «دلی آرام و قلبی مطمئن» از میان شما می‌روم؛ زیرا جز او را، جرأت این ادعا نیست. روحش شاد باد.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . آداب الصلواه، ص 171.

[2] . اسرار نماز، ص 60.

حميد گل مراد زاده- نماز و دانشگاه، ج 1، ص 349

نقش نماز در آرامش روانی خانواده

نقش نماز در آرامش روانی خانواده

 

آیه شریفه‌ «الا بذكر اللّه تطمئن القلوب» حكایت از آن دارد كه با یاد خدا دل‏ها آرامش می‏گیرد. دل پایگاه نفس آدمی است و آنگاه كه دل آرام گیرد، نفس انسان نیز اطمینان می‏یابد. پس برای داشتن دلی آرام و قلبی مطمئن باید به ذكر باری تعالی پرداخت. ذكر اكبر خدا نیز نماز است و قرآن می‏فرماید: »و لذكر اللّه اكبر«

نتیجه آن كه چون گویندگان ذكر الهی كه دل هایی آرام و نفوسی مطمئن دارند، گرد هم آیند و خانواده‏ای را شكل بخشند، آن خانواده از آرامش برخوردار است و در خانه آرام، صفا و صمیمیت موج می‏زند و مالامال از نور خداست.

در خانه ما رونق اگر نیست صفا هست

هر جا كه صفا هست در آن نور خدا هست

نماز خواندن و انجام عبادت، برای نمازگزار آرامش روانی پدید می‏آورد و دل مؤمن را امنیت می‏بخشد، آن هایی كه توفیق بیشتری در برگزاری نماز داشته‏اند، به آرامش بیشتری نیز دست یافته‏اند. یعنی آن‏ها كه علاوه بر انجام فرایض مبادرت به خواندن نوافل نیز نموده‏اند، در بررسی‏های موردی آرامش بیشتری را گزارش كرده‏اند و همین باعث شده تا دیگران را نیز به انجام نوافل توصیه كنند. سخن چنین كسانی این است كه:

برخیز كه عاشقان به شب راز كنند

گرد در و بام دوست پرواز كنند

هر در كه بود فراز بر خود بندند

الا در دوست را كه شب باز كنند

آنان حلاوت عبادت خالص در شب و رازگویی با خداوند عالمیان را دریافته‏اند، چرا كه شب فرصتی مناسب‏تر برای عبادت بی ریاست. قرآن می‏فرماید: «انّ ناشئه اللّیل هی اشدّ وطأً و اقوم قیلا» پس فقط صاحبان خلوص و عاشقان عبادت خدا، شیرینی راز و نیاز با او را درمی‌یابند و می‏توان گفت:

شرح این واقعه را مرغ سحر داند و بس تو چه دانی كه شب سوختگان چون گذرد

پس برگزاری نماز به طور مداوم و محافظت بر آن، رمز دست یافتن به آرامش روانی است. اینك به اختصار برخی از نقش هایی كه نماز در آرامش روانی دارد، مرور می‏كنیم:

1ـ عدم احساس گناه و یا كاهش آن

آدمی آنگاه كه به سجاده می‏نشیند تا با خدا راز گوید، باید هوشیار باشد. چرا كه قرآن می‏فرماید «لا تقربوا الصّلاه و انتم سكاری» آنگاه كه مست هستید، نزدیك نماز نشوید. پس لازمه مقبولیت و پذیرش نماز، دور بودن از ناهشیاری و مستی است.

نماز آدمی را از فحشا و منكرات باز می‏دارد. «انّ الصّلاه تنهی عن الفحشاء و المنكر» شرب خمر، مستی، غفلت و دیگر گناهان و آلودگی‏ها در پرتو نماز محو و نابود می‏شوند. با حذف گناهان فضای روح و روان انسان پاك و مصفّا می‏شود و در نتیجه آرامش و اعتماد به نفس به دست می‏آید. نماز شستشوگر روان از گناه است و قلبی كه در آن تاریكی گناه نباشد از آرامش و اطمینان و صفا لبریز می‏شود. چنان كه پیامبر فرموده انسانی كه نمازهای پنجگانه را به جای می‏آورد، مانند آن است كه در رودی پنج بار شنا كرده و از آلودگی‏ها به در آمده است. پس نماز مانع ابتلا به آلودگی و گناهان است و نیز به سبكی بار گناه آدمی می‏انجامد. زیرا قرآن می‏فرماید: «انّ الحسنات یذهبن السّیئات» به درستی نیكی‏ها، بدی‏ها و گناهان را می‏زدایند و از بین می‏برند و نماز یكی از برترین حسنات است.

پس اگر احساس گناه را عامل ایجاد اضطراب و نا امنی بدانیم و گناه نكردن و یا انجام عملی را كه گناه و احساس گناه را تخفیف بدهد وسیله ایجاد مانع انجام گناه می‏گردد و اگر فردی گناهی را مرتكب شده انجام نماز كه یكی از حسنات ممتاز است ـ گناه او را تخفیف می‏دهد و آدمی در اثر عدم انجام گناه و یا داشتن احساس تخفیف گناه آرامش پیدا می‏كند، می‏توان نتیجه گرفت كه به این دلیل نماز عامل مهمی در جهت دست یافتن به آرامش روانی است و چون این امر در خانه رخ دهد، و یكایك اعضای خانواده نمازگزار باشند، همگی با هم آرامش روانی را در خانه به ارمغان می‏آورند و در پناه آن با موفقیت زندگی می‏كنند. زیرا احساس گناه در همه آنان كاهش می‏یابد.

امروزه كه مسأله بزهكاری و بویژه بزهكاری‏های نوجوانان در سراسر جهان، ذهن اندیشه وران را به خود معطوف نموده است، اگر بتوانیم فرهنگ خواندن نماز را گسترش دهیم می‏توانیم مانع بروز بزهكاری‏ها شده و یا آن‏ها را به میزان قابل توجهی كاهش دهیم. تجارب نگارنده در كانون اصلاح و تربیت تهران نیز حاكی از آن است كه در میان بزهكارانی كه در كانون حضور می‏یافتند، نوجوانان نمازگزار كمتر بودند. پس با توجه دادن نوجوانان و دیگر اعضای خانواده به نماز، تحقق بخشیدن به خانواده‏ای بسامان را زمینه سازی نماییم. چرا كه با عدم ارتكاب جرم توسط اعضای خانواده، آرامش بر آن حكمفرما می‏شود. و دیگر كسی نگران ارتكاب جرم توسط دیگری نیست و از عاقبت بد دیگری نمی‏هراسد. زیرا كه نماز آنان را از فرجام بد مصون داشته است.

2ـ وحدت شخصیت و انسجام خانوادگی

خواندن نماز موجب دست یافتن به وحدت شخصیت می‏شود. شخصیت برخوردار از توحید به گونه‏ای است كه جنبه‏های گوناگون آن با یكدیگر در تضاد نیستند. یعنی فرد آنچه كه در اعتقاد بدان باور دارد، در عمل نیز بر اساس باورهای خویش عمل می‏كند و چون اینگونه رفتار می‏كند، خود نیز در خویشتن تضاد نمی‏یابد و در نهایت به یكپارچگی (خویشتن) دست می‏یابد به نحوی كه جنبه‏ای از شخصیت فرد، جنبه دیگر شخصیت او را تأیید می‏كند و انسان به هنگام برخورد با او احساس می‏كند كه با فردی هماهنگ و بسامان مواجه شده است. حال باید پرسید نماز چگونه موجبات تحقق وحدت را در شخصیت آدمی فراهم می‏آورد؟

انسان مؤمن به هنگام نماز سخن از خدای واحد و یگانه به میان می‏آورد، او را اللّه خطاب می‏كند و رب عالمیان می‏نامد. (آیه قل هو اللّه احد به نحو بارزی حكایت از وحدت باری دارد.) و همین باور داشتن به خدای یگانه، پیام آور وحدتی درونی برای آدمی است. آنچه كه باعث تشتت و تفرقه می‏شود، ایمان داشتن به ربّ‏های گوناگون است. قرآن می‏فرماید:

ارباب متفرقّون خیر ام اللّه الواحد القهّار آیا داشتن رب‏های متفرق خوب است یا ایمان داشتن به خداوند واحدی كه قهار است؟ قرآن وجود خدایی جز خدای یگانه را نفی می‏كند و می‏فرماید: «لو كان فیهما الهه الاّ اللّه لفسدتاً» و بر فرض محال اگر چنین می‏شد فساد درون آدمی را نیز به علت تعدد الهه در بر می‏گرفت و آنان كه اكنون، به وجود ارباب متفرق قائلند، از وحدت درونی بی بهره و در شخصیت خود دارای تضاد هستند.

اعضای خانواده نیز اگر همه با یكدیگر به اقامه نماز بپردازند و همه به وحدت درونی دست یابند، در بیرون نیز با یكدیگر همگونی و هماهنگی خواهند داشت و این موجبات آرامش روانی را برای آنان در پی خواهد داشت. زیرا نه با یكدیگر تضادی دارند و نه والدین با فرزندان خویش اختلافی جدی خواهند داشت.

سؤال این است كه چه كسانی بیشتر فرزندان را در موقعیت مضاعف قرار می‏دهند. آن‏ها كه در درون خویش تضادی دارند و یا آن‏ها كه با دیگری دارای تضاد هستند. نماز، تضادهای درونی فرد را كاهش می‏دهد. زیرا كه به شخصیت فرد وحدت و یكپارچگی می‏بخشد و دیگر آن كه افراد وحدت یافته در سایه نماز را با یكدیگر منسجم و متحد می‏سازد. لذا بین آن‏ها تفرقه و تضادی جدی و عمیق وجود ندارد و تعارض مهم هم در خانواده دیده نمی‏شود. در اثر نبود تعارض و یا از بین رفتن آن، كمتر شاهد بروز اضطراب در محیط خانه خواهیم بود. بدین ترتیب امنیت بیرونی در محیط خانواده حاصل امنیت درونی اعضای آن است كه در پرتو انوار الهی ظهور و بروز پیدا می‏كند. پس نماز می‏تواند وحدت و امنیت درونی و بیرونی را فراهم آورد و محیط خانواده را متحد و یكپارچه سازد تا همگی به راحتی بتوانند به ریسمان الهی چنگ زنند و متفرق نگردند «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعاً و لا تفرقوا». بدین ترتیب ملاحظه می‏شود افرادی كه به وحدت درونی دست یافته‏اند در وحدت بخشیدن به محیط بیرونی (كه یكی از مصداق‏های آن خانواده است) توفیق بیشتری دارند و وحدت در خانواده یكی از رموز آرامش آن است.

3ـ افزایش اعتماد به نفس

نماز خواندن موجبات افزایش اعتماد به نفس را فراهم می‏آورد. زیرا وقتی آدمی با خدا سخن می‏گوید، از او استعانت می‏جوید. «ایّاك نعبد و ایّاك نستعین» توان بیشتری را در خود احساس می‏كند كه ناشی از اتكای به خدای تعالی است و داشتن چنین نقطه اتكایی باعث افزایش اعتماد به نفس در فرد می‏گردد. او در این حال خود را بسان قطره‏ای می‏داند كه با دریا پیوند خورده است.

قطره دریاست اگر با دریاست ور نه او قطره و دریا دریاست

بدین ترتیب درمی‏یابیم كه آدمی از خویشتن مفهوم بهتری خواهد داشت و تصور وی از خود در مرتبه بالاتری قرار می‏گیرد و مفهوم خود در نزد او تعالی می‏یابد و این همه موجب افزایش اعتماد به نفس در فرد می‏گردد. از سویی خواندن نماز باعث افزایش موفقیت‏های او در زندگی می‏شود. زیرا نماز، نقش مددرسانی دارد چنان كه قرآن می‏فرماید: استعینوا بالصّبر و الصّلاه از نماز و روزه كمك بجویید. انسان برخوردار از امدادهای ناشی از اقامه نماز، فردی موفق‏تر است و موفقیت‏های روز افزون، اعتماد به نفس و افزایش آن را در پی دارد و نماز گزاران پیوسته امیدوار به امدادهای الهی هستند.

 

 

اولیای الهی كه خوب نماز می‏خوانند نه می‏ترسند و نه محزون می‏شوند. «الا انّ اولیاء اللّه لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» و آدمی كه نه می‏ترسد و نه محزون است، از آرایش روانی برخوردار است.

در محیط خانواده‏ای كه اعضای آن نماز را بر پا می‏دارند و همگی از اعتماد به نفس خوبی برخوردارند، فضای آرامی حاكم است و اعتماد به نفس یكدیگر را تقویت می‏نمایند. آنان همچون ظروف مرتبطی هستند كه به هنگام برداشتن آب از یكی از آن ظرف‏ها، ظرف‏های دیگر جای خالی آن را پر می‏كنند، با این تفاوت كه در اینجا، اعتماد به نفس خود آنان كاهش نمی‏یابد. در حالی كه وقتی ظرف‏های مرتبط، جای خالی شده آب ظرفی را پر می‏كنند، از میزان كمتری از آب برخوردار می‏شوند.

آن‏ها شكرانه بازوی توانا را به گرفتن دست ناتوان می‏دانند و دست افتادگان را به هنگام ایستادن می‏گیرند و بدین ترتیب آن‏ها كه از اعتماد به نفس بیشتری برخوردارند، در محیط خانواده، زمینه افزایش اعتماد به نفس را در دیگر اعضای خانواده فراهم می‏كنند تا آن‏ها هر چه بیشتر استعدادهای خویش را به كار گیرند و به درجه بالاتری از شناخت معبود و عبادت دست یابند و به خود شكوفایی برسند، به نحوی كه همه استعدادها و توانایی‏های خویش برای عبادت خدا را به فعلیت برسانند. نماز در این راه نقش مدد رسانی را بر عهده دارد. انسانی كه به خود شكوفایی رسیده از آرامش بیشتری برخوردار است. اولیای الهی مصداق بارز چنین حالتی هستند، زیرا توانسته‏اند همه توان خویش را در راه عبادت معبود به كار گیرند.

4ـ بالا رفتن عزت نفس

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نماز را معراج مؤمن دانسته و می‏فرماید: الصّلاه معراج المؤمن. انسانی كه عروج یافته و اوج گرفته است، از عزت نفس برخوردار است. عزت نیز با رفتن به پیشگاه معبود حاصل می‏شود و به تعبیر سعدی انسان جز با رفتن به درگاه الهی عزت نمی‏یابد.

عزیزی كه هرگز درش سر بتافت به هر در كه شد هیچ عزت نیافت

و اگر می‏گویند «عزت ‏طلب و بزرگی‏آموز» همه حكایت از آن دارد كه آدمی برای عزتمندی خویش ارزش فراوانی قائل است و آن‏ها كه نفس خویش را دارای عزت می‏دانند، كمتر تن به خطاها و امور ناپسند می‏دهند. علی (علیه السلام) می‏فرماید: «من كرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته» هر كس كه نفسش در پیشگاه او ارزشمند باشد شهوات در نزد او خوار است و بی‌مقدار.

كارل راجرز كه بنیانگذار روش مشاوره غیر مستقیم است، اظهار می‏دارد، دانش آموزی كه از عزت نفس بالاتری برخوردار است كمتر تن به تقلب می‏دهد و نظریه تعهد مكبر حكایت از آن دارد كه اگر شخص احساس بی آبرویی كند، راحت‏تر تن به ارتكاب جرم می‏سپارد. نماز كه آدمی به هنگام ادای آن سر بر آستان معبود می‏ساید. و پیشانی خویش را به رسم تواضع و بندگی به خاك می‏گذارد، باعث می‏شود تا موجبات رستگاری انسان فراهم شود. این سجده كه خضوع (تواضع بدنی) است و خشوع (تواضع قلبی)، موجبات اعتلای آدمی را فراهم می‏سازد «قد افلح المؤمنون الّذین هم فی صلاتهم خاشعون» و در اثر بندگی آدمی بد مقامی بالا و والا می‏رسد و به قول صائب تبریزی:

ذره به آفتاب رسید از فتادگی بنگر كه از كجا به كجا می‏توان شدن

و سعدی رمز برخورداری از فیض را افتادگی دانسته و می‏گوید:

افتادگی‏آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی كه بلند است

پس تواضع در مقابل خالق رمز كمال آدمی است و انسان برخوردار از كمال در همه جا و از جمله محیط خانواده احترام دیگران را پاس می‏دارد و نیاز به داشتن عزت نفس و برخورداری از احترام، به نظر «مازلو» یكی از نیازهای اساسی روانی آدمی است كه با تأمین آن سلامت روانی انسان تأمین می‏گردد به نحوی كه او را از تعادل روانی برخوردار می‏سازد. در خانه‏ای كه پیر و جوان و كودك و خردسال همه از احترام و عزت نفس بهره گرفته‏اند همه می‏توانند از آرامش روانی برخوردار باشند. در خصوص احترام به پیران و كودكان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‏فرماید: «لیس منّا من لم یرحم صغیرنا و لم یوقّر كبیرنا» از ما نیست كسی كه به كودكان ما ترحم و لطف نكند و بزرگترهای ما را محترم نشمارد. پس در خانه‏ای كه همه در برابر معبود متواضعند و حرمت یكدیگر را نمی‏شكنند، همه از عزت نفس برخوردارند و ضمن برخورداری از آرامش روانی تن به جرائم نیز نمی‏دهند اما دور شدن از وادی بندگی و عدم انجام فرایض دینی، آدمی را به بندگی این و آن می‏كشاند و این در اثر نداشتن آگاهی و بصیرت است و اقبال در وصف آنان می‏گوید:

آدم از بی‏بصری بندگی آدم كرد گوهری داشت ولی صرف قباد و جم كرد

گویی از خوی غالمی ز سگان پست‏تر است من ندیدم كه سگی پیش سگی سر خم كرد

انسان‏های ره یافته جز بر درگاه معبود ازلی سر نسایند و پیوسته به عبادت او می‏شتابند. علی (علیه السلام) فرمود؛ لا تكن عبد غیرك لقد جعلك اللّه حرّا. بنده دیگری مباش بدرستی كه خدا تو را از آزاد آفریده است و خداوند عزت را از آن خود، رسول خود و بندگان مؤمن خویش می‏داند و می‏فرماید: و للّه العزّه و لرسوله و للمؤمنین.

5ـ معنا دادن به زندگانی

ویكتور فرانكل كه خود بنیانگذار مكتب سوم درمانی دین و مكتب معنا درمانی است، در كتاب خود كه آن را «انسان در جستجوی معنا» نامیده است، بر این باور است كه انسان آنگاه از سلامت روانی برخودار است و آنگاه آرامش را لمس می‏كند كه در زندگانی خود احساس معنا كند و او در وهله نخست عشق را عامل ایجاد چنین معنایی می‏داند كه عشق به یك آرمان و عشق به دیگری مورد نظر اوست و او خود می‏نویسد كه یكبار یك عالم یهودی كه معنای زندگانی را از دست داده بود، نزدم آمد و من با ایمانی كه در وجودش بود زندگی او را معنی دار ساختم. او به درمانگرها توصیه می‏كند كه در موقع درمان بیماران روانی تلاش كنید كه زندگی آن‏ها را معنی دار نمایید. زیرا بیمار روانی كسی است كه معنای زندگی را از دست داده است. عبادت و نماز نیز می‏تواند زندگی آدمی را معنا بخشد و برای آدمی حیاتی طیب را فراهم آورد كه مالامال از معناست. و قرآن می‏فرماید: «من عمل صالحا من ذكر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیّبه»

یعنی هر كسی اعم از زن و مرد عمل صالح انجام دهد او را به حیاتی پاك و طیب زنده می‏گردانیم.

فرانكل می‏گوید: آنان كه دارای زندگی معنی دار بودند، افراد مقاومی بودند كه خود را تسلیم مرگ و خودكشی نمی‏كردند. یعن عشق به زندگی آنان معنا داده بود و او رمز پایداری آنان را در عاشق بودن آن‏ها می‏داند و چه نیكو گفته است حافظ.

هرگز نمیرد آن كه دلش زنده شد به عشق ثبت است در جریده عالم دوام ما

برترین عشق نیز عشق به خالق است و نزدیكترین حالت آدمی هنگامی است كه سر به سجده می‏نهد. در اینجاست كه می‏توان به یكی ار رازهای طولانی بودن سجده‏های امام زین العابدین (علیه السلام) پی برد و سخنان پر حلاوت عشق را خوش و زیبا تفسیر نمود و گفت:

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر یادگاری كه در این گنبد دوار بماند

پس نماز كه برترین جلوه‏های عشق را به نمایش می‏گذارد، می‏تواند در خانواده، زوجین را به یكدیگر علاقه‏مند و عطوف نماید و آنان كه عاشق خدایند، جلوه‏های دیگر خالق را نیز دوست می‏دارند و به همسر و فرزندان خویش به عنوان نشانه‏های خالق می‏نگرند و در میان آن‏ها عشق و علاقه فراوان است و به تعبیر قرآن «رحماء بینهم» را مد نظر قرار می‏دهند و چون به شكرگزاری معبود می‏پردازند، نمی‏توانند نسبت به مخلوق خدا شاكر نباشند. چرا كه «من لم یشكر المخلوق، لم یشكر الخالق» در خانه‏ای كه تشكر و سپاسگذاری از یكدیگر وجود داشته باشد دلسردی‏ها و ناپایداری‏ها ره نمی‏یابد و این ابراز عشق و علاقه و سپاس و تشكر احساس تعلق به جمع خانواده را پدید می‏آورد، كه یكی دیگر از نیازهای اساسی روانی است كه با تأمین آن تعادل و بهداشت روانی فرد تحقق می‏یابد. نماز اگر چه به معنای بندگی در برابر خالق است اما دل آدمی را رقت می‏بخشد و او را به سوی محبت به مخلوق سمت و سو می‏دهد و جمعی صمیمی را در محیط خانه پدید می‏آورد، چرا كه اگر مسلمان از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) الهام نگیرد و رقیق القلب نباشد، اعضای خانواده و دیگران از گرد او پراكنده می‏شوند و قرآن خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‏فرماید: كه «لو كنت فظّا غلیظ القلب لا نفضّوا من حولك» ای پیامبر هر آینه اگر تو سخت دل بودی مردم از گرد تو می‏پراكندند.

وجود دل‏های پر محبت و با صفا كانون خانواده را گرم و روابط عاطفی را در آن مستحكم می‏سازد و آدمی در برخورد با افراد صمیمی و مهربان كمتر احساس آزردگی و سرخوردگی می‏كند و خود را در محیطی آرام و سرشار از روابط گرم می‏یابد زیرا عبادت و نماز به زندگی او معنا داده و آرامش بخشیده است.

6ـ كاهش فشارهای (استرس‏های) روانی

نماز موجب كاهش استرس‏ها می‏گردد و فشارهای روحی را كم می‏كند. زیرا آنگاه كه آدمی در برابر خالق متعال می‏ایستد و لب به نماز و دعا می‏گشاید و او را رحمن و رحیم خطاب می‏كند، امید به رأفت و رحمت در دلش موج می‏زند و آن‏گاه كه اشك ندامت از چشمانش جاری می‏شود، و دردهای خویش را با خدا باز می‏گوید، پالایش روانی انجام می‏شود و انسان خود را سبك‏تر از قبل می‏یابد چون به بندگی خدا تن می‏دهد و با تأكید می‏گوید: «ایّاك نعبد و ایّاك نستعین» فقط تو را عبادت می‏كنیم و فقط از تو یاری می‏جوییم.

 

شانه را خالی از فشار بار بندگی غیر می‏كند. زیرا كمترین استرس و فشاری مانند استرس ناشی از بندگی غیر خدا آدمی را می‏آزارد و لذا آنگاه كه شهادت می‏دهد كه خدایی غیر از خدای یكتا نیست «اشهد ان لا اله الاّ اللّه» احساس آرامش می‏كند.

پس در نماز اذكاری وجود دارد كه بیان آن‏ها و بازگو كردن آن كلمات ارزشمند كه آدمی بر نفس خود تلقین می‏كند به او آرامش می‏بخشد و بهداشت روانی او را تأمین می‏نماید و افراد فاقد استرس‏های روانی، در خانواده و در برخورد با دیگران فشار و دشواری كمتری را متوجه آنان می‏سازد و خانواده نیز از فضایی آرام و كم استرس برخوردار می‏گردد.

درمان و یا كاهش افسردگی

آن كس كه خوب و نیكو نماز می‏گزارد، كمتر دچار افسردگی می‏شود. فردی كه به افسردگی مبتلا شده است نیز می‏تواند با استعانت از نماز، میزان افسردگی خود را كاهش دهد. بیان چنین اثری برای نماز به معنای آن نیست كه افراد افسرده جهت درمان نیازی به روان‏شناس و یا روان پزشك ندارند، بلكه در حین بهره گرفتن از روش‏های روان درمانی از نماز و عبادت نیز می‏توانند برای كاهش و یا درمان افسردگی خود بهره بگیرند. پژوهش‏های انجام شده نیز حكایت از صحت این ادعا دارد. اریك فروم در كتاب روانكاوی و دین می‏نویسد: نیاز دینی نیاز به یك الگوی جهت‏گیری و مرجعی برای اعتقاد و ایمان است‏ و هیچ كس را نمی‏توان یافت كه فاقد این نیاز باشد و تجلی این نیاز را در حین انجام نماز به خوبی می‏توان دید. تأمین چنین نیاز راه یافتن به سلامت را زمینه سازی می‏كند و یافته‏های محققین نیز مؤید این مدعاست. چنان كه پژوهش‌گران كه در سال‏های اخیر در جوامع اسلامی مثل ایران و مالزی دست به تجربه تازه‏ای در اتخاذ شیوه روان درمانی برای بیماران مسلمان مبتلا به مشكلاتی نطیر اضطراب، افسردگی و داغدیدگی زده‏اند، مطالعات تجربی نشان داده‏اند كه با به كارگیری روان درمانی مثل استفاده از آموزش‏های قرآنی و احادیث و ترغیب به نماز و دعا و ذكر به عنوان یك نوع مراقبه و بحث درباره موضوعات مذهبی بیماران به بهبود بیشتر و درمان سریع‏تری نسبت به گروه مشابه‌شان كه درمان‏های غیر مذهبی دریافت داشته‏اند، دست می‏یابند (اظهر 1995 و ارمه و ذاراپ 1994 و ابهری 1375) 2.

آدمی به هنگام اقامه نماز در برابر خالق می‏ایستد و با خدای خویش غم دل باز می‏گوید: مثلا در حین قنوت می‏گوید اللّهم اغفر لی الذّنوب التی تحبس الدّعاء خداوندا، آن گناهانم را كه باعث حبس دعا شده‏اند ببخش و یا می‏گوید: الّلهمّ اغفر لی الذّنوب الّتی تنزل البلاء خداوندا، آن گناهانی از مرا ببخش كه موجب نزول بلا شده‏اند. بیان این خواسته‏ها و نیازها و باز گفتن رازها و طلب مغفرت همگی موجبات كاهش غم می‏شود و آدمی به هنگام بیان غم‏ها احساس می‏كند كه سبك می‏شود و امری تحقق می‏یابد كه روان شناسان به آن پالایش روانی می‏گویند و این حالت موجب كاهش افسردگی فرد می‏شود و اگر آدمی پیوسته با خدای خویش راز و نیاز كند و غم دل باز گوید، هرگز مبتلا به افسردگی نمی‏شود، چنان كه احوال اولیای الهی چنین است و خدا در وصف آنان می‏فرماید: الا انّ اولیاء اللّه لا خوف علیهم و لا هم یحزنون به درستی كه اولیای الهی نه می‏ترسند و نه محزون می‏شوند. یعنی در آنان حزن و افسردگی راه ندارد و اگر كسانی افسرده و حزین هستند، راز آن را باید در فاصله‏ای بیابند كه از اولیای الهی دارند و به تعبیر دیگر فاصله‌ی بیشتری از خدا دارند و گفته‏اند:

دوست نزدیكتر از من به من است

وین عجب‏تر كه من از وی دورم

پس در خانه‏ای كه همه نمازگزار هستند و همه غم‏های خویش را با خدا باز می‏گویند، همه از افسردگی به دور هستند و از سلامت روانی برخوردارند . در این نوشتار تلاش نمودیم كه برخی از خواص نماز در تحقق آرامش روانی را به اختصار بیان نماییم. اما خواص فراوان دیگری نیز در نماز دیده می‏شود كه در بحث تفصیلی دیگر می‏توان از آن‏ها سخن به میان آورد.

دكتر محسن ايماني- خانواده و نماز ،ص37

آثار نماز

مبانی و آثار تربیتی نماز

 شخصیت از خود فرا رونده

اگر به فرآیند رشد گیاه بنگریم و فیلمی كه از مراحل تكوین رشد آن تهیه شده است را با سرعت زیاد ملاحظه نماییم، یكی از زیباترین و شگفت انگیزترین رویدادهای خلقت را در مقابل دیدگانمان خواهیم دید. گیاه تا زمانی كه به صورت دانه یا هسته اولیه در دل خاك پنهان است، گویی هنوز سفر رشد را آغاز ننموده است ولی هنگامی كه بستر خاك و زمین را ترك گفت و جوانه ظریف و نورسته آن، از دل خاك سر برآورد و روی به آسمان لایتناهی كرد، رشد واقعی اش را آغاز می كند و به آنجا می رسد كه در پرتو اشعه حیاتبخش خورشید و قطرات زلال باران، از یك دانه آن، هفتصد دانه به اذن خدای تعالی، ثمر حاصل می شود.[1]

داستان رشد و تعالی آدمی نیز همین سان می باشد، او تا زمانی كه پایبند خویش است و دغدغه ماندن در خاك دارد، رشدش متوقف می شود ولی همین كه سر از لاك فردیت بیرون آورد و به آسمان نگریست، رشد و ترقی پیدا می كند. وی به میزانی كه از خاك، فاصله می گیرد، به افلاك نزدیك می شود و به اندازه ای كه از فرش(زمین) دور شود به عرش روی می آورد.

در مكتب«روانشناسی كمال» نظریه ای با عنوان«شخصیت از خود فرآرونده» مطرح است و "دوآن شولتس" در تبیین نظریه مذكور می گوید:«شخصیت آدمی، زمانی به كمال می رسد كه از دایره تنگ و محدود"خود" رها و آزاد شود تا بتواند به مرزهای بالندگی شخصیت دست یابد[2].»

در تأیید این سخن، رویكرد"اریك فروم"، روانكار و منتقد اجتماعی معاصر قابل تعمق است، وی معتقد است:«تراژدی عصر ما این است كه آن چنان گرفتار"خود شیفتگی" هستیم كه مجالی پیدا نمی كنیم تا به چیزهایی كه فراتر از"من" و"ما" است بیندیشیم. نمونه بارز آن، انتظاری است كه غالب افراد از دیگران دارند تا بدانها محبت كنند، ولی خود حاضر نیستند، گامی برای ارائه محبت به دیگران بردارند و این، تجلی همان"خود محوری" و "خودشیفتگی" انسان عصر جدید است[3].

و نماز، این زیباترین پیوند انسان زمینی و معبود آسمانی، بركه با بركتی است كه انسان را از"خود" فراتر می برد و او را به رشدها و عظمت ها می رساند. زیرا روح نماز، زمانی حاصل می شود كه آدمی، تمام توجه و دقت خود را معطوف به پروردگار و راز سخن گفتن با وی نماید و از"خود" و"خودی" رها شود. معنای حضور قلب در نماز نیز این است كه نمازگزار، جز معبود و یاد او را در قلب خود راه ندهد، زیرا قلب مؤمن عرش خدای رحمن است و بیگانه را نباید در خانه راه داد.

در حدیث آمده است كه از نماز، آن میزان پذیرفته می شود كه با حضور قلب همراه باشد[4]. چنانچه انسان در نماز بتواند با مراقبه، قلب و فكر خود را متوجه خالق سازد، زمینه ای خواهد یافت تا در غیر نماز نیز از حصار تنگ و بسته خود خواهی، خود پرستی و خود شیفتگی آسوده و رها گردد و آنگاه شاهد رشد و بالنگی خویش باشد.

تقویت روح مردم گرا

از خصیصه های نماز،"مفهوم جایگزین ناپذیر" عباراتی است كه در سوره حمد، مورد مداقه قرار می دهیم. همانگونه كه آگاهی داریم، هیچ سوره ای را نمی توان، جایگزین سوره حمد نمود ولی به جای سوره توحید، می توان سوره دیگری را انتخاب كرد. در برخی عبارات سوره حمد، از ضمیر"جمع" به جای"مفرد" استفاده می شود، نظیر«فقط تو را می پرستیم و از تو یاری می طلبیم»، «ما را به راه راست هدایت كن»، روح حاكم بر این عبارات، روح جمعگرایی و"مردم گرایی" است، به این معنا كه نمازگزار، تنها برای خود و به نفع خود، چیزی را از خداوند درخواست نمی كند، بلكه او برای"همه" می طلبید و درباره همه از درگاه خداوند، آرمانی چون«صراط المستقیم» و توفیق گام نهادن در آن را می طلبد.

در حدیث آمده است: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ مشغول نماز بود كه شنید مردی در نماز خود می گوید: پروردگارا، تنها من و محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ‌ را مشمول رحمت خود قرار ده و جز ما دو نفر بر هیچكس رحم نكن، پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ‌ـ پس از آن كه نماز خود را به پایان برد، رو به او كرد و فرمود:(چرا) تو یك چیز وسیع را محدود ساختی، یعنی چرا همه مسلمانان را دعا نمی كنی و رحمت خدا را به من و خودت اختصاص می دهی؟[5]

این فرازها، از دو جهت به"روح مردمگرا" متوجه است، ابتدا اینكه دقت در معانی آن، بینشی به آدمی می دهد كه شیوه زندگیش را نه بر اساس«تفرد»، بلكه بر مبنای«تجمع» و«وحدت با دیگران» تنظیم و تدوین كند و از سوی دیگر، چنین آموزش می دهد كه در دعا آیینی را رعایت كند كه برای"خود و دیگران" بخواهد و نه صرفاً برای"خود" و برای"دیگران"، "بیش" و"پیش" از"خود" بخواهد.

تنزیه وجدان اخلاقی

وجدان از ریشه لغوی«وجد» به معنای"یافتن" آمده است. به این معنا كه آدمی پاره ای از امور را در باطنش به خودی خود می یابد و نیاز به اكتساب آن از منبع دیگری ندارد، نظیر"احساس عدالتخواهی" و"ظلم ستیزی" و گرایش به"خیر اخلاقی" و امثال آنها كه در همه انسانها، عمومیت دارد. از جمله مظاهر وجدان اخلاقی احساس گناه ناشی از ارتكاب خطاست كه بلافاصله پس از عمل، وجدان را فرا راه هدف قرار می دهد تا او را به توبه و جبران خطاء وا دارد. امروزه غالب مكاتب روانشناسی با احساس گناه به مبارزه برمی خیزند و آن را منافی رشد و تعالی شخصیت می دانند. از سوی دیگر تقویت چنین احساسی نیز به مصلحت فرد نمی باشد. زیرا امكان بازگشت به شخصیت سالم و رشید را از آدمی می گیرد. ولیكن حد متعادل میان این دو، پسندیده و مطلوب است به این معنا كه احساس گناه متناسب با عمل لازم است و در خطاكار ایجاد شده تا او را برای ترك آن و جبران مافات برانگیزد. از عواملی كه موجب آمرزش گناهان و بالنتیجه رفع احساس گناه فرد می شود، نماز است، و این امر زمینه ای برای پاكسازی وجدان اخلاقی، محسوب می شود.

در كلامی گهربار از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ آمده است:«نماز گناهان را همچون برگ درختان می ریزد» [6] آمده است كه مردی خدمت پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ‌ شرفیاب شد و عرض كرد:«ای رسول خدا، گناهانم بسیار و اعمال نیك من اندك است چه كنم؟ حضرت فرمود: بسیار سجده كن، زیرا سجده گناهان را می ریزد، چنانكه باد برگ درخت را می ریزد.»[7]

حكایت زیر، مؤید تأثیر نماز در تنزیه وجدان اخلاقی است:

«جوانی از انصار نمازهای یومیه را با پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به جماعت می خواند و بسیاری از گناهان را نیز، مرتكب می شد. چون حال او را برای رسول خدا تعریف كردند، حضرت فرمود: به زودی نمازش او را از گناهانش باز می دارد. چیزی نگذشت كه آن جوان توفیق توبه یافت و از صحابه زاهد شد آن گاه رسول خدا فرمود: من نگفتم كه نمازش او را از گناهانش باز می دارد[8]»

تثبیت عزت نفس

ارزشمندترین گوهر وجود آدمی، احساس كرامت و عزت نفس است. زیرا اصل و اساس خلقت آدمی، بر مبنای فرموده الهی«و لقد كرمنا بنی آدم»، زیرا چنین تدبیر گردیده كه انسان ها، جایگاه واقعی خویش را بیابند و آن را به رایگان از كف ندهند.

در حدیث آمده است كه«الصلوه قربان كل تقی» یعنی نماز، مایه نزدیك شدن هر پرهیزكاری به خدا است. از یك سوی نمازگزار به وسیله نیایش به خداوند تقرب جسته و به همین جهت منزلت و رفعت مقام می یابد و از سوی دیگر لازمه قبولی نماز، بریدن از«ما سوی الله» است یعنی كوچكترین احساس نیازی به غیر خدا نداشته باشد و فقط به درگاه خداوند التجا نماید. آورده اندكه: نماز و عبادت، انسان را مستجاب الدعوه می كند، زیرا نماز پیمان خداست«الصلوه عهد الله» و هر كس به پیمان خدا وفا كند، خداوند هم به پیمان او وفادار است«اوفوا بعهدی اوف بعهدكم[9]».

آیت الله جوادی آملی در تبیین فلسفه انقلاب اسلامی، تعبیر زیبا و محكمی دارند، ایشان می گویند:

«انقلاب برای این نبود كه انسانها از بندگی حق آزاد شوند، ما انقلاب نكردیم برای این كه از عبادت خدا آزاد بشویم، ما بنده ایم. انقلاب كردیم برای این كه جز خدای سبحان كسی بر ما مسلط نشود[10]».

اگر آدمی حقیقت آیه«ایاك نعبد و ایاك نستعین» را در نماز درك كند، گردن در برابر غیر خدا خم نخواهد كرد و لو به بهای از دست دادن جان حاضر به عبودیت در مقابل غیر معبود نخواهد بود.

هر كه پیمان با هوالموجود بست

گردنش از قید هر معبود رست

تبیین راه زندگی

بی تردید به شمار آدمیان، راههای مختلف و متنوع زندگی نیز وجود دارد. زیرا هر كسی، به اقتضای فرهنگ، باورها، بینشها و برداشتهایش از هستی، راه و رسم خاصی در زندگی دارد، ولی آنچه كه می توان با قاطعیت اظهار نمود، میزان و درجه یقین افراد به درستی راهی است كه در زندگی برگزیده اند، زیرا اگر همه انسانها رضایت از زندگیشان، حاصل می شد، شاهد ظهور پدیده های متزاید و رو به رشد افسردگیها، پریشانیها، خودكشیها و نظایر آنها نمی بودیم. چنانچه علیرغم تنوع بی نظیر راههای زندگی، انسان مطمئن و معتمد به این واقعیت باشد كه در راه خدا گام برمی دارد و خدا از عمل او راضی است، تمامی تردیدها و نگرانیها برطرف شده و نوعی آرامش، حاصل می شود. نمازگزار با یقین به این مطلب كه عبادت، جوهره، دین است و نماز ستون دین می باشد و او قادر است با انجام فرضیه نماز، رضایت پروردگار را جلب نماید، نوعی اطمینان و آرامش برایش حاصل می شود.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . بقره/ 261.

[2] . دوآن شولتس ـ روانشناسی كمال ـ ترجمه گیتی خوشدل ـ نشر نو ـ ص 214.

[3] . اریك فروم ـ هنر عشق ورزیدن ـ ترجمه پوری سلطانی ـ ص 74.

[4] . محور اسلامی جهرمی ـ‌ مصابیح الدجی ـ ص 782.

[5] . شیخ طبرسی ـ مجمع البیان ـ ج 4 و 3 ـ ص 601.

[6] . حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ نهج البلاغه ـ خطبه 197 ـ ص 96.

[7] . محمد محمدی ری شهری ـ میزان الحكمه ـ ج 3 ـ ص 477.

[8] . حسین دیلمی ـ هزار و یك نكته درباره نماز ـ ص 103.

[9] . همان ـ ص 216.

[10] . (آیت الله) جوادی آملی ـ اسرار عبادت ـ ص 148.

دلیل آن هم به روشنی در یك جمله، قابل تبیین است. اگر به نماز و در پرتو نماز می توان در جلب رضای حق تعالی كوشید، دیگر از كم و زیاد زندگی نباید هراس به خود راه داد زیرا او اگر از آدمی راضی شود، در حقیقت فرد به خیركثیر دست یافته است زیرا قرآن فرموده است:«و رضوان من الله اكبر[1]» یعنی(جلب) رضای پروردگار از هر چیز بزرگتر و برتر است.

از سوی دیگر، نماز راهی روشن در جهانی تاریك است و نماز گزار علی رغم تعدد و تنوع راههای زندگی به درستی می داند كه در چه مسیری گام برمی دارد، و نوعی قاطعیت و یقین در انتخاب راه پیدا می كند كه قادر است بر سختیهای ناشی از طولانی بودن راه حق، غلبه نماید.

نماز، مصباح هدایت در جهان آشفته و متزلزل امروز است زیرا اگر آشفتگی رو به تزاید جوامع بشری از این هم فراتر رود، قادر نخواهد بود كه تعادل نمازگزار و انسان واصل به حق را بر هم زند زیرا نماز داربست محكم آدمی و تكیه گاه نیرومند و عظیمی در برابر تندبادهای زندگی است.

شور و گرمایی درونی

از پیامدهای مؤثر نماز و ارتباط با خدا، ایجاد نوعی حرارت باطنی و گرمای خاص درونی است كه متناسب با میزان حضور قلب و عمق توجه نمازگزار، در وی به وجود می آید. و منشأ آن انگیزه پاك و خالص برای محبت به پروردگار و ارتباط با خداست كه در پرتو مرور زمان و مراقبه لازم، مبدل به عشق الهی می شود كه قرآن نیز می فرماید:«و الذین آمنوا اشد حُباً لله» یعنی«و آنانیكه ایمان آوردند، در دوستی خدا سخت ترند[2].»

اینك از باب نمونه، به دو مورد ذیل اشاره می شود.

«یكی از همسفران مرحوم حاج محمد صادق تخت فولادی نقل می كند در سفر بیت الله الحرام، از اصفهان حركت كرده و نزدیك شیراز در كاروانسرایی فرود آمدیم، هوا سرد و برفی بود. مرحوم حاجی روی سكوی در ورودی كاروانسرا، بیرون از سرا، زیراندازی را افكندند و نشستند، سایر كاروانیان عرض كردند، هوا سرد است و اینجا گذرگاه حیوانات است، بهتر است كه به داخل كاروانسرا تشریف بیاورید. ولی ایشان فرمودند در داخل كاروانسرا آب نیست ولی اینجا جوی آبی ست و برای من بهتر است. همراه ایشان می گوید من نگرانی كاروانیان را از سردی هوا و خطر حیوانات به اطلاع ایشان رساندم. ایشان سر از زانو برداشت و گفت: دستت را به سینه من نزدیك كن. همسفر ایشان گفت: به محض اینكه دستم را به سینه ایشان نزدیك كردم، گویی به دیگ جوشانی دست كرده ام و از شدت حرارت، احساس تألم كردم. حاجی فرمود به اینها بگو آیا ذكر خداوند به اندازه ده سیخ ذغال گرمی نمی دهد؟ اما در مورد حیوانات درنده هم تا خواست خداوند نباشد زیانی نمی رساند، هر چه شود به اذن حق و اراده اوست من در زمین و آسمان ها از حیوانات نمی ترسم[3]».

مورد دیگر را«ریچارد رالی» در كتاب خود به نام«من در خواب و قلبم بیدار است»، اینگونه نقل می كند:

«من در نمازخانه ای نشستم و در همان حین كه از لذت دعا و مراقبه بهرمند می شدم، بناگاه در اندرونم، گرمایی خوشایند و غریب، احساس می كردم. تا مدتهای مدید حیران بودم كه این گرما از كجا می آید، تا به تجربه آموختم كه از جانب خالق است نه مخلوق و از آن پس، آن را دل انگیزتر و سرشار از حرارت یافتم[4]».

تكیه گاهی مطمئن و استوار

دنیایی كه ما را احاطه نموده، از روند پیچیده دایم التزایدی تبعیت می كند كه به مرور زمان، مشكلاتی خاص را برای انسان به همراه آورده و گذشت زمان به آن مدد نموده و بار روانی این قبیل مشكلات مضاعف می شود و آدمی در مواجهه خویش با چنین دنیایی، خود را بیش از پیش ناتوان، ضعیف و آسیب پذیر، احساس می كند. شتاب روند زندگی و تغییرات سریعی كه در این مجموعه حادث می گردد، بر ناتوانی فرد می افزاید و نیاز او را به داشتن تكیه گاهی محكم و تزلزل ناپذیر، روز افزون می سازد.

نماز، چنین پشتیبان قوی و نیرومندی است كه نمازگزار را در پناه خود می گیرد و او را از مخاطرات و تهدیدها، محافظت می كند، زیرا هم از حیث ارتباط كلامی با خداوند، نماز، تجلی یاری خواستن از پروردگار است و نمازگزار با ادای عبارت قرآنی«ایاك نعبد و ایاك نستعین» هم بر پرستش معبود، تأكید می ورزد و هم بر یاری خواستن از ذات لایزال آن محبوب اصرار می نماید. و علاوه بر آن، از جهت ارتباط روحی و روانی با خداوند، چون خود را در پیشگاه با عظمتش می یابد، احساس ارتباط، اتصال و در نهایت اطمینان از حمایت و پشتیبانی آن ذات مقدس پیدا می كند.

بر همین اساس است كه قرآن كریم توصیه می فرماید كه«از صبر و نماز، یاری و استعانت جویید[5]».

و رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند:«هر گاه كار بر پیامبران الهی سخت می شد و بیمناك و اندوهگین می شدند به نماز پناه می بردند[6].»

نابغه شرق، شیخ الرئیس ابو علی سینا نیز می گوید:

«هر زمان برایم مشكلی علمی پیش می آمد و از حل آن عاجز می ماندم، به مسجد شهر می رفتم و دو ركعت نماز به جا می آوردم. سپس از خداوند می خواستم مرا به وسیله نور آن نماز یاری دهد تا گره از مشكلم باز كند، پس از ادای آن دو ركعت، راه حل مشكل برایم آسان می شد و به آنچه می خواستم می رسیدم[7]».

تعادل پایدار

آدمی در مصاف با زندگی و رویدادهای آن، واكنشهای متفاوتی از خود نشان می دهد، كه بعضاً با حفظ تسلط و كنترل موقعیت، آنها را به گونه ای حل می كند و در مواردی دیگر، از موقعیت مذكور، متاثر شده و تحت الشعاع آن قرار می گیرد و به اصطلاح، تعادل خود را از دست می دهد و برای دستیابی به تعادل مجدد، نیاز به زمان مقتضی و ابتكار مناسب دارد.

در حدیثی از رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین آمده است:

«دل فرزند آدم همچون گنجشك است و هر روز هفت بار دگرگون می شود[8]. و یا در روایتی دیگر فرمودند:

«دل مانند ریشه ای در بیابانی به درختی آویخته كه باد پیوسته آن را زیر، و رو می كند[9]».

نماز، چون موجب تقویت قلب نمازگزار است، تعادل درون او را حفظ نموده و آن را پایدار می سازد. در شرح حال امیرالمؤمنان حضرت علی ـ علیه السّلام ـ آمده است كه در جنگ صفّین، در یكی از سخت ترین شبهای نبرد كه به نام«لیله الهریر» معروف است فرشی برای آن حضرت گستردند و امام ـ علیه السّلام ـ بر روی آن مشغول نماز شدند. در حالی كه تیرهای بسیاری از اطراف و چپ و راست او می گذشت و هرگز تزلزلی در او ایجاد نمی كرد، آن حضرت از جایش تكان نخورد تا آن كه نمازش را به پایان رساند[10]».

آری علی ـ علیه السّلام ـ در چنین شرایطی كه دهشت انگیز بود، با قلبی آرام به نماز ایستاد و درس پایبندی به نماز و اهمیت آن را به جهانیان آموخت،

معرفت شهودی

جهان بینی الهی، مبتنی بر غیب و شهود است و هر یك را مراتبی است(عالم الغیب و الشهاده). برخی از بزرگان معتقدند كه:«اساس راز نماز در شهود عینی نمازگزار نهفته است و یا به عبارت دیگر اوج راز نماز در شهود خداوند مكنون است، و اعبد ربك حتی یاتیك الیقین، و از محدوده لا حول و لا قوه الا بالله گذشتن و مرحله لا اله الا الله را پیمودن، به ذروه لا هو الا هو رسیدن است، و معنای توحید نام«قطع» توجه به غیر خدا نیست، زیرا قطع توجه به نوبه توجه و التفات است، بلكه«انقطاع» توجه به غیر است و برای اینكه این«انقطاع» هم دیده نشود، كمال انقطاع، مطلوب موحدان ناب می باشد، به طوری كه نه تنها غیر حق دیده نشود و این فقط در متن عبارت، مخصوصاً نماز، تعبیه شده است.[11]

امام راحل نیز در بحث از راز نماز و در ضمن نامه عرفانی خویش به فرزند گرامیشان آورده اند:

«پسرم، سعی كن كه به این پیروزی دست یابی، یا دست به بعض مراحل آن. همت كن و از هواهای نفسانی كه حد و حصر ندارد، بكاه و از خدای متعال جل و علاء استمداد كن كه بی مدد او كس به جایی نرسد و نماز این معراج عارفان و سفر عاشقان، راه وصول به این مقصد است و اگر توفیق یابی و یابیم به تحقق یك ركعت آن و مشاهده انوار مكنون در آن و اسرار مرموز آن، و لو به قدر طاقت خویش، شمه ای از مقصد و مقصود اولیای خدا را استشمام نمودیم و دورنمایی از صلاه معراج سید انبیاء و عرفا علیه و علیهم و علی آله الصلوه و السلام را مشاهده كردیم.»[12]

معنا بخشیدن به زندگی

از ویژگیهای عصر جدید، احساس روزمرّگی و بیهودگی انسان است به این معنا كه وی از درون عمیقاً، احساس پوچی و بی محتوایی می كند و در مقابل، راههای شناخته شده و مطمئنی فرا روی خویش نمی یابد و یا حداقل آنها را نمی شناسد.

«فردریك مایر» یكی از اندیشمندان تربیتی معتقد است:

«عصر ما، دوران سرخوردگی است. خوشبینی ای كه از ویژگیهای بخشی از سده نوزدهم بوده، در اثر جنگها، بحرانها و بروز خودكامگیها، تضعیف شده است:[13]

وی در فراز بعدی سخنانش می افزاید:

«راحت ما از همیشه بیشتر است: ولی وقتی كه به آینده می نگریم، احساس ناراحتی عمیقی می كنیم برای تفریح و سرگرمی وسایل بهتر و راههای بیشتری داریم و در عین حال بسیاری از ما احساس می كنیم كه زندگی ما كاملا میان تهی است[14]».

زندگی درون تهی به عنوان یك ویژگی دنیای معاصر در آثار برخی اندیشمندان با عنوان«ترس» با منشأ درونی، توصیف شده است كه از آن جمله به«سیدنی پولارد» اشاره می كنیم، وی می نویسد:

«امروزه ماهیت ترس فرق می كند، امروزه ترس از درون است و نه از بیرون[15]».

[1] . توبه ـ 72.

[2] . بقره/ 165.

[3] . نشان از بی نشانها ـ علی مقدادی اصفهانی ـ ج 1 ـ ص 38 ـ 39.

[4] . عقل و اعتقاد دینی ـ درآمدی بر فلسفه دین ـ مایكل پترسون و دیگران ـ ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی ـ طرح نو ـ ص 39.

[5] . بقره/ 153.

[6] . هزار و یك نكته درباره نماز ـ حسین دیلمی ـ ستاد مركزی اقامه نماز ـ ص 231.

[7] . هزار و یك نكته درباره نماز ـ پیشین ـ ص 262.

[8] . راهنمای انسانیت ـ ترجمه موضوعی نهج الفصاحه ـ سخنان حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرید تنكابنی ـ ص 529.

[9] . همان.

[10] . هزار و یك نكته درباره نماز ـ پیشین ـ صص 20 و 21.

[11] . سر الصلوه ـ امام خمینی ـ مقدمه استاد جوادی آملی ـ ص ده.

[12] . همان ـ ص بیست و هشت.

[13] . مابر، فردریك ـ تاریخ فلسفه تربیتی ـ ترجمه علی اصغر فیاض ـ ج 1 ـ ص 5.

[14] . همان.

[15] . بولارد، سیدنی ـ اندیشه ترقی ـ ترجمه حسن اسد پیروزانفر ـ ص 308.

 شاید یكی از عوامل مؤثر در پیدایش این حالت روحی، فاصله گرفتن تدریجی بشر از مذهب و رویكرد عجولانه و شتابنده او به علم، پس از دوره نوزایی(تجدید حیات علم) در اروپاست. او به تصور جایگزینی علم به جای مذهب، كوشید تا پیوندهای دینی خود را بگسلد ولی زمانی كه در این راه ناكام شد و علم از عهده تأمین خواسته های آدمی برنیامد، دیگر جایگزینی برای آن وجود نداشت. لذا از درون احساس خلأ، بیهودگی و پوچی نمود.

نماز، پیوند میان آدمی و بی نهایت است. رشته های چنین ارتباطی از زمین تا آسمان، برقرار می شود و علاوه بر اتصال روح به مطلق وجود، او را از محتوی و معنا، سرشار و اقناع می كند. زیرا هر نوع ارتباطی، بر روح انسان تأثیر معینی بر جای می گذارد و به همان میزان و متناسب با آن«تصویر فرد از خویشتن» نیز، تغییر می یابد. این پدیده همچنان در جریان زندگی، دستخوش تحولات مختلفی واقع می شود. چنین تصویری از درون خود داشتن، به گونه ای بر رفتارهای فرد، آثاری بر جای می نهد كه لحظه ای از وی جدا نیست بلكه شخص در حقیقت با آنها زندگی می كند. و هر لحظه و در صورت اراده، می تواند آن تصویر را بدون واسطه در ذهن خویش حاضر نماید. این یكی از وجوه علم حضوری است یعنی علم آدمی به خویشتن خود بدون واسطه، است. علاوه بر‌ آن آدمی، بیش از سایرین به نفس خویش، بینش و بصیرت دارد.

اولیای خدا، با نماز و یاد خدا، خود را نیازمند به چیز دیگری نمی یافتند. یكی از عواملی كه زندگی را از حالت روزمرگی و پوچی، خارج نموده و به آن شادابی، تنوع و تحول خاصی می بخشد. وجود برنامه ای منسجم و منظم برای هر روز آدمی است. نماز برنامه ای منظم برای ارتباط انسان و خدا در پنج نوبت شبانه روز است. پنج وعده ای كه در حقیقت پنج میعادگاه ملاقات محب و محبوب می باشد. هر نماز تا نماز بعد، به انسان بهانه ای برای زیستن و دلیلی برای بودن می بخشد. گفتگوهای رازورانه عاشق و معشوق، در آدمی این احساس را زنده می كند كه تا زمانی كه كسی را برای گفتگو و ارتباط حاضر می بیند، زندگی قابل زیستن است به ویژه آنكه طرف گفتگو، محبوب دلها و هستی آفرین باشد. از سوی دیگر چنین ارتباطی به نمازگزار تفهیم می كند كه:

ـ عالم هستی چون مخلوق خدای تعالی است، دوست داشتنی می باشد.

ـ عالم هستی، بیهوده و بی معنا خلق نشده است، قرآن كریم نیز بر این معنا تكیه دارد:«افحسبتم انما خلقناكم عبثاً و اینكم الینا لا ترجعون[1]»

ـ انسان نیز به عنوان زیر مجموعه عالم هستی، بیهوده و بی معنا آفریده نشده است بلكه در خلقت او منظوری اساسی و مهم نفهته است.

ـ عبادت پروردگار به معنای وسیع آن كه منتج به رشد و بالندگی آدمی می شود، از منظورها و مقاصد اصلی خلقت انسان تلقی شده است به مصداق آیه شریفه«و ما خلقت الجن و الانس الا یعبدون[2]»

سپر دفاعی

این واقعیت كه آدمی، موجودی آسیب پذیر بوده و خطر آسیبهای اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی او را همچنان تهدید میكند، مطلبی انكار ناپذیر است. به ویژه در عصر حاضر كه تقابل فرهنگها و اندیشهها در مواردی به نوعی تهاجم فرهنگی غرب علیه اسلام مبدل گردیده است. این مسأله از اهمیت بیشتری برخوردار می شود. ماهیت تهاجم فرهنگی، تقریباً بر همگان روشن است اما شاید مكانیزمهای اصلی و راهكارهای مقابله با آن، به این مقدار روشن نباشد.

نماز، یكی از مؤثرترین و مطمئن ترین شیوه های مقابله با آسیبهای اخلاقی است. نماز از جهات شناختی و نیز عاطفی، همچون سپر دفاعی نیرومندی عمل می نماید. از یك سوی، نمازگزار با درك رابطه خویش با خدا از نسبت و رابطه موجودی بی نهایت كوچك با بی نهایت بزرگ آگاه شده و در محضر چنان بزرگی، به خود اجازهی نخطی و جسارت به ساحت را قدس او را نمی دهد و به عبارت دیگر گناه نمی كند، زیرا گناه به معنای شكستن حدود و حریم الهی است و از جهت دیگر، چون خود را از همه ابعاد نیازمند به خداوند می بیند و او را«فعال ما یشاء» می داند، سعی دارد تا رابطه خویش با خدا را با ارتكاب گناه، از بین نبرد. زیرا براساس فطرت الهی اش درك می كند، هر عمل خطا گونه ای كه بر این رابطه اثر منفی بگذارد و آن را تهدید نماید، در حقیقت، مانند آن است كه منشأ خیرات و بركات زندگیش را مواجه با خطر جدی نموده باشد.

در همین زمینه، بیان حدیث ذیل از حضرت امام حسین ـ علیه السّلام ـ مناسب به نظر می رسد:

«مردی به حضور سید شهیدان آمد و گفت:«من مردی گنهكار هستم و نیروی مقاومت در برابر گناه ندارم (نمی توانم گناهانم را ترك كنم مرا موعظه كن.)»

امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرمود: پنج كار را انجام بده و هر چه می خواهی گناه كن:

1ـ روزی خدا را نخور و هر چه خواهی گناه كن.

2ـ از قلمرو حكومت خدا بیرون برو و آنچه خواهی گناه كن.

3ـ به جایی برو كه خدا تو را نبیند و آنچه خواهی گناه كن.

4ـ هرگاه فرشته مرگ نزد تو آمد تا روحت را قبض كند، او را از خود بران و آنچه خواهی گناه كن.

5ـ هنگامی كه مالك دوزخ، تو را روانه دوزخ كرد، از رفتن به دوزخ سرپیچی كن و آنچه خواهی گناه كن[3]»

در حقیقت نماز، همچون سپری است كه نه تنها نمازگزار را از لغرشها و گناهان در دنیا حفظ می كند بلكه علاوه بر آن، او را از عذابهای اخروی، مصون می دارد. در باب چگونگی حفاظت وی از لغزشهای دنیوی، حدیث زیر ارائه می شود:

«از امام پنجم ـ علیه السلام ـ روایت شده است كه فرمودند: وقتی نمازگزار به نماز ایستاد، فرشتگان از آنجا تا دورنمای آسمان او را در برمی گیرند و او در میان صفوف فرشتگان می باشد.» این چه نمازی است كه همه فرشتگان مأمور حفظ انسان اند؟ از چه چیز؟ از وسوسه ها، تا شیطان و وهم از هیچ راهی حواس نمازگزار را به خود متوجه نكند، چون شیطان در كمین است[4].

تقویت مسئولیت اجتماعی

انسان، موجودی مدنی الطبع است و ذاتاً گرایش به ارتباطهای اجتماعی دارد. جوهره تعالیم دین نیز، ناظر به پرورش ابعاد فردی و اجتماعی انسان. هر دو می باشد. بر این اساس نماز كه علم و نشانه دین است. لزوماً باید با مسایل مهم اجتماعی نظیر مسئولیت پذیری ارتباطی معنادار داشته باشد. شاید اینگونه بتوان تعبیر و تبیین نمود كه نماز با حفظ شرائط آن، موجب لطافت روح و دقت دل و تیزی احساسات می شود. راز و نیاز با خدا در روح و روان آدمی، تأثیرات، همچون حساس شدن نسبت به عالم هستی و احساس همنوائی با دیگران ایجاد می كند و در نتیجه آمادگی لازم برای احساس وظیفه و مسئولیت نسبت به دیگران، به وجود می آورد و محركی برای رسیدگی به دردها و رنجهای مجرمین می شود.

اهمیتی كه نماز جماعت در سفارشات معصومین علیهم السلام یافته است، شاید از آن رو می باشد كه علاوه بر عبادات و انجام تكالیف الهی، مردم به دردها و رنجهای یكدیگر آگاه شده و می توانند در رفع آنها بكوشند.«در روایت آمده است كه: رسول خدا ـ صلّی الله تعالی علیه و آله ـ به نماز جماعت مشغول بود. چون صدای گریه طفلی به گوشش رسید، نماز را زودتر به پایان برد(تا مادر آن كودك كه در نماز جماعت حاضر بوده، سراغ فرزندش رود و او را آرام كند[5]».

اهمیت توجه به مردم و رنجهایشان از اینجا، آشكار می شود كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نمازی را كه ستون دین است و جان پاك ایشان، مشتاق آن بوده، كوتاه می كنند تا مادری به طفل گریان خود رسیدگی كند و مانع رنج بیشتر او شود و این امر خود نشأت گرفته ار توجه به روح و معنای نماز می باشد.

درباره«علی بن مهزیار» نقل شده است كه: چون آفتاب طلوع می كرد به سجده می رفت و سر بر نمی داشت تا برای هزار نفر از برادران خود دعا می كرد مثل آنچه برای خود دعا می كرد و پیشانی او از بسیاری سجده مانند زانوی شتر پینه بسته بود[6]».

براساس همین احساس مسئولیت است كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند:

«كسی كه صبح كند در حالی كه به(سامان یافتن) امور مسلمانان، اهتمام و كوشش نكند، از مسلمانان نیست، و كسی كه فریاد(دادخواهی) شخصی را بشنود كه مسلمانان را به یاری می طلبد. ولی به او جواب(مثبت) ندهد، مسلمان نیست[7]».

از این سخنان نیز چنین مستفاد می شود كه اگر چه نماز، پایه دین و پرچم اسلام، توصیف شده است، ولیكن اگر كسی در قبال جامعه مسلمین بی تفاوت بوده و نسبت به استغاثه دردمندان و مظلومان عكس العملی مناسب نشان ندهد(در حقیقت) مسلمان نیست.

چنین احساس مسئولیتی نه تنها نسبت به مسلمانان بلكه نسبت به سایر موجودات نیز مورد تأكید شارع مقدس اسلام می باشد.

«شیخ طوسی از حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت می كند كه پیرمردی از عابدهای بنی اسرائیل مشغول نماز بود كه مشاهده كرد دو طفل خروسی را گرفتند و پرش را می كنند و آن خروس، ناله و فریاد می كند، پس آن عابد همانطور مشغول نماز شد و آن حیوان را نجات نداد و از عمل آن كودكان جلوگیری نكرد. پس خداوند به زمین فرمود:آن عابد را فرو بَر. زمین او را فرو برد و تا آخر دنیا فرو می رود[8]».

در باب احساس مسئولیت اجتماعی و آثار معنوی آن، مطالب مفصلی در منابع اسلامی آمده است.

نكته بسیار مهم این است كه روح مسئولیت اجتماعی در اولیای الهی، خود از توجه به خدا و ارتباط با او سرچشمه می گیرد كه نماز تجلی كامل چنین رابطه ای است.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . مؤمنون ـ 115.

[2] . ذاریات ـ 56.

[3] . محمدی اشتهاردی ـ محمد ـ گفتار دلنشین چهارده معصوم(علیهم السّلام) ـ ص 115ـ انتشارات انصاریان قم.

[4] . جوادی آملی ـ عبدالله.

[5] . دیلمی، حسین ـ هزار و یك نكته درباره نماز ـ ص 221.

[6] . همان ـ ص 198.

[7] . محمد اشتهاردی ـ محمد ـ گفتار دلنشین ـ پیشین ـ ص 19.

[8] . دستغیب ـ آیت الله شهید ـ گناهان كبیره ـ ج 2 ـ ص 65.

 همان بندگان خاصی كه در نماز، به حقیقت یاد خدا بودند و در روابط و مناسبات اجتماعی نیز زیباترین و لطیف ترین توجه را به نیازها و دردهای مردم، مبذول داشتند. شاید حدیث زیر بیانگر چنین توجهی باشد كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند:

«وقتی كسی در نماز پیشوای مردم شد، نماز را سبك گیرد كه در میان كسان، كوچك و بزرگ و بیمار و ناتوان و حاجتمند هست و هر وقت برای خود نماز گزارد هر چه خواهد طول دهد[1]».

تلقین ارزشها

باطن و ظاهر آدمی، دو جلوه از یك حقیقت واحدند و تأثیر متقابلی بر یكدیگر دارند. به گونه ای كه نیات و انگیزه های درونی، در موردی بر رفتار ظاهری وی تجلی یافته و رفتارهای ظاهری نیز متقابلاً به دورن پررمز و راز روان انسان نفوذ می كند و به تدریج شخصیت او را متحول می نماید. در تبیین رابطه باطن و ظاهر، استناد به كلام امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ مفید و راهگشا به نظر می رسد ایشان می فرمایند:

«و بدان برای هر ظاهر و آشكاری، برابر آن، باطن و پنهانی است، پس آنچه را ظاهر نیكو باشد، باطنش هم نیكوست و آنچه را ظاهرش زشت و بد باشد، باطنش نیز زشت و ناپاك است[2]».

انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست و ارتباطی معنادار میان این دو جنبه وجودی(ظاهر و باطن) او برقرار است و كشف چنین رابطه ای، برای ایجاد تغییرات مطلوب در رفتار و شخصیتش، ضروری به نظر می رسد. از جمله این موارد می توان به«تلقین» اشاره نمود. تلقین به معنای افكندن، فهماندن، مطلبی را به كسی گفتن و كسی را وادار به گفتن كلامی كردن می باشد. اگر آدمی مطلبی را به نفس خود القا، نماید، از روش«تلقین به نفس» استفاده نموده است و این یكی از روشهای تكوین اخلاقیات می باشد. علامه طباطبایی ـ رحمه الله علیه ـ در بیان شیوه های ایجاد ملكات اخلاقی می نویسند:

«و همچنین هر صفت دیگری كه بخواهی از خود دور كنی، و یا در خود ایجاد كنی، راه اولش تلقین علمی و راه دومش تكرار عملی است[3]».

روش علمی تلقین به نفس بر این مبنا استوار است كه آدمی، صفت مطلوبی را كه منظور وی می باشد در قالب یك جمله كوتاه خبری و مثبت نظیر«من فردی شجاع هستم». قرار داده و در زمان خاصی كه از لحاظ بدنی، در وضعیت آسوده ای می باشد و از نظر روانی نیز تمركز لازم را داراست، چنین جمله ای را چندین بار، به خود تلقین می كند و در طول روز یا شب آن را تكرار می نماید، با تداوم چنین عملی در روزهای بعد به تدریج چنین ویژگی اخلاقی در روح و روان او رسوخ می كند. لازم به ذكر است كه میزان رسوخ و نفوذ این خصوصیت در روان آدمی، بستگی به میزان تكرار و انجام تلقین دارد.

حال می توان رابطه نماز و تلقین ارزشها را اینگونه تبیین نمود. نماز، خود نوعی ذكر است.

امام راحل در شرح حدیث جنود عقل و جهل، مطلبی مشتمل بر ارتباط تلقین آیات به قلب و نتایج حسنه آن ذكر می نمایند:

«پس از آن كه دل را برای ذكر خدا و قرآن شریف مهیا نمود، آیات توحید و اذكار شریفه توحید و تنزیه را با حضور قلب و حال طهارت تلقین قلب كند به این معنی كه قلب را چون طفلی فرض كند كه زبان ندارد و می خواهد او را به زبان آورد، چنانچه آن جا یك كلمه را تكرار كند و به دهان طفل گذارد تا او یاد گیرد، همین طور كلمه توحید را با طمأنینه و حضور قلب، باید انسان تلقین قلب كند و به دل بخواند تا زبان قلب باز شود و اگر وقتی چون اواخر شب یا بین الطلوعین، بعد از فریضه صبح برای این كار اختصاص دهد خیلی بهتر است[4]».

ایفای مسؤولیت الهی

از وظائف انسان در پیشگاه خداوند، انجام فرائض الهی به ویژه نماز است. نماز در میان همه اعمال عبادی، جایگاه خاصی دارد و از آن به«ستون دین» تعبیر شده است. در برخی روایات آمده است كه:

«اگر نماز قبول شد، سایر اعمال نیز قبول می شود و اگر نماز، پذیرفته نشد، سایر اعمال هم پذیرفته نخواهد شد[5]».

شناخت دقیق وظیفه و چگونگی انجام آن، زمینه موفقیت آدمی را فراهم می كند. در پاره ای از عبادات و اعمال، به لحاظ اهمیت والایی كه برای برخی از آنها ذكر شده است، حق خاصی را متوجه انسان می كند و نماز از این جمله است.

حضرت امام سجاد ـ علیه السّلام ـ در رساله حقوق خویش، دهمین حق را به نماز اختصاص داده و می فرمایند:

«در مورد حق نماز، باید بدانی كه این عمل به منزله آماده شدن برای دیدار و سخن گفتن با خدای آفریننده است و تو در آن حال در برابر خدا ایستاده ای اگر توجه به این مطلب داشته باشی رعایت كمال ادب را خواهی كرد و قلب خود را با بیم و امید و اظهار محبت در برابر كمال مطلق متوجه او خواهی كرد.

با آرامش و مراقبت و توجه كامل، با او به راز و نیاز و گفتگو می پردازی، به وسیله نماز و درخواست عفو و آمرزش و اصلاح خویش، از غبار غفلت و تقصیر و گناهانی كه ممكن است ترا به هلاكت و بدبختی بكشاند، پاكیزه خواهی شد و برای حسن انجام تكالیف، جز خدا پناهگاهی نیست[6]».

رابطه ایفای مسئولیت الهی و روان آدمی، اینگونه قابل تبیین است كه هر نوع عمل یا رفتاری كه بیانگر موفقیت در انجام وظیفه باشد، تأثیری در روح و روان او دارد و این تأثیر جنبه مثبت داشته و مجموع اینگونه تأثیرات، به مرور زمان، موجب رضایت خاطر وی می شود به ویژه اگر انجام وظیفه در قبال ذات اقدس الهی باشد.

 --------------------------------------------------------------------------------

[1] . فرید تنكابنی ـ مرتضی ـ راهنمای انسانیت ـ ترجمه موضوعی نهج الفصاحه (سخنان پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله) ـ ص631.

[2] . امیرالمؤمنین، علی ـ علیه السّلام ـ نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام ـ ج 3 ـ جمله 153 ـ ص 482.

[3] . طباطبایی ـ علامه سید محمد حسین ـ المیزان ـ ج 2 ـ ص 301.

[4] . خمینی، روح الله.

[5] . لواسانی، سید علی ـ شكوفه های سخن‌ ـ ص 89.

[6] . امام سجاد، حضرت علی بن الحسین ـ رساله حقوق ـ ترجمه علی غفوری ـ صص 67 و 69. 

محمد رضا شرفي ـ مجله تربيت، اسفند79

نماز جماعت و اهمیت و آثار آن

نماز جماعت و اهمیت وآثارآن

مقدمه:

نماز يك عبادت ريشه دار وعميق مى باشد كه در همه اديان بوده وشايد كمتر دينى در اين دنيا موجود باشد كه نماز در آن نباشد(1 ). در قران كريم وسنت مباركه پیامبر(ص) به نماز- كه يك اصل با ارزش وعبادت مهم وازفروع دین مى باشد- تاكيد فراوان شده است واز ترك آن مسلمين را به سختى بر حذر داشته است. نماز در حقيقت ستون وپايه دين مقدس اسلام(2 ) و كليد بهشت است وازجمله شایسته ترین اعمال در نزد پروردگار به حساب مى آيد. خداونددر سوره طه مى فرمايد" به یقین من خداوندی هستم كه معبودى جز من وجود ندارد، پس مرا پرستش كن ونماز را براى ذكر من برپاى دار".* خداوند سبحان التزام به امر مهم را در همه حال ودر همه رخدادهای زندگى مورد تاكيد قرار داده است. اسلام وظيفه هر مسلمان را تنها در اين خلاصه نكرده كه به صورت انفرادى در هر جايى وبدور از نماز اجتماع مسلمين يا محيطى كه در آن زندگى مى كند به انجام نماز بپردازد، بلكه به طور جدى به انجام وظيفه الهى نماز به صورت جماعت بويژه در مساجد با ديگربرادران دينى فراخوانده است. بنا براين اسلام برگزارى نمازهاى پنجگانه را به صورت جماعت در مساجد به اين دليل لازم دانسته كه مساجد علاوه بر اين كه پايگاه تجمع مسلمين مى باشد محلى است كه مى توان ديگر مشكلات جامعه اسلامى از قبيل مسايل اجتماعى، اقتصادى، اخلاقى وغيره را مطرح کرد ودرمورد آنها سخن گفت وبراى حل آنها اقدامات لازم را بعمل آورد. باز مى بينيم كه بر مسلمين لازم شده است كه به طور وسيع ترى هفته اى يك بار در نماز جمعه شركت كنند. خداوند در اين باره چنين فرموده است: اى كسانيكه ايمان آورده ايد هر گاه براى نماز در روز جمعه فرا خوانده شديد پس بسوى ياد خدا بشتابيد وهر معامله اى را ترك كنيد، اين براى شما بهتر است اگر بدانيد"(3 ). واز رسول اكرم (ص) نيز روايت است كه فرموده اند: هر كس سه نماز جمعه را بدون عذر واز روى سستى وسهل انگارى ترك نمايد ، خداوند بر دلش مهر مى زند".اين اجتماع بزرگ هفتگى در بردارنده نكات آموزشى فراوان بوده، در حقيقت تجديد پيمان واحياى حس برادرى وبرابرى واستحكام بخشيدن وحدت ميان مسلمين واظهار قدرت وقوت مى باشد تا به دشمنان اسلام نشان دهند كه چگونه در صفوف مرصوص ودوشادوش يكديگر آماده دفاع ازكيان وشأن وشوكت اسلام وآئين اسلام هستند.دراین نوشتار،بطورمختصر اهمیت وآثارنمازجماعت بیان می شود.

*اهمیت وفایده های نمازجماعت

  آئين اسلام،از ابعاد اجتماعى مهمى برخوردار است و با عنايت‏به‏بركات آثار وحدت و تجمع و يكپارچگى،در بسيارى از برنامه‏هايش‏بر اين بعد،تكيه و تاكيد كرده است. یکی ازراه هاوروشهای بسیارمؤثربرای گسترش وتعمیق فرهنگ نمازدرجامعه ،اقامه نمازجماعت است.اصولاًروح جمعی، روح خاصی است.نمازجماعت دارای آثارارزنده ای است.نمازجماعت درمیان مسلمانان،ایجادالفت می کندوباعث تعمیق آن می گردد.این نمازسندانسجام مسلمانان وتبلورانضباط آنهاست ونمونه ارزنده ای ازهماهنگی مسلمانان می باشد.علاوه براین گونه آثاروبرکات ،نقش والای نمازجماعت دراقامه نماز،قابل توجه وعنایت است.بطورقطع یکی ازراههایی که درجامعه ،به نمازجان تازه می بخشدوبه آن قدرت وحاکمیت می دهد،نمازجماعت است.نمازجماعت مایه عظمت اسلام است وبه همین خاطرموردتاکیدقرارگرفته است(4 ). برگزارى نمازهاى روزانه واجب نيز به صورت جماعت و گروهى،يكى از اين برنامه‏هاست.

نمازجماعت به مثابه اقیانوسی از انسانهای خداجوی می باشدکه همچون قطره هایی پاک به هم می پیوندند.نمازجماعت،برنامه ی بندگی ومیدان دلدادگی دلهای حق جومی باشد. جمعه وجماعت،«اهرم قدرت وعزت»مسلمانان است.نمازجماعت،دلها را یکی،اندیشه ها را زلال،امید راافزون،عشق ودوستی را جهت دار،جهتها راخدایی وزندگی را ازتشتت وزشتی پاک میسازد.نمازجماعت،"محور ووحدت"و"معیارمحبت"است ( 5 ).ازآنجاکه دین اسلام دین اجتماعی ودین توحیدوهمبستگی است برای نمازجماعت اهمیت بسیارقائل شده است. درقران مجید نیز به آن سفارش شده است(6 ).نمازجماعت دراسلام مظهریگانگی وبرادری ومهروالفت است وبی آنکه کسی عهده دارنظم آن باشدخود،دارای روح انضباط وترتیب است(7 ).روایات زیادی درموردعظمت این فریضه مهم وجودداردکه به چندمورداشاره میگردد:

از رسول خدا(ص)نقل شده كه:«من سمع النداء فلم يجبه من غيرعلة فلا صلاة له‏» (8) نماز كسى كه صداى اذان را بشنود و بى دليل،در نماز جماعت‏مسلمانان شركت نكند،ارزشى ندارد.

در حديث،تحقير نماز جماعت،به منزله تحقير خداوند بشمار آمده‏است:«من حقره فانما يحقر الله‏» (9) شركت دائم در نماز جماعت،انسان را از منافق شدن بيمه مى‏كند. (10) و براى هر گامى كه به سوى نماز جماعت و مسجد برداشته شود،ثواب‏و حسنه در نظر گرفته شده است. (11) همين كه كسى براى شركت در نماز جماعت از منزل خارج‏مى‏شود،يا در مسجد،در انتظار نماز جماعت‏به سر مى‏برد پاداش كسى‏را دارد كه در اين مدت،به نماز مشغول بوده است. (12) تعداد حاضران در نماز جماعت،هر چه بيشتر باشد،پاداش آن بيشتراست.اين كلام رسولخداست كه فرمود:«ما كثر فهو احب الى الله‏» (13) حديث جالبى در بيان فضيلت نماز جماعت است كه قسمتى از آن‏در رساله‏هاى عمليه هم ذكر شده است.ترجمه تمام حديث چنين است:

اگر اقتدا كننده 1 نفر باشد،پاداش 150 نماز داده مى‏شود.

اگر اقتدا كننده 2 نفر باشد،پاداش 600 نماز داده مى‏شود.

اگر اقتدا كننده 3 نفر باشد،پاداش 1200 نماز داده مى‏شود.

اگر اقتدا كنندگان و امام جماعت‏به 10 نفر رسيدند،پاداش‏72800 نماز دارد.

ولى،همين كه عدد افراد از ده نفر گذشت،حساب آنرا جز خداكسى نمى‏دانداگرتمام آسمانهاکاغذودریاهامرکب ودرختهاقلموجن وانس وملائکه نویسنده شوند؛نمی توانندثواب یک رکعت آن رابنویسند (14). در حديث ديگر است:هر كه نماز جماعت را دوست‏بدارد،خدا وفرشتگان او را دوست مى‏دارند. (15) در زمان پيامبر(ص)هرگاه افراد نماز جماعت كم مى‏شدند،آنحضرت به جستجو و تفقد از افراد مى‏پرداخت و مى‏فرمود:شركت درنماز صبح و عشاء،بر منافقان از هر چيز سنگين‏تر است. (16) قرآن نيز،از اوصاف منافقان،بى حالى و كسالت هنگام نماز را بيان‏كرده است. (17 )چرا كه سحر خيزى و حضور در جماعت مسلمين،آن هم ازراه‏هاى دور و در گرما و سرما،نشانه صداقت در ايمان و عشق نمازگزاراست.

رسول خدا(ص)در باره اهميت نماز جماعت،فرمود:

«صلاة الرجل فى جماعة خير من صلاته فى بيته اربعين‏سنة.قيل:يا رسول الله!صلاة يوم؟ فقال(ص):صلاة‏واحدة‏» (18) يك نماز با جماعت،بهتر از چهل سال نماز فرادى در خانه‏است. پرسيدند:آيا يك روز نماز؟فرمود:بلكه يك نماز.

و مى‏فرمود:صف‏هاى نماز جماعت،همانند صف‏هاى فرشتگان درآسمان چهارم است. (19) اولين نماز جماعتى هم كه بر پا شد،به امامت رسول خدا و شركت‏حضرت على(ع)و جعفر طيار(برادر حضرت على(ع))بود.همين كه‏ابوطالب،فرزندش على(ع)را ديد كه به پيامبر اقتدا كرده،به فرزندديگرش جعفر گفت:تو نيز به پيامبر اكرم اقتدا كن و اين جماعت دو سه‏نفرى،پس از نزول آيه «فاصدع بما تؤمر*» بود،كه فرمان به علنى ساختن‏دعوت و تبليغ مى‏داد. (20)

*آثار نماز جماعت :

بر پايى فريضه‏هاى دينى به صورت دسته جمعى،علاوه بر پاداش‏هاى فراوانى كه دارد،در زندگى فردى و اجتماعى امت مسلمان نيز،آثارمثبت و فراوانى دارد كه به برخىازآنها بیان می گردد:

1- آثار معنوى نمازجماعت

بزرگترين اثر معنوى نماز جماعت، پاداش‏هاى الهى است كه به چندمورداشاره گردید..روايت است كه شبى،على عليه السلام تا سحر به عبادت‏مشغول بود.چون صبح شد،نماز صبح را به تنهائى خواند و استراحت‏كرد.

رسولخدا(ص)كه آنحضرت را در جماعت صبح نديد،به خانه اورفت.حضرت فاطمه(ع)از شب زنده‏دارى على(ع)و عذر او از نيامدن به‏مسجد سخن گفت.پيامبر فرمود:پاداشى كه بخاطر شركت نكردن درنماز جماعت صبح،از دست على(ع)رفت،بيش از پاداش عبادت تمام‏شب است. (21) رسول خدا(ص)فرموده است:

لان اصلى الصبح فى جماعة احب الى من ان اصلى ليلتى‏حتى اصبح (22) اگر نماز صبح را به جماعت‏بخوانم،در نظرم محبوب‏تر ازعبادت و شب زنده‏دارى تا صبح است.

بخاطر همين فضيلت و پاداش‏هاست كه اگر تعداد نمازگزاران از ده نفربيشتر شود،اگر تمام آسمان‏ها كاغذ،و درياها مركب و درخت‏ها قلم شودو فرشتگان بنويسند،پاداش يك ركعت آنرا نمى‏توانند بنويسند. (23) . و نماز جماعت‏با تاخير،بهتر از نماز فرادى در اول وقت است. (24)

2- آثار اجتماعى نمازجماعت

نماز جماعت،مقدمه وحدت صفوف و نزديكى دلها و تقويت كننده‏روح اخوت است.

نوعى حضور و غياب بى تشريفات،و بهترين راه شناسائى افراداست.

نماز جماعت،بهترين،بيشترين،پاكترين و كم خرج‏ترين‏اجتماعات دنياست و نوعى ديد و بازديد و آگاهى از مشكلات ونيازهاى يكديگر و زمينه ساز تعاون اجتماعى بين آحاد مسلمين است. درچنین اجتماعی نفاقهاوکینه ها،بدبینی هاوبدخواهی هاوهمچنین اختلاف طبقاتی رخت می بنددوجای خودرابه مهروصفا ،برادری وبرابری می دهد

3- آثار سياسى نمازجماعت

نماز جماعت،نشان دهنده قدرت مسلمين و الفت دلها و انسجام‏صفوف است.

تفرقه‏ها را مى‏زدايد،بيم در دل دشمنان مى‏افكند،منافقان را مايوس‏مى‏سازد،خار چشم بدخواهان است.

نماز جماعت،نمايش حضور در صحنه و پيوند«امام‏»و«امت‏» است.

4- آثار اخلاقى،تربيتى نمازجماعت

در نماز جماعت،افراد در يك صف قرار مى‏گيرند و امتيازات موهوم صنفى،نژادى،زبانى،مالى و...كنار مى‏رود و صفا و صميميت ونوعدوستى در دلها زنده مى‏شود و مؤمنان،با ديدار يكديگر در صف‏عبادت،احساس دلگرمى و قدرت و اميد مى‏كنند.

نماز جماعت،عامل نظم و انضباط،صف‏بندى و وقت‏شناسى‏است.

روحيه فردگرايى و انزوا و گوشه‏گيرى را از بين مى‏برد و نوعى مبارزه‏با غرور و خودخواهى را در بر دارد.

نماز جماعت،«وحدت‏»در گفتار،جهت،هدف و امام را مى‏آموزدو از آنجا كه بايد پرهيزكارترين و لايق‏ترين اشخاص،به امامت نمازبايستد،نوعى آموزش و الهام دهنده علم و تقوا و عدالت است.

نماز جماعت،كينه‏ها و كدورت‏ها و سوء ظن‏ها را از ميان مى‏برد وسطح دانش و عبوديت و خضوع را در جامعه اهل نماز،افزايش مى‏دهد.

به خاطر اينهمه آثار است كه به نماز جماعت،آنهمه توصيه شده‏است.حتى نابينايى وقتى از حضور پيامبر،اجازه خواست كه به مسجدنيايد،آنحضرت فرمود:از خانه تا مسجد،ريسمانى ببندد و به كمك آن،خود را به نماز جماعت‏برساند. (25) و نيز،نابينايانى كه اجازه ترك شركت‏در نماز خواستند،رسول خدا(ص)اجازه نفرمود. (26) از طرف ديگر،برخورد شديد نسبت‏به كسانى كه به نماز جماعت‏اهميت نمى‏دهند،نشان ديگرى بر اهميت و سازندگى آن است. امام محمدباقر علیه السلام فرمودند:

من ترک الجماعة رغبة عنها و عن جماعة المسلمین من غیر علة فلا صلاة له

کسی که از روی بی میلی ،بدون عذر و علت نمازجماعت را که اجتماع مسلمانان است ترک کند، نمازی برای او نیست(27 ).

5 - اثرات نمازجماعت برروند کارها(28 ):

1 -5 : مشارکت وتعاون:

مشارکت بن مایه نمازجماعت را تشکیل می دهدو برخورداری از روح جمعی درکارها ومشارکت جمعی درکلیه اموراز جمله پیامدهای نمازجماعت می باشد که تاثیربسزایی در روند روبه بهبود و روبه رشد کارها وبرنامه ها دارد.

اسلام کوچکترین حرکتی که نشانه مشارکت درغمهاو شادیهای دیگران باشد را نشانی از انسانیت دانسته وچنین اعمالی راجزء حسنات می شمارد.بنابراین مشارکت در کارها وداشتن روحیه همکاری همیاری وتشریک مساعی درجمیع امور ازنکات قابل توجهی است که از روح وجان نمازجماعت درکالبد انسانهای مشارکت جودمیده می شود وآنها در پیشبرد کارها موفق وپیروز می گرداند.شرکت درغمها وشادیها،تنگناها وگشایشهای دیگران ازهمه خوب است. ولی ازمدیران خوبتر و گاهی این همدردی وهمیاری واجب میگردد چنانکه در شیوه ی مدیریت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام مشاهده می کنیم.

 اسلام یکی ازنشانه های جامعه ی رشد یافته وانسانهایی که اهل جمع وجماعت هستند را،در همدردی وهمیاری آنها میداند واین را نخست ازمدیران ومسئولان می خواهد زیرا به تعبیر حضرت علی علیه السلام این عمل دو خاصیت دارد یکی اینکه مایه ی آرامش روحی مستمندان وزیردستان است ودیگر اینکه سبب جلوگیری ازسرکشی طغیان، ثروتمندان،بالادستان ومدیران خواهد بود.

نمازجماعت تبلور تلاش جمعی برای دستیابی به موفقیت است.یکی ازمهمترین وباارزش ترین جنبه های مشارکت این است که علاوه برتشویق کارمندان وکارگران به حداکثر تلاش وکوشش،نیروی ابتکار،خلاقیت وسازندگی آنها رانیز شکوفا می نماید.

 ودر شرایط خاص،مدیر مجموعه را دوست،همفکرو یاور صمیمی گروه به حساب آورند،دوشا دوش او فعالانه تلاش و همکاری کنند. حاصل تحقیقات وتجربیات پژوهشگران دلالت برآن دارد که مشارکت سبب افزایش بازدهی،بالارفتن کیفیت،کاهش تعارضات،کاهش مقاومتهای منفی وافزایش بهره وری مجموعه خواهد شد.اگرمسئول با زیردست خود همدل وهمزبان شود وخود را درموقعیت فکری،شغلی واقتصادی اوتصورکند،بازده وراندمان کارها به شکل قابل توجهی افزایش خواهد نمود.

2 - 5 - مشورت:

یکی دیگر ازفواید نمازجماعت،مشورت است. مشورت،کمک گرفتن از افکار وتجربیات دیگران است که همین امر موجبات«هم افزا»شدن نیروها وقوه ها را درپی دارد وهم افزایی موجب شکوفایی استعدادها و بالا رفتن پتانسیلهای انسانی شده و درنتیجه موجب گشایش راههای نوین میگردد و"شورا بینهم شورا 38قرار دادن مدیران وکارکنان درکنارهم است که بدین ترتیب برقدرت و وسعت و عمق بینش ونگرش خویش می افزایند. مشورت خطاها و اشتباهات را به انسان می شناساند و آن آزمایشی است که از این طریق می توان بر قدرت فکری،دقت نظر،میزان دلسوزی مدیران وکارکنان پی برد.

نمازجماعت به مثابه فرایندی است که درآن شرکت کنندگان درتنظیم برنامه ها،تعیین سیاستها وخط مشی ها وتصمیمات مختلفی که دارای منشاءاثرمی باشد،همدیگر راتحت نفوذ وتاثیر قرار میدهند.  نمازجماعت،استبداد وعجب وتک روی را که فراهم آورنده عقب ماندگی درکارها وهلاکت وبدبختی است ، از بین می برد.

نمازجماعت،میزان مقبولیت ومحبوبیت ودرجه ی آنرا در بین مدیران وکارکنان افزایش می دهد ودر ایجاد یک فضای "اعتماد ساز"نقش کلیدی ومهمی را ایفا می نماید.

نماز جماعت،صمیمیت وصفای میان کارکنان ومدیران راافزایش می دهد وآنها را یکدل و"منسجم" می نماید وهمین فضای دوستانه وصمیمانه در رشد وشکوفایی استعدادها وپیشبرد کارها بسیارحائزاهمیت می باشد.

نمازجماعت،روحیه نفاق ودورنگی را که ازتضاد بین گفتار وکرداربوجود می آید رامی زدایدوبه جای آن بذر دوستی ومحبت می نشاند نمازجماعت ازجهت مسائل روانشناختی نیزحائز اهمیت بوده وانگیزه های مادی کارکنان ومدیران را تبدیل به "انگیزه های الهی"می نماید واضطراب،تشویش وتزلزل رااز مجموعه ی انسانی وسازمانی دورمی نماید. نمازجماعت،روحیه ی"تبعیت،اطاعت وفرمانبرداری را با خود به همراه دارد"که ازارکان جماعت می باشد.

3 - 5 - نظم وترتیب : ازدیگرآثارنمازجماعت نظم وترتیب می باشد که دردل نمازجماعت نهفته است. نظم وترتیب درکارها وداشتن"نظام آراستگی"باعث می شود تا دستیابی به مقصود زودترحاصل گرددودر تنظیم اموروجریان طبیعی کارها،نقشی موثردارد.خلاصه سخن اینکه:

اصل در نماز، به جماعت خواندن است. در نمازجماعت، با مردم، در مردم و از مردم بودن مطرح است، در كنار مردم بدون هيچ گونه امتياز، از هر نژاد و اقليم و در هر شرايط اقتصادى(29 ) .

وجان کلام اینکه:

قطره دریاست،تابادریاست                                ورنه اوقطره ودریا،دریاست

یا به تعبیری دیگر:آهن پیوسته با آهن ربا،آهن رباست.

صفوف مااگرپیوسته باشد                                  ره نیرنگ دشمن بسته باشد

 

          حوزه نمایندگی ولی فقیه

امورفرهنگی وتوسعه ارزش ها

استان اذربایجان شرقی

 

 

                                                    

پى‏نوشتها:

1 – آیات زیادی مبین این موضوع است(بقره 2 ،3 ،37 ،اسراء78 ،ابراهیم 37 و40 ،مریم55 و31 و30 ،آل عمران 38 و39 ،انبیاء 72 و73 ،یوسف33 ،هود87 ،طه 14 ،ص 31 -33 ،لقمان 17 ،صافات 143 و144 ،

2 – حدیث پیامبراکرم(ص):« الصلوة معراج المؤمن- الصلوة عمودالدین»

3 – سوره جمعه آیه 9

4 – نماززیباترین الگوی پرستش، تالیف غلامعلی نعیم آبادی ص 113

5 - http://www.namaz-defa.ir/content/view/7/1/

6 – «واقیموالصلوة واتواالزکاة وارکعوامع الراکعین» سوره مبارکه بقره آیه 43

7 – رساله نوین امام خمینی ج1 ص 155

8- وسائل،ج 5 ص 375،كنز العمال،ج 8 حديث 22799.

9- من لا يحضره الفقيه،ج 1 ص 377.

10- مستدرك الوسائل،ج 1 ص 488.

11- كنز العمال،ج 8 حديث 22815 از پيامبر اسلام(ص).

12- كنزالعمال،ج 8 حديث 22818 و 22827.

13- كنزالعمال،ج 8 ص 258.

14- مستدرك الوسائل،ج 1 ص 487،رساله حضرت امام،مسئله 1400.

15- مستدرك الوسائل،ج 1 ص 488.

16- كنزالعمال،ج 8 ص 256.

17- و اذا قاموا الى الصلوة قاموا كسالى(نساء،آيه 142).

18-و 19 مستدرك الوسائل،ج 1 ص 488.

20- مستدرك الوسائل،ج 1  ،ص 689،وسائل،ج 5 ص 373. *سوره حجر-94

21- سفينة البحار،ج 1،جماعت.

22- كنز العمال،ج 8 حديث 22792.

23و 24 توضيح المسائل امام(ره)مسئله 1400.و1402

25- وسائل،ج 5 ص 377.

26- كنزالعمال،ج 8 ص 255.

27 -(امالی شیخ صدوق،ص290)

28 – سایت اطلاع رسانی دارالقرانhttp://www.namaz-defa.ir/content/view/7/3/

29 - http://qaraati.net/library/show.php?bn=8&start=54137   

احكام نماز جماعت

احكام نماز جماعت


مسأله 1399

مستحب است نمازهای واجب خصوصا نمازهای یومیه را به جماعت بخوانند و در نماز صبح و مغرب و عشا ، خصوصا برای همسایه مسجد وكسی كه صدای اذان مسجد را می شنود بیشتر سفارش شده است .

مسأله 1400

در روایتی وارد شده است كه اگر یك نفر به امام جماعت اقتدا كند ، هر ركعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند هر ركعتی ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بیشتر شوند ، ثواب نمازشان بیشتر می شود تا بده نفر برسند و عده آنان كه از ده گذشت ، اگر تمام آسمانها كاغذ و دریاها مركب و درختها قلم و جن و انس و ملائكه نویسنده شوند ، نمی توانند ثواب یك ركعت آن را بنویسند .

مسأله 1401

حاضر نشدن به نماز جماعت از روی بیاعتنائی جایز نیست وسزاوار نیست كه انسان بدون عذر نماز جماعت را ترك كند .

مسأله 1402

مستحب است انسان صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند و نماز جماعت از نماز اول وقت كه فرادی یعنی تنها خوانده شود بهتر است . و نیز نماز جماعتی را كه مختصر بخوانند از نماز فرادی كه آن را طول بدهند بهتر می باشد .

مسأله 1403

وقتی كه جماعت برپا می شود ، مستحب است كسی كه نمازش را فرادی خوانده دوباره با جماعت بخواند . واگر بعد بفهمد كه نماز اولش باطل بوده ، نماز دوم او كافی است .

مسأله 1404

اگر امام یا مأموم بخواهد نمازی را كه به جماعت خوانده دوباره با جماعت بخواند در صورتیكه جماعت دوم و اشخاص آن غیر از اول باشد اشكال ندارد .

مسأله 1405

كسی كه در نماز وسواس دارد و فقط در صورتیكه نماز را با جماعت بخواند از وسواس راحت می شود ، باید نماز را با جماعت بخواند .

مسأله 1406

اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر كند كه نماز را به جماعت بخواند ، چون اطاعت پدر و مادر واجب است بنابر احتیاط واجب باید نماز را به جماعت بخواند وقصد استحباب نماید .

مسأله 1407

احتیاط واجب آن است كه نماز عید فطر و قربان را در زمان غیبت امام علیه السلام بقصد رجاء با جماعت بخوانند ونمازهای مستحبی را هم نمی شود به جماعت خواند ، مگر نماز استسقاء كه برای آمدن باران می خوانند .

مسأله 1408

موقعی كه امام جماعت نماز یومیه می خواند ، هر كدام از نمازهای یومیه را میشود باو اقتدا كرد ولی اگر نماز یومیه‌اش را احتیاطا دوباره میخواند فقط در صورتی كه مأموم احتیاطش با امام یكی باشد میتواند باو اقتدا كند .

مسأله 1409

اگر امام جماعت قضای نماز یومیه خود را میخواند میشود به او اقتدا كرد ، ولی اگر نمازش را احتیاطا قضا میكند ، یا قضای نماز كس دیگر را میخواند ، اگر چه برای آن پول نگرفته باشد ، اقتدای باو اشكال دارد مگر انسان بداند كه از آن كس كه برای او قضا میخواند نماز فوت شده كه در این صورت اقتدای باو اشكال ندارد .

مسأله 1410

اگر انسان نداند نمازی را كه امام میخواند نماز واجب یومیه است یا نماز مستحب ، نمیتواند به او اقتدا كند .

مسأله 1411

اگر امام در محراب باشد و كسی پشت سر او اقتدا نكرده باشد كسانی كه دو طرف محراب ایستاده‌اند و به واسطه دیوار محراب امام را نمیبینند نمیتوانند اقتدا كنند ، بلكه اگر كسی هم پشت سر امام اقتدا كرده باشد ، اقتدا كردن كسانی كه دو طرف او ایستاده‌اند وبه واسطه دیوار محراب امام را نمیبینند اشكال دارد .

مسأله 1412

اگر به واسطه درازی صف اول ، كسانی كه دو طرف صف ایستاده‌اند امام را نبینند میتوانند اقتدا كنند . ونیز اگر به واسطه درازی یكی از صفهای دیگر كسانی كه دو طرف آن ایستاده‌اند ، صف جلوی خود را نبینند میتوانند اقتدا نمایند .

مسأله 1413

اگر صفهای جماعت تا درب مسجد برسد ، كسی كه مقابل درب پشت صف ایستاده نمازش صحیح است و نیز نماز كسانی كه پشت سر او اقتدا میكنند صحیح میباشد ، ولی نماز كسانی كه دو طرف او ایستاده‌اند و صف جلو را نمیبینند اشكال دارد .

مسأله 1414

كسی كه پشت ستون ایستاده ، اگر از طرف راست یا چپ به واسطه مأموم دیگر بامام متصل نباشد ، نمیتواند اقتدا كند بلكه اگر از دو طرف هم متصل باشد ولی از جلو اتصال نداشته باشد و هیچ كدام از آنها بعض مأمومین صف قبل ولو یك نفر را نبیند جماعتش اشكال دارد .

مسأله 1415

جای ایستادن امام باید از جای مأموم بلند تر نباشد ولی اگر مكان امام مقدار خیلی كمی بلند تر باشد اشكال ندارد ، ونیز اگر زمین سراشیب باشد و امام در طرفی كه بلند تر است بایستد در صورتیكه سراشیبی آن زیاد نباشد وطوری باشد كه به آن ، زمین مسطح بگویند مانعی ندارد .

مسأله 1416

اگر جای مأموم بلند تر از جای امام باشد در صورتیكه بلندی به مقدار متعارف زمان قدیم باشد مثل آن كه امام در صحن مسجد و مأموم در پشت بام بایستد اشكال ندارد ولیاگر مثل ساختمانهای چند طبقه این زمان باشد ، جماعت اشكال دارد .

مسأله 1417

اگر بین كسانی كه در یك صف ایستاده‌اند بچه ممیز یعنی بچه‌ای كه خوب و بد را میفهمد فاصله شود ، چنانچه ندانند نماز او باطل است میتوانند اقتدا كنند.

مسأله 1418

بعد از تكبیر امام اگر صف جلو آماده نماز و تكبیر گفتن آنان نزدیك باشد كسی كه در صف بعد ایستاده ، میتواند تكبیر بگوید ولی احتیاط مستحب آنست كه صبر كند تا تكبیر صف جلو تمام شود .

مسأله 1419

اگر بداند نماز یك صف از صفهای جلو باطل است ، در صفهای بعد نمیتواند اقتدا كند ، ولی اگر نداند نماز آنان صحیح است یا نه ، میتواند اقتدا نماید .

مسأله 1420

هر گاه بداند نماز امام باطل است مثلا بداند امام وضو ندارد ، اگر چه خود امام ملتفت نباشد ، نمیتواند باو اقتدا كند .

مسأله 1421

اگر مأموم بعد از نماز بفهمد كه امام عادل نبوده یا كافر بوده ، یا به جهتی نمازش باطل بوده ، مثلا بیوضو نماز خوانده ، نمازش صحیح است .

مسأله 1422

اگر در بین نماز شك كند كه اقتدا كرده یا نه ، چنانچه در حالی باشد كه وظیفه مأموم است مثلا به حمد و سوره امام گوش میدهد میتواند نماز را به جماعت تمام كند و اگر مشغول كاری باشد كه هم وظیفه امام و هم وظیفه مأموم است مثلا در ركوع یا سجده باشد ، باید نماز را به نیت فرادی تمام نماید .

مسأله 1423

انسان در بین نماز جماعت میتواند نیت فرادی كند .

مسأله 1424

اگر مأموم به واسطه عذری بعد از حمد و سوره امام نیت فرادی كند لازم نیست حمد وسوره را بخواند ، ولی اگر پیش از تمام شدن حمد و سوره نیت فرادی نماید ، باید مقداری را كه امام نخوانده بخواند .

مسأله 1425

اگر در بین نماز جماعت نیت فرادی نماید ، بنابر احتیاط واجب نباید دوباره نیت جماعت كند . هم چنین اگر مردد شود كه نیت فرادی كند یا نه وبعد تصمیم بگیرد نماز را با جماعت تمام كند ، نمازش خالی از اشكال نیست .

مسأله 1426

اگر شك كند كه نیت فرادی كرده یا نه ، باید بنا بگذارد كه نیت فرادی نكرده است .

مسأله 1427

اگر موقعی كه امام در ركوع است اقتدا كند و بركوع امام برسد ، اگر چه ذكر امام تمام شده باشد ، نمازش بطور جماعت صحیح است و یك ركعت حساب میشود . اما اگر به مقدار ركوع خم شود و بركوع امام نرسد نمازش بطور فرادی صحیح میباشد و باید آن را تمام نماید .

مسأله 1428

اگر موقعی كه امام در ركوع است اقتدا كند و به مقدار ركوع خم شود وشك كند كه به ركوع امام رسیده یا نه ، نمازش صحیح است وفرادی میشود .

مسأله 1429

اگر موقعی كه امام در ركوع است اقتدا كند و پیش از آن كه به‌اندازه ركوع خم شود ، امام سر از ركوع بردارد ، میتواند نیت فرادی كند یا صبر كند تا امام برای ركعت بعد برخیزد و آن را ركعت اول نماز خود حساب كند . ولی اگر برخاستن امام بقدری طول بكشد كه نگویند این شخص نماز جماعت میخواند ، باید نیت فرادی نماید .

مسأله 1430

اگر اول نماز یا بین حمد و سوره اقتدا كند و پیش از آن كه به ركوع رود ، امام سر از ركوع بردارد نماز او بطور جماعت صحیح است و باید ركوع كند و خود را به امام برساند .

مسأله 1431

اگر موقعی برسد كه امام مشغول خواندن تشهد آخر نماز است چنانچه بخواهد به ثواب جماعت برسد ، باید بعد از نیت و گفتن تكبیره الاحرام بنشیند و تشهد را با امام بخواند ولی سلام را نگوید و صبر كند تا امام سلام نماز را بدهد ، بعد بایستد و بدون آن كه دوباره نیت كند و تكبیر بگوید ، حمد و سوره را بخواند و آنرا ركعت اول نماز خود حساب كند .

مسأله 1432

مأموم نباید جلوتر از امام بایستد وبنابر احتیاط واجب قدری عقب‌تر از امام بایستد و چنانچه قد او بلند تر از امام باشد كه در ركوع و سجودش جلوتر از امام باشد اشكال ندارد .

مسأله 1433

در نماز جماعت باید بین مأموم و امام پرده و مانند آن كه پشت آن دیده نمیشود فاصله نباشد و همچنین است بین انسان و مأموم دیگری كه انسان به واسطه او به امام متصل شده است ، ولی اگر امام مرد و مأموم زن باشد چنانچه بین آن زن و امام یا بین آن زن و مأموم دیگری كه مرد است و زن به واسطه او به امام متصل شده است پرده و مانند آن باشد اشكال ندارد .

مسأله 1434

اگر بعد از شروع به نماز بین مأموم و امام ، یا بین مأموم و كسی كه مأموم به واسطه او متصل به امام است ، پرده یا چیز دیگری كه پشت آنرا نمیتوان دید فاصله شود ، نمازش فرادی میشود و صحیح است .

 

مسأله 1435

اگر بین جای سجده مأموم و جای ایستادن امام بقدر گشادی بین دو قدم فاصله باشد اشكال ندارد ، ونیز اگر بین انسان و مأمومی كه جلوی او ایستاده و بوسیله او به امام متصل است به همین مقدار فاصله باشد نمازش اشكال ندارد ، و احتیاط مستحب آن است كه جای سجده ماموم با جای كسی كه جلوی او ایستاده ، هیچ فاصله نداشته باشد .

مسأله 1436

اگر مأموم به واسطه كسی كه طرف راست یا چپ او اقتدا كرده به امام متصل باشد و از جلو به امام متصل نباشد ، چنانچه باندازه گشادی بین دو قدم هم فاصله داشته باشند نمازش صحیح است .

مسأله 1437

اگر در نماز ، بین مأموم و امام یا بین مأموم و كسی كه مأموم به واسطه او به امام متصل است بیشتر از یك قدم بزرگ فاصله پیدا شود نمازش فرادی میشود و صحیح است .

مسأله 1438

اگر نماز همه كسانی كه در صف جلو هستند تمام شود یا همه نیت فرادی نمایند ، اگر فاصله باندازه یك قدم بزرگ نباشد نماز صف بعد بطور جماعت صحیح و اگر بیشتر از این مقدار باشد فرادی میشود و صحیح است .

مسأله 1439

اگر در ركعت دوم اقتدا كند ، قنوت و تشهد را با امام میخواند و احتیاط آن است كه موقع خواندن تشهد انگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند كند ، و باید بعد از تشهد با امام برخیزد و حمد و سوره را بخواند ، واگر برای سوره وقت ندارد ، حمد را تمام كند و در ركوع یا سجده خود را به امام برساند ، یا نیت فرادی كند و نمازش صحیح است ، ولی اگر در سجده به امام برسد ، بهتر است كه احتیاطا نماز را دوباره بخواند .

مسأله 1440

اگر موقعی كه امام در ركعت دوم نماز چهار ركعتی است اقتدا كند ، باید در ركعت دوم نمازش كه ركعت سوم امام است بعد از دو سجده بنشیند و تشهد را به مقدار واجب بخواند وبرخیزد ، و چنانچه برای گفتن سه مرتبه تسبیحات وقت ندارد ، یك مرتبه بگوید و در ركوع یا سجده خود را به امام برساند .

مسأله 1441

اگر امام در ركعت سوم یا چهارم باشد و مأموم بداند كه اگر اقتدا كند و حمد را بخواند به ركوع امام نمیرسد ، بنابر احتیاط واجب باید صبر كند تا امام به ركوع رود ، بعد اقتدا نماید .

مسأله 1442

اگر در ركعت سوم یا چهارم امام اقتدا كند ، باید حمد و سوره را بخواند و اگر برای سوره وقت ندارد ، باید حمد را تمام كند ودر ركوع یا سجده خود را به امام برساند ، ولی اگر در سجده به امام برسد ، بهتر است كه احتیاطا نماز را دوباره بخواند .

مسأله 1443

كسی كه میداند اگر سوره را بخواند در ركوع به امام نمیرسد ، باید سوره را نخواند ولی اگر خواند نمازش صحیح است .

مسأله 1444

كسی كه اطمینان دارد كه اگر سوره را شروع كند یا تمام نماید به ركوع امام میرسد ، احتیاط واجب آن است كه سوره را شروع كند یا اگر شروع كرده تمام نماید .

مسأله 1445

كسی كه یقین دارد ، اگر سوره را بخواند به ركوع امام میرسد ، چنانچه سوره را بخواند و به ركوع نرسد نمازش صحیح است .

مسأله 1446

اگر امام ایستاده باشد و مأموم نداند كه در كدام ركعت است میتواند اقتدا كند ، ولی باید حمد و سوره را به قصد قربت بخواند و اگر چه بعد بفهمد كه امام در ركعت اول یا دوم بوده ، نمازش صحیح است .

مسأله 1447

اگر به خیال این كه امام در ركعت اول یا دوم است حمد و سوره نخواند و بعد از ركوع بفهمد كه در ركعت سوم یا چهارم بوده نمازش صحیح است . ولی اگر پیش از ركوع بفهمد ، باید حمد و سوره را بخواند و اگر وقت ندارد ، فقط حمد را بخواند و در ركوع یا سجده خود را به امام برساند .

مسأله 1448

اگر به خیال این كه امام در ركعت سوم یا چهارم است حمد و سوره بخواند و پیش از ركوع یا بعد از آن بفهمد كه در ركعت اول یا دوم بوده ، نمازش صحیح است .

مسأله 1449

اگر موقعی كه مشغول نماز مستحبی است جماعت برپا شود ، چنانچه اطمینان ندارد كه اگر نماز را تمام كند به جماعت برسد ، مستحب است نماز را رها كند و مشغول نماز جماعت شود . بلكه اگر اطمینان نداشته باشد كه به ركعت اول برسد مستحب است به همین دستور رفتار نماید .

مسأله 1450

اگر موقعی كه مشغول نماز سه ركعتی یا چهار ركعتی است جماعت برپا شود ، چنانچه به ركوع ركعت سوم نرفته و اطمینان ندارد كه اگر نماز را تمام كند به جماعت برسد . مستحب است به نیت نماز مستحبی نماز را دو ركعتی تمام كند و خود را به جماعت برساند .

مسأله 1451

اگر نماز امام تمام شود و مأموم مشغول تشهد یا سلام اول باشد ، لازم نیست نیت فرادی كند .

مسأله 1452

كسی كه یك ركعت از امام عقب مانده وقتی امام تشهد ركعت آخر را میخواند ، میتواند برخیزد و نماز را تمام كند و یا انگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند نگهدارد و صبر كند تا امام سلام نماز را بگوید وبعد برخیزد .

شرایط امام جماعت

مسأله 1453

امام جماعت باید بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامی و عادل و حلال زاده باشد و نماز را بطور صحیح بخواند و نیز امام جماعت بنابر احتیاط واجب باید مرد باشد و اقتداء كردن به بچه ممیز حتی اقتداء كننده نیز بچه ممیز باشد اشكال دارد .

مسأله 1454

امامی را كه عادل میدانسته ، اگر شك كند به عدالت خود باقی است یا نه ، میتواند به او اقتدا نماید .

مسأله 1455

كسی كه ایستاده نماز میخواند ، نمیتواند به كسی كه نشسته یا خوابیده نماز میخواند اقتدا كند . و كسی كه نشسته نماز میخواند نمیتواند به كسی كه خوابیده نماز میخواند اقتدا نماید .

مسأله 1456

كسی كه نشسته نماز میخواند ، میتواند میتواند به كسی كه نشسته نماز میخواند اقتدا كند ولی بنا بر احتیاط واجب كسی كه خوابیده است نباید به كسی كه نشسته و یا خوابیده نماز میخواند اقتدا نماید .

مسأله 1457

اگر امام جماعت به واسطه عذری با تیمم یا با وضوی جبیره‌ای نماز بخواند ، میشود به او اقتدا كرد ولی اگر به واسطه عذری با لباس نجس نماز میخواند بنا بر احتیاط واجب نباید به او اقتدا كرد .

مسأله 1458

اگر امام مرضیدارد كه نمیتواند از بیرون آوردن بول و غائط خودداری كند بنابر احتیاط واجب ، نمیشود به او اقتدا كرد و نیز زنی كه مستحاضه نیست نمیتواند به زن مستحاضه اقتدا نماید .

مسأله 1459

بنابر احتیاط واجب كسی كه مرض خوره یا پیسی دارد ، نباید امام جماعت شود .

احكام نماز جماعت

مسأله 1460

موقعی كه مأموم نیت میكند ، باید امام را معین نماید . ولی دانستن اسم او لازم نیست ، مثلا اگر نیت كند اقتدا میكنم به‌امام حاضر نمازش صحیح است .

مسأله 1461

مأموم باید غیر از حمد وسوره همه چیز نماز را خودش بخواند ، ولی اگر ركعت اول یا دوم او ركعت سوم یا چهارم امام باشد ، باید حمد و سوره را بخواند .

مسأله 1462

اگر مأموم در ركعت اول و دوم نماز صبح و مغرب و عشا صدای حمد و سوره امام را بشنود ، اگر چه كلمات را تشخیص ندهد ، باید حمد و سوره را نخواند واگر صدای امام را نشنود ، مستحب است حمد وسوره بخواند ولی باید آهسته بخواند و چنانچه سهوا بلند بخواند اشكال ندارد .

مسأله 1463

اگر مأموم بعضی از كلمات حمد و سوره امام را بشنود ، احتیاط واجب آن است كه حمد و سوره را نخواند .

مسأله 1464

اگر مأموم سهوا حمد وسوره بخواند ، یا خیال كند صدائی را كه میشنود صدای امام نیست و حمد و سوره بخواند وبعد بفهمد صدای امام بوده ، نمازش صحیح است.

مسأله 1465

اگر شك كند كه صدای امام را میشنود یا نه ، یا صدائی بشنود و نداند صدای امام است یا صدای كس دیگر ، میتواند حمد و سوره بخواند .

مسأله 1466

مأموم باید در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر حمد و سوره نخواند و مستحب است به جای آن ذكر بگوید .

مسأله 1467

مأموم نباید تكبیره الاحرام را پیش از امام بگوید بلكه احتیاط واجب آن است كه تا تكبیر امام تمام نشده تكبیر نگوید .

مسأله 1468

اگر مأموم پیش از امام عمدا هم سلام دهد نمازش صحیح است .

مسأله 1469

اگر مأموم غیر از تكبیره الاحرام و سلام چیزهای دیگر نماز را پیش از امام بگوید اشكال ندارد . ولی اگر آنها را بشنود ، یا بداند امام چه وقت میگوید ، احتیاط مستحب آن است كه پیش از امام نگوید .

مسأله 1470

مأموم باید غیر از آنچه در نماز خوانده میشود ، كارهای دیگر آن ، مانند ركوع و سجود را با امام یا كمی بعد از امام بجا آورد . و اگر عمدا پیش از امام یا مدتی بعد از امام انجام دهد ، معصیت كرده ولی نمازش صحیح است اما اگر در حال قرائت امام به ركوع رود نمازش باطل میشود و نیز اگر دو ركن پشت سرهم از امام جلو یا عقب بیفتد بنا بر احتیاط واجب باید نماز را تمام كند ودوباره بخواند اگر چه بعید نیست نمازش صحیح باشد و فرادی شود .

مسأله 1471

اگر سهوا پیش از امام سر از ركوع بردارد ، چنانچه امام در ركوع باشد ، باید به ركوع برگردد و با امام سر بردارد و در این صورت زیاد شدن ركوع كه ركن است نماز را باطل نمیكند ولی اگر به ركوع برگردد و پیش از آن كه به ركوع برسد ، امام سر بردارد نمازش باطل است .

مسأله 1472

اگر اشتباها سر بردارد وببیند امام در سجده است باید به سجده برگردد و چنانچه در هر دو سجده این اتفاق بیفتد برای زیاد شدن دو سجده كه ركن است نماز باطل نمیشود .

مسأله 1473

كسی كه اشتباها پیش از امام سر از سجده برداشته هر گاه به سجده برگردد ، و هنوز به سجده نرسیده امام سر بردارد ، نمازش صحیح است ولی اگر در هر دو سجده این اتفاق بیفتد ، نماز باطل است .

مسأله 1474

اگر اشتباها سر از ركوع یا سجده بردارد و سهوا یا به خیال این كه به امام نمیرسد ، به ركوع یا سجده نرود ، نمازش صحیح است .

مسأله 1475

اگر سر از سجده بردارد وببیند امام در سجده است چنانچه به خیال این كه سجده اول امام است ، به قصد این كه با امام سجده كند به سجده رود و بفهمد سجده دوم امام بوده ، باید بنابر احتیاط نماز را تمام كند و از سر بخواند . و اگر به خیال این كه سجده دوم امام است به سجده رود و بفهمد سجده اول امام بوده ، احتیاط آن است كه نماز را فرادی تمام نماید اگر چه میتواند متابعت امام را بكند و به سجده رود و نماز را تمام كند .

مسأله 1476

اگر سهوا پیش از امام به ركوع رود و طوری باشد كه اگر سر بردارد به مقداری از قرائت امام میرسد ، چنانچه سر بردارد و با امام به ركوع رود نمازش صحیح است .

مسأله 1477

اگر سهوا پیش از امام به ركوع رود و طوری باشد كه اگر برگردد به چیزی از قرائت امام نمیرسد ، احتیاط واجب آن است كه سر بردارد و با امام نماز را تمام كند و نمازش صحیح است و اگر سر بر ندارد تا امام برسد نمازش صحیح است.

مسأله 1478

اگر پیش از امام به سجده رود ، احتیاط واجب آن است كه سر بردارد و با امام به سجده رود و اگر بر نداشت نمازش صحیح است .

مسأله 1479

اگر امام در ركعتی كه قنوت ندارد اشتباها قنوت بخواند ، یا در ركعتی كه تشهد ندارد اشتباها مشغول خواندن تشهد شود مأموم نباید قنوت و تشهد را بخواند ولی نمیتواند پیش از امام به ركوع رود ، یا پیش از ایستادن امام بایستد بلكه باید صبر كند تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقیه نماز را با او بخواند . چیزهائی كه در نماز جماعت مستحب است

مسأله 1480

اگر مأموم یك مرد باشد ، مستحب است طرف راست امام بایستد و اگر زن باشد ، مستحب است در طرف راست امام طوری بایستد كه جای سجده‌اش مساوی زانو یا قدم امام باشد و اگر یك مرد و یك زن یا یك مرد و چند زن باشند مستحب است مرد طرف راست امام و باقی پشت سر امام بایستند و اگر چند مرد یا چند زن باشند مستحب است مردها عقب امام و زنها پشت مردها بایستند .

مسأله 1481

اگر امام و مأموم هر دو زن باشند احتیاط آن است كه امام كمی جلوتر بایستد .

مسأله 1482

مستحب است امام در وسط صف بایستد و اهل علم و كمال و تقوی در صف اول بایستند .

مسأله 1483

مستحب است صفهای جماعت منظم باشد وبین كسانی كه در یك صف ایستاده‌اند فاصله نباشد وشانه آنان ردیف یكدیگر باشد .

مسأله 1484

مستحب است بعد از گفتن قد قامت الصلاه مأمومین برخیزند .

مسأله 1485

مستحب است امام جماعت حال مأمومی را كه از دیگران ضعیف‌تر است رعایت كند و عجله نكند تا افراد ضعیف باو برسند و نیز مستحب است قنوت و ركوع و سجود را طول ندهد ، مگر بداند همه كسانی كه به او اقتدا كرده‌اند مایلند .

مسأله 1486

مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذكرهائی كه بلند میخواند صدای خود را به قدری بلند كند كه دیگران بشنود ، ولی باید بیش از اندازه صدا را بلند نكند .

مسأله 1487

اگر امام در ركوع بفهمد كسی تازه رسیده و میخواهد اقتدا كند مستحب است ركوع را دو برابر همیشه طول بدهد و بعد برخیزد ، اگر چه بفهمد كس دیگری هم برای اقتدا وارد شده است . چیزهائی كه در نماز جماعت مكروه است

مسأله 1488

اگر در صفهای جماعت جا باشد ، مكروه است انسان تنها بایستد .

مسأله 1489

مكروه است مأموم ذكرهای نماز را طوری بگوید كه امام بشنود .

مسأله 1490

مسافری كه نماز ظهر و عصر و عشا را دو ركعت میخواند مكروه است در این نمازها به كسی كه مسافر نیست اقتدا كند و كسی كه مسافر نیست مكروه است در این نمازها به مسافر اقتدا نماید.

 

منبع :انديشه قم

آداب نماز جماعت

آداب نماز جماعت

1- به نماز جماعت اهميت بدهيد ترك نماز جماعت ،اگر از روي بي احترامي باشد،جايز نيست.

2- با خاطر ايرادات جزيي امام جماعت، ماز جماعت را ترك نكنيد.

3- در هر حال نماز جماعت تشكيل دهيد: حتي با دوستان و اهل خانواده

4- هيچ گاه نماز جماعت را به بهانة درس و كار و... ترك نكنيد.

5- هيچ وقتبه اميد با گام اينكه در نماز فردي حال بهتر و حضور قلب بيشتري داريد ،نماز جماعت را ترك نكنيد.

6- بهتر است قبل از اذان براي جماعت  اماده شده باشيد

7- (اطرافيان خود را براي شركت در نماز جماعت تشويق كنيد ( با قول و عمل)

8-  چنانچه قبل از اقامة ماعت نماز را فرادي خوانديد بهتر است دوباره نماز را با جماعت بخوانيد

9- براي شركت در نماز جماعت بهترين لباسهاي خود را بپوشيد، و عطر بزنيد.     

10-پيش از حضور در جماعت، بوي بد لباس و اعضاي بدن خود را از بين ببريد.

11-سعي كنيد از ابتدا به جماعت برسيد ؛تا فضيلت و ثواب تمام آنرا درك كنيد.

12- هيچگاه با اصرار از ديگران نخواهيد كه در بين صفوف به شما جا دهند.

13-در صف نماز  جماعت صفها را منظم تشكيل دهيد.

14- هيچگاه نسبت به ايستادن در كنار افراد ضعيف و فقير تكبر نكنيد.

15- مراقب باشيد، به جهت شرور و تكبر، در صف‌هاي جلو نايستيد و براي ريا در صف‌هاي عقب قرارنگيريد.

16-پاي خود را روي جانماز و مهر ديگران نگذاريد.

17-متوجه نماز خود باشيد و از توجه ديگران و اعمالشان خودداري كنيد.

18-در اعمال نماز جماعت زياد از امام جماعت عقب نيفتيد.

19-دراز كار،صداي خود را به دري بلند نكنيد كه مزاحم ديگران بوده و تمركزشان را به بزند.

20- براي رسيدن به ثواب بيشتر، زود تكبير گفته و اقتدا كنيد.

21- هر گاه خواستيد در حال ركوع اقتدا كنيد، براي خبر كردن امام جماعت يكبار تكبير گفتن كافي است آنرا تكرار نكنيد و آية صبر و ....نخوانيد.

22- در خواندن دعاهاي پس از نماز ؛با ديگران هم صدا و هماهنگ باشيد.

23-پس از اتمام نماز،با برادران ديني احوالپرسي كرده و جوياي احوال غائبين باشيد.

24-هيچگاه از امام جماعت درخواست نكنيد كه سرعت ماز را به دلخواه شما تنظيم كند.

25- درو وقت ورود و خروج،مراقب باشيد پاي خود را روي كفش ديگران نگذاريد.

26- مستحب است بعد از گفتن قد قامت الصلوه امام جماعت ،مأموين برخيزيد.

27- اگر در صف‌هاي جماعت جا باشد ،مكروه است انسان تنها بايستد.

28-مكروه است مأموم ذكرهاي نماز را طوري بگويد كه امام جماعت را بشنود.

29- پيامبر اكرم(ص) فرمودند:يك نماز جماعت بهتر است از چهل سال نماز فرادي در خانه.

30- شركت در نماز جماعت براي هر كس مستحب است به ويژه براي همسايه مسجد.

31-مستحب است كه انسان صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.

32- نماز جماعت، هر چند اول وقت خوانده نشود،از نماز فرادي اول وقت بهتر است.

33- نماز جماعتي كه مختصر خوانده مي‌شود،از نماز فرادايي كه طول بدهد بهتر است.

34- امام يا مأموم مي‌توانند نمازي را كه به جماعت خوانده دوباره به جماعت بخوانند،در صورتي كه جماعت دوم و اشخاص آن غير از اول باشند.

35-فاصلة امام و مأموم و فاصلة صف‌ها زياد نبايد باشد.

36- كسي كه ايستاده نماز مي‌خواند، نمي‌تواند به كسي كه نشسته يا خوابيده نماز اقتدا كند.

37-مستحب است امام در وسط صف بايستد و اهل علم ،كمال و تقوي در صف اول بايستند.

آثار فرهنگى، اجتماعى و تربيتى نماز جماعت

آثار فرهنگى، اجتماعى و تربيتى نماز جماعت

خبرگزاري فارس:واژه «صلاة» در لغت به معناى دعاست از آنجا كه نماز شامل دعا نيز مى باشد اين واژه از معنى لغوى خود به اعمالى كه نماز خوانده مى شود, نامگذارى شد. مقاله حاضر به بررسى مختصرى در مورد آثار فرهنگى, اجتماعى و تربيتى نماز جماعت مى پردازد.

((اقم الصلاه لذكرى))(1)

براستى چرا نماز از ميان اعمال و عبادات دين به عنوان ياد خداوند و عمود دين معرفى و توصيه شده است و اندازه ثواب اين فريضه بهنگام برپايى با جماعت خارج از تصور انسان است.

حضرت پيامبر(ص) فرمودند: ((اگر تعداد نمازگزاران صفوف جماعت از 10 نفر فراتر رود, پاداش هر ركعت آن, آنقدر زياد مى گردد كه حتى اگر تمام آسمانها كاغذ شود و تمام درياها مركب, و همه درختان قلم گردند و همه فرشتگان مإمور نوشتن آن, نمى توان پاداش آن را ثبت نمود و پاداش آن فقط در خور محاسبه ذات بيكران الهى است.))(2)

در حديثى ديگر حضرت فرمودند: ((هر كس مقيد به حضور در نماز جماعت تحت هر شرايطى باشد از پل صراط همچون برق عبور مى كند و به بهشت نائل مى گردد.))(3)

مقاله حاضر به بررسى مختصرى در مورد آثار فرهنگى, اجتماعى و تربيتى نماز جماعت مى پردازد.

لكن در اين ميان نبايد از مكان نماز جماعت (مسجد) غفلت كرد.

واژه ((صلاه)) در لغت به معناى دعاست از آنجا كه نماز شامل دعا نيز مى باشد اين واژه از معنى لغوى خود به اعمالى كه نماز خوانده مى شود, نامگذارى شد. بنابراين انسان نمازگزار روزانه 3 يا 5 نوبت به درگاه خالق خود دعا مى كند. به اين معنا كه خدا را به يارى خود مى طلبد و از او انتظار اميد به زندگى شايسته را دارد.

اين نوع ارتباط معنوى به اعتقاد روانشناسان به (درونى شدن) منجر مى شود. كه در اين صورت انسان موحد كسى را جز خداى سبحان اميد و پشتوانه خود نمى داند و اين احساس مايه انگيزش او در تمام عرصه ها خواهد بود. با توجه به اينكه خالق هستى (رب العالمين) است و تمامى فرهنگ از جانب او به بشر رسيده است, شيوه دعا كردن را به بنده خود آموزش داده كه چگونه با خداى خود سخن بگويد و چه چيزى را از او مسئلت نمايد. آنچه در منابع روايى به عنوان عمود دين از نماز ياد شده, در واقع مى توان گفت, به منزله شاهرگ حيات طيبه است كه بنده نمازگزار به دست خود مقدمات آن را فراهم كرده و بنايى محكم و رو به آسمان, به طرف بالا پيش مى برد. تا در هنگام نياز, بر آن تكيه زده و كمر راست كند.

پس بنابراين, اين ستون هرچه بيشتر و محكمتر بنا شود بهره ورى آن نيز افزون خواهد بود.

حال كه دانستيم نماز دعا و نيايش به سوى معبود و ستون دين است, سزاوار است كه اين ستون در مكان هاى مقدس مسجد توسط افراد صالح و پرهيزگار برپا شده و حفظ و حراست گردد.

با مرور آيات و روايات در مورد نماز به اين نكته مهم پى مى بريم كه نماز سررشته ارتباط بنده با خالق بوده و جذابيت اين رشته بسان آهن ربا نمازگزاران متعهد را در اوقات معين روزانه سه يا پنج بار به سوى مكانهاى برگزارى نماز جماعت به قصد احيإ ستونهاى جديد و بسيار مى كشاند.

قطع نظر از احيإ ستونهاى جديد و افزون, استحكام بناى عظيم دين و آئين نيز افزون گرديده و ساليان دراز نسلهاى آينده در زير سايه آرامش بخش آن به حيات طيبه خود ادامه خواهند داد. در اين رابطه قرآن كريم مى فرمايد:

((انما يعمر مساجد الله من آمن بالله واليوم الاخر واقام الصلاه وآتى الزكاه ولم يخش الا الله فعسى اولـئك ان يكونوا من المهتدين)).(4)

واژه ((انما)) كه در عربى به معناى حصر است, تعمير مساجد منحصر به افراد نمازگزار شده مى فرمايد: ((منحصرا تعمير مساجد خدا به دست كسانى است كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده و نماز (پنجگانه) بپا دارند و زكاه مال خود بدهند و از غير خدا نترسند آنها اميدوار باشند كه از هدايت يافتگان راه خدا هستند.))

 

آثار فرهنگى در نماز جماعت چگونه تحصيل مى شود؟

همانطور كه مسجد در صدر اسلام محل پذيرش افراد مختلف و محل اجتماعات سياسى, فرهنگى, اجتماعى بود, امروز نيز پذيراى مربيان و متربيان جهت تعليم و تربيت و مكان اوج سالكان راستين است.

در اينجا ذكر اين نكته لازم است و آن اينكه حضور فيزيكى امام جماعت عملا در ميان همه اقشار مختلف مردم مسلمان و نمازگزار يا ممكن نيست و يا به صورت ملاقات با بخش كوچكى از مردم امكان پذير است. اما به بركت حضور در نماز جماعت ارتباط معنوى و صميمانه مردم با امام جماعت ميسر مى گردد و مردم به عنوان پيام رسانان دين از وجود ائمه جماعات بهره مند مى گردند. و متقابلا آنها نيز درصدد بالابردن سطح فرهنگ و آگاهى اسلامى مردم نمازگزار تلاش مى كنند. و به يارى يكديگر يك فضاى سالم و پاكيزه براى رشد اركان اسلامى و ارزشى مهيا مى نمايند.

همانطور كه مى دانيم تربيت, اركان حيات اجتماعى انسان است, و لذا توجه به ابعاد مختلف تربيتى, توجه به شخصيت والاى انسان است. در اصول تربيتى, محيط زيست يكى از عوامل تإثيرگذار بوده و مى تواند كفه ترازوى تربيت را به نفع خود سنگين نمايد. بنابراين مساجد و مكانهاى برگزارى نماز جماعت به عنوان يكى از محورهاى تربيتى قابل توجه مى باشد.

به هنگام اوقات نماز يوميه, با نداى موذن بندگان صالح, وقت شناس و وظيفه شناس به سوى ميعادگاه روانه مى شوند حضور به موقع و منظم نمازگزاران اثر تربيتى مطلوب در ارج نهادن به نداى ((حى على خير العمل)) دارد و نشانگر نياز انسانها به اعمال نيك مى باشد كه در سايه انجام عمل خير به آرامش درونى مى رسند و با عطر معنويت كه از وجود افراد صالح و متقى تراوش مى كند, روح خود را نيز معطر مى نمايد.

انجام اعمال عبادى نماز جماعت به صورت يك دست و منظم, بيانگر اين حقيقت است كه اگر افراد مسلمان اراده بكنند مى توانند در تمام امور زندگى نظم و انضباط داشته و با بهره گرفتن از قابليت هاى نهان و آشكار خود, حلال مشكلات خود و ديگران باشند.

به عبارت ديگر هم اكنون كه جماعت مومن نمازگزار اراده كرده و به دلخواه و به صورت اختيارى همه با هم, در كنار هم براى احيإ شعائر اسلامى قدم پيش گذاشته و مصمم به انجام آن هستند, به همان نسبت خواهند توانست در ساير امور دينى پيش گام بوده و با بهره گيرى از نيروى ايمان و استعدادهاى موجود, قله هاى كمال را تسخير كنند. و هرگاه اين رفتارها به صورت مدام و مستمر صورت بگيرد (حضور در جماعت) از خلاقيتها و صفات خدا پسندانه افراد صالح بهره برده و متإثر شده, در نتيجه به اصلاح و خودسازى پرداخته و اين شكوفايى را به جامعه نيز سرايت خواهند داد. در علم روانشناسى اين مرحله از رفتار به رمز خويشتن يابى معروف است, مساجد و ساير مكانهاى نماز جماعت علاوه بر محل نيايش بودن, منابع اشاعه فرهنگ اسلامى و محل به نمايش گذاشتن قدرت و اقتدار امت اسلامى نيز مى باشد. و روزانه سه يا 5 بار افراد مومن در خدمت خالق خود بوده و براى جان نثارى و اطاعت از ساير اوامر مولا اعلان آمادگى مى كند و نفس اين عمل هشدارى است براى دشمنان اسلام, و گام نخستين براى حركت احيإ عدالت اجتماعى و ظلم ستيزى.

علاوه بر مطالب ذكر شده اجتماع مسلمين در نماز جماعت بسان دژ محكم و سنگر مقاومت و مقر فرماندهى و محل تصميم گيريهاى مهم سياسى, فرهنگى و اجتماعى مى باشد. و در برابر توطئه گران و بدخواهان دين, اعلام موضع كرده و آرامش نسبى آنها را به هم مى ريزد.

امام راحل(ره) در اين رابطه فرمودند: ((شما ملت براى اسلام قيام كرديد و براى اسلام اين همه زحمت كشيديد و داريد مى كشيد. مراكزى كه مراكز بسط حقيقت اسلام است,. .. فقه اسلام است و آن مساجد است, اينها را خالى نگذاريد اين يك توطئه است كه مى خواهند مسجدها را كم كم خالى كنند. مساجد بايد مركز تربيت صحيح باشد...))(5)

اكنون كه سخن از مسجد به ميان آمده اشاره اى هم به محراب مسجد داشته باشيم. همانطور كه در مقر فرماندهى, فرمانده ارشد در مكان مخصوص قرار مى گيرد و خط و رمز را مشخص مى نمايد و ديگران از او پيروى مى كنند, در مسجد نيز محراب مسجد از يك چنين جايگاهى برخوردار است و امام جماعت به عنوان مربى و رهبر در محل محراب به انجام اعمال عبادى نماز مشغول شده وساير نمازگزاران از وى پيروى كرده و دنباله رو وى مى باشند.

محراب مسجد همانطور كه از نامش پيداست محل جنگ با شيطان است. در اينجا لازم است به نكته اى ظريف اشاره كنيم و آن اينكه از نظر روانشناسى ممارست دائمى انسان با هر چيزى اثر پذيرى را به دنبال خواهد داشت و انسان را قرين خود خواهد كرد.

بنابراين مشاهده روزانه (محراب عبادت) با توجه به فلسفه وجودى محراب, به تدريج توجه افراد نمازگزار را از دشمن درون به دشمن بيرونى معطوف خواهد كرد.

به عبارت ديگر اكنون كه شيطان درونى به چشم مشاهده نمى شود شيطان بيرون كه همانا دشمنان دين اسلام هستند مظهر شيطانند. و قابل موضع گيرى, پس اولين گام, مبارزه با شيطان و ظلم ستيزى در نماز جماعت برداشته خواهد شد.

هرگاه اين احساس و طرز تفكر در جمع نمازگزاران به وجود بيايد, بدون آنكه در اين باره با يكديگر به گفتگو بپردازند همگان نسبت به دشمن خويش اظهار تنفر مى كنند و مانند هيزمى هستند كه مهياى روشن كردن است و اين احساس زمانى به اوج مى رسد كه خطيب جمعه يا جماعت, طى خطابه اى مردم را نسبت به دشمنان دين آگاه كرده و يا در آنها انگيزه هاى نفرت را بيدار كند. و لذا ديده مى شود غالب تظاهرات و اظهار تنفر, نسبت به دشمنان و توطئه گران بعد از نمازهاى جماعت و جمعه صورت مى گيرد.

در تاريخ فلسطين آمده است كه غالب راهپيمايى هاى مردمى به رهبرى روحانيت بعد از نمازهاى جماعت شكل مى گرفت و همراه با پيروزى بود.))

روانشناسان معقتدند هرگاه افرادى عصبانى باشند و در عين عصبانيت اگر با اسباب و ابزارى كه از عوامل تحريك كننده است روبرو شوند عصبانيت آنها شدت خواهد يافت. پس بنابراين نظريه حضور نمازگزاران متنفر از شيطان و مظاهر شيطانى در كنار محراب عبادت, انگيزه ظلم ستيزى را تقويت مى كند و فرهنگ ظلم ستيزى به دست فراموشى سپرده نمى شود. و بلكه همواره افراد مسلمان در حال آماده باش روحى وفيزيكى قرار مى گيرند و از دشمن خود غافل نمى باشند. چنانچه در شكل گيرى و تداوم انقلاب اسلامى ما اين تفكر و احساس نقش كليدى به همراه داشت.

در واقعه كربلا روز عاشورا امام حسين(ع) و انصار باوفايش بعد از انجام نماز ظهر, لباس شجاعت و شهامت بر تن كرده و بر عليه ظلم بنى اميه وارد ميدان نبرد شدند و دليرانه در ركاب امام, جام شهادت را نوشيدند.

سربازان دلير ايران زمين نيز غالبا بعد از نماز جمعه و جماعت عازم جبهه هاى نبرد مى شدند. و طبق آنچه كه راويان جنگ نقل مى كردند, حمله هاى بسيارى, بعد از نماز صورت مى گرفت.

 

فرهنگ همكارى و تعاون

همكارى و تعاون كه از عوامل وحدت آفرين و استحكامبخش جامعه هستند غالبا در نماز جماعت بيش از ساير اجتماعات به چشم مى خورد. مراعات حقوق ديگران و يارى آنها, رسيدگى به مشكلات برادران دينى در نماز جماعت مطرح شده و به همت مردم كارهاى مفيد و مهم صورت مى گيرد.

به عنوان مثال در اجتماع جمعه و جماعت از مردم خواسته مى شود كه براى رفع خشك سالى در نماز استسقإ حاضر بشوند. و مردم با انگيزه ((تعاونوا على البر)) سه روز به خاطر همنوعان خود روزه گرفته و نماز مى خوانند. اينگونه اعمال نه تنها مشكلات مومنين را از سر راه برمى دارد, بلكه از عوامل پيوند اجتماع و مردم نيز هست, افراد نمازگزار با حضور خود در صفوف نماز به ((اعتصموا بحبل الله)) جامه عمل مى پوشانند.

امام صادق(ع) مى فرمايند: ((به هم بپيونديد و با هم نيكى كنيد و به هم مهربانى كنيد و برادران خوشرفتارى باشيد, چنانكه خداى عزوجل به شما فرموده)) از فرما(6)يشات امام استفاده مى شود كه تعاون و نيكى مهربانى به همراه داشته و موجب جلب ساير مومنين به جمع نمازگزاران مى گردد. امروز در جوامع غير مسلمان عامل اصلى از هم گسيختگى ملتها و دولتها عدم وجود عاطفه و تعاون و دلسوزيست.

رسول مكرم اسلام مى فرمايند: ((من اصبح لا يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم;(7) هر كس صبح كند و اهتمامى به كار مسلمانان ندارد, پس مسلمان نيست.)) هرگاه مومنين در سه وعده حضور به امور برادران خود همت بگمارند ديگر تنش روانى در جامعه وجود نخواهد داشت. خداوند سبحان دعايى را قرين اجابت كرده كه در جمع مسلمين دعا شده باشد كه نوعى تعاون به شمار مى رود.

 

o فرهنگ ايثار و انفاق

از ديگر بركات نماز جماعت اشاعه فرهنگ ايثار و انفاق است, كه گاهى در حد اعلا و ممتاز مشاهده مى شود.

جمع نمازگزارانى كه در حال نماز از خداى مهربان هدايت و نعمت را مسئلت مى نمايند ((صراط الذين انعمت عليهم...)) به تبع اين درخواست خود نيز گامى در جهت نعمت بودن براى ساير برادران خود برمى دارد. اعلام نياز بعد از نماز و به دنبال آن اقدام عمل افراد, از شاخصه هاى فرهنگ جمع نمازگزار است زمانى كه آيات ((اهدنا الصراط)) خوانده مى شود همگان هدايت را براى همنوعان خود مى خواهند, در واقع با دعاى خود به ديگران احسان مى كنند. در برخى از آيات نماز و انفاق قرين هم آمده اند:

((والذين صبروا ابتغإ وجه ربهم واقاموا الصلاه وانفقوا مما رزقناهم))(8)

و هم در طلب رضاى خدا راه صبر پيش مى گيرند و نماز بپا مى دارند و از آنچه نصيبشان كرديم پنهان و آشكار انفاق مى كنند)) ((الذين يقيمون الصلاه ومما رزقناهم ينفقون اولـئك هم المومنون حقا لهم درجات عند ربهم ومغفره ورزق كريم))(9) و نماز را با حضور قلب بپا مى دارند و از هرچه روزى آنها كرديم (علم و جاه و مال) انفاق مى كنند. آنها براستى و حقيقت اهل ايمانند و نزد خدا مراتب بلند و آمرزش و روزى نيكو (علم و ادب) مخصوص آنهاست.

بطور طبيعى اطلاع رسانى در مورد نياز و مشكلات مردم محروم در حالت عادى امكان پذير نيست و در صورت اقدام به اطلاع رسانى تنها بخش كوچكى از جامعه مطلع مى شوند. اما حضور در جماعت اين كار را سهل و ساده و به صورت مطلوب امكان پذير مى نمايد. و اقشار مختلف مردم از هر گوشه و كنار شهر در اسرع وقت به نداى هل من ناصر برادران محروم خود لبيك مى گويند و اين رفتار و اعمال انسانى احساس عاطفى را رشد مى دهد.

 

آثار اجتماعى ـ تعهد

ميان اديان و مكاتب, اسلام بيشترين توجه را براى مراعات و حقوق انسانها قائل شده و به عنوان حق الناس در جايگاه عدالت اجتماعى آن را مطرح كرده است. هنگام برپايى نماز جماعت مومنين ملزم به مراعات آداب و احكام نماز از جمله غصبى نبودن مكان نماز هستند, به اين معنا كه هرگاه مومن سجاده خود را قبل از سايرين در محل نماز گسترده باشد ديگران حق ندارند آن را برداشته و خود در آن محل به نماز بايستند. همين تعهد در وجود جمع نمازگزار ملكه شده و در ساير امور آنها نيز سرايت داده مى شود و ناخودآگاه تبديل به يك رفتار اجتماعى مى گردد.

تعهد به حضور مستمر و منظم در نماز جماعت نيز تمرينى است براى ساير تعهدات ملى و مذهبى, به بركت اين اخلاق پسنديده محيط كارى و زندگى از يك امنيت و آرامش مطلوب برخوردار مى شود و از سوى ديگر به تنش زدايى كمك چشم گيرى مى كند. احساس مسئوليت قطعا انسان را به تعهد وادار مى كند و سبب حل بسيارى از مشكلات اجتماعى مى گردد. به عنوان مثال در محيط كارى پاسخ به موقع به نياز ارباب رجوع, احساس عاطفى و صميمى آنها را به دنبال خواهد داشت, كه هرگاه اين نوع برخورد در همه محيطهاى كارى و زندگى اجرا شود, جامعه از يك امنيت نسبى برخوردار خواهد شد و اعتماد همگان را جلب خواهد كرد و مشاركت و همكارى را نيز به دنبال خواهد داشت.

 

همدردى و...

با تجديد حضور در نماز جماعت پيوند عاطفى و معنوى نيز تجديد مى گردد. حضور معنوى كه عامل گسترش مشتركات معنوى مى باشد, جمع نمازگزار را به همسويى و همفكرى فرا مى خواند و اين احساس در آنها به وجود مىآيد كه بنىآدم اعضاى يكديگرند و بنابراين نبايد از درد و رنج هموطنان خود غافل بشوند. و همين احساس از قوه به فعل تبديل شده و افراد مومن را به سراغ دردمندان مى فرستد و با حضور فيزيكى و معنوى باعث تسكين آلام آنها مى گردد.

در جبهه عمل نيز اين رفتار به ساير مومنين انتقال داده مى شود و عزم همگان براى رفع گرفتاريها و احيإ آرامش روانى در جامعه فراهم مى گردد. همدردى و همدلى با مومنين در مكتب انسان ساز اسلام سرآغاز خردمندى است, بعد از ايمان به خدا, و در منابع روائى بدان توصيه شده است.

يكى از علل شاد كردن قلب مومن كه در روايات به آن توجه شده است اين است كه فرد مسلمان با انگيزه شاد كردن دل مسلمانى, با حضور سبز خود بار سنگين درد و رنج را از دوش برادر خود برگرفته و خود را با او شريك مى داند و عامل اميدوارى براى آنهاست و از سوى ديگر احساس همبستگى, مودت, همكارى بين اقشار مردم مسلمان زنده و با طراوت پابرجا مى ماند و آثار مطلوب آن در پرورش و تربيت نسل آينده متجلى مى گردد.

بى شك شكوه و عظمت همدردى در نمازهاى جماعت بيش از ساير اجتماعات خواهد بود و به علت حضور مستمر مردم بدين سان پايه هاى بهداشت روانى در جامعه متزلزل نخواهد شد و جامعه از ابتلا به بيمارى دردناك (بى تفاوتى) نجات پيدا خواهد كرد. به قول روانشناسان در اثر ممارست فكرى و عمل مردم در سه وعده نماز جماعت به درونى شدن اين افكار و رفتار منجر خواهد شد. و يك زندگى ايده آل را براى نسل امروز و آينده تدارك خواهد ديد. احساس همدردى و همفكرى زمانى پديدار مى گردد كه برادرى از درد و رنج برادرش مطلع شود و آن را درك كند.

اين احساس در اجتماع جماعت نمازگزار به راحتى قابل رويت و لمس مى باشد. كه مومنان در كنار هم قرار گرفته ضمن عبادت از حال يكديگر نيز باخبر مى شوند و با هم تشريك مساعى مى نمايند و در صورت عدم حضور دوستى, سراغ او را مى گيرند. و چه بسا در پى او به تكلف نيز مى افتند. اسلام همدردى با ساير بندگان را امرى ضرورى تلقى مى كند و آن را عامل ثبات و آرامش جامعه مى داند. زمانى كه سپاه معاويه به يكى از شهرهاى بلاد اسلامى حمله مى كردند و خلخال از پاى زن يهودى درآوردند, مولاى متقيان فرمودند: اگر مسلمانى از اين غصه بميرد جاى سرزنش نيست. همدردى و همدلى در پايدارى ارزش هاى اسلامى نقش خوبى را ايفا مى كنند و يك حالت عرفان در دلها به وجود مىآورد كه همگان را به سوى معنويت سوق مى دهد.

الكسيس كارل مى گويد: ((احساس عرفانى جنبش است كه از اعماق فطرت ما سرچشمه گرفته است و يك غريزه اصلى است, انسان همانطور كه به آب نياز دارد, به خدا [ ومعنويت] نيز محتاج است, اما آنچه كه اين احساس را پديد آورده يا بيزار كرده نقش اساسى را دارد.))(10)

امام صادق(ع) فرمودند: مومن برادر مومن است, چشم و راهنماى اوست به او خيانت نكند و به او ستم نكند و او را گول نزند و با او وعده خلاف نكند.(11)

در موردى ديگر امام چنين مى فرمايد: ((مومن برادر مومن است چون يك تنند و اگر يكى را دردى رسد, در ديگر پاره هاى تن دريافت مى شود, و روحشان از يك روح است و براستى روح مومن به روح خدا پيوسته تر است از پيوستن پرتو آفتاب بدان.))(12)

با توجه به توصيه هاى امام بر همه مومنان لازم است كه در هر حال از احوال يكديگر باخبر بشوند و تا عضوى از اعضإ پيكر اسلامى آرام نگيرد آنها نيز آرامش نداشته باشند.

دوستى ها

از آنجا كه انسان موجود اجتماعى است در روابط اجتماعى ناگزير از انتخاب دوست مى باشد. مى توان گفت يكى از اركان (وحدت) معاشرتها و دوستى هاى صحيح و سالم در مكان هاى نمازجمعه و جماعت است كه در اثر آشنايى و ديدارهاى روزانه به شكل احسن انتخاب دوست ميسر مى باشد. و حتى ادامه دوستى اين گونه افراد مى تواند در روز قيامت هم به صورت شفاعت چهره بنماياند. ((اين گروه مى توانند در چارچوب اذن الهى درباره افراد خاصى كه روابط معنوى آنان با خدا برقرار بوده و پيوند روحى آنها با شفيعان الهى نگسسته باشد, درخواست آمرزش گناه وطلب مغفرت بنمايند. لازم به ذكر است شفاعت مخصوص افرادى است كه خداپسندانه وارد صحنه قيامت گردند و از گناهانى كه سلب شايستگى شفاعت را مى كنند برحذر باشند.))(13)

دوستانى كه در نماز جماعت انتخاب مى شوند براساس تولى و تبرى است و از اعتياد و قاچاق و... سر درنمىآورد, دوستانى كه با معيارهاى دينى برگزيده شده اند همواره موجب زينت و سرافرازى انسان بوده اند نمونه هاى بارز اين گونه دوستى ها را در دفاع مقدس به وضوح مشاهده كرده ايم كه چگونه تا پاى جان دوستان زخمى خود را از صحنه نبرد خارج مى كردند. و نكته مقابل اين نوع دوستى, دوستى افراد غير صالح و غير منفى است كه غالبا به هنگام گرفتارى نه تنها از دوست خود حمايت نمى كنند, بلكه او را لو مى دهند و يا تنها رها مى كنند!

قرآن مى فرمايد: ((ويوم يعض الظالم على يديه يقول يا ليتنى اتخذت مع الرسول سبيلا (14) يا ويلتى ليتنى لم اتخذ فلانا خليلا لقد اضلنى عن الذكر بعد اذ جإنى وكان الشيطان للانسان خ(15)ذولا))

به خاطر بياور روزى كه ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان مى گزد و مى گويد: اى كاش من با رسول حق راه دوستى و اطاعت پيش مى گرفتم. اى واى بر من كاش فلان را دوست خود انتخاب نكرده بودم او مرا از ياد حق گمراه ساخت, بعد از آنكه آگاهى به سراغ من آمده بود و شيطان هميشه مخذول كننده انسان بوده است. بنابر فرموده مفسران, اين كار شايد به خاطر اين باشد كه اين گونه اشخاص هنگامى كه به گذشته خويش مى نگرند خود را مقصر مى دانند و تصميم بر انتقام از خويشتن مى گيرند و لذا پشت دست خود را گاز مى گيرند.

حضرت على(ع) مى فرمايند: ((همنشينى با دوست عاقل روح را زنده مى كند)).(16)

و نيز مى فرمايند: ((با دانشمندان و حكما مجالست و همنشينى كردن عقل ها را زندگى مى بخشد و نفوس را از بيماريهاى اخلاقى شفا مى بخشد.))(17)

در منابع روايى آمده است كه انسان با هر چيزى كه مونس شده و آن را دوست داشته باشد روز قيامت با همان محشور مى شود.

 

نقش تربيتى

تربيت زمينه ساز شكوفايى و تقويت رفتارها و اخلاق و آداب صحيح براى زندگى بهتر است .

ساليان متمادى علماى تربيتى با تلاش خود سعى در پيدا كردن راه حلهاى مناسب براى تربيت بوده اند, اما على رغم زحمات انجام شده هنوز هم بشر نتوانسته است به يك تربيت ايدهآل دست يابد, يك فرد مسلمان براى تربيت به ابزار و لوازمى نياز دارد كه خمير مايه آن از منابع اسلامى دريافت مى شود مگر نه اين است كه ما معتقديم اصول اوليه تربيت توسط انبيإ الهى به دست بشر رسيده است بنابراين قبل از آنكه سراغ كتب و علوم جامعه شناسى, روان شناسى و تربيتى برويم بهتر است به منابع اسلامى و در رإس آنها به كتاب خدا رجوع كنيم. خداوند در كلام خود مى فرمايد: ((يا ايها الذين آمنوا لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبى))(18) اى اهل ايمان (با رسول با ادب سخن بگوييد) فوق صوت پيامبر صدا بلند نكنيد كه اعمال نيكتان (در اثر بى ادبى) محو و باطل شود و شما فهم نكنيد.

در اين آيه شريفه اشاره به حفظ حرمت مربى شده كه متربى ملزم به رعايت آن مى باشد. به اين معنا كه هرگاه انسانهاى هدايت نيافته و تربيت نشده به ديده عظمت و بزرگ به مربى خود ننگرند. در سخنان تربيتى او راهكارهاى تربيتى پيدا نخواهند كرد. و از نظر عمل خداوند سبحان در آداب نماز سلسله مراتب را به اينگونه مشخص كرده است كه شخص نمازگزار ابتدا با تكبيره الاحرام وارد نماز مى شود و در ركعت دوم شهادت به رسالت پيامبر خدا مى دهد و در پايان نماز با درود به صالحان نماز را به پايان مى رساند.

نكته تربيتى اين جاست كه جمع نمازگزاران به جماعت, طبق يك تربيت اسلامى كه ريشه آن در خانواده ها بنا نهاده شده احترام به امام جماعت, افراد مسن و ساير افراد مومن را به فراخور حال و موقعيت معنوى و... رعايت مى كنند. امور تربيتى غالبا با روان سر و كار دارند تا با جسم و آنچه از تربيت در رابطه با جسم بكار گرفته مى شود اكتسابى است از اين رو حضور در جمع تربيت شده مى تواند راه سهل و آسان كسب آداب و اخلاق مقبول جامعه اسلامى را در اختيار جمع نمازگزار قرار مى دهد.

علماى تربيتى نيز به اين مطلب اذعان دارند كه اجراى مناسك دينى به منزله يادآورى و بازخوانى عقايد دينى است ((و تقيد و التزام به قواعد و قوانين اخلاقى, نوعى در قيد شدن است و انسانهاى خويشتن دار بهتر مى توانند اين قيد را بر خويشتن تحميل كنند. مناسك دين نوعى تمرين براى خويشتن دارى و تحمل قيود است و مى تواند مقاومت در برابر جاذبه هاى نفسانى را افزايش دهد و موانع زيست اخلاقى را كم كند. ))(19)

از ديگر نكات تربيتى نماز جماعت مى توان به وقت شناسى اشاره كرد. حاضر شدن منظم و مستمر بر سر نماز جماعت نوعى نظم در زندگى و ساير امور دينى آنها به وجود مى‌آورد به ويژه نظم در انجام فريضه نماز هر چند در غير نماز جماعت بكند.

خلاصه اينكه نماز جماعت مكان مقدسى است براى عروج به درجات عالى انسانى و رشته اى است براى پيوند دلها و تفكرها در جهت استحكام اتحاد و همبستگى و منبعى است براى تقسيم مهربانى ها و صفا و صميميت ها.

پى نوشت ها:

1 . طه / 14.

2 . پرستش آگاهانه, ص158.

3 . همان, ص159.

4 . توبه/ 18.

5 . نماز و زندگى, هشتمين اجلاس سراسرى نماز (مقالات) ص112.

6 . اصول كافى, ج3, ص269.

7 . همان, ص251.

8 . رعد / 22.

9 . انفال/ 4 ـ 3.

10 . نماز و زندگى, ص124.

11 . اصول كافى, ج3, ص255.

12 . همان.

13 . تفسير نمونه, ذيل آيه شفاعت.

14 . فرقان / 28 ـ 27.

15 . همان.

16 . مرواريد غلطان (سخنان ائمه((ع))) ص64.

17 . همان.

18 . حجرات / 2.

19 . تربيت اسلامى, ويژه تربيت اخلاق, ص101.

........................................................................................

 منبع:ماهنامه پاسدار اسلام

اهمیت نماز جماعت

 اهمیت نماز جماعت

واقیموالصلوة و اتوا الزکوة و ارکعوا مع الراکعین.

 و نماز را برپا دارید، و زکات بپردازید و با رکوع کنندگان رکوع کنید. (1)

قرآن کریم دستور داده تا مسلمانان نماز را به بهترین و زیباترین شکلش، که جماعت است بخوانند.

 حتی در قبل از اسلام، در ادیان گذشته نیز، نماز جماعت مورد تأکید خداوند بوده است.

 روایات اسلامی در پاداش و ارزش نماز جماعت فراوان است.

  در حدیث معروفی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از جبرئیل نقل کرده اند، می فرمایند:

 خداوند متعال وعده داده است که اگر عدد حاضران در نماز جماعت بیش از ده نفر باشد، اگر تمام دریاها، مرکب و درخت ها قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند، نتوانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند. (2)

 بر اساس احادیث گهربار معصومین (علیهم السلام) رفتن به مسجد برای شرکت در نماز جماعت و درک نماز جماعت از ابتدای تکبیرة الاحرام اجر و پاداش بسیار زیادی دارد و نماز جماعت کوتاه و مختصر بر نماز طولانی برتری دارد؛ و نیز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند:

 «در نماز جماعت حاضر شوید، اگر چه با دشواری و سختی باشد.»

 حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

 « در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مردی به علت نابینایی در نماز جماعت شرکت نمی کرد.

  روزی به خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و عرض کرد: من نابینایم و صدای اذان را می شنوم، اما کسی نیست که دستم را بگیرد و مرا به مسجد بیاورد حضرت فرمودند: طنابی از خانه تا مسجد قرار بده و با آن خود را به نماز جماعت برسان.» (3)

 پی نوشت

 1- سوره ی آل عمران، آیه ی 43.

 2- عروة الوثقی، ج1، باب طاه الجماعه.

 3- وسایل الشیعه، ج5، ص 377

نماز جماعت از نگاه روایات

نماز جماعت از نگاه روایات

علت نماز جماعت

عن الرضا - عليه السلام -:انما جعلت الجماعة لئلا يكون الاخلاص و التوحيد و الاسلام و العبادة لله الا ظاهرا مكشوفا مشهورا؛ نماز جماعت قرار داده شده است ، تا اخلاص و يگانگى و اسلام و عبادت براى خداوند آشكار، باز و ظاهر باشد.

(وسائل الشيعه ، ج 5، ص 372. بحارالانوار، ج 88، ص 12)

 ثواب پشت سر عالم

 قال رسول الله - صلى الله عليه وآله - :من صلى خلف عالم فكانما صلى خلف رسول الله ؛ كسى كه پشت سر عالم نماز به جا آورد، مانند كسى است كه پشت سر پيغمبر خدا نماز خوانده است .

(بحارالانوار، ج 88، ص 119)

 صف جهاد و صف جماعت

 قال ابوالحسن موسى بن جعفر - عليه السلام -:ان الصلوة فى الصف الاول كالجهاد فى سبيل الله - عز و جل - ؛

نماز خواندن در صف اول ، مانند جهاد در راه خداست .

(وسائل الشيعه ، ج 5، ص 387)

 

لبيك به اذان نماز

 قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:اذا سمعت الاذان فات ولو حبوا؛

هنگامى كه اذان نماز را شنيدى ، هرچه سريعتر به مسجد بيا، گرچه سينه خيز باشد.

(كنزالعمال ، ج 7، ص 548)

 

عذاب دنيوى براى تارك نماز جماعت

 قال الصادق - عليه السلام -:ان قوما جلسوا عن حضور الجماعة فهم رسول الله - صلى الله عليه وآله - ان يشعل النار فى دورهم حتى خرجوا و حضروا الجماعة مع المسلمين ؛

عده اى در هنگام وقت نماز جماعت مى نشستند (و به نماز جماعت حاضر نمى شدند) پيامبر اسلام تصميم گرفت كه خانه هاى آنها راآتش بزند تا از منازلشان بيرون آمده و در جماعت مسلمين حاضر شوند.

(بحارالانوار، ج 88، ص 16)

 

نماز جماعت در صبح

 قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:لان اصلى الصبح فى جماعة احب الى من ان اصلى ليلتى حتى اصبح ؛

اگر نماز صبح را به جماعت بخوانم ، در نظرم محبوبتر از عبادت و شب زنده دارى تا صبح است .

(كنزالعمال ، ج 8، حديث 22792)

 

فضيلت نماز جماعت

 قال رسول الله - صلى الله عليه وآله - :صلاة الرجل فى جماعة خير من صلاته فى بيته اربعين سنة . قيل : يا رسول الله !صلوة يوم ؟ فقال : صلوة واحدة ؛

نماز خواندن انسان در جماعت بهتر است از نمازى كه چهل سال در خانه خوانده شود. عرض كردند: يا رسول الله ! نماز يك روز؟ حضرت فرمود: بلكه يك نماز.

(وسائل الشيعه ، ج 5، ص 374)

 

اخطار پيامبر و ترك نماز جماعت

 قال الصادق - عليه السلام -:هم رسول الله - صلى الله عليه وآله - باحراق قوم فى منازلهم لايصلون بالجماعة ؛

حضرت پيغمبر (ص ) خواست خانه ها را بر قومى كه در منازل خود نماز مى گزاردند و به جماعت حاضر نمى شدند، بسوزاند.

(لئالى الاخبار، ج 4، ص 205)

 

بى اعتنايى به نماز جماعت

 عن ابى جعفر - عليه السلام - قال : قال على - عليه السلام -:من سمع النداء فلم يجبه من غير علة فلا صلاة له ؛

هركس كه صداى اذان جماعت را بشنود و بدون هيچ عذرى پاسخ ندهد، نماز ندارد (نمازش مقبول نيست ).

(وسائل الشيعه ، ج 5، ص 375)

 

برائت از آتش دوزخ و نفاق

 قال رسول الله - صلى الله عليه وآله -:من صلى اربعين يوما جماعة يدرك التكبيرة الاولى ، كتب له برائتان برائة من النار و برائة من النفاق ؛

كسى كه نماز خود را با جماعت و با درك تكبير اول نماز، چهل روز انجام دهد، خداوند دو برائت را براى او مقرر مى سازد:

1 - برائت از آتش دوزخ .

2 - برائت از نفاق .

(بحارالانوار، ج 88، ص 4)

---------------------------------------------

منبع: سایت اندیشه قم

وضوي جبيره اي

وضوي جبيره اي

 

1-چيزي که بر زخم مي بندند و دوايي که بر آن مي زنند "جبيره" نام دارد.




2- اگر دست يا صورتمان زخم است و آب براي آن ضرر دارد، بايد پارچه پاکي و يا چيز ديگري؛ مثلا چسب بر آن گذاشته و هنگام شستن ديگر جاها، بر آن قسمت هم دست تر بکشيم.




3- اگر روي زخم بسته شده و نمي شود آن را باز کرد، بايد هنگام وضو، دست تر بر آن بکشيم و اگر پارچه يا چيزي که روي زخم است، نجس باشد، بايد پارچه پاکي رويش بگذاريم و دست تر بر آن بکشيم.




4- اگر سر يا پا (محل مسح) زخم باشد، به گونه اي که نشود روي آن را مسح کرد؛ چنانچه جايي از محل مسح باقي است بايد همان قسمت را مسح کنيم؛ مثلا دو انگشت پا زخم و ديگر انگشتان سالم است، بايد بر قسمت سالم دست بکشيم و وضو صحيح است، و اگر جاي مسح باقي نيست؛ مثلا تمام پا، باندپيچي شده است، بايد روي همان را مسح کنيم.


5- اگر به جهتي ديگر، غير از زخم؛ مثلا شکستگي، آب براي اعضاي وضو ضرر داشته باشد، بايد به همان دستوري که گفته شد، وضوي جبيره اي بگيريم.


6- در وضوي جبيره اي نيز، صورت ودستها بايد از بالا به پايين شسته شود. پس اگر قسمت بالاي دست يا صورت را جبيره پوشانده، ابتدا بايد دست بر آن بکشيم و در ادامه، قسمت پايين را بشوييم.


7- اگر انسان بتواند وضوي جبيره اي بگيرد، بايد به وظيفه خود عمل کند و تيمم تنها کافي نيست.


آموزش تصویری  نماز

آموزش تصویری  نماز

تکبيرة الاحرام

“نماز” با گفتن “الله اکبر” آغاز مي شود، گفتن “الله اکبر” در آغاز نماز به معناي جدايي از غير خدا و پيوستن به اوست.
اعلام بزرگي پروردگار و دوري جستن از تمام قدرتهاي دروغين است.
با اين تکبير به حريم نماز وارد مي شويم و برخي کارها بر ما حرام مي شود.
هنگامي که نماز را شروع مي کنيم بايد متوجه باشيم که چه نمازي را مي خوانيم؛ مثلا نماز ظهر است يا عصر و آن را تنها براي اطاعت فرمان خداوند بجا آوريم که اين همان “نيت” است و از اجزاي اصلي نماز به شمار مي آيد.
از آغاز تا پايان نماز بايد از اين کارها که نماز را باطل مي کند بپرهيزيم:
1- خوردن و آشاميدن.
2- روي از قبله برگرداندن.
3- سخن گفتن.
4- خنديدن.
5- گريستن.
6- بهم زدن صورت نماز. مثل راه رفتن.
7- کم يا زياد کردن اجزاي اصلي نماز؛ مانند رکوع.
هنگام گفتن “الله اکبر” مستحب است، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببريم.



قرائت
پس از گفتن “الله اکبر” سوره حمد را مي خوانيم:
بسم الله الرحمن الرحيم
(الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ الرَّحْمـنِ الرَّحِيمِ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ)

قرائت
پس از سوره حمد، يک سوره ديگر از قرآن را مي خوانيم به عنوان نمونه، مي توان سوره توحيد را خواند:
سوره توحيد
بسم الله الرحمن الرحيم
(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ )

پسرها و مردان بايد نماز صبح و مغرب و عشا، حمد و سوره را (در رکعت اول و دوم) بلند بخوانند ولي دخترها وبانوان، اگر نا محرم صداي آنان را نشنوند مي توانند بلند بخوانند و در نماز ظهر عصر همه بايد حمد وسوره را آهسته بخوانند.
انسان بايد نماز را ياد بگيرد که غلط نخواند و کسي که اصلا نمي تواند صحيح آن را ياد بگيرد، بايد هر طور که مي تواند بخواند و بهتر آن است که نماز را به جماعت بجا آورد.




رکوع

پس از تمام شدن حمد وسوره سر به رکوع خم مي کنيم و دستها را به زانوها مي گذاريم و مي گوييم:
“سبحان ربي العظيم وبحمده”
و يا مي گوييم: “سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله”





سجده

سپس سر از رکوع برداشته (مي ايستيم) و آنگاه به سجده مي رويم و هفت عضو بدن؛ يعني پيشاني، کف دو دست، سر زانوها و نوک انگشتان بزرگ پا را بر زمين گذاشته و مي گوييم:
“سبحان ربي الاعلي وبحمده”
يا “سبحان الله” را سه مرتبه تکرار مي کنيم.
در سجده نماز، بايد پيشاني را روي خاک يا سنگ يا چيزهاي ديگري از زمين بگذاريم.
سجده بر چيزهايي که از زمين مي رويد و براي خوراک و پوشاک انسان مصرف نمي شود نيز صحيح است.
مهر نماز که بيشتر در بين ما معمول است، در حقيقت قطعه خاک پاکيزه اي است که نمازگزار همراه خود دارد تا براي سجده، پيشاني را روي آن بگذارد.

سجده دوم
پس از سجده اول ، مي نشينيم و بار ديگر به سجده رفته و سجده دوم را مانند سجده اول بجا مي آوريم.
با تمام شدن سجده دوم، يک رکعت نماز به پايان مي رسد؛ يعني تا بدينجا، رکعت اول نماز را خوانده ايم، بنابراين بطور خلاصه، رکعت اول نماز عبارت است از:
1- تکبيره الاحرام (گفتن “الله اکبر” در آغاز نماز).
2- قرائت (خواندن حمد و سوره).
3- رکوع و ذکر آن.
4- دو سجده و ذکر آنها.



رکعت دوم

پس از تمام شدن رکعت اول نماز، بدون آن که صورت نماز به هم بخورد و يا فاصله اي ايجاد شود، از جا برخاسته، بار ديگر مي ايستيم و حمد و سوره را به همان ترتيبي که در رکعت اول نماز گفته شد، مي خوانيم.

قنوت
در رکعت دوم نمازهاي روزانه، بعد از تمام شدن حمد و سوره و قبل از رکوع، مستحب است، دستها را روبروي صورت گرفته ودعايي بخوانيم؛ اين عمل را “قنوت” گويند.
در قنوت مي توان اين دعا را خواند:
“ربنا آتنا في الدنيا حسنة وفي الاخرة حسن وقنا عذاب النار”
پيامبر خدا (ص) فرمود: “کسي که قنوت نمازش طولاني تر باشد، حسابرسي او در روز قيامت راحت تر است”. پس از قنوت، رکوع وسجده ها را مانند رکعت اول بجا مي آوريم.




تشهد

در رکعت دوم هر نماز، پس از تمام شدن سجده دوم بايد در حالي که رو به قبله نشسته ايم “تشهد” بخوانيم؛
يعني بگوييم:
“اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له و اشهد ان محمدا عبده ورسوله
اللهم صل علي محمد وال محمد”

سلام
تا اينجا رکعت دوم نماز هم تمام مي شود و اگر نماز دو رکعتي باشد؛ مانند نماز صبح، بعد از تشهد، با گفتن سلام، نماز را تمام مي کنيم؛ يعني مي گوييم:
السلام عليک ايها النبي ورحمة الله وبرکاته
السلام علينا وعلي عباد الله الصالحين
السلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
اکنون نماز صبح را فرا گرفتيم و چنانچه نمازي که مي خوانيم سه رکعتي يا چهار رکعتي باشد، بايد در رکعت دوم، بعد از خواندن تشهد، بدون آن که سلام نماز را بگوييم، بايستيم و رکعت سوم نماز را بخوانيم.

رکعت سوم
رکعت سوم نماز هم مانند رکعت دوم است، با اين تفاوت که در رکعت دوم بايد با حمد و سوره بخوانيم، ولي در رکعت سوم، سوره و قنوت ندارد و فقط “حمد” را مي خوانيم و يا به جاي حمد، سه مرتبه مي گوييم:
“سُبحانَ اللهِ والحَمدُ للهِ وَلا اِلهَ الاّ اللهُ واللهُ اکبرُ”
پس اگز نماز مغرب مي خوانيم، بايد بعد از سجده دوم (در رکعت سوم) تشهد بخوانيم وبا سلام، نماز را پايان دهيم.

رکعت چهارم
اگر نمازي که مي خوانيم چهار رکعتي باشد؛ يعني: نماز ظهر يا عصر يا عشا؛ پس از سجده ها (در رکعت سوم) بدون آن که تشهد يا سلام را بخوانيم، مي ايستيم و رکعت چهارم را مانند رکعت سوم انجام مي دهيم و در پايان نماز؛ يعني پس از سجده دوم مي نشينيم و تشهد و سلام را مي خوانيم و نماز را تمام مي کنيم.

خلاصه نماز
اکنون که چگونگي نمازهاي روزانه بيان شد، ياد آوري اين نکته لازم است که؛ آنچه در نماز خوانده مي شود و ياد گرفتن آنها لازم است، تنها بيست جمله مي باشد، پس يادگيري نماز را دشوار ندانيم، و اين دستور زندگي ساز اسلام را کوچک نشماريم بلکه با چند ساعت صرف و چند مرتبه تکرار اين جملات، به آساني مي توان نماز را فراگرفت. براي توجه بيشتر، با حذف جمله هاي تکراري، بيست جمله واجب نماز را ياد آور مي شويم:

1- “اللهُ اَکبَر”
2- بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيمِ
3- الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
4- الرَّحْمـنِ الرَّحِيمِ
5- مَـالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
6- إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
7- اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ
8- صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ
9- غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ
10- قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
11- اللَّهُ الصَّمَدُ
12- لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ
13- وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ
14- سُبحانَ ربٌي العظيمِ وَبحمدهِ
15- سُبحانَ ربٌي الاعلي وَبحمدهِ
16- اشهَدُ اَن لا اِلهَ الا اللهُ وَحدهُ لا شريکَ لَهُ
17- واشهدُ انٌ محمداً عبدُهُ ورَسُولُهُ
18- اللهُمٌ صَلٌ علي محمٌَدٍ والِ مُحمٌد
19- سُبحانَ اللهِ والحَمدُ للهِ وَلا اِلهَ الاّ اللهُ واللهُ اکبرُ
20- السٌلامُ عَليکُم ورحمة اللهِ وبرکاتُهُ

آموزش تيمم


آموزش تيمم

به این ترتیب تیمم می کنیم:

1- نیت می کنیم که برای رضای خدا و اطاعت از فرمان او تیمم می کنیم.

2- دو کف دست را با هم-یک مرتبه بر خاک می زنیم.

3- دو کف دست را بربالای پیشانی می گذاریم و از بالا تا زیر ابروهامیکشیم.

4- کف دست چپ را بر پشت دست راست می گذاریم و از مچ دست تا

سرانگشتان می کشیم.

5- کف دست راست را بر پشت دست چپ می گذاریم و از مچ دست تا

سرانگشتان می کشیم

آموزش غسل

آموزش غسل

انواع غسل

غسل ترتيبي

در غسل ترتيبي ابتدا سر و گردن شسته مي شود، سپس نيمه راست بدن و بعد از آن نيمه چپ.براي غسل کافي است در شستن هر قسمت از بدن، با ريختن يک يا چند مشت آب و کشيدن دست، تمام بدن را همانگونه که در وضو شسته مي شود، بشويد. غسل هم مانند وضو بايد براي اطاعت دستور خداوند انجام شود.

1- شستن سر و گردن


2- شستن طرف راست بدن


3- شستن طرف چپ بدن

غسل ارتماسي

براي غسل ارتماسي، بايد آب به قدري باشد که تمام بدن زير آب برود. پس اگر به قصد غسل کردن و اطاعت فرمان خداوند داخل نهر آب يا استخر يا دريا رفته و آب تمام بدن را فراگيرد غسل صحيح است.

ارکان نماز

ارکان نماز عبارتند از: نیت، تکبیرة الاحرام، قیام، رکوع و سجده که شرح هر یک بدین کیفیت می باشد.


نیت
نیت آن است که انسان، نماز را به قصد قربت - یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم - به جا آورد و لازم نیست نیت را از قلب خود بگذراند یا مثلا به زبان بگوید: «چهار رکعت نماز ظهر می خوانم قربة الی الله».
تکبیرة الاحرامپس از گفتن اذان و اقامه، با داشتن نیت و گفتن «الله اکبر» نماز شروع می شود و چون به واسطه گفتن این تکبیر، چیزهایی مانند خوردن و آشامیدن و خنده کردن و پشت به قبله نمودن حرام می شود، این تکبیر را «تکبیرة الاحرام» می گویند. و مستحب است در موقع گفتن تکبیر، دست ها را بالا ببریم و با این عمل، بزرگی خدا را در نظر آورده و غیر او را کوچک شمرده و پشت سر بیندازیم.
قیام
قیام در حال تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع، رکن است ولی قیام در موقع خواندن حمد و سوره و قیام بعد از رکوع، رکن نیست. بنابراین اگر کسی رکوع را فراموش کند و پیش از رسیدن به سجده یادش بیاید باید بایستد، بعد به رکوع رود و چنانچه به طور خمیدگی به حال رکوع برگردد، چون قیام متصل به رکوع را انجام نداده، نمازش باطل است.
رکوع
بعد از خواندن قرائت، باید به قدری خم شود که دست ها به زانو برسد و این عمل را رکوع می گویند. در رکوع یک مرتبه «سبحان ربی العظیم و بحمده» یا سه مرتبه « سبحان الله» باید گفت. پس از رکوع باید کاملا بایستد، بعد به سجده رود.
سجده
سجده یعنی پیشانی و دست ها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد و یک مرتبه «سبحان ربی الاعلی و بحمده» یا سه مرتبه «سبحان الله» بگوید. بعد می نشیند و دو مرتبه به سجده رفته، ذکر سابق را تکرار می نماید. محلی که پیشانی را بر آن می گذارد باید زمین یا چیزی باشد که از زمین می روید و بر چیزهای خوراکی و پوشاکی و معدنی سجده جایز نیست.
تشهد و سلاماگر نماز، دو رکعتی است پس از انجام دو سجده برخاسته و حمد و سوره را می خواند و قنوت را انجام داده و پس از رکوع و دو سجده، تشهد را می خواند و نماز را سلام می دهد. و اگر نماز سه رکعتی است پس از تشهد برمی خیزد و حمد تنها را خوانده یا سه مرتبه می گوید: «سبحان اله والحمدالله ولااله الاالله والله اکبر» و بعد رکوع و دو سجده و تشهد و سلام را انجام می دهد. و چنانچه نماز، چهار رکعتی است رکعت چهارم را مثل رکعت سوم انجام داده و بعد از تشهد، نماز را سلام می دهد.

نماز و احکام کلی آن

نماز، نشانه بندگی و فرمان برداری

پس از شناختن خدا، باید اعمالی را که مانند نماز و روزه نشانه بندگی و فرمان برداری است به جا آوریم.

خداوند متعال می فرماید: ما سلککم فی سقر*قالوا لم نک من المصلین  (مدثر«74»: 42و 43)، وقتی از دوزخیان می پرسند: چه چیز شما را جهنمی کرد؟ می گویند: علتش آن بود که ما در دنیا نماز نمی خواندیم.

پیغمبر (ص) فرمود: نماز، ستون دین است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت های دیگر هم قبول می شود و اگر قبول نشود، عبادت های دیگر هم قبول نمی گردد (ر.ک:کافی 19:2، ح5 و 3: 268، ح4). و همان طور که اگر کسی شبانه روزی پنج مرتبه در نهر آبی شست و شو کند، چرک در بدنش نمی ماند، نمازهای پنج گانه هم انسان را از گناهان پاک می کند. و باید دانست کسی که نماز می خواند ولی به آن اهمیت نمی دهد، مانند کسی است که نماز نمی خواند.

خداوند در قرآن مجید می فرماید: فویل للمصلین* الذین هم عن صلاتهم ساهون، (ماعون «107»:4 و 5). وای بر نمازگرانی که از یاد خدا غفلت می کنند!

روزی پیغمبر اکرم (ص) وارد مسجد شدند و دیدند یک نفر نماز می خواند ولی رکوع و سجودش را کاملا انجام نمی دهد. آن حضرت فرمود: «اگر این مرد در حالی که این طور نماز می خواند از دنیا برود، مسلمان از دنیا نرفته است.» (ثواب الاعمال: 229). بنابراین، باید انسان نماز را با خضوع و خشوع به جا آورد و در موقع خواندن نماز، متوجه باشد که با چه کسی سخن می گوید و رکوع و سجود و سایر اعمالش را به طور صحیح انجام دهد، تا از نتایج عالیه نماز بهره مند گردد.

خداوند در قرآن کریم راجع به نماز می فرماید: ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر، (عنکبوت «29»: 45)، یعنی: نماز، آدمی را از کارهای زشت و ناشایست باز می دارد. و البته همین طور است، زیرا آداب نماز طوری است که اگر نمازگزار مراعات کند، هیچ گاه گرد بدی ها نمی گردد. مثلا یکی از آداب نماز این است که مکان و لباس نمازگزار غصبی نباشد، حتی اگر یک نخ غصبی در لباسش باشد، نماز او درست نیست و نمازگزاری که مجبور است تا این قدر از حرام اجتناب کند، ممکن نیست در مال حرام تصرف نماید یا حق کسی را ضایع کند. و نیز در صورتی نماز قبول می شود که آدمی از حرض و حسد و سایر صفات رذیله برکنار باشد و مسلم است که منشا هه بدی ها این صفات ناپسند است و نمازگزار (ی) که خود را از این صفات برکنار کند، مسلما از همه زشتی ها و بدی ها برکنار خواهد بود. و اگر بعضی از مردم با این که نماز می خوانند مرتکب کارهای ناپسند می شوند، علتش این است که به دستورهای لازم نماز رفتار نمی کنند و در نتیجه، نمازشان قبول نمی شود و از ثمرات عالیه آن استفاده نمی کنند. و به قدری شارع مقدس اسلام به نماز اهمیت داده که در هر حال - حتی در حال احتضار - نماز را بر انسان واجب کرده و اگر نتواند نماز را به زبان بیاورد، باید در دل بگذراند و در حالت جنگ و ترس از دشمن یا حال اضطرار و ناچاری که نمی تواند رو به قبله نماز بخواند، توجه به قبله ساقط است و به هر حال که هست، باید نماز ر انجام دهد.
نمازهای واجب

نماز های واجب شش است:

1- نماز یومیه، (نمازهای یومیه عبارتند از: نماز صبح، دو رکعت، نماز ظهر و عصر، هر کدام چهار رکت، نماز مغرب، سه رکعت، نماز عشاء، چهار رکعت. (از علامه رحمه الله(.
2-
نماز آیات،
3-
نماز میت،
4-
نماز طواف واجب،

5- نماز قضای پدر و مادر که بر پسر بزرگ تر واجب است،

6- نمازی که به واسطه اجازه یا نذر و قسم و عهد واجب می شود.
مقدمات نمازبرای انجام نماز - یعنی حضور در برابر خداوند عالم و اظهار بندگی و پرستش آن ذات مقدس - مقدماتی لازم است که تا فراهم نشوند، نماز صحیح نیست و آن مقدمات عبارتند از:
1-
طهارت،
2-
وقت،
3-
لباس،
4-
مکان،
5-
قبله.
مقارنات نماز
مقارنات نماز - یعنی کارهایی که در نماز واجب می باشد - یازده چیز است:
اول: نیت،
دوم: تکبیرة الاحرام،
سوم: قیام،
چهارم: قرائت،
پنجم: رکوع،
ششم: سجده،
هفتم: تشهد،
هشتم: سلام،
نهم: ترتیب، یعنی اجزای نماز را به دستوری که معین شده بخواند و پس و پیش نیندازد،
دهم: طمانینه: یعنی نماز را با وقار و آرامش بخواند،
یازدهم: موالات، یعنی اجزای نماز را پشت سر هم به جا آورد و بین آن ها فاصله نیندازد. پنج چیز از این یازده چیز، رکن است که اگر عمدا یا سهوا کم یا زیاد شود. نماز باطل است و بقیه رکن نیست و فقط در صورتی نماز باطل می شود که عمدا کم یا زیاد گردد

.

ارکان نماز
ارکان نماز عبارت است از:
1-
نیت،
2-
تکبیرة الاحرام،
3-
قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع،
4-
رکوع،
5-
دو سجده.

نماز،عبادات و دستورات دين

نماز،عبادات و دستورات دين


 نماز از جمله عباداتي است كه علاوه بر اين كه در قرآن در آيات زيادي بر آن تأكيد شده، همراه با عبادات و دستورات ديني مختلفي نيز آمده است. كه در اين مطلب به آن اشاره مي كنيم.

 

 نماز و انفاق

 در سوره بقره از جمله صفات پرهيزكاران را اقامه نماز و انفاق بر مي شمارد... و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون"(1)... و نماز به پاي دارند و از هر چه روزي شان كرديم ( به فقيران) انفاق كنند."

  نماز و زكات

 در آيات زيادي از قرآن، نماز همراه با زكات مطرح شده است. زيرا نماز رابطه با خالق را محكم مي كند و زكات به استحكام رابطه هاي بين خلق كمك مي كند: " واقيمواالصلوة و اتواالزكوة..."(2) و نماز به پا داريد و زكات بدهيد... ."

 نماز و روزه

 " واستعينوا بالصبر و الصلوة..."(3) و از صبر و نماز ياري جوييد... .

در تفاسير و روايات مختلف، مراد از صبر را در اين آيه، روزه دانسته اند.(4)

  نماز و حج

 " واذ جعلناالبيت مثابة للناس و امناً واتخذوا من مقام ابراهيم مصلي ..."(5) ( و به خاطر بياوريد) هنگامي را كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان براي مردم قرار داديم ( و براي تجديد همين خاطره) از مقام ابراهيم نمازگاهي براي خود انتخاب كنيد... ."

نماز و عدالت

 " قل امر ربي بالقسط و اقيموا وجوهكم عند كل مسجد..." (6) بگو پروردگارم به عدالت فرمان داده است، و توجه خويش را در هر مسجد به سوي او كنيد..." خداوند به پيامبر فرمان داده است كه هر چيز را در مورد صحيح خود به كار برده و به جاي خود بنهيد و فقط به سوي او و براي او و خالصانه عبادت كنيد.

 نماز و جهاد

 در آيه40 سوره حج، يكي از فلسفه هاي جهاد را جلوگيري از تخريب نمازخانه ها و عبادتگاهها بيان مي كند. " الذين اخرجوا من ديارهم بغير حق الا ان يقولوا ربناالله و لولا دفع الله بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم الله كثيراً..." همانا كه به ناحق از خانه خود بدون هيچ دليلي اخراج شدند جز اين كه مي گفتند پروردگار ما الله است و اگر خداوند بعضي از آنها را به وسيله بعضي ديگر دفع نكند، ديرها، صومعه ها و معابد يهود و نصارا و مساجدي را كه نام خدا در آن بسيار برده مي شود، ويران مي گردد... ." به اين ترتيب حتي به قيمت خون دادن، بايد از مكان نماز و عبادات حفاظت و حراست كرد.

  نماز و امر به معروف و نهي از منكر

 لقمان ضمن بيان سفارشاتي به پسرش، به او توصيه مي كند كه : " يا بني اقم الصلوة و امر بالمعروف و انه عن المنكر..."(7) اي فرزند عزيزم نماز را به پا دار و امر به معروف و نهي از منكر كن..."

 

با برپايي نماز كه انسان را از زشتي ها و منكرات باز مي دارد، روح و جان خود را از همه آلودگي ها پاك و به صفات پسنديده آراسته كنيد و آنگاه مردم را به خوبي ها امر و از بدي ها و منكرات نهي نماييد.

نماز و تلاوت قرآن

 " ان الذين يتلون كتاب الله و اقامواالصلوة..."(8)؛ آنها كه كتاب خدا را تلاوت كرده و نماز به پا مي دارند...

  نماز و مشورت

 "والذين استجابوا لربهم و اقامواالصلوة و امرهم شوري بينهم..."(9) و آنان كه امر خدا را اجابت كردند و نماز را به پا داشتند و كارشان را به مشورت يكديگر انجام دهند... . مؤمنان به وسيله نماز ارتباط خود را با خدا محكم تر كرده و با مشورت با يكديگر، موجبات دلگرمي ديگران را فراهم آورده و وحدت بيشتري را در جامعه اسلام سبب مي شوند.

نماز و اعطاي وام

 "... و اقيمواالصلوة و اتواالزكوة و اقرضواالله قرضاً حسناً..."(10)؛ ... و نماز به پا داريد و زكات بدهيد و به خدا قرض نيكو دهيد و براي خدا به محتاجان قرض الحسنه دهيد... . هرگاه انسان نماز را با نيت خالص و با حفظ تمام اركان آن و با مداومت اقامه كرد آنگاه همه چيز را از خدا و به سوي او مي داند و لذا مي تواند زكات مال خود را بپردازد و چون به مالكيت روز جزاي خداوند معتقد است و پاداش آن روز را باور دارد، مال خود را انفاق مي كند و به نيازمندان قرض الحسنه مي دهد. حال چون از همه بدي ها پيراسته شده، در جهت آراسته شدن جامعه به صفات انساني، تلاش و كوشش مي كند و حتي از بذل جان خود نيز دريغ نمي ورزد. نيز هرگاه از او در امري نظر بخواهند، بدون سوء نيت، تمام اطلاعات و دانسته هاي خود را بدون كم و كاست در اختيار آنها قرار مي دهد و به اين ترتيب در برقراري عدالت در تمام شئونات آن كمك مي كند.

 پي نوشت ها:

1. بقره/ 3 و نيز در آيه 29 سوره فاطر و آيه 38 سوره شوري اين دو همراه آمده اند.

 2. بقره/43 و در آيات زياد ديگري از جمله در آيات83، 110، 177و 277 همين سوره، اين دو همراه ذكر شده اند.

اقامه نماز مؤلفه چه کساني است؟

اقامه نماز مؤلفه چه کساني است؟

خداي منان از روي لطف بي پايان بر آدميان منّت نهاده، به آنها اجازه معراج به عالم ملک و ملکوت عطا فرموده و نماز را نردبان ترقي و ابزار ارتقاء به عالم بالا قرار داده است.

انسان خاکي که همواره اسير اميال نفساني و غرايز حيواني است، به هنگام نماز پرده هاي ظلماني جهان ماده را کنار مي زند، جاذبه دست و پاگير کره خاکي را مي شکند، موانع نيرومند عالم شغلي را از جلوي پايش بر مي دارد و به جهان بالا راه مي يابد، با خداي خود بي واسطه سخن مي گويد، و درد دل مي نمايد و خود را از چنگال نفس و شيطان مي رهاند.

نماز اوج معراج انسان، راز و نياز با خداي سبحان، موجب نزول رحمت يزدان، سنگر مبارزه با نفس و شيطان، بازدارنده انسان از خطا و عصيان، وسيله ي تقرب پارسايان و رمز بندگي مخلصان است.

 

نمازگزاران چه کساني هستند؟

در قرآن کريم  ضمن آياتي خداي متعال نمازگزاران واقعي را معرفي مي نمايد و اينکه اقامه نماز چه تأثيري در زندگي مادي و معنوي انسان دارد را ذکر مي کند که بدين وسيله اهميت اقامه نماز را بيان مي دارد.

 

نماز؛ نشانه مومن

" قل لعبادي الذين امنوا يقيمواالصلوة و ينفقوا مما رزقناهم سراً و علانية من قبل ان ياتي يوم لا بيع فيه ولا خلال." (ابراهيم / 31)

بگو به بندگان من که ايمان آورده اند، نماز را بر پا دارند و از آنچه به آنها روزي داده ايم پنهان و آشکار انفاق کنند، پيش از آن که روزي فرا رسد که نه چيزي توان خريد و نه دوستي کسي "جز خدا" به کار آيد .

در اين آيه خداوند به وسيله پيامبراکرم(ص) به بندگاني که ايمان آورده اند دستور مي دهد که تا روز قيامت او را رها نکنند که در آن روز هيچ مجالي براي جبران از دست داده ها نيست و از ميان تمام راههايي که به خدا مي رسد، اقامه نماز و انفاق – يقيمواالصلوة و ينفقوا – را بيان مي کند. چرا که تمام دستورات ديگر (که اصلاح بين خدا و بندگان و بنده با بندگان ديگر است) از اين دو رکن منشعب مي شود و اين تاکيدي ديگر بر اهميت نماز است.

در جاي ديگر مي فرمايد:

"انما المومنون الذين اذا ذکرالله وجلت قلوبهم و… . الذين يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون." (انفال / 2- 3)

مومنان کساني هستند که چون ذکري از خدا شود، "از عظمت و جلال خدا " دلهايشان ترسان مي شود و … . کساني که نماز را به پا مي دارند و از هر چه روزي آنها کرديم انفاق مي کنند.

در اين آيه از جمله صفات بارز مومنان را اقامه نماز مي داند. چرا که وقتي ايمان در دل مستقر گرديد، انسان به سوي عبوديت معطوف شده و با اخلاص و خضوع، پروردگار خود را عبادت مي کند که از بهترين مظاهر آن نماز است. "وجل" همان حالت خوف و ترسي است که به انسان دست مي دهد که سرچشمه آن يکي از اين دو چيز است: گاهي به خاطر درک مسئوليتها و احتمال عدم قيام به وظايف لازم در برابر خدا مي باشد، و گاهي به خاطر درک عظمت مقام و توجه به وجود بي انتهاي او است. مومنان در پرتو احساس مسئوليت و درک عظمت پروردگار و همچنين ايمان فزاينده و بلندنگري توکل، از نظر عمل داراي دو پيوند محکمند، پيوند و رابطه نيرومندي با خدا و پيوند و رابطه نيرومندي با بندگان خدا.

تعبير به اقامه نماز (به جاي خواندن نماز) اشاره به اين است که نه تنها خودشان نماز مي خوانند بلکه کاري مي کنند که اين رابطه محکم با پروردگار هميشه و در همه جا بر پا باشد.

خداي متعال در آيه ديگر مي فرمايد:

"والمومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و يقيمون الصلوة …" (توبه / 71)

و مردان و زنان با ايمان يار و ياور يکديگرند، امر به معروف و نهي از منکر مي کنند و نماز برپا مي دارند… مؤمنين علاوه بر اين که به خاطر دوستي و محبتي که نسبت به يکديگر دارند، همديگر را به نيکي ها دعوت و از بديها و منکرات باز مي دارند و بر خلاف منافقان که دلهايشان را گرد سياه نسيان ياد حق فرا گرفته، دلهايشان از ياد حق سرشار بوده و به نور ذکر خدا جلا يافته است و براي محکم شدن رشته ياد خدا نماز را بر پا مي دارند و قرآن را وسيله هدايت و بشارت براي مومناني مي دانند که (هدي و بشري للمومنين. الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزکاة و هم بالاخرة هم يوقنون. – قرآن – وسيله هدايت و بشارت براي مومنان است. کساني که نماز را بر پا مي دارند و زکات را ادا مي کنند و به آخرت يقين دارند.)


خداي متعال در سوره مومنون / آيه 1 و 2 مي فرمايد:

"قد افلح المومنون. الذين هم في صلاتهم خاشعون."

مومنان رستگار شدند. آنها که در نمازشان خشوع دارند.

 

در اين آيات رستگاري را براي مومنان مي داند، کساني که نه تنها ايمان در قلوبشان وارد شده بلکه به صفات حسنه اي نيز متصفند. اولين آنها خشوع در نماز است. قرآن با بيان اين ويژگي، اين نکته را يادآوري مي کند که نماز الفاظ و حرکات بي روح نيست بلکه به هنگام نماز مومنان آن چنان متوجه پروردگار مي شوند که خود را ذره اي مي بينند در برابر وجود بي پايان. قرآن در واقع نماز را اولين شرط ايمان ذکر مي کند. لذا مومنان براي حفظ ارتباط خود با اين وجود بي پايان، بر نمازهايشان مواظبت مي کنند. "والذين هم علي صلواتهم يحافظون." (مومنون / 9) و آنها که بر نمازهايشان محافظت دارند.

مومنان واقعي از نماز تنها به اداي الفاظ بسنده نمي کنند بلکه با محافظت و مراقبت بر اوقات نماز، حفظ خشوع و خضوع در نماز و درک مفاهيم نماز و اين که در پيشگاه چه کسي اقامه مي شود، نمازي با روح و روح بخش برپا مي دارد.

نماز؛ از ويژگيهاي متقين

"ذلک الکتاب لاريب فيه هدي للمتقين. الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون." (بقره / 2 و 3)

اين کتاب – قرآن – بي هيچ شک راهنماي پرهيزکاران است. کساني که به جهان غيب ايمان آورند و نماز به پاي دارند و از هر چه روزيشان کرديم به فقيران انفاق کنند.


از نشانه هاي پرهيزکاران، ايمان به غيب است و اين نخستين نقطه جدايي مومنان از غير آنهاست، ويژگي ديگر آنها، برپا داشتن نماز است. نماز که رمز ارتباط با خدا است، مومناني را که به جهان ماوراء طبيعت راه يافته اند در يک رابطه دائمي و هميشگي با آن مبدا بزرگ آفرينش نگه مي دارد، آنها تنها در برابر خدا سر تعظيم خم مي کنند، و تنها تسليم آفريننده بزرگ جهان هستي هستند، و به همين دليل ديگر خضوع در برابر بتها، و يا تسيلم شدن در برابر جباران و ستمگران، در برنامه آنها وجود نخواهد داشت.

چنين انساني احساس مي کند از تمام مخلوقات ديگر فراتر رفته، و ارزش آن را پيدا کرده که با خدا سخن بگويد، و اين بزرگترن عامل تربيت او است.

کسي که شبانه روز حداقل پنج بار در برابر خداوند قرار مي گيرد، و با او به راز و نياز مي پردازد، فکر او، عمل او، همه خدايي مي شود، و چنين انساني چگونه ممکن است برخلاف خواست او گام بردارد. مشروط بر اينکه راز و نيازش به درگاه حق، از جان و دل سرچشمه گيرد و با تمام قلب رو به درگاهش آورد.


نماز از علامتهاي اولوالالباب

"… انما يتذکر اولوالالباب. الذين يوفون بعهدالله  ولا ينقضون الميثاق. والذين يصلون ما امرالله به ان يوصل و يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب. والذين صبروا ابتغاء وجه ربهم و اقاموا الصلوة … (رعد / 19 تا 22)

به درستي که صاحبان خرد متذکر مي شوند – کساني که به عهد خدا وفا مي کنند و پيمان نمي شکنند – و کساني که آنچه را خدا به پيوند آن امر کرده اطاعت مي کنند و از خدا مي ترسند و به سختي هنگام حساب مي انديشند و کساني که در طلب رضاي خدا راه صبر پيش مي گيرند و نماز به پا مي دارند…


در اين آيات براي اولوالالباب (صاحبان مغز و انديشه) صفاتي را بر مي شمارد. از جمله صفات آنان - که پايان نيک و باغهاي جاويدان بهشت به آنان وعده داده شده است – برپا داشتن نماز است و با اين که در اين آيات، وفاي به عهد الهي، پيوندهاي الهي و صبر را ذکر کرده و نماز را مي توان از مصاديق آنها برشمرد ولي به طور جداگانه به آن اشاره شده و اين به علت نقش فوق العاده اي است که نماز در طهارت روح و روان انسانها دارد و اهميت فوق العاده اي را که خداوند براي آن قائل است مي رساند.


نماز از نشانه هاي محسنين

"… هدي و رحمة للمحسنين. الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزکوة و هم بالاخرة هم يوقنون." (لقمان / 3 و4)

…(قرآن) مايه هدايت و رحمت براي نيکوکاران است. کساني که نماز بر پا مي دارند و زکات را ادا مي کنند و به آخرت يقين دارند.

 

در اين آيه خداي متعال، قرآن که هيچ سخن باطلي در آن راه نداشته و محتواي مستحکمي دارد را مايه هدايت و رحمت نيکوکاران مي داند و سپس نشانه هاي آنها را بيان مي کند که اولين آنها برقراري پيوند محکم با خدا (اقامه نماز) است.

 

نماز، ويژگي مصلحان

"والذين يمسکون بالکتاب و اقامواالصلوة انا لا نضيع اجرالمصلحين." (اعراف / 170)

و کساني که به کتاب (خدا) تمسک جويند و نماز را بر پا دارند، پاداش بزرگي خواهند داشت زيرا ما پاداش مصلحان را ضايع نخواهيم کرد.

 

اجر و پاداش براي کساني است که کمترين مخالفتي با کتاب خدا انجام نداده بلکه دستورات آن را مو به مو انجام داده و براي  تحقق مفاهيم آن از جان و دل مي کوشند؛ که از جمله آنها امر به نماز است. آنها با نماز، ياد خدا و خضوع در برابر او – که جان همه دستورات ديني است – را حفظ کرده و با استحکام پيوند با خدا، در هر کار و برنامه اي او را حاضر و ناظر بر اعمال خود مي بينند و بنابراين با دستورات حق تعالي مخالفت نمي کنند. اينکه مي بينم از ميان فرمانهاي خدا خصوصاً روي نماز تکيه شده است به خاطر آن است که نماز واقعي پيوند انسان را با خدا چنان محکم مي کند که در برابر هر کار و هر برنامه او را حاضر و ناظر مي بيند و مراقب اعمال خويش مي باشد.

 

مولفه اي از مخبتين

"… و بشرالمخبتين. الذين اذا ذکرالله وجلت قلوبهم  والصابرين علي ما اصابهم  والمقيمي الصلوة و مما رزقناهم ينفقون." (حج / 34 و 35)

و بشارت ده متواضعان را. کساني که وقتي نام خدا برده مي شود دلهايشان مملو از خوف پروردگار مي شود و در برابر مصائب شکيبا هستند و نماز را بر پا مي دارند و از آنچه روزيشان داده ايم انفاق مي کنند.

 

فروتنان، نه تنها هنگام ياد خدا درونشان از خوف خداوند سرشار مي شود و بر مصائب صبورند بلکه آثار تواضع دراعمال آنها نيز ظاهر مي شود و در برابر يکتاي بي همتا به سجده مي افتند و پيشاني بر خاک مي سايند.

 

نشانه اي از دانشمندان

"…انما يخشي الله من عباده العلماء انّ الله عزيز غفور. ان الذين يتلون کتاب الله و اقاموا الصلوة…" (فاطر / 28 و 29)

از ميان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مي ترسند، خداوند عزيز و غفور است. کساني که کتاب الهي را تلاوت مي کنند و نماز را برپا مي دارند.

 

از ميان بندگان، دانشمندانند که به مقام عالي خشيت يعني ترس از مسئوليت توام با درک عظمت مقام پروردگار نائل مي گردند، اين حال "خشيت" مولود سير در آيات آفاقي و انفسي و آگاهي از علم و قدرت پروردگار، و هدف آفرينش است.

"راغب" در "مفردات" مي گويد: خشيت به معني ترسي است آميخته ي با تعظيم، و غالباً در مواردي به کار مي رود که از علم و آگاهي به چيزي، سرچشمه مي گيرد و لذا در قرآن مجيد اين مقام مخصوص عالمان شمرده شده است.

در قرآن کريم يکي از ويژگي هاي دانشمندان، تلاوت کتاب خدا و اقامه نماز مطرح شده است.

قابل ذکر است که منظور از تلاوت قرآن، قرائت سرسري و نيز منظور از اقامه نماز، خواندن صرف نيست.


و اما نشانه اي از ياران خدا

"… ولينصرن الله من ينصره ان الله لقوي عزيز. الذين ان مکناهم في الارض اقامواالصلوة …"(حج / 40-41)

و خداوند کساني را که او را ياري کنند، ياري مي کند. خداوند قوي و شکست ناپذير است. (ياران خدا) کساني هستند که هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را بر پا مي دارند.


در اين آيات به ياوران خدا وعده ياري داده مي شود و سپس ويژگي آنها را بر مي شمرد. اولين ويژگي آنها اين است که بعد از اين که در زمين به قدرت برسند نماز را بر پا مي دارند. آنها پس از پيروزي، آن را از خود نمي دانند بلکه لطفي از جانب خدا مي دانند و برعکس شاهان و ستمگران از باده پيروزي سرمست و مغرور نمي شوند، بلکه با برپايي نماز، ارتباطشان را با خدا محکمتر کرده و تشکر او را به جا مي آورند.

چرا باید نماز بخوانیم؟

چرا بايد خدا را عبادت كنيم؟ و چرا اين عبادت حتما بايد بصورت نماز باشد؟ مگر نماز چه ويژگي‌هايي دارد؟


نماز و اسرار تربيتي آن

 • نماز موجب ياد خداست:

ياد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا مي‏باشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زواياي روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مي‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگي انسان و هوسهاي وي اعتدال مي‏بخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بي خبري از پاداشها و كيفرهاي او، موجب تيرگي عقل و خرد و كم فروغي آن مي‏شود.

انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نمي‏انديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزي را نمي‏شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مي‏اندازد و تيرگي غفلت را از روح و روانش پاك مي‏سازد.

به راستي، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براي كنترل غرايز و خواستهاي مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاي خطاكاران و حسابهاي دقيق و اشتباه‏ناپذير آن مي‏باشد. از اين نظر قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خدا معرفي مي‏كند: «اقم الصلوة لذكري؛ نماز را براي ياد من بپادار!» (1)

 • دوري از گناه:

نمازگزار ناچار است كه براي صحت و قبولي نماز خود از بسياري از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكي از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلي است كه درآن به كار مي‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏اي كه با آن نماز مي‏گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مي‏شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بي پروا باشد.

گويا آيه زير به همين نكته اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشأ و المنكر؛ كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مي‏دارد.» (2)

بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولي نماز در پيشگاه خداوند اين است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلي اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقي ناگزير است تمام اين امور را رعايت كند. روي همين جهات، پيامبر گرامي ما(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‏فرمايد: نماز چون نهر آب صافي است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثيف نمي‏شود. همچنين كسي كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در اين چشمه صاف معنوي شست و شو دهد، هرگز آلودگي گناه بر دل و جان او نمي‏نشيند.

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه  مي‏تواند نشانه كوچكي از اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.

• نظافت و بهداشت:

از آنجا كه نمازگزار در برخي از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگي پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتي است كمك مي‏كند.

 • انضباط و وقت‏شناسي:

نمازهاي اسلامي هر كدام براي خود وقت مخصوص و معيني دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاي خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامي به انضباط و وقت‏شناسي كمك مؤثري مي‏كند.

بالاخص كه نمازگزار بايد براي اداي فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردي گذشته از اين كه از هواي پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مي‏نمايد، به موقع فعاليتهاي مثبت زندگي را آغاز مي‏كند.

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه مي‏تواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.


پي‏نوشت‏ها

1. سوره طه، آيه 14.

2. سوره عنكبوت، آيه 45.

چگونه نماز بخوانیم؟

چگونه نماز بخوانیم؟

نماز

حماد بن عیسی گفت : در محضر امام صادق علیه السّلام بودم، به من فرمود: آیا می توانی نماز را خوب بخوانی ؟ عرض كردم : چگونه نمی توانم و حال آنكه كتاب حریز را كه درباره نماز نوشته شده است ، از حفظ دارم . حضرت فرمود: برای تو ضرر ندارد، برخیز و نمازی بخوان تا من ببینم كه چگونه می خوانی .

حسب الامر حضرت رو به قبله ایستادم و شروع به خواندن نماز كردم . تمام نماز را از نظر ركوع و سجود به جای آوردم ، اما حضرت آن را نپسندید و فرمود: نماز را خوب نخواندی . واقعا چقدر زشت است برای مردی كه شصت هفتاد سال از عمرش می گذرد و حال آنكه نمی تواند یك نماز كامل با مراعات حدود كامله آن بخواند. من خجالت كشیدم و خود را كوچك دیدم .

عرض كردم : فدایت شوم ، شما نماز را به من تعلیم دهید. پس ، امام علیه السّلام رو به قبله راست ایستادند و دستهای خود را آزاد گذاردند و انگشتهای دست آن حضرت به هم گذارده شده بود و مابین دو قدم آن حضرت از سه انگشت باز، و بیشتر فاصله نداشت و انگشتهای پای خود را رو به قبله كردند و تا آخر نماز هم رو به قبله بود و با تواضع و حضور قلب گفتند: اللّه اکبر و سوره حمد و توحید را با ترتیل (به آرامی و خوبی) خواندند و بعد از تمام شدن سوره توحید، به قدر یك نفس كشیدن صبر كردند. بعد دست خود را بلند كرده تا مقابل صورت بردند و در حالی كه ایستاده بودند گفتند: اللّه اكبر و پس از آن به ركوع رفتند و كف دست را به سر زانو گرفتند. انگشتان آن حضرت از هم باز بود. زانو را به عقب دادند، چنانكه پا راست شد و پشت آن حضرت طوری مساوی شد كه قطره آبی بر آن می گذاشتند، به هیچ طرفی نمی ریخت . گردن خود را كشیده و سر به زیر نینداختند و چشم را بر هم گذاردند و سه مرتبه به آرامی گفتند: سبحان ربّی العظیم و بحمده.

بعد راست ایستادند و چون خوب ایستادند، گفتند: سمع اللّه لمن حمده و در همان حال كه ایستاده بودند، دست را تا مقابل صورت خود بلند كردند و گفتند: اللّه اكبر و بعد به سجده رفتند. دو كف دست را پیش ‍ زانوها، مقابل صورت خود بر زمین گذاردند و انگشتان آن حضرت به هم گذارده شده بود. سه مرتبه گفتند: سبحان ربّی الاعلی و بحمده . اعضای بدن خود را از یكدیگر باز گرفته و بر هم نگذارده بودند (در حال سجده دست را به بدن نچسبانیده و بدن را بر پا نگذارده بودند) و بر هشت موضع بدن خود كه به زمین گذارده بودند، سجده كردند كه پیشانی و دو كف دست و دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پا و سر بینی باشد.

بعد از نماز فرمودند: گذاردن هفت موضع در وقت سجده به روی زمین واجب است كه پیشانی و دو كف دست و دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پا باشد. و اما گذاردن بینی بر زمین سنت (مستحب) است و آنها همان مواضع است كه خدا در قرآن فرموده است : و انّ المساجد للّه فلا تدعوا مع اللّه احدا و مسجدها از آن خداست و با وجود خدای یكتا كسی را به خدایی مخوانید. پس از آن سر از سجده برداشتند و وقتی نشستند گفتند: اللّه اكبر و به ران چپ نشسته ، پشت پای راست را بر كف پای چپ گذاردند و گفتند استغفر اللّه ربّی و اتوب الیه و دوباره در حالی كه نشسته بودند. گفتند: اللّه اكبر و بعد به سجده دوم رفتند و مانند سجده اول ، سجده دوم را تمام كردند. و در ركوع و سجود هیچ یك از اعضای بدن را بر یكدیگر نگذارده بودند و موقع سجده آرنج دست خود را باز نگاه داشته و به زمین نگذارده بودند. در حال تشهّد خواندن ، انگشتان دست آن حضرت از یكدیگر باز بود و به این كیفیّت دو ركعت نماز خواندند و چون از تشهّد فارغ شدند، فرمودند: ای حماد، این چنین نماز بخوان.

 منبع: چهل داستان درباره نماز و نمازگزاران؛ یدالله بهتاش

آخرین سفارش امام صادق (علیه السلام)

آخرین سفارش امام صادق (علیه السلام)

امام صادق علیه السلام

مرحوم شیخ صدوق رضوان اللّه تعالى علیه و دیگر بزرگان آورده اند:

یكى از راویان حدیث و از اصحاب و دوستان امام جعفر صادق علیه السلام به نام ابوبصیر لیث مرادى حكایت كند:

پس از آن كه امام جعفر صادق علیه السلام به شهادت رسید، روزى جهت اظهار هم دردى و عرض تسلیت به اهل منزل حضرت ، رهسپار منزل آن امام مظلوم علیه السلام گردیدم .

همین كه وارد منزل حضرت شدم ، همسرش حمیده را گریان دیدم ؛ و من نیز در غم و مصیبت از دست دادن آن امام همام علیه السلام بسیار گریستم .

و چون لحظاتى به این منوال گذشت ، افراد آرامش خود را باز یافتند. آن گاه همسر آن حضرت به من خطاب كرد و اظهار داشت :

اى ابوبصیر! چنانچه در آخرین لحظات عمر امام جعفر صادق علیه السلام در جمع ما و دیگر اعضاء خانواده مى بودى ، از كلامى بسیار مهمّ استفاده مى بردى .

ابوبصیر گوید: از آن بانوى كریمه توضیح خواستم ؟

پاسخ داد: در آن هنگام ، كه ضعف شدیدى بر امام علیه السلام وارد شده بود فرمود: تمام اعضاء خانواده و آشنایان و نزدیكان را بگوئید كه در كنار من حاضر و جمع شوند.

وقتى تمامى افراد حضور یافتند، حضرت به یكایك آنان نگاهى عمیق انداخت و سپس خطاب به جمع حاضر فرمود:

كسانى كه نسبت به نماز بى اعتنا باشند، شفاعت ما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام شامل حالشان نمى گردد.

قابل دقّت است كه حضرت نفرمود: شفاعت ما شامل افراد بى نماز نمى شود؛ بلكه فرمود: شفاعت ما شامل حال افراد بى اعتناء به نماز، نمى شود.

 منبع: ثواب الا عمال : ص 205، بحارالا نوار: ج 47، ص 2، ح 5